اولین چیزی که وحی با آن بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم آغاز شد، رؤیای صالحه در خواب بود

اسلام > Fa > حدیث > سیرت پيامبر صلى الله عليه و سلم > اولین چیزی که وحی با آن بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم آغاز شد، رؤیای صالحه در خواب بود

راوی حدیث: بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند

صحیح است

به‌روزرسانی در 27 اکتبر 2026 ساعت 14:02

📖 3 دقیقه مطالعه

متن حدیث: اولین چیزی که وحی با آن بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم…

توضیح حدیث: اولین چیزی که وحی با آن بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم…

ام‌المؤمنین عایشه رضی‌الله‌عنها خبر داده‌اند که اولین نشانه‌های وحی برای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم، رؤیاهای صادقه در خواب بود. ایشان هیچ خوابی نمی‌دیدند، مگر آنکه به روشنیِ سپیده‌دم به حقیقت می‌پیوست. سپس خلوت‌گزینی نزد ایشان محبوب گشت. ایشان به غار حراء می‌رفتند و پیش از بازگشت به نزد خانواده، شب‌های متعددی را در آن به عبادت می‌پرداختند و برای این کار با خود توشه برمی‌داشتند. سپس به نزد ام‌المؤمنین خدیجه رضی‌الله‌عنها بازمی‌گشتند و برای مدتی مشابه، دوباره توشه برمی‌گرفتند. این روند ادامه داشت تا اینکه در غار حراء، حق (وحی) بر ایشان نازل شد. پس فرشته، جبرئیل علیه‌السلام، نزد ایشان آمد و گفت: بخوان. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: من خواندن نمی‌دانم. [پیامبر] می‌فرمایند: پس مرا گرفت و فشرد تا به نهایتِ سختی و مشقت رسیدم، سپس رهایم کرد و گفت: بخوان. گفتم: من خواندن نمی‌دانم. برای بار دوم مرا گرفت و فشرد تا به نهایتِ سختی و مشقت رسیدم، سپس رهایم کرد و گفت: بخوان. گفتم: من خواندن نمی‌دانم. برای بار سوم مرا گرفت و فشرد، سپس رهایم کرد و فرمود: {اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ. خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ. اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ} [علق: ۱-۳] (بخوان به نام پروردگارت که آفرید. انسان را از خون بسته‌ای آفرید. بخوان و پروردگار تو گرامی‌ترین است). پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم با این آیات بازگشتند در‌حالی‌که از ترس مرگ، قلبشان به شدت می‌لرزید. پس بر همسرشان ام‌المؤمنین خدیجه دختر خویلد رضی‌الله‌عنها وارد شدند و فرمودند: مرا در جامه‌ای بپیچید، مرا در جامه‌ای بپیچید. پس ایشان را پوشاندند تا ترسشان برطرف شد. آنگاه ماجرا را برای خدیجه تعریف کردند و فرمودند: همانا بر جان خود ترسیدم. خدیجه گفت: هرگز! به خدا سوگند، خداوند هرگز تو را خوار نمی‌کند. همانا تو صلهٔ رحم به جا می‌آوری، بارِ ناتوانی را که از ادارهٔ امورش عاجز است به دوش می‌کشی، برای فقیری که چیزی ندارد کسب [روزی] می‌کنی؛ به طوری که به مردم چیزی می‌دهی که نزد دیگران نمی‌یابند، از میهمان پذیرایی می‌کنی و در برابر سختی‌های حق، [مردم را] یاری می‌دهی. پس خدیجه ایشان را با خود برد تا نزد ورقة بن نوفل بن اسد بن عبدالعزی، پسرعموی خود، رساند. او مردی بود که در دوران جاهلیت، دین خود را رها کرده و نصرانی شده بود. او از انجیل به زبان عبرانی آنچه را خدا می‌خواست، می‌نوشت و پیرمردی کهنسال بود که بینایی‌اش را از دست داده بود. خدیجه به او گفت: ای پسرعمو، از برادرزاده‌ات بشنو. ورقه به ایشان گفت: ای برادرزاده، چه می‌بینی؟ پس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم آنچه را دیده بودند، برایش تعریف کردند. ورقه به ایشان گفت: این همان جبرئیل است که خداوند بر پیامبرش موسی علیه السلام نازل کرد. ای کاش در آن [زمان دعوتت] جوان و نیرومند بودم. کاش زنده باشم آنگاه که قومت تو را بیرون می‌کنند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: آیا آنان مرا بیرون خواهند کرد؟! گفت: آری، هرگز مردی نیامده که مانند آنچه تو آورده‌ای، بیاورد، مگر آنکه آزار دیده و با او دشمنی شده است. و اگر روزِ [دعوتِ] تو به من برسد، تو را به استواری یاری خواهم کرد. سپس دیری نپایید که ورقه از دنیا رفت و وحی برای مدتی قطع شد.

عبرت‌ها: اولین چیزی که وحی با آن بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم…

موضوعات : سیرت پيامبر صلى الله عليه و سلم · Prophet's Lineage · سيرت و تاريخ

بسم الله الرحمن الرحيم سه‌شنبه 15 جمادی الاول
الثلاثاء 15 جمادى الأولى
بدر ماه کامل روز 16.6 / 29.5
روشنایی 96%
ماه نو در 13 روز
الحمد لله الحمد لله

إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ ۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا

همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

Al-Ahzab 33:56

صلوات بر پیامبر