اسلام > Fa > حدیث > فقه و اصول > شخصی تصميم گرفت که صدقه ای بدهد؛ صدقه اش را برداشت و بيرون رفت و آن را (ندانسته) به دزدی د…
صحیح استبهروزرسانی در 27 اکتبر 2026 ساعت 14:02
📖 3 دقیقه مطالعهعن أبي هريرة رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «قال رجل لأَتَصَدَّقَنَّ بصدقة، فخرج بصدقته فوضعها في يد سارق، فأصبحوا يتحدثون: تُصُدِّقَ على سارق! فقال: اللهم لك الحمد لأَتَصَدَّقَنَّ بصدقة، فخرج بصدقته فوضعها في يد زانية؛ فأصبحوا يتحدثون: تُصُدِّقَ الليلة على زانية! فقال: اللهم لك الحمد على زانية! لأَتَصَدَّقَنَّ بصدقة، فخرج بصدقته فوضعها في يد غني، فأصبحوا يتحدثون: تُصُدِّقَ على غني؟ فقال: اللهم لك الحمد على سارق وعلى زانية وعلى غني! فأتي فقيل له: أما صدقتك على سارق فلعله أن يَسْتَعِفَّ عن سرقته، وأما الزانية فلعلها تَسْتَعِفُّ عن زناها، وأما الغني فلعله أن يَعْتَبِرَ فيُنْفِقَ مما أعطاه الله».
رسول الله صلی الله علیه وسلم یکی از داستان های امت های گذشته را برای ما بیان می کند تا درس بگیریم؛ اینکه مردی بیرون شد تا صدقه بدهد. و معروف است که صدقه باید به فقیران و افراد مسکین و بی چیز داده شود. اما صدقه ی او در دست دزدی قرار می گیرد. صبحگاه مردم می گویند دیشب به دزدی صدقه داده شده است، درحالی که سارق باید مجازات شود نه اینکه به او مالی داده شود. و فرد صدقه دهنده الله را به خاطر توفیق صدقه دادن شکر و سپاس می گوید. زیرا الله در هر حالی ستوده است. سپس این مرد بیرون شده و می گوید: امشب صدقه می دهم. از قضا این بار صدقه ی او به دست زنی بدکاره می رسد که خود را در اختیار مردم قرار می داد. صبحگاه مردم با یکدیگر در این خصوص سخن می گویند که دیشب به زنی بدکاره صدقه داده شده است و این را نه عقل می پذیرد و نه فطرت. و فرد صدقه دهنده الله را به خاطر توفیق صدقه دادن شکر و سپاس می گوید. سپس می گوید: امشب صدقه خواهم داد - وی گمان می کرد که صدقه اولی و دومی او مقبول نشده است-. و این بار صدقه می دهد و از قضا این صدقه در دست فرد ثروتمندی قرار می گیرد؛ حال آنکه ثروتمند، شایسته دریافت صدقه نیست، بلکه باید ببخشد و هدیه داده و کارهایی از این قبیل انجام دهد. صبحگاه مردم با یکدیگر می گویند: دیشب به ثروتمندی صدقه داده شده است. و فرد صدقه دهندهمی گوید: يا الله! تو را شکر - که توفيقم دادی تا صدقه دهم؛- ولی چه کنم که صدقه ام به دست يک دزد، زنی بدکار و يک بی نياز رسيد.
این درحالی بود که وی قصد داشت صدقه اش به دست فقیری بیفتد که آن قدر عفاف و پاکدامنی دارد که از مردم گدایی نمی کند. اما امر الله لاجرم مقدر می شود. بنابراین به وسیله ی پیامبر همان امت به آن شخص گفته می شود: سه صدقه ای که انجام دادی پذیرفته شد؛ چون وی خالصانه صدقه داده بود و نیت خیر داشت، هرچند آنگونه که می خواست نشد. اما اميد است که دزد با این صدقه دست از دزدی بردارد و بگوید: این مال برایم کافی است؛ و اميد است که زن بدکاره، از زنا دوری کند؛ زیرا چه بسا وی برای کسب مال چنین می کرده و این صدقه او را از زنا کردن برای به دست آوردن مال باز دارد. و اميد است که فرد ثروتمند درس بگيرد و از آنچه الله به او داده، انفاق کند.
موضوعات : فقه عبادات · زكات · تاریخ · فقه و اصول · داستانها و رخدادهاى امتهاى پيشين · صدقهٔ مستحب · سيرت و تاريخ