آيا فکر می کنی من با تو چانه زدم تا شترت را از تو بگيرم، شترت و پولت را بردار، هر دوی آنها…

اسلام > Fa > حدیث > فقه و اصول > آيا فکر می کنی من با تو چانه زدم تا شترت را از تو بگيرم، شترت و پولت را بردار، هر دوی آنها…

راوی حدیث: متفق علیه

صحیح است

به‌روزرسانی در 27 اکتبر 2026 ساعت 14:02

📖 3 دقیقه مطالعه

متن حدیث: آيا فکر می کنی من با تو چانه زدم تا شترت را از تو بگيرم…

عن جابر بن عبد الله رضي الله عنهما : «أنه كان يسير على جمل فأعيا، فأراد أن يُسَيِّبَهُ. فلحقني النبي صلى الله عليه وسلم فدعا لي، وضربه، فسار سيرا لم يَسِرْ مثله. ثم قال: بِعْنِيهِ بأُوقية. قلتُ: لا. ثم قال: بِعْنِيه. فَبِعْتُهُ بأوقية، واستثنيت حُمْلَانَهُ إلى أهلي. فلما بلغت: أتيته بالجمل. فنقدني ثمنه. ثم رجعت. فأرسل في إثري. فقال: أتَرَانِي مَاكستُكَ لآخذ جملك؟ خذ جملك ودراهمك، فهو لك».

توضیح حدیث: آيا فکر می کنی من با تو چانه زدم تا شترت را از تو بگيرم…

جابر بن عبدالله رضی الله عنهما در یکی از غزوات همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم سوار بر شتری می باشد که شترش لاغر شده و از فرط خستگی می ایستد و توان همراهی و حرکت با سپاه مسلمانان را ندارد؛ تا جایی که جابر تصمیم می گیرد آن را به حال خودش رها کند، چون دیگر سودی ندارد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم از رافت و مهربانی که نسبت به اصحاب و امتش داشت، در انتهای لشکر حرکت می کرد تا به ضعیفان و افراد ناتوان کمک کند؛ در این میان چون به جابر می رسد که سوار بر شتر لاغرش می باشد، برای او دعا می کند و ضربه ای به شترش می زند که در اثر آن شترِ ناتوانِ جابر قوت می گیرد و چنان حرکت می کند که تا آن زمان چنان حرکت نکرده بود؛ و به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه وسلم از بزرگواری و اخلاق نیکی که داشت، تصمیم می گیرد دل جابر را به دست آورده و کمی با وی سخن گوید تا سفر کوتاه شود؛ بنابراین به وی می گوید: شتر را به یک اوقیه به من بفروش؛ اما جابر که به فضل الله امیدوار است و می داند که اگر از معامله ی با رسول الله صلی الله علیه وسلم خوداری کند، نقصی متوجه دینش نمی گردد، چون این کار از مصادیق اطاعت واجب نیست و امر مذکور بر وجه الزام نمی باشد، از این معامله صرف نظر می کند. با این همه رسول الله صلی الله علیه وسلم دوباره از وی می خواهد که شترش را به یک اوقیه به ایشان بفروشد؛ این بار جابر می پذیرد و شرط می کند که باید تا رسیدن به منزلش در مدینه بر آن سوار شود؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم شرط وی را می پذیرد؛ وقتی به مدینه می رسند، جابر شتر را به رسول الله صلی الله علیه وسلم تحویل می دهد و رسول الله صلی الله علیه وسلم قیمت آن را به وی می پردازد؛ زمانی که جابر قیمت شترش را می گیرد و باز می گردد، رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی را به دنبال وی می فرستد و جابر باز می گردد و رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی می فرماید: «آیا گمان می کنی با تو معامله نمودم تا شترت را از تو بگیرم؟ شترت را به همراه پول هایت بگیر که هر دو برای تو می باشند». و این رفتار بزرگوارانه و بزرگ منشانه و لطف و اخلاق والا از رسول الله صلی الله علیه وسلم بعید نیست؛ و از این موارد در سیرت ایشان بسیار به چشم می خورد.

موضوعات : فقه معاملات · داد و ستد · شروط داخل معامله · سیرت پيامبر صلى الله عليه و سلم · فقه و اصول · سيرت و تاريخ · ویژگی‌های پیامبری

بسم الله الرحمن الرحيم سه‌شنبه 15 جمادی الاول
الثلاثاء 15 جمادى الأولى
بدر ماه کامل روز 16.6 / 29.5
روشنایی 96%
ماه نو در 13 روز
الله أكبر الله اکبر است

إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ ۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا

همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

Al-Ahzab 33:56

صلوات بر پیامبر