اسلام > Fa > حدیث > قرآن و علوم قرآنی > مردی درحالی سوره ی کهف را می خواند که اسبش کنار وی بود و با دو ريسمان بسته شده بود.
صحیح استبهروزرسانی در 27 اکتبر 2026 ساعت 14:02
📖 1 دقیقه مطالعهعن البراء بن عازب -رضي الله عنهما- قال: كانَ رجلٌ يَقرَأُ سُورةَ الكهفِ، وعندَه فَرَسٌ مَربُوطٌ بِشَطَنَيْنِ، فَتَغَشَّتْهُ سَحَابَةٌ فَجَعَلَتْ تَدْنُو، وجَعلَ فَرَسُه يَنفِرُ منها، فلمّا أصبحَ أتَى النبيَّ صلى الله عليه وسلم فَذَكرَ ذلك له، فقالَ: «تِلكَ السَّكِينةُ تَنَزَّلَتْ للقُرآنِ».
براء بن عازب رضی الله عنهما داستان عجیبی را حکایت می کند که در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم اتفاق افتاد؛ حکایت از این قرار است که مردی مشغول خواندن سوره ی کهف است و در کنار خود اسبی بسته با طناب دارد. در این هنگام چیزی مانند ابر او را می پوشاند و شروع به نزدیک شدن به وی می کند و نزدیک می شود که در اثر آن اسب می ترسد و سعی در فرار کردن می کند؛ وقتی صبح می شود، مرد مذکور نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و ایشان را در جریان واقعه ی مذکور قرار می دهد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به او توضیح می دهد که آنچه تجربه کرده، سکینه ای بوده که هنگام تلاوت قرآن نازل شده است. و این کرامتی برای صحابه ای که قرآن می خواند و شهادتی از جانب الله مبنی بر حق بودن کلامش بود.
شخص مذکور أُسيد بن حُضير رضی الله عنه بوده است.
موضوعات : قرآن و علوم قرآنی · برتبری صحابه رضى الله عنهم · فضائل قرآن · عقيده · فضیلت سورهها و آيهها · صحابه