با این دو کفش من برو، پس هر کس را پشت این باغ ملاقات کردی که با یقین قلبی شهادت می‌دهد هیچ…

اسلام > Fa > حدیث > عقيده > با این دو کفش من برو، پس هر کس را پشت این باغ ملاقات کردی که با یقین قلبی شهادت می‌دهد هیچ…

راوی حدیث: به روایت مسلم

صحیح است

به‌روزرسانی در 27 اکتبر 2026 ساعت 14:02

📖 3 دقیقه مطالعه

متن حدیث: با این دو کفش من برو، پس هر کس را پشت این باغ ملاقات کر…

توضیح حدیث: با این دو کفش من برو، پس هر کس را پشت این باغ ملاقات کر…

روزی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم در میان گروهی از یارانشان، از جمله ابوبکر و عمر، نشسته بودند. ایشان پس از مدتی از جمع برخاستند، اما بازگشتشان به درازا کشید. این تأخیر باعث نگرانی اصحاب شد؛ آنان ترسیدند که مبادا از سوی دشمن آسیبی، مانند اسارت یا اتفاق ناگوار دیگری، به ایشان رسیده باشد. اصحاب رضی‌الله‌عنهم هراسان برخاستند و ابوهریره رضی‌الله‌عنه اولین کسی بود که از شدت نگرانی به جستجو پرداخت. او خود را به باغی متعلق به بنی‌نجار رساند و به امید یافتن دری باز، دور آن گشت اما چیزی نیافت. سرانجام شکاف کوچکی در دیوار دید که آب از آن عبور می‌کرد؛ پس خود را جمع کرد و از همان راه وارد شد و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را آنجا یافت. ایشان پرسیدند: تو ابوهریره‌ای؟ گفت: آری. فرمودند: تو را چه شده است؟ ابوهریره پاسخ داد: شما در میان ما بودید، اما برخاستید و بازگشتتان طولانی شد. ما ترسیدیم که مبادا دور از ما دچار حادثه‌ای شوید، از این رو هراسان شدیم و من اولین کسی بودم که به جستجو برخاستم. به این باغ رسیدم و مانند روباهی خود را جمع کردم [و وارد شدم]، و بقیهٔ مردم نیز پشت سر من می‌آیند. پس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم کفش‌هایشان را به عنوان نشانه و علامتی بر صدق گفتار او، به وی دادند و فرمودند: با این دو کفش من برو، هر کس را پشت این دیوار یافتی که با یقین قلبی شهادت می‌دهد هیچ معبودی جز الله نیست، او را به بهشت بشارت بده. اولین کسی که ابوهریره ملاقات کرد، عمر بود. عمر پرسید: ای ابوهریره، این دو کفش چیست؟ پاسخ داد: این دو، کفش‌های رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم است. ایشان مرا فرستاده‌اند تا به هر کس که با یقین قلبی شهادت به یگانگی الله می‌دهد، بشارت بهشت دهم. با شنیدن این سخن، عمر با دست به سینهٔ ابوهریره زد و او بر پشت خود افتاد. سپس عمر گفت: ای ابوهریره، بازگرد! ابوهریره می‌گوید: پس هراسان، با چهره‌ای دگرگون و در آستانهٔ گریه به نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم بازگشتم و عمر نیز پشت سر من می‌آمد. پس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: تو را چه شده است ای ابوهریره؟ گفتم: عمر را ملاقات کردم و او را از آنچه مرا به آن فرستاده بودی، باخبر کردم. پس ضربه‌ای به من زد که بر پشتم افتادم و گفت: بازگرد. پس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: ای عمر، چه چیزی تو را به این کار واداشت؟ عمر عرض کرد: ای رسول خدا، پدر و مادرم فدایت، آیا ابوهریره را با کفش‌هایت فرستادی تا هر کس را که با یقین قلبی شهادت به یگانگی خدا می‌دهد، به بهشت بشارت دهد؟ گفت: آری. عمر عرض کرد: پس [خواهش می‌کنم] این کار را نکنید، زیرا می‌ترسم مردم [با شنیدن این بشارت] تنها به گفتن این شهادت اکتفا کرده و عمل را رها کنند. اجازه دهید عمل کنند. پس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: در این صورت، رهایشان کن.

عبرت‌ها: با این دو کفش من برو، پس هر کس را پشت این باغ ملاقات کر…

موضوعات : عقيده · ايمان به الله عزوجل · توحيد الوهيت

بسم الله الرحمن الرحيم چهارشنبه 16 جمادی الاول
الأربعاء 16 جمادى الأولى
أحدب متناقص ماه محدب در حال کاهش روز 16.6 / 29.5
روشنایی 96%
ماه نو در 13 روز
سبحان الله وبحمده سبحان الله و بحمده

إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ ۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا

همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

Al-Ahzab 33:56

صلوات بر پیامبر