بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی
اسلام > Fa > حدیث > فقه عبادات > بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی
راوی حدیث: بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
صحیح است
بهروزرسانی در 27 اکتبر 2026 ساعت 14:02
📖 2 دقیقه مطالعه
متن حدیث: بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی
توضیح حدیث: بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی
پیامبر صلی الله علیه و سلم وارد مسجد شدند؛ پس از ایشان مردی وارد شد و با عجله دو رکعت نماز خواند و در قیام و رکوع و سجودش آرامش نداشت، و پیامبر صلی الله علیه و سلم در نماز به او مینگریستند. پس آن مرد نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم که در گوشهای از مسجد نشسته بودند، آمد و بر ایشان سلام کرد. ایشان پاسخ سلامش را دادند و به او فرمودند: بازگرد و نمازت را دوباره بخوان؛ زیرا تو نماز نخواندی. پس بازگشت و با عجله همانگونه که نماز خوانده بود، دوباره خواند. سپس آمد و بر پیامبر صلی الله علیه و سلم سلام کرد. ایشان به او فرمودند: بازگرد و نماز بخوان؛ زیرا تو نماز نخواندی. و این کار را سه بار انجام داد. پس آن مرد گفت: سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث کرد، بهتر از این بلد نیستم، پس به من بیاموز. پیامبر صلی الله علیه و سلم به او فرمودند: هرگاه برای نماز برخاستی، تکبیرة الاحرام بگو، سپس سورهٔ فاتحه و آنچه خدا بخواهد که بخوانی را بخوان، سپس رکوع کن تا در حالت رکوع آرام گیری، به این صورت که کف دستانت را بر زانوهایت بگذاری و پشتت را صاف کنی و رکوعت را کامل به جا آوری. سپس سر بردار و کمرت را راست کن تا استخوانها به مفصلهایشان بازگردند و کاملاً راست بایستی. سپس سجده کن تا در حالت سجده آرام گیری، به این صورت که پیشانی همراه با بینی، دو دست، دو زانو و نوک انگشتان پا را بر زمین قرار دهی. سپس سر بردار تا در حالت نشسته میان دو سجده آرام گیری. سپس این کار را در هر رکعت از نمازت انجام بده.
عبرتها: بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی
- اینها ارکان نماز هستند و نه از روی سهو و نه از روی جهل ساقط نمیشوند، به دلیل اینکه پیامبر آن نمازگزار را به اعادهٔ نماز امر کردند و تنها به آموزش او اکتفا ننمودند.
- آرام یافتن (طمأنینه) رکنی از ارکان نماز است.
- نووی گفته است: و در این [حدیث] آمده که هر کس در برخی از واجبات نماز اخلال ورزد، نمازش صحیح نیست.
- نووی گفته است: و در این [حدیث]، [اهمیت] مدارا با یادگیرنده و جاهل و ملاطفت با او، و روشن ساختن مسئله برای او و خلاصه کردن مقاصد، و اکتفا کردن در حق او به موارد مهم، به جای موارد تکمیلی که توان حفظ کردن و به پا داشتن آنها را ندارد، [آمده است].
- نووی گفته است: و در این [حدیث] آمده که هرگاه از مفتی دربارهٔ چیزی سؤال شود و چیز دیگری نیز باشد که سؤالکننده به آن نیاز دارد ولی از آن نپرسیده است، برای مفتی مستحب است که آن را برایش ذکر کند، و این از باب نصیحت است، نه از باب سخن گفتن در چیزی که به او مربوط نیست.
- فضیلت اعتراف به کوتاهی، به دلیل این سخن [آن مرد] که: «بهتر از این بلد نیستم، پس به من یاد بده».
- ابن حجر گفته است: و در این [حدیث]، [اهمیت] امر به معروف و نهی از منکر، و درخواست یادگیرنده از عالم برای اینکه به او بیاموزد، [آمده است].
- مستحب بودن سلام کردن هنگام ملاقات و واجب بودن پاسخ آن، و اینکه اگر ملاقات تکرار شود، هرچند فاصلهٔ زمانی کم باشد، تکرار سلام مستحب است، و اینکه پاسخ دادن به آن در هر بار واجب است.
موضوعات :
فقه عبادات
· نماز
· فقه و اصول
· روش نماز
بسم الله الرحمن الرحيم
چهارشنبه 16 جمادی الاول
الأربعاء 16 جمادى الأولى
الحمد لله
الحمد لله