اسلام > Fa > حدیث > فقه و اصول > دست دزد در برابر دزدیِ ثمره ی آویزان از درخت و مغز درخت نخل (جُمّار) قطع نمی شود.
صحیح استبهروزرسانی در 27 اکتبر 2026 ساعت 14:02
📖 1 دقیقه مطالعهعن محمد بن يحيى بن حبان، أن عبدا سرق وَدِيَّاً من حَائِطِ رجل، فغرسه في حائط سيده، فخرج صاحب الوَدِيِّ يلتمس وديه، فوجده، فاسْتَعْدَى على العبد مروان بن الحكم، وهو أمير المدينة يومئذ، فسجن مروانُ العبدَ وأراد قَطْعَ يده، فانطلق سيد العبد إلى رافع بن خديج، فسأله عن ذلك، فأخبره أنه سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «لا قَطْعَ في ثَمَرْ، ولا كَثَرٍ»، فقال الرجل: إن مروان أخذ غلامي، وهو يريد قطع يده، وأنا أحب أن تمشي معي إليه فتخبره بالذي سمعتَ من رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فمشى معه رافع بن خديجٍ حتى أتى مروان بن الحكم، فقال له رافع: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «لا قَطْعَ في ثَمَرٍ، ولا كَثَرٍ»، فأمر مروان بالعبد فأُرسل.
در این حدیث آمده که برده ی فردی نخل کوچکی را از باغ دیگری دزدید و آن را در زمین آقایش کاشت؛ وقتی صاحب نخل متوجه این مساله شد، تصمیم گرفت آن برده را بگیرد تا دستش نزد مروان بن حکم که در آن زمان امیر مدینه بود، قطع شود؛ اما رافع بن خدیج رضی الله عنهما به وی خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم از قطع دست دزدی نهی کرده که میوه و ثمره ی آویزان از نخل یا درخت و یا جُمّار - مغز نخل - دزدی کند؛ وقتی مروان بن حکم این روایت ثابت از رسول الله صلی الله علیه وسلم را می شنود، برده را آزاد می کند.
این داستان بر عدم قطع دست دزدی دلالت می کند که از باغ ها و میوه های نچیده شده ی روی درختان دزدی می کند. چنین کسی نه دستش قطع می شود و نه حدی دارد، چون چنین مالی حفاظت شده نیست.
موضوعات : حدود · حد دزدى · فقه و اصول