صفحه 449 مصحف شامل 26 آیه است. این صفحه در جزء 23، حزب 45 قرار دارد.
بهروزرسانی در 10 ژوئیه 2026 ساعت 03:52
coran.read_full_page : خواندن صفحه 449 قرآن →
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾
و [تنها] نسل او را باقی گذاشتیم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْـَٔاخِرِينَ ﴿٧٨﴾
و در میان آیندگان [آوازه نیک] او را بر جای گذاشتیم.
سَلَـٰمٌ عَلَىٰ نُوحٍۢ فِى ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٧٩﴾
درود بر نوح در میان جهانیان!
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٨٠﴾
ما این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم.
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٨١﴾
به راستی او از بندگان مؤمن ما بود.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْـَٔاخَرِينَ ﴿٨٢﴾
سپس دیگران را غرق کردیم.
۞ وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبْرَٰهِيمَ ﴿٨٣﴾
و بیگمان، ابراهیم از پیروان اوست.
إِذْ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍ ﴿٨٤﴾
آنگاه که با دلی پاک به [پیشگاه] پروردگارش آمد.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿٨٥﴾
چون به پدر[خوانده] و قوم خود گفت: «چه میپرستید؟
أَئِفْكًا ءَالِهَةًۭ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿٨٦﴾
آیا غیر از آنها، به دروغ، خدایانی [دیگر] میخواهید؟!
فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٨٧﴾
پس گمانتان به پروردگار جهانها چیست؟»
فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ ﴿٨٨﴾
پس نظری به ستارگان افکند،
فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ ﴿٨٩﴾
و گفت: «من کسالت دارم!»
فَتَوَلَّوْا۟ عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿٩٠﴾
پس پشتکنان از او روی برتافتند!
فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿٩١﴾
تا نهانی به سوی خدایانشان رفت و [به ریشخند] گفت: «آیا غذا نمیخورید؟
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿٩٢﴾
شما را چه شده که سخن نمیگویید؟!»
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًۢا بِٱلْيَمِينِ ﴿٩٣﴾
پس با دست راست، بر سر آنها زدن گرفت!
فَأَقْبَلُوٓا۟ إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿٩٤﴾
تا دوان دوان سوی او رویآور شدند.
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿٩٥﴾
[ابراهیم] گفت: «آیا آنچه را میتراشید، میپرستید؟
وَٱللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾
با اینکه خدا شما و آنچه را که برمیسازید آفریده است!»
قَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ لَهُۥ بُنْيَـٰنًۭا فَأَلْقُوهُ فِى ٱلْجَحِيمِ ﴿٩٧﴾
گفتند: «برایش [کوره]خانهای بسازید و در آتشش بیندازید»
فَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَـٰهُمُ ٱلْأَسْفَلِينَ ﴿٩٨﴾
پس خواستند به او نیرنگی زنند؛ و[لی] ما آنان را پست گردانیدیم.
وَقَالَ إِنِّى ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّى سَيَهْدِينِ ﴿٩٩﴾
و [ابراهیم] گفت: «من به سوی پروردگارم رهسپارم، زودا که مرا راه نماید!»
رَبِّ هَبْ لِى مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ ﴿١٠٠﴾
«ای پروردگار من! مرا [فرزندی] از شایستگان بخش.»
فَبَشَّرْنَـٰهُ بِغُلَـٰمٍ حَلِيمٍۢ ﴿١٠١﴾
پس او را به پسری بردبار مژده دادیم.
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ يَـٰبُنَىَّ إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَـٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰبِرِينَ ﴿١٠٢﴾
و وقتی با او به جایگاه «سعی» رسید، گفت: «ای پسرک من! من در خواب [چنین] میبینم که تو را سَرْ میبُرم، پس ببین چه به نظرت میآید؟» گفت: «ای پدر من! آنچه را مأموری بکن! ان شاء الله مرا از شکیبایان خواهی یافت.»