صفحه 566 مصحف شامل 18 آیه است. این صفحه در جزء 29، حزب 57 قرار دارد.
بهروزرسانی در 10 ژوئیه 2026 ساعت 03:52
coran.read_full_page : خواندن صفحه 566 قرآن →
خَـٰشِعَةً أَبْصَـٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌۭ ۖ وَقَدْ كَانُوا۟ يُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمْ سَـٰلِمُونَ ﴿٤٣﴾
دیدگانشان به زیر افتاده، خواری آنان را فرو میگیرد، در حالی که [پیش از این] به سجده دعوت میشدند و تندرست بودند.
فَذَرْنِى وَمَن يُكَذِّبُ بِهَـٰذَا ٱلْحَدِيثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٤٤﴾
پس مرا با کسی که این گفتار را تکذیب میکند واگذار. به تدریج آنان را به گونهای که در نیابند [گریبان] خواهیم گرفت،
وَأُمْلِى لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ ﴿٤٥﴾
و مهلتشان میدهم، زیرا تدبیر من [سخت] استوار است.
أَمْ تَسْـَٔلُهُمْ أَجْرًۭا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍۢ مُّثْقَلُونَ ﴿٤٦﴾
آیا از آنان مزدی درخواست میکنی، و آنان خود را زیر بار تاوان، گرانبار مییابند؟
أَمْ عِندَهُمُ ٱلْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿٤٧﴾
یا [علم] غیب پیش آنهاست و آنها مینویسند؟
فَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌۭ ﴿٤٨﴾
پس در [امتثال] حکم پروردگارت شکیبایی ورز، و مانند همدم ماهی [=یونس] مباش، آنگاه که اندوه زده ندا درداد.
لَّوْلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعْمَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ مَذْمُومٌۭ ﴿٤٩﴾
اگر لطفی از جانب پروردگارش تدارک [حال] او نمیکرد، قطعاً نکوهش شده بر زمین خشک انداخته میشد.
فَٱجْتَبَـٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ ﴿٥٠﴾
پس پروردگارش وی را برگزید و از شایستگانش گردانید.
وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَـٰرِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا۟ ٱلذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجْنُونٌۭ ﴿٥١﴾
و آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند، و میگفتند: «او واقعاً دیوانهای است.»
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَـٰلَمِينَ ﴿٥٢﴾
و حال آنکه [قرآن] جز تذکاری برای جهانیان نیست.
ٱلْحَآقَّةُ ﴿١﴾
آن رخ دهنده.
مَا ٱلْحَآقَّةُ ﴿٢﴾
چیست آن رخ دهنده؟
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْحَآقَّةُ ﴿٣﴾
و چه دانی که آن رخ دهنده چیست؟
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌۢ بِٱلْقَارِعَةِ ﴿٤﴾
ثمود و عاد، آن حادثه کوبنده را تکذیب کردند.
فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا۟ بِٱلطَّاغِيَةِ ﴿٥﴾
اما ثمود به [سزای] سرکشی [خود] به هلاکت رسیدند.
وَأَمَّا عَادٌۭ فَأُهْلِكُوا۟ بِرِيحٍۢ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍۢ ﴿٦﴾
و اما عاد، به [وسیله] تندبادی توفنده سرکش هلاک شدند.
سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍۢ وَثَمَـٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًۭا فَتَرَى ٱلْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍۢ ﴿٧﴾
[که خدا] آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان بگماشت: در آن [مدت] مردم را فرو افتاده میدیدی، گویی آنها تنههای نخلهای میان تهیاند.
فَهَلْ تَرَىٰ لَهُم مِّنۢ بَاقِيَةٍۢ ﴿٨﴾
آیا از آنان کسی را بر جای میبینی؟