حزب 58 بخشی از جزء 29 است. شامل 225 آیه در 10 صفحه از مصحف است.
بهروزرسانی در 10 ژوئیه 2026 ساعت 03:52
coran.read_full_page : خواندن حزب 58 قرآن →
قُلْ أُوحِىَ إِلَىَّ أَنَّهُ ٱسْتَمَعَ نَفَرٌۭ مِّنَ ٱلْجِنِّ فَقَالُوٓا۟ إِنَّا سَمِعْنَا قُرْءَانًا عَجَبًۭا ﴿١﴾
بگو: «به من وحی شده است که تنی چند از جنّیان گوش فرا داشتند و گفتند: راستی ما قرآنی شگفتآور شنیدیم.
يَهْدِىٓ إِلَى ٱلرُّشْدِ فَـَٔامَنَّا بِهِۦ ۖ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدًۭا ﴿٢﴾
[که] به راه راست هدایت میکند. پس به آن ایمان آوردیم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد.
وَأَنَّهُۥ تَعَـٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَـٰحِبَةًۭ وَلَا وَلَدًۭا ﴿٣﴾
و اینکه او، پروردگار والای ما، همسر و فرزندی اختیار نکرده است.
وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطًۭا ﴿٤﴾
و [شگفت] آنکه کم خرد ما، در باره خدا سخنانی یاوه میسراید.
وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن تَقُولَ ٱلْإِنسُ وَٱلْجِنُّ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًۭا ﴿٥﴾
و ما پنداشته بودیم که انس و جن هرگز به خدا دروغ نمیبندند.
وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٌۭ مِّنَ ٱلْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍۢ مِّنَ ٱلْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًۭا ﴿٦﴾
و مردانی از آدمیان به مردانی از جن پناه میبردند و بر سرکشی آنها میافزودند.
وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا۟ كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ ٱللَّهُ أَحَدًۭا ﴿٧﴾
و آنها [نیز] آن گونه که [شما] پنداشتهاید، گمان بردند که خدا هرگز کسی را زنده نخواهد گردانید.
وَأَنَّا لَمَسْنَا ٱلسَّمَآءَ فَوَجَدْنَـٰهَا مُلِئَتْ حَرَسًۭا شَدِيدًۭا وَشُهُبًۭا ﴿٨﴾
و ما بر آسمان دست یافتیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تیرهای شهاب یافتیم.
وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَـٰعِدَ لِلسَّمْعِ ۖ فَمَن يَسْتَمِعِ ٱلْـَٔانَ يَجِدْ لَهُۥ شِهَابًۭا رَّصَدًۭا ﴿٩﴾
و در [آسمان] برای شنیدن، به کمین مینشستیم، [اما] اکنون هر که بخواهد به گوش باشد، تیر شهابی در کمین خود مییابد.
وَأَنَّا لَا نَدْرِىٓ أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًۭا ﴿١٠﴾
و ما [درست] نمیدانیم که آیا برای کسانی که در زمینند بدی خواسته شده یا پروردگارشان برایشان هدایت خواسته است؟
وَأَنَّا مِنَّا ٱلصَّـٰلِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ ۖ كُنَّا طَرَآئِقَ قِدَدًۭا ﴿١١﴾
و از میان ما برخی درستکارند و برخی غیر آن، و ما فرقههایی گوناگونیم.
وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعْجِزَ ٱللَّهَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُۥ هَرَبًۭا ﴿١٢﴾
و ما میدانیم که هرگز نمیتوانیم در زمین خدای را به ستوه آوریم، و هرگز او را با گریز [خود] درمانده نتوانیم کرد
وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا ٱلْهُدَىٰٓ ءَامَنَّا بِهِۦ ۖ فَمَن يُؤْمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخْسًۭا وَلَا رَهَقًۭا ﴿١٣﴾
و ما چون هدایت را شنیدیم بدان گرویدیم؛ پس کسی که به پروردگار خود ایمان آورد، از کمی [پاداش] و سختی بیم ندارد.
وَأَنَّا مِنَّا ٱلْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا ٱلْقَـٰسِطُونَ ۖ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ تَحَرَّوْا۟ رَشَدًۭا ﴿١٤﴾
و از میان ما برخی فرمانبردار و برخی از ما منحرفند: پس کسانی که به فرمانند، آنان در جستجوی راه درستند،
وَأَمَّا ٱلْقَـٰسِطُونَ فَكَانُوا۟ لِجَهَنَّمَ حَطَبًۭا ﴿١٥﴾
ولی منحرفان، هیزم جهنم خواهند بود.»
وَأَلَّوِ ٱسْتَقَـٰمُوا۟ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَـٰهُم مَّآءً غَدَقًۭا ﴿١٦﴾
و اگر [مردم] در راه درست، پایداری ورزند، قطعاً آب گوارایی بدیشان نوشانیم.
لِّنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ۚ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِۦ يَسْلُكْهُ عَذَابًۭا صَعَدًۭا ﴿١٧﴾
تا در این باره آنان را بیازماییم، و هر کس از یاد پروردگار خود دل بگرداند، وی را در قید عذابی [روز]افزون درآورد.
وَأَنَّ ٱلْمَسَـٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدًۭا ﴿١٨﴾
و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مخوانید.
وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبْدُ ٱللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا۟ يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًۭا ﴿١٩﴾
و همین که «بنده خدا» برخاست تا او را بخواند، چیزی نمانده بود که بر سر وی فرو افتند.
قُلْ إِنَّمَآ أَدْعُوا۟ رَبِّى وَلَآ أُشْرِكُ بِهِۦٓ أَحَدًۭا ﴿٢٠﴾
بگو: «من تنها پروردگار خود را میخوانم و کسی را با او شریک نمیگردانم.»
قُلْ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّۭا وَلَا رَشَدًۭا ﴿٢١﴾
بگو: «من برای شما اختیار زیان و هدایتی را ندارم.»
قُلْ إِنِّى لَن يُجِيرَنِى مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٌۭ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًا ﴿٢٢﴾
بگو: «هرگز کسی مرا در برابر خدا پناه نمیدهد و هرگز پناهگاهی غیر از او نمییابم.
إِلَّا بَلَـٰغًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَـٰلَـٰتِهِۦ ۚ وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَـٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا ﴿٢٣﴾
[وظیفه من] تنها ابلاغی از خدا و [رساندن] پیامهای اوست.» و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند قطعاً آتش دوزخ برای اوست و جاودانه در آن خواهند ماند.
حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوْا۟ مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًۭا وَأَقَلُّ عَدَدًۭا ﴿٢٤﴾
[باش] تا آنچه را وعده داده میشوند ببینند، آنگاه دریابند که یاور چه کسی ضعیفتر و کدام یک شمارهاش کمتر است.
قُلْ إِنْ أَدْرِىٓ أَقَرِيبٌۭ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُۥ رَبِّىٓ أَمَدًا ﴿٢٥﴾
بگو: «نمیدانم آنچه را که وعده داده شدهاید نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی نهاده است؟»
عَـٰلِمُ ٱلْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِۦٓ أَحَدًا ﴿٢٦﴾
دانای نهان است، و کسی را بر غیب خود آگاه نمیکند،
إِلَّا مَنِ ٱرْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍۢ فَإِنَّهُۥ يَسْلُكُ مِنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦ رَصَدًۭا ﴿٢٧﴾
جز پیامبری را که از او خشنود باشد، که [در این صورت] برای او از پیش رو و از پشت سرش نگاهبانانی بر خواهد گماشت،
لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا۟ رِسَـٰلَـٰتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَىٰ كُلَّ شَىْءٍ عَدَدًۢا ﴿٢٨﴾
تا معلوم بدارد که پیامهای پروردگار خود را رسانیدهاند؛ و [خدا] بدانچه نزد ایشان است احاطه دارد و هر چیزی را به عدد شماره کرده است.
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمُزَّمِّلُ ﴿١﴾
ای جامه به خویشتن فرو پیچیده،
قُمِ ٱلَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًۭا ﴿٢﴾
به پا خیز شب را مگر اندکی،
نِّصْفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿٣﴾
نیمی از شب یا اندکی از آن را بکاه،
أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ ٱلْقُرْءَانَ تَرْتِيلًا ﴿٤﴾
یا بر آن [نصف] بیفزای و قرآن را شمرده شمرده بخوان.
إِنَّا سَنُلْقِى عَلَيْكَ قَوْلًۭا ثَقِيلًا ﴿٥﴾
در حقیقت ما به زودی بر تو گفتاری گرانبار القا میکنیم.
إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيْلِ هِىَ أَشَدُّ وَطْـًۭٔا وَأَقْوَمُ قِيلًا ﴿٦﴾
قطعاً برخاستن شب، رنجش بیشتر و گفتار [در آن هنگام] راستینتر است.
إِنَّ لَكَ فِى ٱلنَّهَارِ سَبْحًۭا طَوِيلًۭا ﴿٧﴾
[و] تو را، در روز، آمد و شدی دراز است.
وَٱذْكُرِ ٱسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًۭا ﴿٨﴾
و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز.
رَّبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذْهُ وَكِيلًۭا ﴿٩﴾
[اوست] پروردگار خاور و باختر، خدایی جز او نیست، پس او را کارساز خویش اختیار کن.
وَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱهْجُرْهُمْ هَجْرًۭا جَمِيلًۭا ﴿١٠﴾
و بر آنچه میگویند شکیبا باش و از آنان با دوری گزیدنی خوش فاصله بگیر.
وَذَرْنِى وَٱلْمُكَذِّبِينَ أُو۟لِى ٱلنَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا ﴿١١﴾
و مرا با تکذیبکنندگان توانگر واگذار و اندکی مهلتشان ده.
إِنَّ لَدَيْنَآ أَنكَالًۭا وَجَحِيمًۭا ﴿١٢﴾
در حقیقت پیش ما زنجیرها و دوزخ،
وَطَعَامًۭا ذَا غُصَّةٍۢ وَعَذَابًا أَلِيمًۭا ﴿١٣﴾
و غذایی گلوگیر و عذابی پر درد است.
يَوْمَ تَرْجُفُ ٱلْأَرْضُ وَٱلْجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلْجِبَالُ كَثِيبًۭا مَّهِيلًا ﴿١٤﴾
روزی که زمین و کوهها به لرزه درآیند و کوهها به سان ریگ روان گردند.
إِنَّآ أَرْسَلْنَآ إِلَيْكُمْ رَسُولًۭا شَـٰهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَآ أَرْسَلْنَآ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ رَسُولًۭا ﴿١٥﴾
بیگمان، ما به سوی شما فرستادهای که گواه بر شماست روانه کردیم، همان گونه که فرستادهای به سوی فرعون فرستادیم.
فَعَصَىٰ فِرْعَوْنُ ٱلرَّسُولَ فَأَخَذْنَـٰهُ أَخْذًۭا وَبِيلًۭا ﴿١٦﴾
[ولی] فرعون به آن فرستاده عصیان ورزید، پس ما او را به سختی فرو گرفتیم.
فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْمًۭا يَجْعَلُ ٱلْوِلْدَٰنَ شِيبًا ﴿١٧﴾
پس اگر کفر بورزید، چگونه از روزی که کودکان را پیر میگرداند، پرهیز توانید کرد؟
ٱلسَّمَآءُ مُنفَطِرٌۢ بِهِۦ ۚ كَانَ وَعْدُهُۥ مَفْعُولًا ﴿١٨﴾
آسمان از [بیم] آن [روز] در هم شکافد؛ وعده او انجام یافتنی است.
إِنَّ هَـٰذِهِۦ تَذْكِرَةٌۭ ۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًا ﴿١٩﴾
قطعاً این [آیات] اندرزی است، تا هر که بخواهد به سوی پروردگار خود راهی در پیش گیرد.
۞ إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَىِ ٱلَّيْلِ وَنِصْفَهُۥ وَثُلُثَهُۥ وَطَآئِفَةٌۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ مَعَكَ ۚ وَٱللَّهُ يُقَدِّرُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ ۚ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۖ فَٱقْرَءُوا۟ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلْقُرْءَانِ ۚ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَىٰ ۙ وَءَاخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِى ٱلْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ ۙ وَءَاخَرُونَ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ۖ فَٱقْرَءُوا۟ مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ ۚ وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا ۚ وَمَا تُقَدِّمُوا۟ لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍۢ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيْرًۭا وَأَعْظَمَ أَجْرًۭا ۚ وَٱسْتَغْفِرُوا۟ ٱللَّهَ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۢ ﴿٢٠﴾
در حقیقت، پروردگارت میداند که تو و گروهی از کسانی که با تواند، نزدیک به دو سوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن را [به نماز] برمیخیزید، و خداست که شب و روز را اندازهگیری میکند. [او ]میداند که [شما] هرگز حساب آن را ندارید، پس بر شما ببخشود، [اینک] هر چه از قرآن میسر میشود بخوانید. [خدا] میداند که به زودی در میانتان بیمارانی خواهند بود، و [عدهای] دیگر در زمین سفر میکنند [و] در پی روزی خدا هستند، و [گروهی] دیگر در راه خدا پیکار مینمایند. پس هر چه از [قرآن] میسر شد تلاوت کنید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و وام نیکو به خدا دهید؛ و هر کار خوبی برای خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشی بیشتر باز خواهید یافت. و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده مهربان است.
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ ﴿١﴾
ای کشیده ردای شب بر سر،
قُمْ فَأَنذِرْ ﴿٢﴾
برخیز و بترسان.
وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ﴿٣﴾
و پروردگار خود را بزرگ دار.
وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ ﴿٤﴾
و لباس خویشتن را پاک کن.
وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ ﴿٥﴾
و از پلیدی دور شو.
وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ ﴿٦﴾
و منّت مگذار و فزونی مطلب.
وَلِرَبِّكَ فَٱصْبِرْ ﴿٧﴾
و برای پروردگارت شکیبایی کن.
فَإِذَا نُقِرَ فِى ٱلنَّاقُورِ ﴿٨﴾
پس چون در صور دمیده شود،
فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍۢ يَوْمٌ عَسِيرٌ ﴿٩﴾
آن روز [چه] روز ناگواری است!
عَلَى ٱلْكَـٰفِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍۢ ﴿١٠﴾
بر کافران آسان نیست.
ذَرْنِى وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًۭا ﴿١١﴾
مرا با آنکه [او را] تنها آفریدم واگذار.
وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالًۭا مَّمْدُودًۭا ﴿١٢﴾
و دارایی بسیار به او بخشیدم،
وَبَنِينَ شُهُودًۭا ﴿١٣﴾
و پسرانی آماده [به خدمت، دادم]،
وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِيدًۭا ﴿١٤﴾
و برایش [عیش خوش] آماده کردم.
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ﴿١٥﴾
باز [هم] طمع دارد که بیفزایم.
كَلَّآ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِـَٔايَـٰتِنَا عَنِيدًۭا ﴿١٦﴾
ولی نه، زیرا او دشمن آیات ما بود.
سَأُرْهِقُهُۥ صَعُودًا ﴿١٧﴾
به زودی او را به بالارفتن از گردنه [عذاب] وادار میکنم.
إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ﴿١٨﴾
آری، [آن دشمن حق] اندیشید و سنجید.
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿١٩﴾
کشته بادا، چگونه [او] سنجید؟
ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿٢٠﴾
[آری،] کشته بادا، چگونه [او] سنجید.
ثُمَّ نَظَرَ ﴿٢١﴾
آنگاه نظر انداخت.
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ﴿٢٢﴾
سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید.
ثُمَّ أَدْبَرَ وَٱسْتَكْبَرَ ﴿٢٣﴾
آنگاه پشت گردانید و تکبّر ورزید،
فَقَالَ إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ يُؤْثَرُ ﴿٢٤﴾
و گفت: «این [قرآن] جز سحری که [به برخی] آموختهاند نیست.
إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا قَوْلُ ٱلْبَشَرِ ﴿٢٥﴾
این غیر از سخن بشر نیست.»
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ ﴿٢٦﴾
زودا که او را به سَقَر در آورم.
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سَقَرُ ﴿٢٧﴾
و تو چه دانی که آن سَقَر چیست؟
لَا تُبْقِى وَلَا تَذَرُ ﴿٢٨﴾
نه باقی میگذارد و نه رها میکند.
لَوَّاحَةٌۭ لِّلْبَشَرِ ﴿٢٩﴾
پوستها را سیاه میگرداند.
عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ﴿٣٠﴾
[و] بر آن [دوزخ]، نوزده [نگهبان] است.
وَمَا جَعَلْنَآ أَصْحَـٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَـٰٓئِكَةًۭ ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَـٰنًۭا ۙ وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْكَـٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَـٰذَا مَثَلًۭا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِىَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿٣١﴾
و ما موکّلان آتش را جز فرشتگان نگردانیدیم، و شماره آنها را جز آزمایشی برای کسانی که کافر شدهاند قرار ندادیم، تا آنان که اهل کتابند یقین به هم رسانند، و ایمان کسانی که ایمان آوردهاند افزون گردد، و آنان که کتاب به ایشان داده شده و [نیز] مؤمنان به شک نیفتند، و تا کسانی که در دلهایشان بیماری است و کافران بگویند: «خدا از این وصفکردن، چه چیزی را اراده کرده است؟» این گونه، خدا هر که را بخواهد بیراه میگذارد و هر که را بخواهد هدایت می کند، و [شماره] سپاهیان پروردگارت را جز او نمیداند، و این [آیات] جز تذکاری برای بشر نیست.
كَلَّا وَٱلْقَمَرِ ﴿٣٢﴾
نه چنین است [که میپندارند!] سوگند به ماه،
وَٱلَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿٣٣﴾
و سوگند به شامگاه چون پشت کند،
وَٱلصُّبْحِ إِذَآ أَسْفَرَ ﴿٣٤﴾
و سوگند به بامداد چون آشکار شود،
إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْكُبَرِ ﴿٣٥﴾
که آیات [قرآن] از پدیدههای بزرگ است.
نَذِيرًۭا لِّلْبَشَرِ ﴿٣٦﴾
بشر را هشداردهنده است.
لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿٣٧﴾
هر که از شما را که بخواهد پیشی جوید یا بازایستد.
كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ﴿٣٨﴾
هر کسی در گرو دستاورد خویش است،
إِلَّآ أَصْحَـٰبَ ٱلْيَمِينِ ﴿٣٩﴾
بجز یاران دست راست:
فِى جَنَّـٰتٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿٤٠﴾
در میان باغها. از یکدیگر میپرسند،
عَنِ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٤١﴾
درباره مجرمان:
مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ ﴿٤٢﴾
«چه چیز شما را در آتش [سَقَر] درآورد؟»
قَالُوا۟ لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّينَ ﴿٤٣﴾
گویند: «از نمازگزاران نبودیم،
وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِينَ ﴿٤٤﴾
و بینوایان را غذا نمیدادیم،
وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلْخَآئِضِينَ ﴿٤٥﴾
با هرزهدرایان هرزهدرایی میکردیم،
وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ ﴿٤٦﴾
و روز جزا را دروغ میشمردیم،
حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلْيَقِينُ ﴿٤٧﴾
تا مرگ ما در رسید.»
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَـٰعَةُ ٱلشَّـٰفِعِينَ ﴿٤٨﴾
از این رو شفاعت شفاعتکنندگان به حال آنها سودی نمیبخشد.
فَمَا لَهُمْ عَنِ ٱلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ ﴿٤٩﴾
چرا آنها از تذکر روی گردانند؟!
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌۭ مُّسْتَنفِرَةٌۭ ﴿٥٠﴾
گویی گورخرانی رمیدهاند،
فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍۭ ﴿٥١﴾
که از (مقابل) شیری فرار کردهاند!
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًۭا مُّنَشَّرَةًۭ ﴿٥٢﴾
بلکه هر کدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانهای (از سوی خدا) برای او فرستاده شود!
كَلَّا ۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلْـَٔاخِرَةَ ﴿٥٣﴾
چنین نیست که آنان میگویند، بلکه آنها از آخرت نمیترسند!
كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذْكِرَةٌۭ ﴿٥٤﴾
چنین نیست که آنها میگویند، آن (قرآن) یک تذکر و یادآوری است!
فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ ﴿٥٥﴾
هر کس بخواهد از آن پند میگیرد؛
وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ ﴿٥٦﴾
و هیچ کس پند نمیگیرد مگر اینکه خدا بخواهد؛ او اهل تقوا و اهل آمرزش است!
لَآ أُقْسِمُ بِيَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ ﴿١﴾
سوگند به روز قیامت،
وَلَآ أُقْسِمُ بِٱلنَّفْسِ ٱللَّوَّامَةِ ﴿٢﴾
و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بیدار و ملامتگر (که رستاخیز حقّ است)!
أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَـٰنُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُۥ ﴿٣﴾
آیا انسان میپندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟!
بَلَىٰ قَـٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَهُۥ ﴿٤﴾
آری قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم!
بَلْ يُرِيدُ ٱلْإِنسَـٰنُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُۥ ﴿٥﴾
(انسان شک در معاد ندارد) بلکه او میخواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند!
يَسْـَٔلُ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلْقِيَـٰمَةِ ﴿٦﴾
(از اینرو) میپرسد: «قیامت کی خواهد بود»!
فَإِذَا بَرِقَ ٱلْبَصَرُ ﴿٧﴾
(بگو:) در آن هنگام که چشمها از شدّت وحشت به گردش در آید،
وَخَسَفَ ٱلْقَمَرُ ﴿٨﴾
و ماه بینور گردد،
وَجُمِعَ ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ ﴿٩﴾
و خورشید و ماه یک جا جمع شوند،
يَقُولُ ٱلْإِنسَـٰنُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ ٱلْمَفَرُّ ﴿١٠﴾
آن روز انسان میگوید: «راه فرار کجاست؟!»
كَلَّا لَا وَزَرَ ﴿١١﴾
هرگز چنین نیست، راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد!
إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ ٱلْمُسْتَقَرُّ ﴿١٢﴾
آن روز قرارگاه نهایی تنها بسوی پروردگار تو است؛
يُنَبَّؤُا۟ ٱلْإِنسَـٰنُ يَوْمَئِذٍۭ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ﴿١٣﴾
و در آن روز انسان را از تمام کارهایی که از پیش یا پس فرستاده آگاه میکنند!
بَلِ ٱلْإِنسَـٰنُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ بَصِيرَةٌۭ ﴿١٤﴾
بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است،
وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ ﴿١٥﴾
هر چند (در ظاهر) برای خود عذرهایی بتراشد!
لَا تُحَرِّكْ بِهِۦ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِۦٓ ﴿١٦﴾
زبانت را بخاطر عجله برای خواندن آن [= قرآن] حرکت مده،
إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُۥ وَقُرْءَانَهُۥ ﴿١٧﴾
چرا که جمعکردن و خواندن آن بر عهده ماست!
فَإِذَا قَرَأْنَـٰهُ فَٱتَّبِعْ قُرْءَانَهُۥ ﴿١٨﴾
پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن!
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُۥ ﴿١٩﴾
سپس بیان (و توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست!
كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ ٱلْعَاجِلَةَ ﴿٢٠﴾
چنین نیست که شما میپندارید (و دلایل معاد را کافی نمیدانید)؛ بلکه شما دنیای زودگذر را دوست دارید (و هوسرانی بیقید و شرط را)!
وَتَذَرُونَ ٱلْـَٔاخِرَةَ ﴿٢١﴾
و آخرت را رها میکنید!
وُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍۢ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾
(آری) در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است،
إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌۭ ﴿٢٣﴾
و به پروردگارش مینگرد!
وَوُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍۭ بَاسِرَةٌۭ ﴿٢٤﴾
و در آن روز صورتهایی عبوس و در هم کشیده است،
تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌۭ ﴿٢٥﴾
زیرا میداند عذابی در پیش دارد که پشت را در هم میشکند!
كَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلتَّرَاقِىَ ﴿٢٦﴾
چنین نیست (که انسان میپندارد! او ایمان نمیآورد) تا موقعی که جان به گلوگاهش رسد،
وَقِيلَ مَنْ ۜ رَاقٍۢ ﴿٢٧﴾
و گفته شود: «آیا کسی هست که(این بیمار را از مرگ) نجات دهد؟!»
وَظَنَّ أَنَّهُ ٱلْفِرَاقُ ﴿٢٨﴾
و به جدائی از دنیا یقین پیدا کند،
وَٱلْتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ ﴿٢٩﴾
و ساق پاها (از سختی جان دادن) به هم بپیچد!
إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ ٱلْمَسَاقُ ﴿٣٠﴾
(آری) در آن روز مسیر همه بسوی (دادگاه) پروردگارت خواهد بود!
فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ ﴿٣١﴾
(در آن روز گفته میشود:) او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند،
وَلَـٰكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ﴿٣٢﴾
بلکه تکذیب کرد و رویگردان شد،
ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ يَتَمَطَّىٰٓ ﴿٣٣﴾
سپس بسوی خانواده خود باز گشت در حالی که متکبّرانه قدم برمیداشت!
أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰ ﴿٣٤﴾
(با این اعمال) عذاب الهی برای تو شایستهتر است، شایستهتر!
ثُمَّ أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰٓ ﴿٣٥﴾
سپس عذاب الهی برای تو شایستهتر است، شایستهتر!
أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَـٰنُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ﴿٣٦﴾
آیا انسان گمان میکند بیهدف رها میشود؟!
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةًۭ مِّن مَّنِىٍّۢ يُمْنَىٰ ﴿٣٧﴾
آیا او نطفهای از منی که در رحم ریخته میشود نبود؟!
ثُمَّ كَانَ عَلَقَةًۭ فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ ﴿٣٨﴾
سپس بصورت خونبسته در آمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت،
فَجَعَلَ مِنْهُ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰٓ ﴿٣٩﴾
و از او دو زوج مرد و زن آفرید!
أَلَيْسَ ذَٰلِكَ بِقَـٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحْـِۧىَ ٱلْمَوْتَىٰ ﴿٤٠﴾
آیا چنین کسی قادر نیست که مردگان را زنده کند؟!
هَلْ أَتَىٰ عَلَى ٱلْإِنسَـٰنِ حِينٌۭ مِّنَ ٱلدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْـًۭٔا مَّذْكُورًا ﴿١﴾
آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟!
إِنَّا خَلَقْنَا ٱلْإِنسَـٰنَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍۢ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَـٰهُ سَمِيعًۢا بَصِيرًا ﴿٢﴾
ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را میآزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!
إِنَّا هَدَيْنَـٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًۭا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿٣﴾
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!
إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلْكَـٰفِرِينَ سَلَـٰسِلَا۟ وَأَغْلَـٰلًۭا وَسَعِيرًا ﴿٤﴾
ما برای کافران، زنجیرها و غُلها و شعلههای سوزان آتش آماده کردهایم!
إِنَّ ٱلْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍۢ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ﴿٥﴾
به یقین ابرار (و نیکان) از جامی مینوشند که با عطر خوشی آمیخته است،
عَيْنًۭا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ ٱللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًۭا ﴿٦﴾
چشمهای که بندگان خدا از آن مینوشند و [به دلخواه خویش] جاریش میکنند.
يُوفُونَ بِٱلنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًۭا كَانَ شَرُّهُۥ مُسْتَطِيرًۭا ﴿٧﴾
[همان بندگانی که] به نذر خود وفا میکردند، و از روزی که گزند آن فراگیرنده است میترسیدند.
وَيُطْعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسْكِينًۭا وَيَتِيمًۭا وَأَسِيرًا ﴿٨﴾
و به [پاس] دوستی [خدا]، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک میدادند.
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَآءًۭ وَلَا شُكُورًا ﴿٩﴾
«ما برای خشنودی خداست که به شما میخورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم.
إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًۭا قَمْطَرِيرًۭا ﴿١٠﴾
ما از پروردگارمان از روز عبوسی سخت، هراسناکیم.»
فَوَقَىٰهُمُ ٱللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمِ وَلَقَّىٰهُمْ نَضْرَةًۭ وَسُرُورًۭا ﴿١١﴾
پس خدا [هم] آنان را از آسیب آن روز نگاه داشت و شادابی و شادمانی به آنان ارزانی داشت.
وَجَزَىٰهُم بِمَا صَبَرُوا۟ جَنَّةًۭ وَحَرِيرًۭا ﴿١٢﴾
و به [پاس] آنکه صبر کردند، بهشت و پرنیان پاداششان داد.
مُّتَّكِـِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلْأَرَآئِكِ ۖ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًۭا وَلَا زَمْهَرِيرًۭا ﴿١٣﴾
در آن [بهشت] بر تختها[ی خویش] تکیه زنند. در آنجا نه آفتابی بینند و نه سرمایی.
وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَـٰلُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًۭا ﴿١٤﴾
و سایهها[ی درختان] به آنان نزدیک است، و میوههایش [برای چیدن] رام.
وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِـَٔانِيَةٍۢ مِّن فِضَّةٍۢ وَأَكْوَابٍۢ كَانَتْ قَوَارِيرَا۠ ﴿١٥﴾
و ظروف سیمین و جامهای بلورین، پیرامون آنان گردانده میشود.
قَوَارِيرَا۟ مِن فِضَّةٍۢ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًۭا ﴿١٦﴾
جامهایی از سیم که درست به اندازه [و با کمال ظرافت] آنها را از کار در آوردهاند.
وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًۭا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا ﴿١٧﴾
و در آنجا از جامی که آمیزه زنجبیل دارد به آنان مینوشانند.
عَيْنًۭا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلْسَبِيلًۭا ﴿١٨﴾
از چشمهای در آنجا که «سلسبیل» نامیده میشود.
۞ وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَٰنٌۭ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًۭا مَّنثُورًۭا ﴿١٩﴾
و بر گرد آنان پسرانی جاودانی میگردند. چون آنها را ببینی، گویی که مرواریدهایی پراکندهاند.
وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًۭا وَمُلْكًۭا كَبِيرًا ﴿٢٠﴾
و چون بدانجا نگری [سرزمینی از] نعمت و کشوری پهناور میبینی.
عَـٰلِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌۭ وَإِسْتَبْرَقٌۭ ۖ وَحُلُّوٓا۟ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍۢ وَسَقَىٰهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًۭا طَهُورًا ﴿٢١﴾
[بهشتیان را] جامههای ابریشمی سبز و دیبای ستبر در بر است و پیرایه آنان دستبندهای سیمین است و پروردگارشان بادهای پاک به آنان مینوشاند.
إِنَّ هَـٰذَا كَانَ لَكُمْ جَزَآءًۭ وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا ﴿٢٢﴾
این [پاداش] برای شماست و کوشش شما مقبول افتاده است.
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ ٱلْقُرْءَانَ تَنزِيلًۭا ﴿٢٣﴾
در حقیقت، ما قرآن را بر تو به تدریج فرو فرستادیم.
فَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ ءَاثِمًا أَوْ كَفُورًۭا ﴿٢٤﴾
پس در برابر فرمان پروردگارت شکیبایی کن، و از آنان گناهکار یا ناسپاسگزار را فرمان مبر.
وَٱذْكُرِ ٱسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةًۭ وَأَصِيلًۭا ﴿٢٥﴾
و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن.
وَمِنَ ٱلَّيْلِ فَٱسْجُدْ لَهُۥ وَسَبِّحْهُ لَيْلًۭا طَوِيلًا ﴿٢٦﴾
و بخشی از شب را در برابر او سجده کن و شب[های] دراز، او را به پاکی بستای.
إِنَّ هَـٰٓؤُلَآءِ يُحِبُّونَ ٱلْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَآءَهُمْ يَوْمًۭا ثَقِيلًۭا ﴿٢٧﴾
اینان دنیای زودگذر را دوست دارند، و روزی گرانبار را [به غفلت] پشت سر میافکنند.
نَّحْنُ خَلَقْنَـٰهُمْ وَشَدَدْنَآ أَسْرَهُمْ ۖ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَآ أَمْثَـٰلَهُمْ تَبْدِيلًا ﴿٢٨﴾
ماییم که آنان را آفریده و پیوند مفاصل آنها را استوار کردهایم، و چون بخواهیم، [آنان را] به نظایرشان تبدیل میکنیم.
إِنَّ هَـٰذِهِۦ تَذْكِرَةٌۭ ۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًۭا ﴿٢٩﴾
این [آیات،] پندنامهای است. تا هر که خواهد، راهی به سوی پروردگار خود پیش گیرد.
وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًۭا ﴿٣٠﴾
و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست؛ قطعاً خدا دانای حکیم است.
يُدْخِلُ مَن يَشَآءُ فِى رَحْمَتِهِۦ ۚ وَٱلظَّـٰلِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًۢا ﴿٣١﴾
هر که را خواهد، به رحمت خویش در میآورد، و برای ظالمان عذابی پردرد آماده کرده است.
وَٱلْمُرْسَلَـٰتِ عُرْفًۭا ﴿١﴾
سوگند به فرستادگان پیدرپی،
فَٱلْعَـٰصِفَـٰتِ عَصْفًۭا ﴿٢﴾
که سخت توفندهاند.
وَٱلنَّـٰشِرَٰتِ نَشْرًۭا ﴿٣﴾
و سوگند به افشانندگان افشانگر،
فَٱلْفَـٰرِقَـٰتِ فَرْقًۭا ﴿٤﴾
که [میان حق و باطل] جداگرند،
فَٱلْمُلْقِيَـٰتِ ذِكْرًا ﴿٥﴾
و القاکننده وحیاند.
عُذْرًا أَوْ نُذْرًا ﴿٦﴾
خواه عذری باشد یا هشداری.
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَٰقِعٌۭ ﴿٧﴾
که آنچه وعده یافتهاید قطعاً رخ خواهد داد.
فَإِذَا ٱلنُّجُومُ طُمِسَتْ ﴿٨﴾
پس وقتی که ستارگان محو شوند،
وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ فُرِجَتْ ﴿٩﴾
و آنگاه که آسمان بشکافد،
وَإِذَا ٱلْجِبَالُ نُسِفَتْ ﴿١٠﴾
و آنگاه که کوهها از جا کنده شوند،
وَإِذَا ٱلرُّسُلُ أُقِّتَتْ ﴿١١﴾
و آنگاه که پیمبران به میقات آیند،
لِأَىِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ ﴿١٢﴾
برای چه روزی تعیین وقت شده است؟
لِيَوْمِ ٱلْفَصْلِ ﴿١٣﴾
برای روز داوری.
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ ﴿١٤﴾
و تو چه دانی که روز داوری چیست؟
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿١٥﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان!
أَلَمْ نُهْلِكِ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿١٦﴾
مگر پیشینیان را هلاک نکردیم؟
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ ٱلْـَٔاخِرِينَ ﴿١٧﴾
سپس از پی آنان پسینیان را میبریم.
كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَ ﴿١٨﴾
با مجرمان چنین میکنیم.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿١٩﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّآءٍۢ مَّهِينٍۢ ﴿٢٠﴾
مگر شما را از آبی بیمقدار نیافریدیم؟
فَجَعَلْنَـٰهُ فِى قَرَارٍۢ مَّكِينٍ ﴿٢١﴾
پس آن را در جایگاهی استوار نهادیم،
إِلَىٰ قَدَرٍۢ مَّعْلُومٍۢ ﴿٢٢﴾
تا مدّتی معیّن!
فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ ٱلْقَـٰدِرُونَ ﴿٢٣﴾
و توانا آمدیم، و چه نیک تواناییم.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٢٤﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
أَلَمْ نَجْعَلِ ٱلْأَرْضَ كِفَاتًا ﴿٢٥﴾
مگر زمین را محل اجتماع نگردانیدیم؟
أَحْيَآءًۭ وَأَمْوَٰتًۭا ﴿٢٦﴾
چه برای مردگان چه زندگان.
وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ شَـٰمِخَـٰتٍۢ وَأَسْقَيْنَـٰكُم مَّآءًۭ فُرَاتًۭا ﴿٢٧﴾
و کوههای بلند در آن نهادیم و به شما آبی گوارا نوشانیدیم.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٢٨﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
ٱنطَلِقُوٓا۟ إِلَىٰ مَا كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ ﴿٢٩﴾
بروید به سوی همان چیزی که آن را تکذیب میکردید.
ٱنطَلِقُوٓا۟ إِلَىٰ ظِلٍّۢ ذِى ثَلَـٰثِ شُعَبٍۢ ﴿٣٠﴾
بروید به سوی [آن] دود سه شاخه،
لَّا ظَلِيلٍۢ وَلَا يُغْنِى مِنَ ٱللَّهَبِ ﴿٣١﴾
نه سایهدار است و نه از شعله [آتش] حفاظت میکند.
إِنَّهَا تَرْمِى بِشَرَرٍۢ كَٱلْقَصْرِ ﴿٣٢﴾
[دوزخ] چون کاخی [بلند] شراره میافکند،
كَأَنَّهُۥ جِمَـٰلَتٌۭ صُفْرٌۭ ﴿٣٣﴾
گویی شترانی زرد رنگند.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٣٤﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
هَـٰذَا يَوْمُ لَا يَنطِقُونَ ﴿٣٥﴾
این، روزی است که دم نمیزنند.
وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ ﴿٣٦﴾
و رخصت نمییابند تا پوزش خواهند.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٣٧﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
هَـٰذَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ ۖ جَمَعْنَـٰكُمْ وَٱلْأَوَّلِينَ ﴿٣٨﴾
این [همان] روز داوری است شما و [جمله] پیشینیان را گرد میآوریم.
فَإِن كَانَ لَكُمْ كَيْدٌۭ فَكِيدُونِ ﴿٣٩﴾
پس اگر حیلتی دارید، در برابر من بسگالید.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٤٠﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى ظِلَـٰلٍۢ وَعُيُونٍۢ ﴿٤١﴾
اهل تقوا در زیر سایهها و بر کنار چشمهسارانند،
وَفَوَٰكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ ﴿٤٢﴾
با هر میوهای که خوش داشته باشند.
كُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ هَنِيٓـًٔۢا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٤٣﴾
به [پاداش] آنچه میکردید، بخورید و بیاشامید؛ گواراتان باد.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٤٤﴾
ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٤٥﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
كُلُوا۟ وَتَمَتَّعُوا۟ قَلِيلًا إِنَّكُم مُّجْرِمُونَ ﴿٤٦﴾
[ای کافران،] بخورید و اندکی برخوردار شوید که شما گناهکارید.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٤٧﴾
[ولی] آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱرْكَعُوا۟ لَا يَرْكَعُونَ ﴿٤٨﴾
و چون به آنان گفته شود: «رکوع کنید»، به رکوع نمیروند.
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٤٩﴾
آن روز وای بر تکذیبکنندگان.
فَبِأَىِّ حَدِيثٍۭ بَعْدَهُۥ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٠﴾
پس به کدامین سخن پس از [قرآن] ایمان میآورند؟