سوره الكهف واژه به واژه

اسلام > Fa > قرآن > Quran_wbw > سوره الكهف واژه به واژه

الكهف (الكهف) واژه به واژه، به‌طور کامل: مکی، نازل شده در مکه، 110 آیه، 1,579 واژه. هر آیه به عربی با ترجمه فارسی نمایش داده می‌شود، سپس واژه به واژه شکسته می‌شود، هر واژه با آوانگاری و معنی آن.

با 1,579 واژه برای یادگیری، سوره الكهف حتی بدون دانستن خواندن عربی در دسترس می‌شود: آوانگاری تلفظ را راهنمایی می‌کند و معنی، معنا را می‌رساند. هر واژه را تکرار کنید، سپس کل آیه را دوباره بخوانید: این مؤثرترین روش برای حفظ این سوره، فهم نماز و غنی کردن واژگان قرآنی شماست.

به‌روزرسانی در 30 سپتامبر 2026 ساعت 04:42

📖 8 دقیقه مطالعه

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

آیه 1 - سوره الكهف: 11 واژه

ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ ٱلْكِتَـٰبَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُۥ عِوَجَا ۜ

همه ستایش ها ویژه خداست که این کتاب را بر بنده اش نازل کرد و برای آن هیچ گونه انحراف و کژی قرار نداد.

ٱلْحَمْدُ al-ḥamdu ستايش
لِلَّهِ lillahi براي خداوند
ٱلَّذِىٓ alladhī كسي كه
أَنزَلَ anzala نازل كرد
عَلَىٰ ʿalā بر
عَبْدِهِ ʿabdihi <null>
ٱلْكِتَـٰبَ l-kitāba كتاب
وَلَمْ walam و
يَجْعَل yajʿal قرار نداد
لَّهُۥ lahu براي او
عِوَجَاۜ ʿiwajā انحراف، کجی

آیه 2 - سوره الكهف: 15 واژه

قَيِّمًۭا لِّيُنذِرَ بَأْسًۭا شَدِيدًۭا مِّن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعْمَلُونَ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًۭا

[کتابی] است درست و استوار [و برپادارنده مصالح حیات انسان] تا از سوی خود [ستمکاران را] به عذابی سخت بیم دهد، و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می دهند، مژده دهد که برای آنان پاداشی نیکوست.

قَيِّمًۭا qayyiman معتدل، راست و درست
لِّيُنذِرَ liyundhira تا بیم دهد
بَأْسًۭا basan عذاب
شَدِيدًۭا shadīdan سخت
مِّن min از
لَّدُنْهُ ladun'hu جانبش
وَيُبَشِّرَ wayubashira و مژده می دهد
ٱلْمُؤْمِنِينَ l-mu'minīna مؤمنان
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
يَعْمَلُونَ yaʿmalūna انجام مي‌دهند
ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ l-ṣāliḥāti كارهاي شايسته
أَنَّ anna كه
لَهُمْ lahum برای آنان
أَجْرًا ajran پاداشي
حَسَنًۭا ḥasanan نيكو

آیه 3 - سوره الكهف: 3 واژه

مَّـٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدًۭا

که در آن پاداش نیکو، جاودانه ماندگارند.

مَّـٰكِثِينَ mākithīna ماندگاران
فِيهِ fīhi در آن
أَبَدًۭا abadan برای ابد

آیه 4 - سوره الكهف: 6 واژه

وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًۭا

و [نیز] کسانی را که گفتند: خدا [برای خود] فرزندی گرفته است، [به آتش دوزخ] بیم دهد.

وَيُنذِرَ wayundhira و هشدار می دهد
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
قَالُوا۟ qālū گفتند
ٱتَّخَذَ ittakhadha گرفته است
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
وَلَدًۭا waladan فرزند

آیه 5 - سوره الكهف: 16 واژه

مَّا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍۢ وَلَا لِـَٔابَآئِهِمْ ۚ كَبُرَتْ كَلِمَةًۭ تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ ۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًۭا

نه آنان به این [سخن خرافی و بی پایه] یقین و دانشی دارند و نه پدرانشان [بلکه گفتارشان از روی جهل و نادانی است] چه بزرگ سخنی است که [از روی افترا] از دهانشان بیرون می آید؛ آنان جز دروغ نمی گویند.

مَّا mā نیست
لَهُم lahum برای آنها
بِهِۦ bihi به آن
مِنْ min از
عِلْمٍۢ ʿil'min آگاهی
وَلَا walā و نه
لِـَٔابَآئِهِمْ ۚ liābāihim برای پدرانشان
كَبُرَتْ kaburat بزرگ است
كَلِمَةًۭ kalimatan سخن
تَخْرُجُ takhruju بیرون می آید
مِنْ min از
أَفْوَٰهِهِمْ ۚ afwāhihim دهانها
إِن in نمی گویند
يَقُولُونَ yaqūlūna نمی گویند
إِلَّا illā مگر
كَذِبًۭا kadhiban دروغ

آیه 6 - سوره الكهف: 11 واژه

فَلَعَلَّكَ بَـٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ عَلَىٰٓ ءَاثَـٰرِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهَـٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَسَفًا

شاید تو می خواهی اگر [این معاندان لجوج] به این سخن [که قرآن کریم است] ایمان نیاورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!!

فَلَعَلَّكَ falaʿallaka پس شاید تو
بَـٰخِعٌۭ bākhiʿun هلاک کننده
نَّفْسَكَ nafsaka خودت
عَلَىٰٓ ʿalā بر
ءَاثَـٰرِهِمْ āthārihim پیگیری(کار) آنها
إِن in اگر
لَّمْ lam ایمان نیاورند
يُؤْمِنُوا۟ yu'minū ایمان نیاورند
بِهَـٰذَا bihādhā به اين
ٱلْحَدِيثِ l-ḥadīthi گفتار
أَسَفًا asafan خشم و اندوه

آیه 7 - سوره الكهف: 11 واژه

إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى ٱلْأَرْضِ زِينَةًۭ لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًۭا

مسلماً ما آنچه را [از درخت، نبات، حیوان، دریا و دیگر آثار] روی زمین است، زینت زمین قرار دادیم تا آنان را آزمایش کنیم که کدامشان از جهت عمل نیکوترند.

إِنَّا innā همانا ما
جَعَلْنَا jaʿalnā قرار داديم
مَا mā آن چه
عَلَى ʿalā بر
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
زِينَةًۭ zīnatan زینت
لَّهَا lahā برای آن
لِنَبْلُوَهُمْ linabluwahum تا بیازماییم
أَيُّهُمْ ayyuhum كدام يك از آنان
أَحْسَنُ aḥsanu نيكوتر
عَمَلًۭا ʿamalan کار

آیه 8 - سوره الكهف: 6 واژه

وَإِنَّا لَجَـٰعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًۭا جُرُزًا

و بی تردید ما آنچه را روی زمین است، سرانجام، خاک بی گیاه خواهیم کرد.

وَإِنَّا wa-innā و همانا ما
لَجَـٰعِلُونَ lajāʿilūna قرار دهندگان
مَا mā آن چه
عَلَيْهَا ʿalayhā بر آن
صَعِيدًۭا ṣaʿīdan خاكي
جُرُزًا juruzan بایر، بی آب و علف

آیه 9 - سوره الكهف: 10 واژه

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَـٰبَ ٱلْكَهْفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُوا۟ مِنْ ءَايَـٰتِنَا عَجَبًا

آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های شگفت انگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانه هایی شگفت انگیزتر از اصحاب کهف است.]

أَمْ am يا
حَسِبْتَ ḥasib'ta پنداشتی
أَنَّ anna كه
أَصْحَـٰبَ aṣḥāba اصحاب
ٱلْكَهْفِ l-kahfi کهف
وَٱلرَّقِيمِ wal-raqīmi و رقیم
كَانُوا۟ kānū بودند
مِنْ min از
ءَايَـٰتِنَا āyātinā آيات ما
عَجَبًا ʿajaban عجیب

آیه 10 - سوره الكهف: 16 واژه

إِذْ أَوَى ٱلْفِتْيَةُ إِلَى ٱلْكَهْفِ فَقَالُوا۟ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةًۭ وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًۭا

[یاد کن] هنگامی را که [آن] جوانان در غار پناه گرفتند و گفتند: پروردگارا! رحمتی از نزد خود به ما عطا کن، و برای ما در کارمان زمینه هدایتی فراهم آور.

إِذْ idh هنگامي كه
أَوَى awā پناه برد
ٱلْفِتْيَةُ l-fit'yatu جوانان
إِلَى ilā به
ٱلْكَهْفِ l-kahfi غار
فَقَالُوا۟ faqālū پس گفتند
رَبَّنَآ rabbanā پروردگار ما
ءَاتِنَا ātinā عطا كن به ما
مِن min از
لَّدُنكَ ladunka نزد تو
رَحْمَةًۭ raḥmatan رحمت
وَهَيِّئْ wahayyi و فراهم کن
لَنَا lanā براي ما
مِنْ min از
أَمْرِنَا amrinā كارمان
رَشَدًۭا rashadan رشد، هدایت

آیه 11 - سوره الكهف: 7 واژه

فَضَرَبْنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمْ فِى ٱلْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًۭا

پس سالیانی چند در آن غار، خواب را بر گوش هایشان چیره ساختیم.

فَضَرَبْنَا faḍarabnā پس زدیم ما
عَلَىٰٓ ʿalā بر
ءَاذَانِهِمْ ādhānihim گوش‌هايشان
فِى fī در
ٱلْكَهْفِ l-kahfi غار
سِنِينَ sinīna سالها
عَدَدًۭا ʿadadan چند

آیه 12 - سوره الكهف: 9 واژه

ثُمَّ بَعَثْنَـٰهُمْ لِنَعْلَمَ أَىُّ ٱلْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓا۟ أَمَدًۭا

سپس آنان را [از خواب] برانگیختیم تا مشخص کنیم کدام یک از آن دو گروه، مدت درنگشان را [در غار] به شمار می آورند؟

ثُمَّ thumma سپس
بَعَثْنَـٰهُمْ baʿathnāhum زنده نمودیم آنها را
لِنَعْلَمَ linaʿlama براي اين كه بشناسيم
أَىُّ ayyu کدام
ٱلْحِزْبَيْنِ l-ḥiz'bayni دو گروه
أَحْصَىٰ aḥṣā حسابرسی کرد
لِمَا limā براي آن چه
لَبِثُوٓا۟ labithū درنگ کردند
أَمَدًۭا amadan مدت معین

آیه 13 - سوره الكهف: 11 واژه

نَّحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِٱلْحَقِّ ۚ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ ءَامَنُوا۟ بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَـٰهُمْ هُدًۭى

ما خبر [عبرت آموز] شان را به حق و درستی برای تو بیان می کنیم: آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.

نَّحْنُ naḥnu ما
نَقُصُّ naquṣṣu حکایت می کنیم
عَلَيْكَ ʿalayka بر تو
نَبَأَهُم naba-ahum خبر مهم آنها
بِٱلْحَقِّ ۚ bil-ḥaqi به درستی
إِنَّهُمْ innahum همانا آنان
فِتْيَةٌ fit'yatun جوانانی
ءَامَنُوا۟ āmanū ايمان آوردند
بِرَبِّهِمْ birabbihim به پروردگارشان
وَزِدْنَـٰهُمْ wazid'nāhum و افزودیمشان
هُدًۭى hudan هدايت

آیه 14 - سوره الكهف: 19 واژه

وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا۟ فَقَالُوا۟ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَا۟ مِن دُونِهِۦٓ إِلَـٰهًۭا ۖ لَّقَدْ قُلْنَآ إِذًۭا شَطَطًا

و دل هایشان را [با یقین به حقایق،] محکم و استوار ساختیم؛ آن گاه [که در برابر شرک و بت پرستی] به پا خاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمان ها و زمین است، هرگز جز او معبودی را نمی پرستیم که اگر بپرستیم سخنی گزاف و دور از حق گفته ایم: [که با خدا معبودی دیگر وجود دارد.]

وَرَبَطْنَا warabaṭnā و استوار کردیم، و قدرت و شهامت بخشیدیم
عَلَىٰ ʿalā بر
قُلُوبِهِمْ qulūbihim دلهايشان
إِذْ idh هنگامي كه
قَامُوا۟ qāmū برخاستند
فَقَالُوا۟ faqālū پس گفتند
رَبُّنَا rabbunā پروردگار ما
رَبُّ rabbu پروردگار
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ l-samāwāti آسمان‌ها
وَٱلْأَرْضِ wal-arḍi و زمين
لَن lan هرگز نمی خوانیم
نَّدْعُوَا۟ nadʿuwā هرگز نمی خوانیم
مِن min غیر از او
دُونِهِۦٓ dūnihi غیر از او
إِلَـٰهًۭا ۖ ilāhan معبود
لَّقَدْ laqad بي‌ترديد
قُلْنَآ qul'nā گفتيم
إِذًۭا idhan در اين صورت
شَطَطًا shaṭaṭan سخنان نا صواب، ناحق

آیه 15 - سوره الكهف: 18 واژه

هَـٰٓؤُلَآءِ قَوْمُنَا ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةًۭ ۖ لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَـٰنٍۭ بَيِّنٍۢ ۖ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًۭا

اینان قوم [نادان و بی منطق] ما هستند که به جای خدا معبودانی برگرفتند، چرا بر حقّانیّت معبودانشان دلیلی روشن نمی آورند؟ پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد [که خدا دارای شریک است] کیست؟

هَـٰٓؤُلَآءِ hāulāi اين‌ها
قَوْمُنَا qawmunā قوم ما
ٱتَّخَذُوا۟ ittakhadhū گرفتند
مِن min از
دُونِهِۦٓ dūnihi غير او
ءَالِهَةًۭ ۖ ālihatan خدایان
لَّوْلَا lawlā چرا نمی آورند
يَأْتُونَ yatūna چرا نمی آورند
عَلَيْهِم ʿalayhim بر آنها
بِسُلْطَـٰنٍۭ bisul'ṭānin حجت
بَيِّنٍۢ ۖ bayyinin واضح و آشکار
فَمَنْ faman پس چه کسی
أَظْلَمُ aẓlamu ستمكارتر
مِمَّنِ mimmani از کسی که
ٱفْتَرَىٰ if'tarā دروغ ببندد
عَلَى ʿalā بر
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
كَذِبًۭا kadhiban دروغ

آیه 16 - سوره الكهف: 19 واژه

وَإِذِ ٱعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأْوُۥٓا۟ إِلَى ٱلْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِۦ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًۭا

و [پس از مشورت و گفتگو با یکدیگر چنین گفتند:] اکنون که از آنان و آنچه غیر خدا می پرستند، کناره گرفته اید، پس به این غار پناه گیرید تا پروردگارتان از رحمتش بر شما بگستراند و در کارتان آسایش و آسانی فراهم آورد.

وَإِذِ wa-idhi و هنگامي كه
ٱعْتَزَلْتُمُوهُمْ iʿ'tazaltumūhum کناره گرفتید از آنها
وَمَا wamā و آن چه
يَعْبُدُونَ yaʿbudūna پرستش می کنند
إِلَّا illā جز
ٱللَّهَ l-laha خداوند
فَأْوُۥٓا۟ fawū پس پناه ببرید
إِلَى ilā به
ٱلْكَهْفِ l-kahfi غار
يَنشُرْ yanshur بگستراند
لَكُمْ lakum براي شما
رَبُّكُم rabbukum پروردگارتان
مِّن min از
رَّحْمَتِهِۦ raḥmatihi رحمتش
وَيُهَيِّئْ wayuhayyi و آماده سازد
لَكُم lakum براي شما
مِّنْ min در
أَمْرِكُم amrikum کارتان
مِّرْفَقًۭا mir'faqan گشایش

آیه 17 - سوره الكهف: 34 واژه

۞ وَتَرَى ٱلشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمْ فِى فَجْوَةٍۢ مِّنْهُ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ ۗ مَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلْمُهْتَدِ ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيًّۭا مُّرْشِدًۭا

و خورشید را می بینی که وقتی طلوع می کند، از سمت راست غارشان متمایل می شود، و وقتی غروب می کند، سمت چپشان را ترک می کند، و آنان در محل وسیعی از آن غارند [که نسیم مطبوعش آنان را فرا می گیرد]؛ این از نشانه هایِ [قدرتِ] خداست. خدا هر که را هدایت کند، راه یافته است و هر که را گمراه نماید، هرگز برای او یاور و دوست هدایت کننده ای نخواهی یافت.

۞ وَتَرَى watarā و می بینی
ٱلشَّمْسَ l-shamsa خورشید
إِذَا idhā هنگامي كه
طَلَعَت ṭalaʿat طلوع کرد
تَّزَٰوَرُ tazāwaru میل می کند
عَن ʿan از
كَهْفِهِمْ kahfihim غارشان
ذَاتَ dhāta طرف راست
ٱلْيَمِينِ l-yamīni طرف راست
وَإِذَا wa-idhā و هنگامي كه
غَرَبَت gharabat غروب کرد
تَّقْرِضُهُمْ taqriḍuhum دامن برمی کشد از آنها
ذَاتَ dhāta طرف چپ
ٱلشِّمَالِ l-shimāli طرف چپ
وَهُمْ wahum و ايشان
فِى fī در
فَجْوَةٍۢ fajwatin محل وسیع، وسط غار
مِّنْهُ ۚ min'hu از آن
ذَٰلِكَ dhālika اين
مِنْ min از
ءَايَـٰتِ āyāti آيات
ٱللَّهِ ۗ l-lahi خداوند
مَن man کسی که
يَهْدِ yahdi هدایت کرد
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
فَهُوَ fahuwa پس آن
ٱلْمُهْتَدِ ۖ l-muh'tadi هدایت شده
وَمَن waman و هر كس
يُضْلِلْ yuḍ'lil گمراه کند
فَلَن falan پس هرگز نمي‌يابي
تَجِدَ tajida پس هرگز نمي‌يابي
لَهُۥ lahu براي او
وَلِيًّۭا waliyyan سرپرست
مُّرْشِدًۭا mur'shidan راهنما

آیه 18 - سوره الكهف: 22 واژه

وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًۭا وَهُمْ رُقُودٌۭ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَـٰسِطٌۭ ذِرَاعَيْهِ بِٱلْوَصِيدِ ۚ لَوِ ٱطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًۭا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًۭا

و آنان را گمان می کنی که بیدارند، در حالی که خوابند، و آنان را به جانب راست و جانب چپ می گردانیم، و سگشان دو دستش را در آستانه غار گسترانیده است. اگر بر آنان آگاه می شدی از آنان روی برتافته و می گریختی و همه وجودت از [دیدن] آنان پر از ترس می شد.

وَتَحْسَبُهُمْ wataḥsabuhum و می پنداری آنها را
أَيْقَاظًۭا ayqāẓan بیداران
وَهُمْ wahum و ايشان
رُقُودٌۭ ۚ ruqūdun خفتگان
وَنُقَلِّبُهُمْ wanuqallibuhum و می گردانیم آنها را
ذَاتَ dhāta طرف راست
ٱلْيَمِينِ l-yamīni طرف راست
وَذَاتَ wadhāta طرف چپ
ٱلشِّمَالِ ۖ l-shimāli طرف چپ
وَكَلْبُهُم wakalbuhum و سگ آنها
بَـٰسِطٌۭ bāsiṭun گشاینده
ذِرَاعَيْهِ dhirāʿayhi دو دست
بِٱلْوَصِيدِ ۚ bil-waṣīdi بر آستانه (غار)
لَوِ lawi اگر
ٱطَّلَعْتَ iṭṭalaʿta می دیدی
عَلَيْهِمْ ʿalayhim آنها را
لَوَلَّيْتَ lawallayta البته پشت می کردی
مِنْهُمْ min'hum از آن‌ها
فِرَارًۭا firāran گریختن
وَلَمُلِئْتَ walamuli'ta البته پر می شدی
مِنْهُمْ min'hum از آن‌ها
رُعْبًۭا ruʿ'ban خوف و هراس

آیه 19 - سوره الكهف: 38 واژه

وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَـٰهُمْ لِيَتَسَآءَلُوا۟ بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا۟ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍۢ ۚ قَالُوا۟ رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَٱبْعَثُوٓا۟ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَـٰذِهِۦٓ إِلَى ٱلْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَآ أَزْكَىٰ طَعَامًۭا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍۢ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا

و همان گونه [که با قدرت خود خوابشان کردیم، از خواب] بیدارشان نمودیم تا میان خود از یکدیگر [از حادثه اتفاق افتاده] بپرسند. گوینده ای از آنان گفت: چه مقدار [در خواب] مانده اید؟ [برخی] گفتند: یک روز یا پاره ای از روز را [در خواب] مانده ایم. [و برخی دیگر] گفتند: پروردگارتان به مقداری که [در خواب] مانده اید، داناتر است، پس یکی از خودتان را با این پولتان به شهر روانه کنید و او باید با تأمل بنگرد کدام یک [از مغازه داران شهر] غذایش پاکیزه تر است؟ پس غذایی از آن برایتان بیاورد، و او باید [در رفت، برگشت و داد و ستد] دقت و نرمی و لطف نشان دهد و احدی را از حال شما آگاه نکند.

وَكَذَٰلِكَ wakadhālika و اين چنين
بَعَثْنَـٰهُمْ baʿathnāhum زنده نمودیم آنها را
لِيَتَسَآءَلُوا۟ liyatasāalū تا بپرسند
بَيْنَهُمْ ۚ baynahum بین آنها
قَالَ qāla گفت
قَآئِلٌۭ qāilun گوینده
مِّنْهُمْ min'hum از آن‌ها
كَمْ kam چقدر
لَبِثْتُمْ ۖ labith'tum ماندید
قَالُوا۟ qālū گفتند
لَبِثْنَا labith'nā ماندیم
يَوْمًا yawman روزي
أَوْ aw يا
بَعْضَ baʿḍa بخشي
يَوْمٍۢ ۚ yawmin روز
قَالُوا۟ qālū گفتند
رَبُّكُمْ rabbukum پروردگارتان
أَعْلَمُ aʿlamu داناتر
بِمَا bimā به آن چه
لَبِثْتُمْ labith'tum ماندید
فَٱبْعَثُوٓا۟ fa-ib'ʿathū پس بفرستید
أَحَدَكُم aḥadakum یکی از شما
بِوَرِقِكُمْ biwariqikum با پولتان
هَـٰذِهِۦٓ hādhihi این
إِلَى ilā به
ٱلْمَدِينَةِ l-madīnati شهر
فَلْيَنظُرْ falyanẓur پس باید بنگرد
أَيُّهَآ ayyuhā کدام آن
أَزْكَىٰ azkā پاکیزه تر
طَعَامًۭا ṭaʿāman غذا
فَلْيَأْتِكُم falyatikum پس باید بیاورد برای شما
بِرِزْقٍۢ biriz'qin غذایی
مِّنْهُ min'hu از آن
وَلْيَتَلَطَّفْ walyatalaṭṭaf و باید دقت کند
وَلَا walā و هرگز نباید آگاه سازد
يُشْعِرَنَّ yush'ʿiranna و هرگز نباید آگاه سازد
بِكُمْ bikum از شما
أَحَدًا aḥadan کسی

آیه 20 - سوره الكهف: 13 واژه

إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا۟ عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِى مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوٓا۟ إِذًا أَبَدًۭا

زیرا اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان می کنند یا شما را به آیین خود برمی گردانند، و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد.

إِنَّهُمْ innahum همانا آنان
إِن in اگر
يَظْهَرُوا۟ yaẓharū پیروز شوند
عَلَيْكُمْ ʿalaykum بر شما
يَرْجُمُوكُمْ yarjumūkum سنگسارتان می کنند
أَوْ aw يا
يُعِيدُوكُمْ yuʿīdūkum برمی گردانند شما را
فِى fī در
مِلَّتِهِمْ millatihim آیین خود
وَلَن walan و هرگز رستگار نمی شوید
تُفْلِحُوٓا۟ tuf'liḥū و هرگز رستگار نمی شوید
إِذًا idhan در اين صورت
أَبَدًۭا abadan هيچ گاه

آیه 21 - سوره الكهف: 32 واژه

وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَآ إِذْ يَتَنَـٰزَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ ۖ فَقَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ عَلَيْهِم بُنْيَـٰنًۭا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ ٱلَّذِينَ غَلَبُوا۟ عَلَىٰٓ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًۭا

و این گونه [مردم آن شهر را به وسیله آن سکه قدیمی] از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا [در برانگیختن مردگان در روز قیامت] حق است و در برپا شدن قیامت هیچ تردیدی نیست. هنگامی که [کاشفانِ غار] میان خودشان در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، پس [یک گروه] گفتند: ساختمانی به روی [جایگاه] آنان بنا کنید [تا از دیده ها پنهان بمانند] البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولی آنان که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف] پیروز شدند، گفتند: به یقین مسجدی بر روی [جایگاه] آنان بنا خواهیم کرد.

وَكَذَٰلِكَ wakadhālika و اين چنين
أَعْثَرْنَا aʿtharnā آگاه کردیم
عَلَيْهِمْ ʿalayhim بر آنها
لِيَعْلَمُوٓا۟ liyaʿlamū تا بدانند
أَنَّ anna كه
وَعْدَ waʿda وعده
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
حَقٌّۭ ḥaqqun حق
وَأَنَّ wa-anna و همانا
ٱلسَّاعَةَ l-sāʿata قیامت
لَا lā نيست
رَيْبَ rayba شك
فِيهَآ fīhā در آن جا
إِذْ idh هنگامي كه
يَتَنَـٰزَعُونَ yatanāzaʿūna جدال می کنند
بَيْنَهُمْ baynahum ميان آن‌ها
أَمْرَهُمْ ۖ amrahum کار آنها
فَقَالُوا۟ faqālū پس گفتند
ٱبْنُوا۟ ib'nū بنا کنید
عَلَيْهِم ʿalayhim بر آنها
بُنْيَـٰنًۭا ۖ bun'yānan ساختمان
رَّبُّهُمْ rabbuhum پروردگارشان
أَعْلَمُ aʿlamu دانا تر
بِهِمْ ۚ bihim به آنها
قَالَ qāla گفت
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
غَلَبُوا۟ ghalabū غلبه یافتند
عَلَىٰٓ ʿalā بر
أَمْرِهِمْ amrihim کار آنها
لَنَتَّخِذَنَّ lanattakhidhanna البته حتماً می گیریم، البته حتماً می سازیم
عَلَيْهِم ʿalayhim بر آنها
مَّسْجِدًۭا masjidan عبادتگاه

آیه 22 - سوره الكهف: 33 واژه

سَيَقُولُونَ ثَلَـٰثَةٌۭ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌۭ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًۢا بِٱلْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌۭ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌۭ ۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَآءًۭ ظَـٰهِرًۭا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًۭا

به زودی خواهند گفت: سه نفر بودند، چهارمین آنان سگشان بود. و می گویند: پنج نفر بودند، و ششمین آنان سگشان بود، در حالی که [این اظهار نظرهای بی دلیل] تیر به تاریکی انداختن است. و می گویند: هفت نفر بودند، هشتمین آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به شماره آنان آگاه تر است، جز اندکی کسی شماره آنان را نمی داند. پس درباره آنان بحث و مجادله مکن مگر بحث و مجادله ای ظاهر، و در مورد آنان از هیچ کس نظر مخواه.

سَيَقُولُونَ sayaqūlūna به زودی خواهند گفت
ثَلَـٰثَةٌۭ thalāthatun سه (تن)
رَّابِعُهُمْ rābiʿuhum چهارمینشان
كَلْبُهُمْ kalbuhum سگشان
وَيَقُولُونَ wayaqūlūna و مي‌گويند
خَمْسَةٌۭ khamsatun پنج(تن)
سَادِسُهُمْ sādisuhum ششمینشان
كَلْبُهُمْ kalbuhum سگشان
رَجْمًۢا rajman تیری به تاریکی انداختن، از روی حدس و گمان
بِٱلْغَيْبِ ۖ bil-ghaybi تیری به تاریکی انداختن، از روی حدس و گمان
وَيَقُولُونَ wayaqūlūna و مي‌گويند
سَبْعَةٌۭ sabʿatun هفت(تن)
وَثَامِنُهُمْ wathāminuhum و هشتمینشان
كَلْبُهُمْ ۚ kalbuhum سگ آنها
قُل qul بگو
رَّبِّىٓ rabbī پروردگار من
أَعْلَمُ aʿlamu دانا تر
بِعِدَّتِهِم biʿiddatihim به تعداد آنها
مَّا mā نمی شناسد آنها را
يَعْلَمُهُمْ yaʿlamuhum نمی شناسد آنها را
إِلَّا illā مگر
قَلِيلٌۭ ۗ qalīlun اندکی
فَلَا falā گفت و گو و جدل مکن
تُمَارِ tumāri گفت و گو و جدل مکن
فِيهِمْ fīhim درباره آنها
إِلَّا illā مگر
مِرَآءًۭ mirāan ستیزه و جدال
ظَـٰهِرًۭا ẓāhiran گفت و گویی سطحی و ساده
وَلَا walā چیزی نپرس، جویا مشو
تَسْتَفْتِ tastafti چیزی نپرس، جویا مشو
فِيهِم fīhim درباره ی آنها
مِّنْهُمْ min'hum از آن‌ها
أَحَدًۭا aḥadan کسی

آیه 23 - سوره الكهف: 7 واژه

وَلَا تَقُولَنَّ لِشَا۟ىْءٍ إِنِّى فَاعِلٌۭ ذَٰلِكَ غَدًا

و هرگز درباره چیزی مگو که من فردا آن را انجام می دهم،

وَلَا walā و نگو
تَقُولَنَّ taqūlanna و نگو
لِشَا۟ىْءٍ lishāy'in در چیزی
إِنِّى innī همانا من
فَاعِلٌۭ fāʿilun انجتم دهنده
ذَٰلِكَ dhālika اين
غَدًا ghadan فردا

آیه 24 - سوره الكهف: 17 واژه

إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَٱذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰٓ أَن يَهْدِيَنِ رَبِّى لِأَقْرَبَ مِنْ هَـٰذَا رَشَدًۭا

مگر اینکه [بگویی: اگر] خدا بخواهد. و هرگاه [گفتن ان شاءالله را] از یاد بردی، پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزی که از این به صواب و مصلحت نزدیک تر باشد، راهنمایی کند.

إِلَّآ illā مگر
أَن an که بخواهد
يَشَآءَ yashāa که بخواهد
ٱللَّهُ ۚ l-lahu خداوند
وَٱذْكُر wa-udh'kur و ياد كن
رَّبَّكَ rabbaka پروردگارت
إِذَا idhā هنگامي كه
نَسِيتَ nasīta فراموش کردی
وَقُلْ waqul و بگو
عَسَىٰٓ ʿasā شاید
أَن an كه
يَهْدِيَنِ yahdiyani هدایت کند مرا
رَبِّى rabbī پروردگار من
لِأَقْرَبَ li-aqraba به نزدیکتر
مِنْ min از
هَـٰذَا hādhā اين
رَشَدًۭا rashadan صواب،هدایت

آیه 25 - سوره الكهف: 8 واژه

وَلَبِثُوا۟ فِى كَهْفِهِمْ ثَلَـٰثَ مِا۟ئَةٍۢ سِنِينَ وَٱزْدَادُوا۟ تِسْعًۭا

[اصحاب کهف] سیصد سال در غارشان ماندند و نُه سال به آن افزودند.

وَلَبِثُوا۟ walabithū و ماندند
فِى fī در
كَهْفِهِمْ kahfihim غارشان
ثَلَـٰثَ thalātha <null>
مِا۟ئَةٍۢ mi-atin سیصد
سِنِينَ sinīna سالها
وَٱزْدَادُوا۟ wa-iz'dādū و افزودند
تِسْعًۭا tis'ʿan نه

آیه 26 - سوره الكهف: 23 واژه

قُلِ ٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا۟ ۖ لَهُۥ غَيْبُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ أَبْصِرْ بِهِۦ وَأَسْمِعْ ۚ مَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا يُشْرِكُ فِى حُكْمِهِۦٓ أَحَدًۭا

بگو: خدا به مدتی که ماندند داناتر است، [برای اینکه] غیب آسمان ها و زمین ویژه اوست، چه بینا و چه شنواست، برای اهل آسمان ها و زمین سرپرست و یاوری جز او نیست و احدی را در فرمانروایی اش بر جهان هستی شریک نمی گیرد.

قُلِ quli بگو
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
أَعْلَمُ aʿlamu داناتر
بِمَا bimā به آن چه
لَبِثُوا۟ ۖ labithū ماندند
لَهُۥ lahu براي او
غَيْبُ ghaybu نهان
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ l-samāwāti آسمان‌ها
وَٱلْأَرْضِ ۖ wal-arḍi و زمين
أَبْصِرْ abṣir چه بیناست
بِهِۦ bihi او
وَأَسْمِعْ ۚ wa-asmiʿ و چه شنواست
مَا mā نیست
لَهُم lahum برای آنها
مِّن min غیر از او
دُونِهِۦ dūnihi غیر از او
مِن min از
وَلِىٍّۢ waliyyin سرپرست
وَلَا walā و شریک قرار نمی دهد
يُشْرِكُ yush'riku و شریک قرار نمی دهد
فِى fī در
حُكْمِهِۦٓ ḥuk'mihi حکمش
أَحَدًۭا aḥadan کسی

آیه 27 - سوره الكهف: 15 واژه

وَٱتْلُ مَآ أُوحِىَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَـٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًۭا

و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، بخوان. برای کلماتش تبدیل کننده ای نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهی نخواهی یافت.

وَٱتْلُ wa-ut'lu و بخوان
مَآ mā آن چه
أُوحِىَ ūḥiya وحی شد
إِلَيْكَ ilayka به سوي تو
مِن min از
كِتَابِ kitābi كتاب
رَبِّكَ ۖ rabbika پروردگار تو
لَا lā نيست
مُبَدِّلَ mubaddila تغییر دهنده
لِكَلِمَـٰتِهِۦ likalimātihi برای کلمات او
وَلَن walan و هرگز نمی یابی
تَجِدَ tajida و هرگز نمی یابی
مِن min غیر از او
دُونِهِۦ dūnihi غیر از او
مُلْتَحَدًۭا mul'taḥadan پناهگاه

آیه 28 - سوره الكهف: 30 واژه

وَٱصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰةِ وَٱلْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُۥ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُۥ عَن ذِكْرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَكَانَ أَمْرُهُۥ فُرُطًۭا

با کسانی که صبح و شام، پروردگارشان را می خوانند در حالی که همواره خشنودی او را می طلبند، خود را پایدار و شکیبا دار، و در طلب زینت و زیور زندگی دنیا دیدگانت [از التفات] به آنان [به سوی ثروتمندان] برنگردد، و از کسی که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کرده ایم و از هوای نفسش پیروی کرده و کارش اسراف و زیاده روی است، اطاعت مکن.

وَٱصْبِرْ wa-iṣ'bir ونگاه دار
نَفْسَكَ nafsaka خویشتن را
مَعَ maʿa با
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
يَدْعُونَ yadʿūna می خوانند
رَبَّهُم rabbahum پروردگارشان
بِٱلْغَدَوٰةِ bil-ghadati بامدادان
وَٱلْعَشِىِّ wal-ʿashiyi و شامگاهان
يُرِيدُونَ yurīdūna مي‌خواهند
وَجْهَهُۥ ۖ wajhahu ذات پاک او را
وَلَا walā و بر مگیر
تَعْدُ taʿdu و بر مگیر
عَيْنَاكَ ʿaynāka چشمهایت
عَنْهُمْ ʿanhum از آنان
تُرِيدُ turīdu می خواهی
زِينَةَ zīnata زینت
ٱلْحَيَوٰةِ l-ḥayati زندگي
ٱلدُّنْيَا ۖ l-dun'yā دنيا
وَلَا walā و اطاعت نکن
تُطِعْ tuṭiʿ و اطاعت نکن
مَنْ man کسی که
أَغْفَلْنَا aghfalnā غافل کردیم
قَلْبَهُۥ qalbahu قلبش را
عَن ʿan از
ذِكْرِنَا dhik'rinā یاد خویش
وَٱتَّبَعَ wa-ittabaʿa و پيروي كرد
هَوَىٰهُ hawāhu هوای نفسش
وَكَانَ wakāna و بود
أَمْرُهُۥ amruhu کارش
فُرُطًۭا furuṭan ظلم و تعدی

آیه 29 - سوره الكهف: 28 واژه

وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَآءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلظَّـٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا۟ يُغَاثُوا۟ بِمَآءٍۢ كَٱلْمُهْلِ يَشْوِى ٱلْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتْ مُرْتَفَقًا

و بگو: [سخن] حق [که قرآن است] فقط از سوی پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده ایم که سراپرده هایش بر آنان احاطه دارد، و اگر [از شدت تشنگی] استغاثه کنند با آبی چون مس گداخته که چهره ها را بریان می کند [به استغاثه آنان] جواب گویند، بد آشامیدنی و بد جایگاهی است.

وَقُلِ waquli و بگو
ٱلْحَقُّ l-ḥaqu حقيقت
مِن min از
رَّبِّكُمْ ۖ rabbikum پروردگارتان
فَمَن faman پس هر كس
شَآءَ shāa خواست
فَلْيُؤْمِن falyu'min پس ایمان بیاورد
وَمَن waman و هر كس
شَآءَ shāa خواست
فَلْيَكْفُرْ ۚ falyakfur پس کافر شود
إِنَّآ innā همانا ما
أَعْتَدْنَا aʿtadnā آماده كرديم
لِلظَّـٰلِمِينَ lilẓẓālimīna براي ستمگران
نَارًا nāran آتشي
أَحَاطَ aḥāṭa فرا گرفت
بِهِمْ bihim آنان را
سُرَادِقُهَا ۚ surādiquhā سراپرده های آن
وَإِن wa-in و اگر
يَسْتَغِيثُوا۟ yastaghīthū یاری بخواهند
يُغَاثُوا۟ yughāthū یاری می شوند
بِمَآءٍۢ bimāin به آبی
كَٱلْمُهْلِ kal-muh'li چون مس گداخته
يَشْوِى yashwī بریان می کند
ٱلْوُجُوهَ ۚ l-wujūha چهره ها
بِئْسَ bi'sa چه بد است
ٱلشَّرَابُ l-sharābu نوشیدنی
وَسَآءَتْ wasāat و چه بد است
مُرْتَفَقًا mur'tafaqan جایگاه

آیه 30 - سوره الكهف: 12 واژه

إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا

مسلماً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند [پاداششان داده خواهد شد] زیرا ما پاداش کسانی را که کار نیکو کرده اند، تباه نمی کنیم.

إِنَّ inna همانا
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
ءَامَنُوا۟ āmanū ايمان آوردند
وَعَمِلُوا۟ waʿamilū و انجام دادند
ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ l-ṣāliḥāti كارهاي شايسته
إِنَّا innā همانا ما
لَا lā ضایع نمی کنیم
نُضِيعُ nuḍīʿu ضایع نمی کنیم
أَجْرَ ajra پاداش
مَنْ man کسی که
أَحْسَنَ aḥsana نیکی کرد
عَمَلًا ʿamalan کار

آیه 31 - سوره الكهف: 28 واژه

أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًۭا مِّن سُندُسٍۢ وَإِسْتَبْرَقٍۢ مُّتَّكِـِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلْأَرَآئِكِ ۚ نِعْمَ ٱلثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًۭا

برای آنان بهشت های جاودانی است که از زیرِ درختانِ [آن] نهرها جاری است، در حالی که در آنجا بر تخت ها تکیه دارند با دستبندهایی از طلا آراسته می شوند، و جامه هایی سبز از دیبای نازک و سِتبر می پوشند، چه پاداش خوبی و چه آسایش گاه نیکویی.

أُو۟لَـٰٓئِكَ ulāika آنان
لَهُمْ lahum برای آنان
جَنَّـٰتُ jannātu بهشت های
عَدْنٍۢ ʿadnin جاودان
تَجْرِى tajrī جاری می شود
مِن min از
تَحْتِهِمُ taḥtihimu زیر پایشان
ٱلْأَنْهَـٰرُ l-anhāru نهرها
يُحَلَّوْنَ yuḥallawna زینت می شوند
فِيهَا fīhā در آن جا
مِنْ min از
أَسَاوِرَ asāwira دستبندهای زینتی
مِن min از
ذَهَبٍۢ dhahabin طلا
وَيَلْبَسُونَ wayalbasūna و می پوشند
ثِيَابًا thiyāban لباسها
خُضْرًۭا khuḍ'ran سبز
مِّن min از
سُندُسٍۢ sundusin حریر لطیف و نازک
وَإِسْتَبْرَقٍۢ wa-is'tabraqin حریر ضخیم
مُّتَّكِـِٔينَ muttakiīna تکیه زدگان
فِيهَا fīhā در آن جا
عَلَى ʿalā بر
ٱلْأَرَآئِكِ ۚ l-arāiki تخت ها
نِعْمَ niʿ'ma چه نیکو است
ٱلثَّوَابُ l-thawābu پاداش
وَحَسُنَتْ waḥasunat ونیکوست
مُرْتَفَقًۭا mur'tafaqan تکیه گاه

آیه 32 - سوره الكهف: 14 واژه

۞ وَٱضْرِبْ لَهُم مَّثَلًۭا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَـٰبٍۢ وَحَفَفْنَـٰهُمَا بِنَخْلٍۢ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًۭا

و برای مشرکان [که از معبودان باطل دم می زنند و دل به دنیای فانی بسته اند] مَثَلی بزن: دو مرد را که به یکی از آنان دو باغ انگور دادیم و اطراف آن دو باغ را با درختان خرما پوشاندیم و فاصله میان آن دو باغ را کشتزاری قرار دادیم؛

۞ وَٱضْرِبْ wa-iḍ'rib و بزن
لَهُم lahum برای آنان
مَّثَلًۭا mathalan مثالي
رَّجُلَيْنِ rajulayni دو مرد
جَعَلْنَا jaʿalnā قرار داديم
لِأَحَدِهِمَا li-aḥadihimā برای یکی از آنها
جَنَّتَيْنِ jannatayni دو باغ
مِنْ min از
أَعْنَـٰبٍۢ aʿnābin انگورها
وَحَفَفْنَـٰهُمَا waḥafafnāhumā و پوشاندیم آن دو را
بِنَخْلٍۢ binakhlin با درختان خرما
وَجَعَلْنَا wajaʿalnā و قرار دادیم
بَيْنَهُمَا baynahumā ميان آن دو
زَرْعًۭا zarʿan کشتزار

آیه 33 - سوره الكهف: 11 واژه

كِلْتَا ٱلْجَنَّتَيْنِ ءَاتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِم مِّنْهُ شَيْـًۭٔا ۚ وَفَجَّرْنَا خِلَـٰلَهُمَا نَهَرًۭا

هر یک از این دو باغ میوه اش را می داد و چیزی از آن میوه نمی کاست، و میان آن دو باغ، نهری [پر آب] روان کردیم.

كِلْتَا kil'tā هر دو تا
ٱلْجَنَّتَيْنِ l-janatayni دو باغ
ءَاتَتْ ātat داد
أُكُلَهَا ukulahā ميوه‌هايش
وَلَمْ walam و کم نکرد
تَظْلِم taẓlim و کم نکرد
مِّنْهُ min'hu از آن
شَيْـًۭٔا ۚ shayan چيزي
وَفَجَّرْنَا wafajjarnā و جاری کردیم
خِلَـٰلَهُمَا khilālahumā میان آن دو
نَهَرًۭا naharan نهر

آیه 34 - سوره الكهف: 13 واژه

وَكَانَ لَهُۥ ثَمَرٌۭ فَقَالَ لِصَـٰحِبِهِۦ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَنَا۠ أَكْثَرُ مِنكَ مَالًۭا وَأَعَزُّ نَفَرًۭا

و برای او میوه [فراوان] بود، پس [مغرورانه] به رفیقش در حالی که با او گفتگو می کرد، گفت: من مال و ثروتم از تو بیشتر است و از جهت نَفَرات نیرومندترم.

وَكَانَ wakāna و بود
لَهُۥ lahu براي او
ثَمَرٌۭ thamarun محصولات
فَقَالَ faqāla پس گفت
لِصَـٰحِبِهِۦ liṣāḥibihi به دوست خود
وَهُوَ wahuwa و او
يُحَاوِرُهُۥٓ yuḥāwiruhu گفتگو می کرد با او
أَنَا۠ anā من
أَكْثَرُ aktharu بیشتر
مِنكَ minka از تو
مَالًۭا mālan (از نظر) مال
وَأَعَزُّ wa-aʿazzu و عزیز تر و مقتدر تر
نَفَرًۭا nafaran (از نظر)افراد

آیه 35 - سوره الكهف: 12 واژه

وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَـٰذِهِۦٓ أَبَدًۭا

و در حالی که [به سبب غرور و عصیان] بر خویشتن ستمکار بود، به باغش وارد شد [و] گفت: گمان نمی برم که این باغ هرگز نابود شود؛

وَدَخَلَ wadakhala و وارد شد
جَنَّتَهُۥ jannatahu باغش
وَهُوَ wahuwa و او
ظَالِمٌۭ ẓālimun ستمکار
لِّنَفْسِهِۦ linafsihi به نفس خود
قَالَ qāla گفت
مَآ mā گمان نمی کنم
أَظُنُّ aẓunnu گمان نمی کنم
أَن an كه
تَبِيدَ tabīda نابود شود
هَـٰذِهِۦٓ hādhihi اين
أَبَدًۭا abadan هيچ گاه

آیه 36 - سوره الكهف: 12 واژه

وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةًۭ وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّى لَأَجِدَنَّ خَيْرًۭا مِّنْهَا مُنقَلَبًۭا

و گمان نمی کنم که قیامت برپا شود، و اگر هم [بر فرض] به پروردگارم بازگردانده شوم، یقیناً در بازگشت، جایگاهی بهتر از این را خواهم یافت.

وَمَآ wamā گمان نمی کنم
أَظُنُّ aẓunnu گمان نمی کنم
ٱلسَّاعَةَ l-sāʿata قیامت
قَآئِمَةًۭ qāimatan برپا شونده
وَلَئِن wala-in و قطعاً اگر
رُّدِدتُّ rudidttu برگردانده شدم
إِلَىٰ ilā به سوی
رَبِّى rabbī پروردگار من
لَأَجِدَنَّ la-ajidanna البته حتماً می یابم
خَيْرًۭا khayran بهتر
مِّنْهَا min'hā از آن
مُنقَلَبًۭا munqalaban سرانجام، جای بازگشت

آیه 37 - سوره الكهف: 16 واژه

قَالَ لَهُۥ صَاحِبُهُۥ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَكَفَرْتَ بِٱلَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَابٍۢ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍۢ ثُمَّ سَوَّىٰكَ رَجُلًۭا

رفیقش در حالی که با او گفتگو می کرد به او گفت: آیا به آنکه تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آن گاه تو را به صورت مردی درست و نیکو درآورد، کافر شده ای؟

قَالَ qāla گفت
لَهُۥ lahu به او
صَاحِبُهُۥ ṣāḥibuhu رفیقش
وَهُوَ wahuwa و او
يُحَاوِرُهُۥٓ yuḥāwiruhu گفتگو می کرد با او
أَكَفَرْتَ akafarta آیا کافر شدی
بِٱلَّذِى bi-alladhī به کسی که
خَلَقَكَ khalaqaka خلق کرد تو را
مِن min از
تُرَابٍۢ turābin خاك
ثُمَّ thumma سپس
مِن min از
نُّطْفَةٍۢ nuṭ'fatin نطفه
ثُمَّ thumma سپس
سَوَّىٰكَ sawwāka متعادل کرد تو را، سامان داد تو را
رَجُلًۭا rajulan مرد

آیه 38 - سوره الكهف: 8 واژه

لَّـٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّى وَلَآ أُشْرِكُ بِرَبِّىٓ أَحَدًۭا

من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی گیرم؛

لَّـٰكِنَّا۠ lākinnā اما من
هُوَ huwa او
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
رَبِّى rabbī پروردگار من
وَلَآ walā و شریک قرار نمی دهم
أُشْرِكُ ush'riku و شریک قرار نمی دهم
بِرَبِّىٓ birabbī برای پروردگارم
أَحَدًۭا aḥadan کسی

آیه 39 - سوره الكهف: 19 واژه

وَلَوْلَآ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ ۚ إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنكَ مَالًۭا وَوَلَدًۭا

و چرا وقتی به باغ خود، وارد شدی، نگفتی: آنچه خدا بخواهد [صورت می پذیرد] و هیچ نیرویی جز به وسیله خدا نیست؛ اگر مرا از جهت ثروت و فرزند کمتر از خودت می بینی.

وَلَوْلَآ walawlā و چرا نه
إِذْ idh هنگامي كه
دَخَلْتَ dakhalta داخل شدی
جَنَّتَكَ jannataka باغت
قُلْتَ qul'ta گفتی
مَا mā 0
شَآءَ shāa آنچه خدا بخواهد
ٱللَّهُ l-lahu آنچه خدا بخواهد
لَا lā نيست
قُوَّةَ quwwata نبرویی
إِلَّا illā مگر
بِٱللَّهِ ۚ bil-lahi به (قدرت)خدا
إِن in اگر
تَرَنِ tarani می بینی مرا
أَنَا۠ anā من
أَقَلَّ aqalla کمتر
مِنكَ minka از تو
مَالًۭا mālan (از نظر) مال
وَوَلَدًۭا wawaladan و(از نظر)فرزند

آیه 40 - سوره الكهف: 15 واژه

فَعَسَىٰ رَبِّىٓ أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًۭا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًۭا زَلَقًا

امید است پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و از آسمان آسیبی دقیق و حساب شده بر باغ تو فرستد تا به صورت زمینی صاف و بی گیاه و لغزنده شود؛

فَعَسَىٰ faʿasā پس شايد
رَبِّىٓ rabbī پروردگار من
أَن an که بدهد به من
يُؤْتِيَنِ yu'tiyani که بدهد به من
خَيْرًۭا khayran بهتر
مِّن min از
جَنَّتِكَ jannatika باغ تو
وَيُرْسِلَ wayur'sila و بفرستد
عَلَيْهَا ʿalayhā بر آن
حُسْبَانًۭا ḥus'bānan بلای آسمانی
مِّنَ mina از
ٱلسَّمَآءِ l-samāi آسمان
فَتُصْبِحَ fatuṣ'biḥa پس بشود
صَعِيدًۭا ṣaʿīdan خاک روی زمین
زَلَقًا zalaqan بی گیاه

آیه 41 - سوره الكهف: 8 واژه

أَوْ يُصْبِحَ مَآؤُهَا غَوْرًۭا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبًۭا

یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانی آن را به دست آوری.

أَوْ aw يا
يُصْبِحَ yuṣ'biḥa بشود
مَآؤُهَا māuhā آب آن
غَوْرًۭا ghawran <null>
فَلَن falan پس هرگز نخواهی توانست
تَسْتَطِيعَ tastaṭīʿa پس هرگز نخواهی توانست
لَهُۥ lahu براي او
طَلَبًۭا ṭalaban به دست آوردن

آیه 42 - سوره الكهف: 19 واژه

وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِۦ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَىٰ مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَـٰلَيْتَنِى لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّىٓ أَحَدًۭا

[عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوه هایش از بین رفت، پس در حالی که همه داربست ها فرو ریخته [و تاک ها روی آن بود] و در [حسرت] هزینه های [فراوانی که] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو می کرد، می گفت: ای کاش من احدی را با پروردگارم شریک نگرفته بودم.

وَأُحِيطَ wa-uḥīṭa و فرا گرفت
بِثَمَرِهِۦ bithamarihi میوه هایش را
فَأَصْبَحَ fa-aṣbaḥa پس شد
يُقَلِّبُ yuqallibu می گرداند، بر هم میزد
كَفَّيْهِ kaffayhi دو کف دست
عَلَىٰ ʿalā بر
مَآ mā آن چه
أَنفَقَ anfaqa خرج کرد
فِيهَا fīhā در آن جا
وَهِىَ wahiya و آن
خَاوِيَةٌ khāwiyatun ویران، فروافتاده
عَلَىٰ ʿalā بر
عُرُوشِهَا ʿurūshihā دار بست های آن
وَيَقُولُ wayaqūlu و می گوید
يَـٰلَيْتَنِى yālaytanī كاش من
لَمْ lam شریک نکرده بودم
أُشْرِكْ ush'rik شریک نکرده بودم
بِرَبِّىٓ birabbī برای پروردگارم
أَحَدًۭا aḥadan یکی

آیه 43 - سوره الكهف: 11 واژه

وَلَمْ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٌۭ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا

و برایش گروهی نبود که او را در برابر خدا یاری دهند، و خودش هم قدرت نداشت که عذاب را از خود برطرف کند.

وَلَمْ walam و نبود
تَكُن takun و نبود
لَّهُۥ lahu براي او
فِئَةٌۭ fi-atun گروهي
يَنصُرُونَهُۥ yanṣurūnahu یاری کنند او را
مِن min 0
دُونِ dūni غیر از خداوند
ٱللَّهِ l-lahi غیر از خداوند
وَمَا wamā و نبود
كَانَ kāna و نبود
مُنتَصِرًا muntaṣiran انتقام گیرنده، باز دارنده

آیه 44 - سوره الكهف: 9 واژه

هُنَالِكَ ٱلْوَلَـٰيَةُ لِلَّهِ ٱلْحَقِّ ۚ هُوَ خَيْرٌۭ ثَوَابًۭا وَخَيْرٌ عُقْبًۭا

در آنجا [که گرفتاری از همه سو انسان را احاطه می کند] یاری دادن ویژه خدای به حقّ است. او از جهت پاداش بهتر و از نظر تأمین کردن عاقبت نیکوتر است.

هُنَالِكَ hunālika آن جا
ٱلْوَلَـٰيَةُ l-walāyatu مددرسانی
لِلَّهِ lillahi برای خدای
ٱلْحَقِّ ۚ l-ḥaqi حق
هُوَ huwa او
خَيْرٌۭ khayrun بهتر
ثَوَابًۭا thawāban پاداش
وَخَيْرٌ wakhayrun و نیکوتر
عُقْبًۭا ʿuq'ban فرجام،عاقبت ، سرانجام

آیه 45 - سوره الكهف: 23 واژه

وَٱضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا كَمَآءٍ أَنزَلْنَـٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَٱخْتَلَطَ بِهِۦ نَبَاتُ ٱلْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًۭا تَذْرُوهُ ٱلرِّيَـٰحُ ۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ مُّقْتَدِرًا

و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آن گاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.

وَٱضْرِبْ wa-iḍ'rib و بزن
لَهُم lahum برای آنان
مَّثَلَ mathala مثال
ٱلْحَيَوٰةِ l-ḥayati زندگي
ٱلدُّنْيَا l-dun'yā دنيا
كَمَآءٍ kamāin مانند آبی که
أَنزَلْنَـٰهُ anzalnāhu نازل کردیم آن را
مِنَ mina از
ٱلسَّمَآءِ l-samāi آسمان
فَٱخْتَلَطَ fa-ikh'talaṭa پس بیامیخت
بِهِۦ bihi با آن
نَبَاتُ nabātu گیاه
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
فَأَصْبَحَ fa-aṣbaḥa پس شد
هَشِيمًۭا hashīman گیاه خشک پلاسیده
تَذْرُوهُ tadhrūhu پخش و پراکنده می کند آن را
ٱلرِّيَـٰحُ ۗ l-riyāḥu بادها
وَكَانَ wakāna و بود
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
عَلَىٰ ʿalā بر
كُلِّ kulli هر
شَىْءٍۢ shayin چيزي
مُّقْتَدِرًا muq'tadiran توانا

آیه 46 - سوره الكهف: 13 واژه

ٱلْمَالُ وَٱلْبَنُونَ زِينَةُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَٱلْبَـٰقِيَـٰتُ ٱلصَّـٰلِحَـٰتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًۭا وَخَيْرٌ أَمَلًۭا

مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است.

ٱلْمَالُ al-mālu مال
وَٱلْبَنُونَ wal-banūna و فرزندان
زِينَةُ zīnatu زینت
ٱلْحَيَوٰةِ l-ḥayati زندگي
ٱلدُّنْيَا ۖ l-dun'yā دنيا
وَٱلْبَـٰقِيَـٰتُ wal-bāqiyātu و نیکی های ماندگار
ٱلصَّـٰلِحَـٰتُ l-ṣāliḥātu و نیکی های ماندگار
خَيْرٌ khayrun بهتر
عِندَ ʿinda نزد
رَبِّكَ rabbika پروردگار تو
ثَوَابًۭا thawāban پاداش
وَخَيْرٌ wakhayrun و نیکوتر
أَمَلًۭا amalan امید و آرزو

آیه 47 - سوره الكهف: 11 واژه

وَيَوْمَ نُسَيِّرُ ٱلْجِبَالَ وَتَرَى ٱلْأَرْضَ بَارِزَةًۭ وَحَشَرْنَـٰهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًۭا

و [یاد کن] روزی را که کوه ها را [از محل استقرارشان] برانیم و نابود کنیم، و زمین را هموار و آشکار ببینی، و همه آنان را [برای ورود به عرصه قیامت] محشور می کنیم، و هیچ یک از آنان را وانمی گذاریم.

وَيَوْمَ wayawma و روز
نُسَيِّرُ nusayyiru حرکت می دهیم
ٱلْجِبَالَ l-jibāla کوهها
وَتَرَى watarā و می بینی
ٱلْأَرْضَ l-arḍa زمين
بَارِزَةًۭ bārizatan پیدا و نمایان
وَحَشَرْنَـٰهُمْ waḥasharnāhum و گرد آوردیم آنها را
فَلَمْ falam پس ترک نکردیم، رها نکردیم
نُغَادِرْ nughādir پس ترک نکردیم، رها نکردیم
مِنْهُمْ min'hum از آن‌ها
أَحَدًۭا aḥadan کسی

آیه 48 - سوره الكهف: 16 واژه

وَعُرِضُوا۟ عَلَىٰ رَبِّكَ صَفًّۭا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَـٰكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍۭ ۚ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًۭا

و صف کشیده بر پروردگارت عرضه می شوند [به آنان گویند:] همانا [تنها] نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را [تنها] آفریدیم [شما در توانمندی ما نسبت به زنده کردن مردگان تردید داشتید]، بلکه می پنداشتید برای حسابرسی اعمال شما موعدی قرار نخواهیم داد.

وَعُرِضُوا۟ waʿuriḍū و عرضه شدند
عَلَىٰ ʿalā بر
رَبِّكَ rabbika پروردگار تو
صَفًّۭا ṣaffan به صف
لَّقَدْ laqad بي‌ترديد
جِئْتُمُونَا ji'tumūnā آمدید نزد ما
كَمَا kamā همان گونه كه
خَلَقْنَـٰكُمْ khalaqnākum آفریدیم شما را
أَوَّلَ awwala اولين
مَرَّةٍۭ ۚ marratin بار
بَلْ bal بلكه
زَعَمْتُمْ zaʿamtum پنداشتید
أَلَّن allan که هرگز قرار نخواهیم داد
نَّجْعَلَ najʿala که هرگز قرار نخواهیم داد
لَكُم lakum براي شما
مَّوْعِدًۭا mawʿidan وعده، موعد

آیه 49 - سوره الكهف: 27 واژه

وَوُضِعَ ٱلْكِتَـٰبُ فَتَرَى ٱلْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَـٰوَيْلَتَنَا مَالِ هَـٰذَا ٱلْكِتَـٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةًۭ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحْصَىٰهَا ۚ وَوَجَدُوا۟ مَا عَمِلُوا۟ حَاضِرًۭا ۗ وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًۭا

کتاب [اعمال] هر کسی [در برابر دیدگانش] نهاده می شود، پس مجرمان را می بینی که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و می گویند: ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است مگر آنکه آن را به حساب آورده؟! و هر عملی را انجام داده اند، حاضر می یابند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهدکرد.

وَوُضِعَ wawuḍiʿa و گذاشته شد
ٱلْكِتَـٰبُ l-kitābu كتاب
فَتَرَى fatarā پس می بینی
ٱلْمُجْرِمِينَ l-muj'rimīna گناه کاران
مُشْفِقِينَ mush'fiqīna بیمناک
مِمَّا mimmā از آن چه
فِيهِ fīhi در آن
وَيَقُولُونَ wayaqūlūna و مي‌گويند
يَـٰوَيْلَتَنَا yāwaylatanā ای وای بر ما
مَالِ māli <null>
هَـٰذَا hādhā این چه کارنامه ای است
ٱلْكِتَـٰبِ l-kitābi این چه کارنامه ای است
لَا lā وا نمی گذارد
يُغَادِرُ yughādiru وا نمی گذارد
صَغِيرَةًۭ ṣaghīratan کوچک
وَلَا walā و نه
كَبِيرَةً kabīratan بزرگ
إِلَّآ illā مگر
أَحْصَىٰهَا ۚ aḥṣāhā کاملاً حساب کرد آن را
وَوَجَدُوا۟ wawajadū و یافتند
مَا mā آن چه
عَمِلُوا۟ ʿamilū انجام دادند
حَاضِرًۭا ۗ ḥāḍiran آماده
وَلَا walā و ستم نمی کند
يَظْلِمُ yaẓlimu و ستم نمی کند
رَبُّكَ rabbuka پروردگار تو
أَحَدًۭا aḥadan کسی

آیه 50 - سوره الكهف: 26 واژه

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ ٱلْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِۦٓ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ وَذُرِّيَّتَهُۥٓ أَوْلِيَآءَ مِن دُونِى وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّۢ ۚ بِئْسَ لِلظَّـٰلِمِينَ بَدَلًۭا

و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که از گروه جن بود، پس او از دایره فرمان پروردگارش بیرون رفت. [با این حال] آیا او و نسلش را به جای من سرپرست و یاور خود می گیرید، در حالی که آنها دشمن شمایند؟! [ابلیس ونسلش] برای ستمکاران، بد جایگزینی [به جای خدا] هستند.

وَإِذْ wa-idh و هنگامي كه
قُلْنَا qul'nā گفتيم
لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ lil'malāikati به فرشتگان
ٱسْجُدُوا۟ us'judū سجده كنيد
لِـَٔادَمَ liādama به آدم
فَسَجَدُوٓا۟ fasajadū پس سجده كردند
إِلَّآ illā مگر
إِبْلِيسَ ib'līsa ابليس
كَانَ kāna بود
مِنَ mina از
ٱلْجِنِّ l-jini جن
فَفَسَقَ fafasaqa پس از اطاعت خدا خارج شد
عَنْ ʿan از
أَمْرِ amri فرمان
رَبِّهِۦٓ ۗ rabbihi پروردگارش
أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ afatattakhidhūnahu آیا می گیرید او را
وَذُرِّيَّتَهُۥٓ wadhurriyyatahu وذریه اش
أَوْلِيَآءَ awliyāa سرپرستان (و دوستان)
مِن min غیر از من
دُونِى dūnī غیر از من
وَهُمْ wahum و ايشان
لَكُمْ lakum براي شما
عَدُوٌّۢ ۚ ʿaduwwun دشمن
بِئْسَ bi'sa چه بد است
لِلظَّـٰلِمِينَ lilẓẓālimīna براي ستمگران
بَدَلًۭا badalan جایگزین، بدل، جانشین

آیه 51 - سوره الكهف: 13 واژه

۞ مَّآ أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ ٱلْمُضِلِّينَ عَضُدًۭا

من ابلیس و نسلش را در آفرینش آسمان ها و [در پدید آوردن]، زمین و در آفرینش خودشان شاهد و گواه نگرفتم [تا یاریم دهند]؛ و من گمراه کنندگان را یار و مددکار خود نگرفته ام.

۞ مَّآ mā شاهد نگرفتیم آنها را
أَشْهَدتُّهُمْ ashhadttuhum شاهد نگرفتیم آنها را
خَلْقَ khalqa آفرينش
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ l-samāwāti آسمان‌ها
وَٱلْأَرْضِ wal-arḍi و زمين
وَلَا walā و نه
خَلْقَ khalqa آفرينش
أَنفُسِهِمْ anfusihim خودشان
وَمَا wamā و نبودم
كُنتُ kuntu و نبودم
مُتَّخِذَ muttakhidha اخذ کننده
ٱلْمُضِلِّينَ l-muḍilīna گمراه کنندگان
عَضُدًۭا ʿaḍudan دستیار، بازو

آیه 52 - سوره الكهف: 13 واژه

وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا۟ شُرَكَآءِىَ ٱلَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًۭا

و [یاد کن] روزی را که [خدا به مشرکان] می گوید: کسانی [چون فرشتگان، جنّ و بت ها را] که می پنداشتید شریکان من [در قدرت و ربوبیّت] هستند، صدا بزنید [تا شما را از عذاب نجات دهند] پس آنان را صدا می زنند، ولی پاسخشان را نمی دهند و میان آنان و معبودهایشان هلاکت گاهی قرار می دهیم [که هر نوع رابطه ای را بین آنان ناممکن خواهد ساخت.]

وَيَوْمَ wayawma و روز
يَقُولُ yaqūlu می گوید
نَادُوا۟ nādū صدا زنید
شُرَكَآءِىَ shurakāiya شریکان من
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
زَعَمْتُمْ zaʿamtum پنداشتید
فَدَعَوْهُمْ fadaʿawhum پس ندا دهند آنها را، پس فرا خوانند آنها را
فَلَمْ falam پس پاسخ ندادند
يَسْتَجِيبُوا۟ yastajībū پس پاسخ ندادند
لَهُمْ lahum به آنان
وَجَعَلْنَا wajaʿalnā و قرار دادیم
بَيْنَهُم baynahum ميان آن‌ها
مَّوْبِقًۭا mawbiqan عداوت و کینه نابود کننده

آیه 53 - سوره الكهف: 10 واژه

وَرَءَا ٱلْمُجْرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا۟ عَنْهَا مَصْرِفًۭا

مجرمان، آتش را می بینند ویقین می کنند که در آن خواهند افتاد و راه بازگشتی از آن نمی یابند.

وَرَءَا waraā و می بیند
ٱلْمُجْرِمُونَ l-muj'rimūna مجرمان
ٱلنَّارَ l-nāra (آن) آتش
فَظَنُّوٓا۟ faẓannū پس گمان می کنند
أَنَّهُم annahum همانا ايشان
مُّوَاقِعُوهَا muwāqiʿūhā افتادنی در آن
وَلَمْ walam و نمی یابند
يَجِدُوا۟ yajidū و نمی یابند
عَنْهَا ʿanhā از آن
مَصْرِفًۭا maṣrifan گریزگاه

آیه 54 - سوره الكهف: 14 واژه

وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِى هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍۢ ۚ وَكَانَ ٱلْإِنسَـٰنُ أَكْثَرَ شَىْءٍۢ جَدَلًۭا

بی تردید در این قرآن از هر گونه مثلی برای مردم بیان کردیم [ولی مردم به انکار آنها برخاستند]؛ و انسان از هر چیزی [با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه] برخوردش [خصمانه تر و] ستیزه جو تر است.

وَلَقَدْ walaqad و بي‌ترديد
صَرَّفْنَا ṣarrafnā گوناگون بیان کردیم
فِى fī در
هَـٰذَا hādhā اين
ٱلْقُرْءَانِ l-qur'āni قرآن
لِلنَّاسِ lilnnāsi برای مردم
مِن min از
كُلِّ kulli هر
مَثَلٍۢ ۚ mathalin مثلی
وَكَانَ wakāna و بود
ٱلْإِنسَـٰنُ l-insānu انسان
أَكْثَرَ akthara بيشتر
شَىْءٍۢ shayin چيزي
جَدَلًۭا jadalan جدال کننده

آیه 55 - سوره الكهف: 19 واژه

وَمَا مَنَعَ ٱلنَّاسَ أَن يُؤْمِنُوٓا۟ إِذْ جَآءَهُمُ ٱلْهُدَىٰ وَيَسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّهُمْ إِلَّآ أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ ٱلْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ ٱلْعَذَابُ قُبُلًۭا

و هنگامی که هدایت به سوی مردم آمد، چیزی مانع ایمان آوردن آنان و درخواست آمرزش از پروردگارشان نشد، مگر [کبر و دشمنی آنان با حق که در چنان فضایی آکنده از کبر و دشمنی گویی انتظار می بردند] که روش های [جاری ما در عذاب] پیشینیان [متکبّر کفر پیشه] به سراغشان آید، یا عذاب رویاروی به آنان رسد [تا آن زمان ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.]

وَمَا wamā و مانع نشد
مَنَعَ manaʿa و مانع نشد
ٱلنَّاسَ l-nāsa مردم
أَن an كه
يُؤْمِنُوٓا۟ yu'minū ايمان بياورند
إِذْ idh هنگامي كه
جَآءَهُمُ jāahumu آمد (براي) آن‌ها
ٱلْهُدَىٰ l-hudā هدايت
وَيَسْتَغْفِرُوا۟ wayastaghfirū و طلب مغفرت کنند
رَبَّهُمْ rabbahum پروردگارشان
إِلَّآ illā مگر
أَن an كه
تَأْتِيَهُمْ tatiyahum بیاید برایشان
سُنَّةُ sunnatu شیوه
ٱلْأَوَّلِينَ l-awalīna پیشینیان
أَوْ aw يا
يَأْتِيَهُمُ yatiyahumu بيايد (به سوي) آن‌ها
ٱلْعَذَابُ l-ʿadhābu عذاب
قُبُلًۭا qubulan روبه رو

آیه 56 - سوره الكهف: 18 واژه

وَمَا نُرْسِلُ ٱلْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ ۚ وَيُجَـٰدِلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِٱلْبَـٰطِلِ لِيُدْحِضُوا۟ بِهِ ٱلْحَقَّ ۖ وَٱتَّخَذُوٓا۟ ءَايَـٰتِى وَمَآ أُنذِرُوا۟ هُزُوًۭا

و ما پیامبران را جز مژده رسان و بیم دهنده نمی فرستیم، و آنان که کافرند به وسیله سخن باطل، ستیزه جویی و نزاع می کنند تا به وسیله آن حق را تباه کنند! و آیات من و عذاب هایی که به آن بیمشان داده اند، به مسخره گرفتند.

وَمَا wamā و نمی فرستیم
نُرْسِلُ nur'silu و نمی فرستیم
ٱلْمُرْسَلِينَ l-mur'salīna فرستاده شدگان
إِلَّا illā مگر
مُبَشِّرِينَ mubashirīna بشارت دهنده
وَمُنذِرِينَ ۚ wamundhirīna و بیم دهنده
وَيُجَـٰدِلُ wayujādilu و مجادله می کند
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
كَفَرُوا۟ kafarū كفر ورزيدند
بِٱلْبَـٰطِلِ bil-bāṭili به باطل
لِيُدْحِضُوا۟ liyud'ḥiḍū تا نابود کنند، از صحنه بیرون کنند
بِهِ bihi با آن
ٱلْحَقَّ ۖ l-ḥaqa حق
وَٱتَّخَذُوٓا۟ wa-ittakhadhū و گرفتند
ءَايَـٰتِى āyātī آیات مرا
وَمَآ wamā و آن چه
أُنذِرُوا۟ undhirū بیم داده شدند
هُزُوًۭا huzuwan استهزا، مسخره

آیه 57 - سوره الكهف: 30 واژه

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَـٰتِ رَبِّهِۦ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِىَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِىٓ ءَاذَانِهِمْ وَقْرًۭا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوٓا۟ إِذًا أَبَدًۭا

و کیست ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش پند داده شود، ولی از آنها روی برگرداند و دست آورد پیشین خود را [که کفر، جدال و ستیز با حق است] فراموش کند؟ به راستی ما بر دل های آنان پوشش هایی قرار داده ایم تا قرآن را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی نهادیم [تا آن را نشنوند]؛ و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانی، هرگز و هیچ گاه هدایت نیابند.

وَمَنْ waman و چه کسی
أَظْلَمُ aẓlamu ستمكارتر
مِمَّن mimman از كسي كه
ذُكِّرَ dhukkira تذکر داده شد
بِـَٔايَـٰتِ biāyāti به آيات
رَبِّهِۦ rabbihi پروردگارش
فَأَعْرَضَ fa-aʿraḍa پس روگرداند
عَنْهَا ʿanhā از آن
وَنَسِىَ wanasiya و فراموش کرد
مَا mā آن چه
قَدَّمَتْ qaddamat پیش فرستاد
يَدَاهُ ۚ yadāhu دو دستش
إِنَّا innā همانا ما
جَعَلْنَا jaʿalnā قرار داديم
عَلَىٰ ʿalā بر
قُلُوبِهِمْ qulūbihim دلهايشان
أَكِنَّةً akinnatan سرپوش
أَن an كه
يَفْقَهُوهُ yafqahūhu بفهمند آن را
وَفِىٓ wafī و در
ءَاذَانِهِمْ ādhānihim گوش‌هايشان
وَقْرًۭا ۖ waqran سنگینی، کری
وَإِن wa-in و اگر
تَدْعُهُمْ tadʿuhum بخوانی آنها را
إِلَى ilā به
ٱلْهُدَىٰ l-hudā هدايت
فَلَن falan پس هرگز هدایت نمی یابند
يَهْتَدُوٓا۟ yahtadū پس هرگز هدایت نمی یابند
إِذًا idhan در اين صورت
أَبَدًۭا abadan هيچ گاه

آیه 58 - سوره الكهف: 19 واژه

وَرَبُّكَ ٱلْغَفُورُ ذُو ٱلرَّحْمَةِ ۖ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا۟ لَعَجَّلَ لَهُمُ ٱلْعَذَابَ ۚ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌۭ لَّن يَجِدُوا۟ مِن دُونِهِۦ مَوْئِلًۭا

و پروردگارت بسیار آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر می خواست آنان را به کیفر گناهانی که مرتکب شده اند، مؤاخذه کند، قطعاً در عذابشان شتاب می نمود [اما چنین نمی کند]، بلکه آنان را وعده گاهی است که هرگز در برابر آن کمترین پناهگاهی نخواهند یافت.

وَرَبُّكَ warabbuka و پروردگار تو
ٱلْغَفُورُ l-ghafūru بسیار آمرزنده
ذُو dhū صاحب
ٱلرَّحْمَةِ ۖ l-raḥmati رحمت
لَوْ law اگر
يُؤَاخِذُهُم yuākhidhuhum مؤاخذه می کرد آنها را
بِمَا bimā به آن چه
كَسَبُوا۟ kasabū مرتکب شدند
لَعَجَّلَ laʿajjala قطعاً شتاب نمود
لَهُمُ lahumu براي ايشان
ٱلْعَذَابَ ۚ l-ʿadhāba عذاب
بَل bal بلكه
لَّهُم lahum برای آنان
مَّوْعِدٌۭ mawʿidun موعد
لَّن lan هرگز نمی یابند
يَجِدُوا۟ yajidū هرگز نمی یابند
مِن min غیر از او
دُونِهِۦ dūnihi غیر از او
مَوْئِلًۭا mawilan نمی یابند

آیه 59 - سوره الكهف: 8 واژه

وَتِلْكَ ٱلْقُرَىٰٓ أَهْلَكْنَـٰهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا۟ وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًۭا

و آن شهرها [یی که داستانشان را بر تو خواندیم] هنگامی که اهل آنها [با کفر و تکذیب آیات خدا] به خود ستم ورزیدند، هلاکشان کردیم، و برای هلاکتشان وقتی معلوم مقرّر نمودیم.

وَتِلْكَ watil'ka و آن
ٱلْقُرَىٰٓ l-qurā شهرها
أَهْلَكْنَـٰهُمْ ahlaknāhum هلاک کردیم آنها را
لَمَّا lammā هنگامی که
ظَلَمُوا۟ ẓalamū ستم كردند
وَجَعَلْنَا wajaʿalnā و قرار دادیم
لِمَهْلِكِهِم limahlikihim برای هلاکتشان
مَّوْعِدًۭا mawʿidan وعده، موعد

آیه 60 - سوره الكهف: 13 واژه

وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَىٰهُ لَآ أَبْرَحُ حَتَّىٰٓ أَبْلُغَ مَجْمَعَ ٱلْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِىَ حُقُبًۭا

و [یاد کن] هنگامی را که موسی به جوان [خدمت گزار] خود گفت: همواره می روم تا به محل برخورد آن دو دریا برسم [چه اینکه زود برسم] یا روزگاری طولانی به سفرم ادامه دهم، [در هر حال می روم تا برای تحصیل دانش بیشتر، عبد صالح حق را بیابم.]

وَإِذْ wa-idh و هنگامي كه
قَالَ qāla گفت
مُوسَىٰ mūsā موسي
لِفَتَىٰهُ lifatāhu به جوان(همراه) خود
لَآ lā پیوسته، همواره، از پای ننشینم
أَبْرَحُ abraḥu پیوسته، همواره، از پای ننشینم
حَتَّىٰٓ ḥattā تا
أَبْلُغَ ablugha برسم
مَجْمَعَ majmaʿa تلاقی
ٱلْبَحْرَيْنِ l-baḥrayni دو دریا
أَوْ aw يا
أَمْضِىَ amḍiya راه روم
حُقُبًۭا ḥuquban روزگاران، سالهای متمادی

آیه 61 - سوره الكهف: 11 واژه

فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِى ٱلْبَحْرِ سَرَبًۭا

پس هنگامی که به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهی خود را [که برای خوردن فراهم کرده بودند] از یاد بردند، [آن] ماهی راه خود را [به طور سرازیر] در دریا پیش گرفت.

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
بَلَغَا balaghā رسیدند آن دو
مَجْمَعَ majmaʿa تلاقی
بَيْنِهِمَا baynihimā بين آن دو
نَسِيَا nasiyā فراموش کردند
حُوتَهُمَا ḥūtahumā ماهی آن دو
فَٱتَّخَذَ fa-ittakhadha پس گرفت
سَبِيلَهُۥ sabīlahu راهش
فِى fī در
ٱلْبَحْرِ l-baḥri دريا
سَرَبًۭا saraban سرازیر شدن

آیه 62 - سوره الكهف: 12 واژه

فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَىٰهُ ءَاتِنَا غَدَآءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَـٰذَا نَصَبًۭا

وقتی [از آنجا] گذشتند، موسی به خدمت گزارش گفت: غذای صبح گاهی ما را بیاور که از این سفرمان سختی و خستگیِ بسیار دیدیم.

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
جَاوَزَا jāwazā گذشتند آن دو
قَالَ qāla گفت
لِفَتَىٰهُ lifatāhu به جوان(همراه) خود
ءَاتِنَا ātinā بیاور برای ما
غَدَآءَنَا ghadāanā خوراکمان
لَقَدْ laqad بي‌ترديد
لَقِينَا laqīnā دچار شدیم، رسیدیم
مِن min از
سَفَرِنَا safarinā سفرمان
هَـٰذَا hādhā اين
نَصَبًۭا naṣaban رنج و خستگی

آیه 63 - سوره الكهف: 20 واژه

قَالَ أَرَءَيْتَ إِذْ أَوَيْنَآ إِلَى ٱلصَّخْرَةِ فَإِنِّى نَسِيتُ ٱلْحُوتَ وَمَآ أَنسَىٰنِيهُ إِلَّا ٱلشَّيْطَـٰنُ أَنْ أَذْكُرَهُۥ ۚ وَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِى ٱلْبَحْرِ عَجَبًۭا

خدمت گزارش گفت: آیا ندانستی چون کنار آن سنگ جای گرفتیم، من ماهی را از یاد بردم و آن با وضعی شگفت انگیز راه خود را در دریا گرفت و رفت، و جز شیطان از خاطرم نبرد که آن را به یاد داشته باشم.

قَالَ qāla گفت
أَرَءَيْتَ ara-ayta آیا به یاد داری
إِذْ idh هنگامي كه
أَوَيْنَآ awaynā پناه گرفتیم
إِلَى ilā به
ٱلصَّخْرَةِ l-ṣakhrati سنگ بزرگ
فَإِنِّى fa-innī پس همانا من
نَسِيتُ nasītu فراموش کردم
ٱلْحُوتَ l-ḥūta ماهی
وَمَآ wamā از یادم نبرد آن را
أَنسَىٰنِيهُ ansānīhu از یادم نبرد آن را
إِلَّا illā مگر
ٱلشَّيْطَـٰنُ l-shayṭānu شيطان
أَنْ an كه
أَذْكُرَهُۥ ۚ adhkurahu یاد کنم آن را
وَٱتَّخَذَ wa-ittakhadha و گرفت
سَبِيلَهُۥ sabīlahu راهش
فِى fī در
ٱلْبَحْرِ l-baḥri دريا
عَجَبًۭا ʿajaban به طور عجیب

آیه 64 - سوره الكهف: 9 واژه

قَالَ ذَٰلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ ۚ فَٱرْتَدَّا عَلَىٰٓ ءَاثَارِهِمَا قَصَصًۭا

موسی گفت: این [جای فراموش کردن ماهی] همان است که ما در طلبش بودیم. پس با پی گرفتن جای پای خود [از راهی که آمده بودند] برگشتند.

قَالَ qāla گفت
ذَٰلِكَ dhālika اين
مَا mā آن چه
كُنَّا kunnā می خواستیم
نَبْغِ ۚ nabghi می خواستیم
فَٱرْتَدَّا fa-ir'taddā پس برگشتند آن دو
عَلَىٰٓ ʿalā بر
ءَاثَارِهِمَا āthārihimā راهی که آن دو طی کرده بودند
قَصَصًۭا qaṣaṣan پی جویی، رد پای خود را گرفتن

آیه 65 - سوره الكهف: 12 واژه

فَوَجَدَا عَبْدًۭا مِّنْ عِبَادِنَآ ءَاتَيْنَـٰهُ رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَـٰهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًۭا

پس بنده ای از بندگان ما را یافتند که او را از نزد خود رحمتی داده و از پیشگاه خود دانشی ویژه به او آموخته بودیم.

فَوَجَدَا fawajadā پس یافتند آن دو
عَبْدًۭا ʿabdan بنده
مِّنْ min از
عِبَادِنَآ ʿibādinā بندگان ما
ءَاتَيْنَـٰهُ ātaynāhu دادیم به او
رَحْمَةًۭ raḥmatan رحمت
مِّنْ min از
عِندِنَا ʿindinā نزد ما
وَعَلَّمْنَـٰهُ waʿallamnāhu و آموختیم او را
مِن min از
لَّدُنَّا ladunnā نزد خودمان
عِلْمًۭا ʿil'man دانش

آیه 66 - سوره الكهف: 11 واژه

قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰٓ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًۭا

موسی به او گفت: آیا [اذن می دهی که] من تو را [به این هدف] پیروی کنم که از آنچه به تو آموخته اند، مایه رشدی به من بیاموزی؟

قَالَ qāla گفت
لَهُۥ lahu به او
مُوسَىٰ mūsā موسي
هَلْ hal آيا
أَتَّبِعُكَ attabiʿuka پیروی کنم تو را، از پی تو بیایم
عَلَىٰٓ ʿalā بر
أَن an اینکه
تُعَلِّمَنِ tuʿallimani یادم دهی
مِمَّا mimmā از آن چه
عُلِّمْتَ ʿullim'ta تعلیم شدی
رُشْدًۭا rush'dan بینش

آیه 67 - سوره الكهف: 6 واژه

قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًۭا

گفت: [ای موسی!] تو هرگز نمی توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی.

قَالَ qāla گفت
إِنَّكَ innaka همانا تو
لَن lan پس هرگز نخواهی توانست
تَسْتَطِيعَ tastaṭīʿa پس هرگز نخواهی توانست
مَعِىَ maʿiya با من
صَبْرًۭا ṣabran شكيبايي

آیه 68 - سوره الكهف: 8 واژه

وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَىٰ مَا لَمْ تُحِطْ بِهِۦ خُبْرًۭا

و چگونه می توانی بر چیزی که به آن احاطه [علمی] نداری شکیبایی ورزی؟

وَكَيْفَ wakayfa و چگونه
تَصْبِرُ taṣbiru صبر می کنی
عَلَىٰ ʿalā بر
مَا mā آن چه
لَمْ lam احاطه پیدا نکردی
تُحِطْ tuḥiṭ احاطه پیدا نکردی
بِهِۦ bihi به آن
خُبْرًۭا khub'ran آگاهی ، شناخت

آیه 69 - سوره الكهف: 10 واژه

قَالَ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ صَابِرًۭا وَلَآ أَعْصِى لَكَ أَمْرًۭا

گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت، و هیچ فرمانی را از تو مخالفت نخواهم کرد.

قَالَ qāla گفت
سَتَجِدُنِىٓ satajidunī به زودی می یابی مرا
إِن in 0
شَآءَ shāa به خواست خدا
ٱللَّهُ l-lahu به خواست خدا
صَابِرًۭا ṣābiran شکیبا
وَلَآ walā و نه
أَعْصِى aʿṣī نافرمانی نمی کنم
لَكَ laka تو را
أَمْرًۭا amran کاری

آیه 70 - سوره الكهف: 12 واژه

قَالَ فَإِنِ ٱتَّبَعْتَنِى فَلَا تَسْـَٔلْنِى عَن شَىْءٍ حَتَّىٰٓ أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًۭا

گفت: [ای موسی!] اگر دنبال من آمدی، از هیچ چیز از من مپرس تا خودم درباره [حقیقتِ] آن با تو آغاز سخن کنم.

قَالَ qāla گفت
فَإِنِ fa-ini پس اگر
ٱتَّبَعْتَنِى ittabaʿtanī در پی من آمدی
فَلَا falā پس نپرس از من
تَسْـَٔلْنِى tasalnī پس نپرس از من
عَن ʿan از
شَىْءٍ shayin چيزي
حَتَّىٰٓ ḥattā تا اين كه
أُحْدِثَ uḥ'ditha مطرح کنم
لَكَ laka برای تو
مِنْهُ min'hu از آن
ذِكْرًۭا dhik'ran سخن

آیه 71 - سوره الكهف: 15 واژه

فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِى ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَا ۖ قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْـًٔا إِمْرًۭا

پس هر دو به راه افتادند تا وقتی که در کشتی سوار شدند، او شکافی در کشتی ایجاد کرد. موسی گفت: آیا آن را شکافتی تا سرنشینانش را غرق کنی؟ به راستی که کاری بسیار زشت کردی!

فَٱنطَلَقَا fa-inṭalaqā پس راه افتادند
حَتَّىٰٓ ḥattā تا
إِذَا idhā هنگامي كه
رَكِبَا rakibā سوار شدند آن دو
فِى fī در
ٱلسَّفِينَةِ l-safīnati کشتی
خَرَقَهَا ۖ kharaqahā سوراخ کرد آن را
قَالَ qāla گفت
أَخَرَقْتَهَا akharaqtahā آیا سوراخ کردی آن را
لِتُغْرِقَ litugh'riqa تا غرق کنی
أَهْلَهَا ahlahā سرنشینانش
لَقَدْ laqad بي‌ترديد
جِئْتَ ji'ta آوردی
شَيْـًٔا shayan چيزي
إِمْرًۭا im'ran کار بسیار زشت

آیه 72 - سوره الكهف: 8 واژه

قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًۭا

گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی؟

قَالَ qāla گفت
أَلَمْ alam آيا نگفتم
أَقُلْ aqul آيا نگفتم
إِنَّكَ innaka همانا تو
لَن lan پس هرگز نخواهی توانست
تَسْتَطِيعَ tastaṭīʿa پس هرگز نخواهی توانست
مَعِىَ maʿiya با من
صَبْرًۭا ṣabran شكيبايي

آیه 73 - سوره الكهف: 10 واژه

قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِى بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِى مِنْ أَمْرِى عُسْرًۭا

گفت: مرا بر آنچه از یاد بردم، مؤاخذه مکن و در کارم به من سخت مگیر.

قَالَ qāla گفت
لَا lā مؤاخذه نکن مرا
تُؤَاخِذْنِى tuākhidh'nī مؤاخذه نکن مرا
بِمَا bimā به آن چه
نَسِيتُ nasītu فراموش کردم
وَلَا walā تحمیل نکن بر من، سخت مگیر بر من
تُرْهِقْنِى tur'hiq'nī تحمیل نکن بر من، سخت مگیر بر من
مِنْ min از
أَمْرِى amrī کارم
عُسْرًۭا ʿus'ran دشواری

آیه 74 - سوره الكهف: 16 واژه

فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا لَقِيَا غُلَـٰمًۭا فَقَتَلَهُۥ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًۭا زَكِيَّةًۢ بِغَيْرِ نَفْسٍۢ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْـًۭٔا نُّكْرًۭا

پس [هر دو] به راه افتادند تا [زمانی که] به نوجوانی برخوردند؛ پس [بنده ما] او را کشت. موسی گفت: آیا شخص بی گناهی را بدون آنکه کسی را کشته باشد، کُشتی؟ به راستی که کاری بسیار ناپسند مرتکب شدی!

فَٱنطَلَقَا fa-inṭalaqā پس راه افتادند
حَتَّىٰٓ ḥattā تا
إِذَا idhā هنگامي كه
لَقِيَا laqiyā رسیدند، ملاقات کردند
غُلَـٰمًۭا ghulāman نوجوان
فَقَتَلَهُۥ faqatalahu پس کشت او را
قَالَ qāla گفت
أَقَتَلْتَ aqatalta آیا کشتی
نَفْسًۭا nafsan شخصي
زَكِيَّةًۢ zakiyyatan بی گناه و پاک
بِغَيْرِ bighayri به غير
نَفْسٍۢ nafsin کسی
لَّقَدْ laqad بي‌ترديد
جِئْتَ ji'ta آوردی
شَيْـًۭٔا shayan کاری
نُّكْرًۭا nuk'ran زشت

آیه 75 - سوره الكهف: 9 واژه

۞ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًۭا

گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی توانی بر همراهی من شکیبایی کنی؟

۞ قَالَ qāla گفت
أَلَمْ alam آيا نگفتم
أَقُل aqul آيا نگفتم
لَّكَ laka به تو
إِنَّكَ innaka همانا تو
لَن lan پس هرگز نخواهی توانست
تَسْتَطِيعَ tastaṭīʿa پس هرگز نخواهی توانست
مَعِىَ maʿiya با من
صَبْرًۭا ṣabran شكيبايي

آیه 76 - سوره الكهف: 13 واژه

قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَىْءٍۭ بَعْدَهَا فَلَا تُصَـٰحِبْنِى ۖ قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّى عُذْرًۭا

گفت: بعد از این اگر چیزی از تو پرسیدم، دیگر با من مصاحبت مکن [برای آنکه] از جانب من به عذر قابل قبولی رسیده ای [و برای جدا شدن از من دلیل قاطعی داری.]

قَالَ qāla گفت
إِن in اگر
سَأَلْتُكَ sa-altuka سؤال کردم از تو
عَن ʿan از
شَىْءٍۭ shayin چيزي
بَعْدَهَا baʿdahā بعد از آن
فَلَا falā پس با من همراهی و مصاحبت نکن
تُصَـٰحِبْنِى ۖ tuṣāḥib'nī پس با من همراهی و مصاحبت نکن
قَدْ qad البته
بَلَغْتَ balaghta رسیدی
مِن min از
لَّدُنِّى ladunnī از جانب من
عُذْرًۭا ʿudh'ran <null>

آیه 77 - سوره الكهف: 24 واژه

فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَيَآ أَهْلَ قَرْيَةٍ ٱسْتَطْعَمَآ أَهْلَهَا فَأَبَوْا۟ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًۭا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُۥ ۖ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًۭا

پس [هر دو] به راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند، از مردمش خوراک خواستند و آنان از اینکه آن دو را مهمان کنند، خودداری کردند. پس در آن شهر، دیواری یافتند که می خواست فرو ریزد، پس او آن را [به گونه ای] استوار کرد [که فرو نریزد]. موسی گفت: اگر می خواستی برای تعمیر آن دیوار، مزدی می گرفتی [که برای خود خوراک فراهم آوریم.]

فَٱنطَلَقَا fa-inṭalaqā پس راه افتادند
حَتَّىٰٓ ḥattā تا اين كه
إِذَآ idhā هنگامي كه
أَتَيَآ atayā آمدند آن دو
أَهْلَ ahla اهل
قَرْيَةٍ qaryatin شهري
ٱسْتَطْعَمَآ is'taṭʿamā طعام خواستند
أَهْلَهَا ahlahā ساکنان آن
فَأَبَوْا۟ fa-abaw پس ابا کردند
أَن an كه
يُضَيِّفُوهُمَا yuḍayyifūhumā مهمان کنند آن دو را
فَوَجَدَا fawajadā پس یافتند آن دو
فِيهَا fīhā در آن جا
جِدَارًۭا jidāran دیوار
يُرِيدُ yurīdu مي‌خواهد
أَن an که فرو ریزد
يَنقَضَّ yanqaḍḍa که فرو ریزد
فَأَقَامَهُۥ ۖ fa-aqāmahu پس برپاکرد آن را
قَالَ qāla گفت
لَوْ law اگر
شِئْتَ shi'ta میخواستی
لَتَّخَذْتَ lattakhadhta البته می گرفتی
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
أَجْرًۭا ajran پاداشي

آیه 78 - سوره الكهف: 12 واژه

قَالَ هَـٰذَا فِرَاقُ بَيْنِى وَبَيْنِكَ ۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا

گفت: [ای موسی!] اکنون زمان جدایی میان من و توست؛ به زودی تو را به تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی، آگاه می کنم.

قَالَ qāla گفت
هَـٰذَا hādhā اين
فِرَاقُ firāqu جدایی
بَيْنِى baynī بین من
وَبَيْنِكَ ۚ wabaynika و بین تو
سَأُنَبِّئُكَ sa-unabbi-uka به زودی آگاه خواهم ساخت تو را
بِتَأْوِيلِ bitawīli به تفسیر و توجیه
مَا mā آن چه
لَمْ lam نتوانستی
تَسْتَطِع tastaṭiʿ نتوانستی
عَّلَيْهِ ʿalayhi بر او
صَبْرًا ṣabran شكيبايي

آیه 79 - سوره الكهف: 17 واژه

أَمَّا ٱلسَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَـٰكِينَ يَعْمَلُونَ فِى ٱلْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَآءَهُم مَّلِكٌۭ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًۭا

اما آن کشتی، از بی نوایانی بود که [با آن] در دریا کار می کردند و در برابرشان پادشاهی بود که هر کشتی سالم و بی عیبی را غاصبانه تصرف می کرد، من خواستم معیوبش کنم [تا به دست آن ستم گر نیفتد.]

أَمَّا ammā اما
ٱلسَّفِينَةُ l-safīnatu کشتی
فَكَانَتْ fakānat پس بود
لِمَسَـٰكِينَ limasākīna برای بینوایان
يَعْمَلُونَ yaʿmalūna کار می کنند
فِى fī در
ٱلْبَحْرِ l-baḥri دريا
فَأَرَدتُّ fa-aradttu پس خواستم
أَنْ an كه
أَعِيبَهَا aʿībahā معیوب کنم آن را
وَكَانَ wakāna و بود
وَرَآءَهُم warāahum پشت سر ایشان
مَّلِكٌۭ malikun پادشاهی
يَأْخُذُ yakhudhu می گیرد
كُلَّ kulla همه
سَفِينَةٍ safīnatin کشتی(درستی)
غَصْبًۭا ghaṣban به زور

آیه 80 - سوره الكهف: 10 واژه

وَأَمَّا ٱلْغُلَـٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَآ أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا

و اما [آن] نوجوان [که او را کُشتم]، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدم که آن دو را [در آینده] به طغیان و کفر بکشاند.

وَأَمَّا wa-ammā و امّا
ٱلْغُلَـٰمُ l-ghulāmu نوجوان
فَكَانَ fakāna پس بود
أَبَوَاهُ abawāhu پدر و مادرش
مُؤْمِنَيْنِ mu'minayni مؤمن
فَخَشِينَآ fakhashīnā پس ترسیدیم
أَن an كه
يُرْهِقَهُمَا yur'hiqahumā بکشاند آن دو را
طُغْيَـٰنًۭا ṭugh'yānan سرکشی و تجاوز
وَكُفْرًۭا wakuf'ran و کفر

آیه 81 - سوره الكهف: 9 واژه

فَأَرَدْنَآ أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًۭا مِّنْهُ زَكَوٰةًۭ وَأَقْرَبَ رُحْمًۭا

پس خواستیم پروردگارشان پاک تر و مهربان تر از او را به آنان عوض دهد.

فَأَرَدْنَآ fa-aradnā پس خواستیم
أَن an كه
يُبْدِلَهُمَا yub'dilahumā عوض دهد آن دو را
رَبُّهُمَا rabbuhumā پروردگارشان
خَيْرًۭا khayran بهتر
مِّنْهُ min'hu از او
زَكَوٰةًۭ zakatan در پاکی
وَأَقْرَبَ wa-aqraba و نزدیکتر
رُحْمًۭا ruḥ'man مهربانی و عطوفت

آیه 82 - سوره الكهف: 35 واژه

وَأَمَّا ٱلْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَـٰمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِى ٱلْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌۭ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَـٰلِحًۭا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبْلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ ۚ وَمَا فَعَلْتُهُۥ عَنْ أَمْرِى ۚ ذَٰلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًۭا

و اما آن دیوار از دو نوجوان یتیم در این شهر بود، و زیرش گنجی متعلق به آن دو قرار داشت، و پدرشان مردی شایسته بود، پس پروردگارت خواست که آن دو یتیم به حد رشد رسند وگنجشان را به سبب مِهر [ی که] پروردگارت [به آن دو] داشت بیرون آورند؛ و من این را از پیش خود انجام ندادم. این است تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی.

وَأَمَّا wa-ammā و امّا
ٱلْجِدَارُ l-jidāru دیوار
فَكَانَ fakāna پس بود
لِغُلَـٰمَيْنِ lighulāmayni از آنِ دو پسر بچه
يَتِيمَيْنِ yatīmayni دو یتیم
فِى fī در
ٱلْمَدِينَةِ l-madīnati شهر
وَكَانَ wakāna و بود
تَحْتَهُۥ taḥtahu زیر آن
كَنزٌۭ kanzun گنج
لَّهُمَا lahumā برای آن دو
وَكَانَ wakāna و بود
أَبُوهُمَا abūhumā پدرشان
صَـٰلِحًۭا ṣāliḥan (مرد) شایسته
فَأَرَادَ fa-arāda پس خواست
رَبُّكَ rabbuka پروردگار تو
أَن an كه
يَبْلُغَآ yablughā برسند
أَشُدَّهُمَا ashuddahumā بلوغشان، رشد عقلی و جسمانی شان
وَيَسْتَخْرِجَا wayastakhrijā و استخراج کنند آن دو
كَنزَهُمَا kanzahumā گنجشان را
رَحْمَةًۭ raḥmatan رحمت
مِّن min از
رَّبِّكَ ۚ rabbika پروردگارت
وَمَا wamā انجام ندادم آن را
فَعَلْتُهُۥ faʿaltuhu انجام ندادم آن را
عَنْ ʿan از
أَمْرِى ۚ amrī نظر خود
ذَٰلِكَ dhālika اين
تَأْوِيلُ tawīlu تعبیر
مَا mā آن چه
لَمْ lam نتوانستی
تَسْطِع tasṭiʿ نتوانستی
عَّلَيْهِ ʿalayhi بر او
صَبْرًۭا ṣabran شكيبايي

آیه 83 - سوره الكهف: 9 واژه

وَيَسْـَٔلُونَكَ عَن ذِى ٱلْقَرْنَيْنِ ۖ قُلْ سَأَتْلُوا۟ عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا

و از تو درباره ذوالقرنین می پرسند؛ بگو: به زودی بخشی از سرگذشت او را [به وسیله آیاتی از قرآن] برای شما می خوانم.

وَيَسْـَٔلُونَكَ wayasalūnaka و مي‌پرسند از تو
عَن ʿan از
ذِى dhī ذو القرنین، صاحب دو شاخ
ٱلْقَرْنَيْنِ ۖ l-qarnayni ذو القرنین، صاحب دو شاخ
قُلْ qul بگو
سَأَتْلُوا۟ sa-atlū به زودی خواهم خواند
عَلَيْكُم ʿalaykum بر شما
مِّنْهُ min'hu از او
ذِكْرًا dhik'ran سخن

آیه 84 - سوره الكهف: 10 واژه

إِنَّا مَكَّنَّا لَهُۥ فِى ٱلْأَرْضِ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِن كُلِّ شَىْءٍۢ سَبَبًۭا

ما به او در زمین، قدرت و تمکّن دادیم و از هر چیزی [که برای رسیدن به هدف هایش نیازمند به آن بود] وسیله ای به او عطا کردیم.

إِنَّا innā همانا ما
مَكَّنَّا makkannā مکانت و منزلت دادیم
لَهُۥ lahu براي او
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
وَءَاتَيْنَـٰهُ waātaynāhu و دادیم به او
مِن min از
كُلِّ kulli هر
شَىْءٍۢ shayin چيزي
سَبَبًۭا sababan وسیله ای

آیه 85 - سوره الكهف: 2 واژه

فَأَتْبَعَ سَبَبًا

پس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر به غرب] دنبال کرد.

فَأَتْبَعَ fa-atbaʿa پس دنبال کرد
سَبَبًا sababan راهی

آیه 86 - سوره الكهف: 24 واژه

حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ ٱلشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِى عَيْنٍ حَمِئَةٍۢ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًۭا ۗ قُلْنَا يَـٰذَا ٱلْقَرْنَيْنِ إِمَّآ أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّآ أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًۭا

تا زمانی که به محل غروب خورشید رسید [منظره غروب] خورشید را چنین یافت که در چشمه ای گرم و لجن آلود غروب می کند، و نزد آن قومی را یافت [که فساد و ستم می کردند]. گفتیم: ای ذوالقرنین! یا [این قوم را به کیفر فساد و ستمشان] عذاب می کنی و یا در میانشان شیوه ای نیک در پیش می گیری.

حَتَّىٰٓ ḥattā تا
إِذَا idhā هنگامي كه
بَلَغَ balagha رسید
مَغْرِبَ maghriba غروبگاه
ٱلشَّمْسِ l-shamsi خورشید
وَجَدَهَا wajadahā یافت آن را
تَغْرُبُ taghrubu غروب می کند
فِى fī در
عَيْنٍ ʿaynin چشمه
حَمِئَةٍۢ ḥami-atin گل آلود و تیره
وَوَجَدَ wawajada و یافت
عِندَهَا ʿindahā نزد آن
قَوْمًۭا ۗ qawman قومی
قُلْنَا qul'nā گفتيم
يَـٰذَا yādhā ذو القرنین
ٱلْقَرْنَيْنِ l-qarnayni ذو القرنین
إِمَّآ immā یا این
أَن an كه
تُعَذِّبَ tuʿadhiba مجازات کنی
وَإِمَّآ wa-immā و یا این
أَن an كه
تَتَّخِذَ tattakhidha بگیری
فِيهِمْ fīhim در (ميان) آن‌ها
حُسْنًۭا ḥus'nan (روش) نیکو

آیه 87 - سوره الكهف: 13 واژه

قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُۥ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَىٰ رَبِّهِۦ فَيُعَذِّبُهُۥ عَذَابًۭا نُّكْرًۭا

ذوالقرنین گفت: اما هر که [با کفر، فساد و گناه] ستم کرده، عذابش می کنیم، آن گاه به سوی پروردگارش بازگردانده می شود، پس او را عذابی سخت خواهد کرد.

قَالَ qāla گفت
أَمَّا ammā اما
مَن man کسی که
ظَلَمَ ẓalama ستم کند
فَسَوْفَ fasawfa پس به زودي
نُعَذِّبُهُۥ nuʿadhibuhu عذاب می کنیم او را
ثُمَّ thumma سپس
يُرَدُّ yuraddu بر گردانده می شود
إِلَىٰ ilā به سوی
رَبِّهِۦ rabbihi پروردگارش
فَيُعَذِّبُهُۥ fayuʿadhibuhu پس عذاب می کند او را
عَذَابًۭا ʿadhāban عذابي
نُّكْرًۭا nuk'ran زشت، نفرت انگیز

آیه 88 - سوره الكهف: 13 واژه

وَأَمَّا مَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا فَلَهُۥ جَزَآءً ٱلْحُسْنَىٰ ۖ وَسَنَقُولُ لَهُۥ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًۭا

و اما هر که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده است، پس بهترین پاداش برای اوست، و ما هم از سوی خود تکلیفی آسان به او خواهیم داد.

وَأَمَّا wa-ammā و امّا
مَنْ man کسی که
ءَامَنَ āmana ایمان آورد
وَعَمِلَ waʿamila و انجام دهد
صَـٰلِحًۭا ṣāliḥan (كار) شايسته
فَلَهُۥ falahu پس براي او
جَزَآءً jazāan کیفر
ٱلْحُسْنَىٰ ۖ l-ḥus'nā نیکی
وَسَنَقُولُ wasanaqūlu و خواهیم گفت
لَهُۥ lahu به او
مِنْ min از
أَمْرِنَا amrinā فرمانمان
يُسْرًۭا yus'ran سهل و آسان

آیه 89 - سوره الكهف: 3 واژه

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا

پس [باز هم با توسل به وسیله] راهی را [برای سفر به شرق] دنبال کرد.

ثُمَّ thumma سپس
أَتْبَعَ atbaʿa دنبال کرد
سَبَبًا sababan راهی

آیه 90 - سوره الكهف: 15 واژه

حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ ٱلشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَىٰ قَوْمٍۢ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًۭا

تا زمانی که به محل طلوع خورشید رسید، آن را یافت که بر قومی طلوع می کند که در برابر آن پوششی [از مسکن و لباس] برای آنان قرار نداده ایم.

حَتَّىٰٓ ḥattā تا اين كه
إِذَا idhā هنگامي كه
بَلَغَ balagha رسید
مَطْلِعَ maṭliʿa محل طلوع
ٱلشَّمْسِ l-shamsi خورشید
وَجَدَهَا wajadahā یافت آن را
تَطْلُعُ taṭluʿu طلوع می کند
عَلَىٰ ʿalā بر
قَوْمٍۢ qawmin گروهي
لَّمْ lam قرار ندادیم
نَجْعَل najʿal قرار ندادیم
لَّهُم lahum برای آنها
مِّن min در برابرآن
دُونِهَا dūnihā در برابرآن
سِتْرًۭا sit'ran پوشش

آیه 91 - سوره الكهف: 6 واژه

كَذَٰلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًۭا

[سرگذشت ذوالقرنین و ملت ها] این گونه [بود]، و یقیناً ما به آنچه [از وسایل و امکانات مادی و معنوی] نزد او بود، احاطه [علمی] داشتیم.

كَذَٰلِكَ kadhālika اين چنين
وَقَدْ waqad در حالي كه
أَحَطْنَا aḥaṭnā احاطه کردیم، احاطه داشتیم
بِمَا bimā به آن چه
لَدَيْهِ ladayhi نزد او
خُبْرًۭا khub'ran آگاهی ، شناخت

آیه 92 - سوره الكهف: 3 واژه

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا

سپس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر دیگر] دنبال کرد.

ثُمَّ thumma سپس
أَتْبَعَ atbaʿa دنبال کرد
سَبَبًا sababan وسیله ای

آیه 93 - سوره الكهف: 13 واژه

حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ بَيْنَ ٱلسَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًۭا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًۭا

تا زمانی که میان دو کوه رسید، نزد آن دو کوه، قومی را یافت که هیچ سخنی را به آسانی نمی فهمیدند.

حَتَّىٰٓ ḥattā تا اين كه
إِذَا idhā هنگامي كه
بَلَغَ balagha رسید
بَيْنَ bayna بين
ٱلسَّدَّيْنِ l-sadayni دو سد، دو کوه
وَجَدَ wajada يافت
مِن min در فراسوی آن دو
دُونِهِمَا dūnihimā در فراسوی آن دو
قَوْمًۭا qawman گروهي
لَّا lā نمي‌خواهند
يَكَادُونَ yakādūna نمي‌خواهند
يَفْقَهُونَ yafqahūna بفهمند
قَوْلًۭا qawlan سخني

آیه 94 - سوره الكهف: 19 واژه

قَالُوا۟ يَـٰذَا ٱلْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَىٰٓ أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّۭا

[آنان با رمز، اشاره و با هر وسیله ای که ممکن بود] گفتند: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج [با کشتن و غارت و تخریب] در این سرزمین فساد می کنند؛ آیا می پذیری که ما مزدی برایت قرار دهیم تا میان ما و آنان سدّی بسازی؟

قَالُوا۟ qālū گفتند
يَـٰذَا yādhā ذو القرنین
ٱلْقَرْنَيْنِ l-qarnayni ذو القرنین
إِنَّ inna همانا
يَأْجُوجَ yajūja یأجوج
وَمَأْجُوجَ wamajūja و مأجوج
مُفْسِدُونَ muf'sidūna فسادکنندگان
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
فَهَلْ fahal پس آیا
نَجْعَلُ najʿalu قرار می دهیم
لَكَ laka برای تو
خَرْجًا kharjan هزینه، خراج
عَلَىٰٓ ʿalā بر
أَن an که قرار دهی
تَجْعَلَ tajʿala که قرار دهی
بَيْنَنَا baynanā بين ما
وَبَيْنَهُمْ wabaynahum و بين آنان
سَدًّۭا saddan سد

آیه 95 - سوره الكهف: 12 واژه

قَالَ مَا مَكَّنِّى فِيهِ رَبِّى خَيْرٌۭ فَأَعِينُونِى بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا

گفت: آنچه پروردگارم مرا در آن تمکّن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است؛ پس شما مرا با نیرویی یاری دهید [تا] میان شما و آنان سدّی سخت و استوار قرار دهم.

قَالَ qāla گفت
مَا mā آن چه
مَكَّنِّى makkannī تمکن داده به من
فِيهِ fīhi در آن
رَبِّى rabbī پروردگار من
خَيْرٌۭ khayrun بهتر
فَأَعِينُونِى fa-aʿīnūnī پس یاری کنید مرا
بِقُوَّةٍ biquwwatin با جديت
أَجْعَلْ ajʿal قرار دهم
بَيْنَكُمْ baynakum بين خودتان
وَبَيْنَهُمْ wabaynahum و بين آنان
رَدْمًا radman سد

آیه 96 - سوره الكهف: 19 واژه

ءَاتُونِى زُبَرَ ٱلْحَدِيدِ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا سَاوَىٰ بَيْنَ ٱلصَّدَفَيْنِ قَالَ ٱنفُخُوا۟ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَعَلَهُۥ نَارًۭا قَالَ ءَاتُونِىٓ أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًۭا

برای من قطعه های [بزرگ] آهن بیاورید [و در شکاف این دو کوه بریزید، پس آوردند و ریختند] تا زمانی که میان آن دو کوه را هم سطح و برابر کرد، گفت: [در کوره ها] بدمید تا وقتی که آن [قطعه های آهن] را چون آتش سرخ کرد. گفت: برایم مس گداخته شده بیاورید تا روی آن بریزم.

ءَاتُونِى ātūnī بیاورید برای من
زُبَرَ zubara قطعات
ٱلْحَدِيدِ ۖ l-ḥadīdi آهن
حَتَّىٰٓ ḥattā تا اين كه
إِذَا idhā هنگامي كه
سَاوَىٰ sāwā برابر نمود
بَيْنَ bayna بين
ٱلصَّدَفَيْنِ l-ṣadafayni دو جانب، دو سو
قَالَ qāla گفت
ٱنفُخُوا۟ ۖ unfukhū بدمید، فوت کنید
حَتَّىٰٓ ḥattā تا
إِذَا idhā هنگامي كه
جَعَلَهُۥ jaʿalahu قرار داد آن را، گردانید آن را
نَارًۭا nāran آتشي
قَالَ qāla گفت
ءَاتُونِىٓ ātūnī بیاورید برای من
أُفْرِغْ uf'righ بریزم، پر کنم
عَلَيْهِ ʿalayhi بر آن
قِطْرًۭا qiṭ'ran مس گداخته، ذوب شده

آیه 97 - سوره الكهف: 8 واژه

فَمَا ٱسْطَـٰعُوٓا۟ أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا ٱسْتَطَـٰعُوا۟ لَهُۥ نَقْبًۭا

[هنگامی که سد ساخته شد] یأجوج و مأجوج نتوانستند بر آن بالا روند، و نتوانستند در آن رخنه ای وارد کنند.

فَمَا famā پس نتوانستند
ٱسْطَـٰعُوٓا۟ is'ṭāʿū پس نتوانستند
أَن an كه
يَظْهَرُوهُ yaẓharūhu بالا بروند از آن
وَمَا wamā و نتوانستند
ٱسْتَطَـٰعُوا۟ is'taṭāʿū و نتوانستند
لَهُۥ lahu آن را
نَقْبًۭا naqban سوراخ کردن، شکافتن

آیه 98 - سوره الكهف: 15 واژه

قَالَ هَـٰذَا رَحْمَةٌۭ مِّن رَّبِّى ۖ فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ رَبِّى جَعَلَهُۥ دَكَّآءَ ۖ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّى حَقًّۭا

[ذوالقرنین پس از پایان یافتن کار سد] گفت: این رحمتی است از پروردگار من، ولی زمانی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم کوبد [و به صورت خاکی مساوی با زمین قرار دهد]، و وعده پروردگارم حق است.

قَالَ qāla گفت
هَـٰذَا hādhā اين
رَحْمَةٌۭ raḥmatun رحمت
مِّن min از
رَّبِّى ۖ rabbī پروردگار من
فَإِذَا fa-idhā پس هنگامي كه
جَآءَ jāa آمد
وَعْدُ waʿdu وعده
رَبِّى rabbī پروردگار من
جَعَلَهُۥ jaʿalahu قرار داد آن را
دَكَّآءَ ۖ dakkāa متلاشی شده،با خاک یکسان شده
وَكَانَ wakāna و بود
وَعْدُ waʿdu وعده
رَبِّى rabbī پروردگار من
حَقًّۭا ḥaqqan حق

آیه 99 - سوره الكهف: 11 واژه

۞ وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍۢ يَمُوجُ فِى بَعْضٍۢ ۖ وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَجَمَعْنَـٰهُمْ جَمْعًۭا

و در آن روز که برخی با برخی دیگر درهم و مخلوط، موج می زنند، رهایشان می کنیم و در صور دمیده شود، پس همه آنان را [در عرصه قیامت] گرد می آوریم.

۞ وَتَرَكْنَا wataraknā و واگذاشتیم
بَعْضَهُمْ baʿḍahum بعضي از آن‌ها
يَوْمَئِذٍۢ yawma-idhin آن روز
يَمُوجُ yamūju موج می زنند
فِى fī در
بَعْضٍۢ ۖ baʿḍin بعضي ديگر
وَنُفِخَ wanufikha و دمیده شد
فِى fī در
ٱلصُّورِ l-ṣūri صور
فَجَمَعْنَـٰهُمْ fajamaʿnāhum پس گرد آوریم آنها را
جَمْعًۭا jamʿan یکجا

آیه 100 - سوره الكهف: 5 واژه

وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْكَـٰفِرِينَ عَرْضًا

و دوزخ را در آن روز [به صورتی بسیار ترسناک] برای کافران آشکار می کنیم.

وَعَرَضْنَا waʿaraḍnā و عرضه کردیم
جَهَنَّمَ jahannama جهنّم
يَوْمَئِذٍۢ yawma-idhin آن روز
لِّلْكَـٰفِرِينَ lil'kāfirīna براي كافران
عَرْضًا ʿarḍan عرضه کردنی

آیه 101 - سوره الكهف: 11 واژه

ٱلَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِى غِطَآءٍ عَن ذِكْرِى وَكَانُوا۟ لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا

همان کسانی که دیده [بصیرت] شان از یاد من در پرده [غفلت] بود، و نمی توانستند [سخن خدا را] بشنوند.

ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
كَانَتْ kānat بود
أَعْيُنُهُمْ aʿyunuhum چشمهایشان
فِى fī در
غِطَآءٍ ghiṭāin پرده و سرپوش
عَن ʿan از
ذِكْرِى dhik'rī یاد من
وَكَانُوا۟ wakānū 0
لَا lā نمی توانستند
يَسْتَطِيعُونَ yastaṭīʿūna نمی توانستند
سَمْعًا samʿan شنیدن

آیه 102 - سوره الكهف: 14 واژه

أَفَحَسِبَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَن يَتَّخِذُوا۟ عِبَادِى مِن دُونِىٓ أَوْلِيَآءَ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَـٰفِرِينَ نُزُلًۭا

آیا کسانی که کافرند، پنداشته اند که بندگانم را، به جای من سرپرستان خود می گیرند [برای آنان در دنیا و آخرت کاری انجام می دهند؟! چنین نیست قطعاً] ما دوزخ را برای پذیرایی کافران آماده کرده ایم.

أَفَحَسِبَ afaḥasiba آیا پس پنداشت
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
كَفَرُوٓا۟ kafarū كفر ورزيدند
أَن an كه
يَتَّخِذُوا۟ yattakhidhū بگیرند
عِبَادِى ʿibādī بندگان من
مِن min به جای من
دُونِىٓ dūnī به جای من
أَوْلِيَآءَ ۚ awliyāa دوستان، سرپرستان حامی
إِنَّآ innā همانا ما
أَعْتَدْنَا aʿtadnā آماده كرديم
جَهَنَّمَ jahannama جهنّم
لِلْكَـٰفِرِينَ lil'kāfirīna براي كافران
نُزُلًۭا nuzulan پذیرایی، محل پذیرایی

آیه 103 - سوره الكهف: 5 واژه

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِٱلْأَخْسَرِينَ أَعْمَـٰلًا

بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟

قُلْ qul بگو
هَلْ hal آيا
نُنَبِّئُكُم nunabbi-ukum خبر دار کنم شما را
بِٱلْأَخْسَرِينَ bil-akhsarīna به زیانبارترین
أَعْمَـٰلًا aʿmālan اعمال

آیه 104 - سوره الكهف: 11 واژه

ٱلَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا

[آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته [و گم شده است] در حالی که خود می پندارند، خوب عمل می کنند.

ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
ضَلَّ ḍalla گم شد، هدر رفت
سَعْيُهُمْ saʿyuhum سعیشان
فِى fī در
ٱلْحَيَوٰةِ l-ḥayati زندگي
ٱلدُّنْيَا l-dun'yā دنيا
وَهُمْ wahum و ايشان
يَحْسَبُونَ yaḥsabūna گمان می کنند
أَنَّهُمْ annahum همانا ايشان
يُحْسِنُونَ yuḥ'sinūna نیکی می کنند
صُنْعًا ṣun'ʿan کار نیکوی منظم

آیه 105 - سوره الكهف: 14 واژه

أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَـٰتِ رَبِّهِمْ وَلِقَآئِهِۦ فَحَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَزْنًۭا

آنان کسانی هستند که آیات پروردگارشان و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال] را به وسیله او منکر شدند، در نتیجه اعمالشان تباه و بی اثر شده است، پس روز قیامت میزانی برای [محاسبه اعمال] آنان برپا نمی کنیم.

أُو۟لَـٰٓئِكَ ulāika آنان
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
كَفَرُوا۟ kafarū كفر ورزيدند
بِـَٔايَـٰتِ biāyāti به آيات
رَبِّهِمْ rabbihim پروردگارشان
وَلِقَآئِهِۦ waliqāihi و دیدار او
فَحَبِطَتْ faḥabiṭat پس نابود شد
أَعْمَـٰلُهُمْ aʿmāluhum كردارهايشان
فَلَا falā پس بر پا نمی کنیم
نُقِيمُ nuqīmu پس بر پا نمی کنیم
لَهُمْ lahum برای آنها
يَوْمَ yawma روز
ٱلْقِيَـٰمَةِ l-qiyāmati رستاخيز
وَزْنًۭا waznan میزان، مقام

آیه 106 - سوره الكهف: 9 واژه

ذَٰلِكَ جَزَآؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا۟ وَٱتَّخَذُوٓا۟ ءَايَـٰتِى وَرُسُلِى هُزُوًا

این است [وضع و حال زیانکاران] به سبب آنکه کفر ورزیدند و آیات من و پیامبرانم را به مسخره گرفتند.

ذَٰلِكَ dhālika اين
جَزَآؤُهُمْ jazāuhum سزايشان
جَهَنَّمُ jahannamu دوزخ
بِمَا bimā به آن چه
كَفَرُوا۟ kafarū كفر ورزيدند
وَٱتَّخَذُوٓا۟ wa-ittakhadhū و گرفتند
ءَايَـٰتِى āyātī آیات مرا
وَرُسُلِى warusulī و پیامبرانم را
هُزُوًا huzuwan مسخره

آیه 107 - سوره الكهف: 10 واژه

إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّـٰتُ ٱلْفِرْدَوْسِ نُزُلًا

مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، بهشت های فردوس جای پذیرایی آنان است.

إِنَّ inna همانا
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
ءَامَنُوا۟ āmanū ايمان آوردند
وَعَمِلُوا۟ waʿamilū و انجام دادند
ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ l-ṣāliḥāti كارهاي شايسته
كَانَتْ kānat بود
لَهُمْ lahum برای آنها
جَنَّـٰتُ jannātu بهشت های
ٱلْفِرْدَوْسِ l-fir'dawsi فردوس
نُزُلًا nuzulan محل پذیرایی، پذیرایی

آیه 108 - سوره الكهف: 6 واژه

خَـٰلِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًۭا

در آن جاودانه اند و از آن درخواست انتقال به جای دیگر نمی کنند.

خَـٰلِدِينَ khālidīna جاويدان
فِيهَا fīhā در آن جا
لَا lā نمی یابند
يَبْغُونَ yabghūna نمی یابند
عَنْهَا ʿanhā از آن
حِوَلًۭا ḥiwalan تغییر و تحول، جابجایی

آیه 109 - سوره الكهف: 18 واژه

قُل لَّوْ كَانَ ٱلْبَحْرُ مِدَادًۭا لِّكَلِمَـٰتِ رَبِّى لَنَفِدَ ٱلْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَـٰتُ رَبِّى وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِۦ مَدَدًۭا

بگو: اگر دریا برای [نوشتن] کلمات پروردگارم [که مخلوقات او هستند] مرکب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، یقیناً دریا پایان می یابد، و اگرچه مانند آن دریا را به کمک بیاوریم.

قُل qul بگو
لَّوْ law اگر
كَانَ kāna بود
ٱلْبَحْرُ l-baḥru دریا
مِدَادًۭا midādan مرکب
لِّكَلِمَـٰتِ likalimāti برای سخنان
رَبِّى rabbī پروردگار من
لَنَفِدَ lanafida بی شک تمام شد
ٱلْبَحْرُ l-baḥru دریا
قَبْلَ qabla قبل
أَن an که تمام شود
تَنفَدَ tanfada که تمام شود
كَلِمَـٰتُ kalimātu کلمات
رَبِّى rabbī پروردگار من
وَلَوْ walaw و گرچه می آوردیم
جِئْنَا ji'nā و گرچه می آوردیم
بِمِثْلِهِۦ bimith'lihi مانند آن را
مَدَدًۭا madadan کمک

آیه 110 - سوره الكهف: 24 واژه

قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٌۭ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰٓ إِلَىَّ أَنَّمَآ إِلَـٰهُكُمْ إِلَـٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ ۖ فَمَن كَانَ يَرْجُوا۟ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدًۢا

بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می شود که معبود شما فقط خدای یکتاست؛ پس کسی که دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارش را امید دارد، پس باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نکند.

قُلْ qul بگو
إِنَّمَآ innamā جز اين نيست كه
أَنَا۠ anā من
بَشَرٌۭ basharun بشر
مِّثْلُكُمْ mith'lukum مانند شما
يُوحَىٰٓ yūḥā وحی می شود
إِلَىَّ ilayya به سوي من
أَنَّمَآ annamā جز این نیست
إِلَـٰهُكُمْ ilāhukum معبود شما
إِلَـٰهٌۭ ilāhun معبود
وَٰحِدٌۭ ۖ wāḥidun يگانه
فَمَن faman پس هر كس
كَانَ kāna امید داشت
يَرْجُوا۟ yarjū امید داشت
لِقَآءَ liqāa دیدار
رَبِّهِۦ rabbihi پروردگارش
فَلْيَعْمَلْ falyaʿmal پس باید عمل کند
عَمَلًۭا ʿamalan کار
صَـٰلِحًۭا ṣāliḥan شایسته
وَلَا walā و شریک نگرداند
يُشْرِكْ yush'rik و شریک نگرداند
بِعِبَادَةِ biʿibādati در عبادت
رَبِّهِۦٓ rabbihi پروردگارش
أَحَدًۢا aḥadan کسی

همچنین ببینید

همه سوره‌ها واژه به واژه

بسم الله الرحمن الرحيم دوشنبه 22 ربیع الثانی
الاثنين 22 ربيع الآخر
هلال متناقص هلال در حال کاهش روز 24 / 29.5
روشنایی 31%
ماه نو در 6 روز
الله أكبر الله اکبر است

إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ ۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا

همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

Al-Ahzab 33:56

صلوات بر پیامبر