سوره الكهف واژه به واژه
اسلام > Fa > قرآن > Quran_wbw > سوره الكهف واژه به واژه
الكهف (الكهف) واژه به واژه، بهطور کامل: مکی، نازل شده در مکه، 110 آیه، 1,579 واژه. هر آیه به عربی با ترجمه فارسی نمایش داده میشود، سپس واژه به واژه شکسته میشود، هر واژه با آوانگاری و معنی آن.
با 1,579 واژه برای یادگیری، سوره الكهف حتی بدون دانستن خواندن عربی در دسترس میشود: آوانگاری تلفظ را راهنمایی میکند و معنی، معنا را میرساند. هر واژه را تکرار کنید، سپس کل آیه را دوباره بخوانید: این مؤثرترین روش برای حفظ این سوره، فهم نماز و غنی کردن واژگان قرآنی شماست.
بهروزرسانی در 30 سپتامبر 2026 ساعت 04:42
📖 8 دقیقه مطالعه
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
آیه 1 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ ٱلْكِتَـٰبَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُۥ عِوَجَا ۜ
همه ستایش ها ویژه خداست که این کتاب را بر بنده اش نازل کرد و برای آن هیچ گونه انحراف و کژی قرار نداد.
▶
ٱلْحَمْدُ
al-ḥamdu
ستايش
▶
لِلَّهِ
lillahi
براي خداوند
▶
ٱلَّذِىٓ
alladhī
كسي كه
▶
أَنزَلَ
anzala
نازل كرد
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
عَبْدِهِ
ʿabdihi
<null>
▶
ٱلْكِتَـٰبَ
l-kitāba
كتاب
▶
وَلَمْ
walam
و
▶
يَجْعَل
yajʿal
قرار نداد
▶
لَّهُۥ
lahu
براي او
▶
عِوَجَاۜ
ʿiwajā
انحراف، کجی
آیه 2 - سوره الكهف: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَيِّمًۭا لِّيُنذِرَ بَأْسًۭا شَدِيدًۭا مِّن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعْمَلُونَ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًۭا
[کتابی] است درست و استوار [و برپادارنده مصالح حیات انسان] تا از سوی خود [ستمکاران را] به عذابی سخت بیم دهد، و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می دهند، مژده دهد که برای آنان پاداشی نیکوست.
▶
قَيِّمًۭا
qayyiman
معتدل، راست و درست
▶
لِّيُنذِرَ
liyundhira
تا بیم دهد
▶
بَأْسًۭا
basan
عذاب
▶
شَدِيدًۭا
shadīdan
سخت
▶
مِّن
min
از
▶
لَّدُنْهُ
ladun'hu
جانبش
▶
وَيُبَشِّرَ
wayubashira
و مژده می دهد
▶
ٱلْمُؤْمِنِينَ
l-mu'minīna
مؤمنان
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
يَعْمَلُونَ
yaʿmalūna
انجام ميدهند
▶
ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ
l-ṣāliḥāti
كارهاي شايسته
▶
أَنَّ
anna
كه
▶
لَهُمْ
lahum
برای آنان
▶
أَجْرًا
ajran
پاداشي
▶
حَسَنًۭا
ḥasanan
نيكو
آیه 3 - سوره الكهف: 3 واژه
▶ آیه واژه به واژه
مَّـٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدًۭا
که در آن پاداش نیکو، جاودانه ماندگارند.
▶
مَّـٰكِثِينَ
mākithīna
ماندگاران
▶
فِيهِ
fīhi
در آن
▶
أَبَدًۭا
abadan
برای ابد
آیه 4 - سوره الكهف: 6 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًۭا
و [نیز] کسانی را که گفتند: خدا [برای خود] فرزندی گرفته است، [به آتش دوزخ] بیم دهد.
▶
وَيُنذِرَ
wayundhira
و هشدار می دهد
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
قَالُوا۟
qālū
گفتند
▶
ٱتَّخَذَ
ittakhadha
گرفته است
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
وَلَدًۭا
waladan
فرزند
آیه 5 - سوره الكهف: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
مَّا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍۢ وَلَا لِـَٔابَآئِهِمْ ۚ كَبُرَتْ كَلِمَةًۭ تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ ۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًۭا
نه آنان به این [سخن خرافی و بی پایه] یقین و دانشی دارند و نه پدرانشان [بلکه گفتارشان از روی جهل و نادانی است] چه بزرگ سخنی است که [از روی افترا] از دهانشان بیرون می آید؛ آنان جز دروغ نمی گویند.
▶
مَّا
mā
نیست
▶
لَهُم
lahum
برای آنها
▶
بِهِۦ
bihi
به آن
▶
مِنْ
min
از
▶
عِلْمٍۢ
ʿil'min
آگاهی
▶
وَلَا
walā
و نه
▶
لِـَٔابَآئِهِمْ ۚ
liābāihim
برای پدرانشان
▶
كَبُرَتْ
kaburat
بزرگ است
▶
كَلِمَةًۭ
kalimatan
سخن
▶
تَخْرُجُ
takhruju
بیرون می آید
▶
مِنْ
min
از
▶
أَفْوَٰهِهِمْ ۚ
afwāhihim
دهانها
▶
إِن
in
نمی گویند
▶
يَقُولُونَ
yaqūlūna
نمی گویند
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
كَذِبًۭا
kadhiban
دروغ
آیه 6 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَلَعَلَّكَ بَـٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ عَلَىٰٓ ءَاثَـٰرِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهَـٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَسَفًا
شاید تو می خواهی اگر [این معاندان لجوج] به این سخن [که قرآن کریم است] ایمان نیاورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!!
▶
فَلَعَلَّكَ
falaʿallaka
پس شاید تو
▶
بَـٰخِعٌۭ
bākhiʿun
هلاک کننده
▶
نَّفْسَكَ
nafsaka
خودت
▶
عَلَىٰٓ
ʿalā
بر
▶
ءَاثَـٰرِهِمْ
āthārihim
پیگیری(کار) آنها
▶
إِن
in
اگر
▶
لَّمْ
lam
ایمان نیاورند
▶
يُؤْمِنُوا۟
yu'minū
ایمان نیاورند
▶
بِهَـٰذَا
bihādhā
به اين
▶
ٱلْحَدِيثِ
l-ḥadīthi
گفتار
▶
أَسَفًا
asafan
خشم و اندوه
آیه 7 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى ٱلْأَرْضِ زِينَةًۭ لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًۭا
مسلماً ما آنچه را [از درخت، نبات، حیوان، دریا و دیگر آثار] روی زمین است، زینت زمین قرار دادیم تا آنان را آزمایش کنیم که کدامشان از جهت عمل نیکوترند.
▶
إِنَّا
innā
همانا ما
▶
جَعَلْنَا
jaʿalnā
قرار داديم
▶
مَا
mā
آن چه
▶
عَلَى
ʿalā
بر
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
زِينَةًۭ
zīnatan
زینت
▶
لَّهَا
lahā
برای آن
▶
لِنَبْلُوَهُمْ
linabluwahum
تا بیازماییم
▶
أَيُّهُمْ
ayyuhum
كدام يك از آنان
▶
أَحْسَنُ
aḥsanu
نيكوتر
▶
عَمَلًۭا
ʿamalan
کار
آیه 8 - سوره الكهف: 6 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَإِنَّا لَجَـٰعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًۭا جُرُزًا
و بی تردید ما آنچه را روی زمین است، سرانجام، خاک بی گیاه خواهیم کرد.
▶
وَإِنَّا
wa-innā
و همانا ما
▶
لَجَـٰعِلُونَ
lajāʿilūna
قرار دهندگان
▶
مَا
mā
آن چه
▶
عَلَيْهَا
ʿalayhā
بر آن
▶
صَعِيدًۭا
ṣaʿīdan
خاكي
▶
جُرُزًا
juruzan
بایر، بی آب و علف
آیه 9 - سوره الكهف: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَـٰبَ ٱلْكَهْفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُوا۟ مِنْ ءَايَـٰتِنَا عَجَبًا
آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های شگفت انگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانه هایی شگفت انگیزتر از اصحاب کهف است.]
▶
أَمْ
am
يا
▶
حَسِبْتَ
ḥasib'ta
پنداشتی
▶
أَنَّ
anna
كه
▶
أَصْحَـٰبَ
aṣḥāba
اصحاب
▶
ٱلْكَهْفِ
l-kahfi
کهف
▶
وَٱلرَّقِيمِ
wal-raqīmi
و رقیم
▶
كَانُوا۟
kānū
بودند
▶
مِنْ
min
از
▶
ءَايَـٰتِنَا
āyātinā
آيات ما
▶
عَجَبًا
ʿajaban
عجیب
آیه 10 - سوره الكهف: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِذْ أَوَى ٱلْفِتْيَةُ إِلَى ٱلْكَهْفِ فَقَالُوا۟ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةًۭ وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًۭا
[یاد کن] هنگامی را که [آن] جوانان در غار پناه گرفتند و گفتند: پروردگارا! رحمتی از نزد خود به ما عطا کن، و برای ما در کارمان زمینه هدایتی فراهم آور.
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
أَوَى
awā
پناه برد
▶
ٱلْفِتْيَةُ
l-fit'yatu
جوانان
▶
إِلَى
ilā
به
▶
ٱلْكَهْفِ
l-kahfi
غار
▶
فَقَالُوا۟
faqālū
پس گفتند
▶
رَبَّنَآ
rabbanā
پروردگار ما
▶
ءَاتِنَا
ātinā
عطا كن به ما
▶
مِن
min
از
▶
لَّدُنكَ
ladunka
نزد تو
▶
رَحْمَةًۭ
raḥmatan
رحمت
▶
وَهَيِّئْ
wahayyi
و فراهم کن
▶
لَنَا
lanā
براي ما
▶
مِنْ
min
از
▶
أَمْرِنَا
amrinā
كارمان
▶
رَشَدًۭا
rashadan
رشد، هدایت
آیه 11 - سوره الكهف: 7 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَضَرَبْنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمْ فِى ٱلْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًۭا
پس سالیانی چند در آن غار، خواب را بر گوش هایشان چیره ساختیم.
▶
فَضَرَبْنَا
faḍarabnā
پس زدیم ما
▶
عَلَىٰٓ
ʿalā
بر
▶
ءَاذَانِهِمْ
ādhānihim
گوشهايشان
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْكَهْفِ
l-kahfi
غار
▶
سِنِينَ
sinīna
سالها
▶
عَدَدًۭا
ʿadadan
چند
آیه 12 - سوره الكهف: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ثُمَّ بَعَثْنَـٰهُمْ لِنَعْلَمَ أَىُّ ٱلْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓا۟ أَمَدًۭا
سپس آنان را [از خواب] برانگیختیم تا مشخص کنیم کدام یک از آن دو گروه، مدت درنگشان را [در غار] به شمار می آورند؟
▶
ثُمَّ
thumma
سپس
▶
بَعَثْنَـٰهُمْ
baʿathnāhum
زنده نمودیم آنها را
▶
لِنَعْلَمَ
linaʿlama
براي اين كه بشناسيم
▶
أَىُّ
ayyu
کدام
▶
ٱلْحِزْبَيْنِ
l-ḥiz'bayni
دو گروه
▶
أَحْصَىٰ
aḥṣā
حسابرسی کرد
▶
لِمَا
limā
براي آن چه
▶
لَبِثُوٓا۟
labithū
درنگ کردند
▶
أَمَدًۭا
amadan
مدت معین
آیه 13 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
نَّحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِٱلْحَقِّ ۚ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ ءَامَنُوا۟ بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَـٰهُمْ هُدًۭى
ما خبر [عبرت آموز] شان را به حق و درستی برای تو بیان می کنیم: آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.
▶
نَّحْنُ
naḥnu
ما
▶
نَقُصُّ
naquṣṣu
حکایت می کنیم
▶
عَلَيْكَ
ʿalayka
بر تو
▶
نَبَأَهُم
naba-ahum
خبر مهم آنها
▶
بِٱلْحَقِّ ۚ
bil-ḥaqi
به درستی
▶
إِنَّهُمْ
innahum
همانا آنان
▶
فِتْيَةٌ
fit'yatun
جوانانی
▶
ءَامَنُوا۟
āmanū
ايمان آوردند
▶
بِرَبِّهِمْ
birabbihim
به پروردگارشان
▶
وَزِدْنَـٰهُمْ
wazid'nāhum
و افزودیمشان
▶
هُدًۭى
hudan
هدايت
آیه 14 - سوره الكهف: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا۟ فَقَالُوا۟ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَا۟ مِن دُونِهِۦٓ إِلَـٰهًۭا ۖ لَّقَدْ قُلْنَآ إِذًۭا شَطَطًا
و دل هایشان را [با یقین به حقایق،] محکم و استوار ساختیم؛ آن گاه [که در برابر شرک و بت پرستی] به پا خاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمان ها و زمین است، هرگز جز او معبودی را نمی پرستیم که اگر بپرستیم سخنی گزاف و دور از حق گفته ایم: [که با خدا معبودی دیگر وجود دارد.]
▶
وَرَبَطْنَا
warabaṭnā
و استوار کردیم، و قدرت و شهامت بخشیدیم
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
قُلُوبِهِمْ
qulūbihim
دلهايشان
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
قَامُوا۟
qāmū
برخاستند
▶
فَقَالُوا۟
faqālū
پس گفتند
▶
رَبُّنَا
rabbunā
پروردگار ما
▶
رَبُّ
rabbu
پروردگار
▶
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ
l-samāwāti
آسمانها
▶
وَٱلْأَرْضِ
wal-arḍi
و زمين
▶
لَن
lan
هرگز نمی خوانیم
▶
نَّدْعُوَا۟
nadʿuwā
هرگز نمی خوانیم
▶
مِن
min
غیر از او
▶
دُونِهِۦٓ
dūnihi
غیر از او
▶
إِلَـٰهًۭا ۖ
ilāhan
معبود
▶
لَّقَدْ
laqad
بيترديد
▶
قُلْنَآ
qul'nā
گفتيم
▶
إِذًۭا
idhan
در اين صورت
▶
شَطَطًا
shaṭaṭan
سخنان نا صواب، ناحق
آیه 15 - سوره الكهف: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
هَـٰٓؤُلَآءِ قَوْمُنَا ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةًۭ ۖ لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَـٰنٍۭ بَيِّنٍۢ ۖ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًۭا
اینان قوم [نادان و بی منطق] ما هستند که به جای خدا معبودانی برگرفتند، چرا بر حقّانیّت معبودانشان دلیلی روشن نمی آورند؟ پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد [که خدا دارای شریک است] کیست؟
▶
هَـٰٓؤُلَآءِ
hāulāi
اينها
▶
قَوْمُنَا
qawmunā
قوم ما
▶
ٱتَّخَذُوا۟
ittakhadhū
گرفتند
▶
مِن
min
از
▶
دُونِهِۦٓ
dūnihi
غير او
▶
ءَالِهَةًۭ ۖ
ālihatan
خدایان
▶
لَّوْلَا
lawlā
چرا نمی آورند
▶
يَأْتُونَ
yatūna
چرا نمی آورند
▶
عَلَيْهِم
ʿalayhim
بر آنها
▶
بِسُلْطَـٰنٍۭ
bisul'ṭānin
حجت
▶
بَيِّنٍۢ ۖ
bayyinin
واضح و آشکار
▶
فَمَنْ
faman
پس چه کسی
▶
أَظْلَمُ
aẓlamu
ستمكارتر
▶
مِمَّنِ
mimmani
از کسی که
▶
ٱفْتَرَىٰ
if'tarā
دروغ ببندد
▶
عَلَى
ʿalā
بر
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
كَذِبًۭا
kadhiban
دروغ
آیه 16 - سوره الكهف: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَإِذِ ٱعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأْوُۥٓا۟ إِلَى ٱلْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِۦ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًۭا
و [پس از مشورت و گفتگو با یکدیگر چنین گفتند:] اکنون که از آنان و آنچه غیر خدا می پرستند، کناره گرفته اید، پس به این غار پناه گیرید تا پروردگارتان از رحمتش بر شما بگستراند و در کارتان آسایش و آسانی فراهم آورد.
▶
وَإِذِ
wa-idhi
و هنگامي كه
▶
ٱعْتَزَلْتُمُوهُمْ
iʿ'tazaltumūhum
کناره گرفتید از آنها
▶
وَمَا
wamā
و آن چه
▶
يَعْبُدُونَ
yaʿbudūna
پرستش می کنند
▶
إِلَّا
illā
جز
▶
ٱللَّهَ
l-laha
خداوند
▶
فَأْوُۥٓا۟
fawū
پس پناه ببرید
▶
إِلَى
ilā
به
▶
ٱلْكَهْفِ
l-kahfi
غار
▶
يَنشُرْ
yanshur
بگستراند
▶
لَكُمْ
lakum
براي شما
▶
رَبُّكُم
rabbukum
پروردگارتان
▶
مِّن
min
از
▶
رَّحْمَتِهِۦ
raḥmatihi
رحمتش
▶
وَيُهَيِّئْ
wayuhayyi
و آماده سازد
▶
لَكُم
lakum
براي شما
▶
مِّنْ
min
در
▶
أَمْرِكُم
amrikum
کارتان
▶
مِّرْفَقًۭا
mir'faqan
گشایش
آیه 17 - سوره الكهف: 34 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ وَتَرَى ٱلشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمْ فِى فَجْوَةٍۢ مِّنْهُ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ ۗ مَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلْمُهْتَدِ ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيًّۭا مُّرْشِدًۭا
و خورشید را می بینی که وقتی طلوع می کند، از سمت راست غارشان متمایل می شود، و وقتی غروب می کند، سمت چپشان را ترک می کند، و آنان در محل وسیعی از آن غارند [که نسیم مطبوعش آنان را فرا می گیرد]؛ این از نشانه هایِ [قدرتِ] خداست. خدا هر که را هدایت کند، راه یافته است و هر که را گمراه نماید، هرگز برای او یاور و دوست هدایت کننده ای نخواهی یافت.
▶
۞ وَتَرَى
watarā
و می بینی
▶
ٱلشَّمْسَ
l-shamsa
خورشید
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
طَلَعَت
ṭalaʿat
طلوع کرد
▶
تَّزَٰوَرُ
tazāwaru
میل می کند
▶
عَن
ʿan
از
▶
كَهْفِهِمْ
kahfihim
غارشان
▶
ذَاتَ
dhāta
طرف راست
▶
ٱلْيَمِينِ
l-yamīni
طرف راست
▶
وَإِذَا
wa-idhā
و هنگامي كه
▶
غَرَبَت
gharabat
غروب کرد
▶
تَّقْرِضُهُمْ
taqriḍuhum
دامن برمی کشد از آنها
▶
ذَاتَ
dhāta
طرف چپ
▶
ٱلشِّمَالِ
l-shimāli
طرف چپ
▶
وَهُمْ
wahum
و ايشان
▶
فِى
fī
در
▶
فَجْوَةٍۢ
fajwatin
محل وسیع، وسط غار
▶
مِّنْهُ ۚ
min'hu
از آن
▶
ذَٰلِكَ
dhālika
اين
▶
مِنْ
min
از
▶
ءَايَـٰتِ
āyāti
آيات
▶
ٱللَّهِ ۗ
l-lahi
خداوند
▶
مَن
man
کسی که
▶
يَهْدِ
yahdi
هدایت کرد
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
فَهُوَ
fahuwa
پس آن
▶
ٱلْمُهْتَدِ ۖ
l-muh'tadi
هدایت شده
▶
وَمَن
waman
و هر كس
▶
يُضْلِلْ
yuḍ'lil
گمراه کند
▶
فَلَن
falan
پس هرگز نمييابي
▶
تَجِدَ
tajida
پس هرگز نمييابي
▶
لَهُۥ
lahu
براي او
▶
وَلِيًّۭا
waliyyan
سرپرست
▶
مُّرْشِدًۭا
mur'shidan
راهنما
آیه 18 - سوره الكهف: 22 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًۭا وَهُمْ رُقُودٌۭ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَـٰسِطٌۭ ذِرَاعَيْهِ بِٱلْوَصِيدِ ۚ لَوِ ٱطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًۭا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًۭا
و آنان را گمان می کنی که بیدارند، در حالی که خوابند، و آنان را به جانب راست و جانب چپ می گردانیم، و سگشان دو دستش را در آستانه غار گسترانیده است. اگر بر آنان آگاه می شدی از آنان روی برتافته و می گریختی و همه وجودت از [دیدن] آنان پر از ترس می شد.
▶
وَتَحْسَبُهُمْ
wataḥsabuhum
و می پنداری آنها را
▶
أَيْقَاظًۭا
ayqāẓan
بیداران
▶
وَهُمْ
wahum
و ايشان
▶
رُقُودٌۭ ۚ
ruqūdun
خفتگان
▶
وَنُقَلِّبُهُمْ
wanuqallibuhum
و می گردانیم آنها را
▶
ذَاتَ
dhāta
طرف راست
▶
ٱلْيَمِينِ
l-yamīni
طرف راست
▶
وَذَاتَ
wadhāta
طرف چپ
▶
ٱلشِّمَالِ ۖ
l-shimāli
طرف چپ
▶
وَكَلْبُهُم
wakalbuhum
و سگ آنها
▶
بَـٰسِطٌۭ
bāsiṭun
گشاینده
▶
ذِرَاعَيْهِ
dhirāʿayhi
دو دست
▶
بِٱلْوَصِيدِ ۚ
bil-waṣīdi
بر آستانه (غار)
▶
لَوِ
lawi
اگر
▶
ٱطَّلَعْتَ
iṭṭalaʿta
می دیدی
▶
عَلَيْهِمْ
ʿalayhim
آنها را
▶
لَوَلَّيْتَ
lawallayta
البته پشت می کردی
▶
مِنْهُمْ
min'hum
از آنها
▶
فِرَارًۭا
firāran
گریختن
▶
وَلَمُلِئْتَ
walamuli'ta
البته پر می شدی
▶
مِنْهُمْ
min'hum
از آنها
▶
رُعْبًۭا
ruʿ'ban
خوف و هراس
آیه 19 - سوره الكهف: 38 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَـٰهُمْ لِيَتَسَآءَلُوا۟ بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا۟ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍۢ ۚ قَالُوا۟ رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَٱبْعَثُوٓا۟ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَـٰذِهِۦٓ إِلَى ٱلْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَآ أَزْكَىٰ طَعَامًۭا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍۢ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا
و همان گونه [که با قدرت خود خوابشان کردیم، از خواب] بیدارشان نمودیم تا میان خود از یکدیگر [از حادثه اتفاق افتاده] بپرسند. گوینده ای از آنان گفت: چه مقدار [در خواب] مانده اید؟ [برخی] گفتند: یک روز یا پاره ای از روز را [در خواب] مانده ایم. [و برخی دیگر] گفتند: پروردگارتان به مقداری که [در خواب] مانده اید، داناتر است، پس یکی از خودتان را با این پولتان به شهر روانه کنید و او باید با تأمل بنگرد کدام یک [از مغازه داران شهر] غذایش پاکیزه تر است؟ پس غذایی از آن برایتان بیاورد، و او باید [در رفت، برگشت و داد و ستد] دقت و نرمی و لطف نشان دهد و احدی را از حال شما آگاه نکند.
▶
وَكَذَٰلِكَ
wakadhālika
و اين چنين
▶
بَعَثْنَـٰهُمْ
baʿathnāhum
زنده نمودیم آنها را
▶
لِيَتَسَآءَلُوا۟
liyatasāalū
تا بپرسند
▶
بَيْنَهُمْ ۚ
baynahum
بین آنها
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
قَآئِلٌۭ
qāilun
گوینده
▶
مِّنْهُمْ
min'hum
از آنها
▶
كَمْ
kam
چقدر
▶
لَبِثْتُمْ ۖ
labith'tum
ماندید
▶
قَالُوا۟
qālū
گفتند
▶
لَبِثْنَا
labith'nā
ماندیم
▶
يَوْمًا
yawman
روزي
▶
أَوْ
aw
يا
▶
بَعْضَ
baʿḍa
بخشي
▶
يَوْمٍۢ ۚ
yawmin
روز
▶
قَالُوا۟
qālū
گفتند
▶
رَبُّكُمْ
rabbukum
پروردگارتان
▶
أَعْلَمُ
aʿlamu
داناتر
▶
بِمَا
bimā
به آن چه
▶
لَبِثْتُمْ
labith'tum
ماندید
▶
فَٱبْعَثُوٓا۟
fa-ib'ʿathū
پس بفرستید
▶
أَحَدَكُم
aḥadakum
یکی از شما
▶
بِوَرِقِكُمْ
biwariqikum
با پولتان
▶
هَـٰذِهِۦٓ
hādhihi
این
▶
إِلَى
ilā
به
▶
ٱلْمَدِينَةِ
l-madīnati
شهر
▶
فَلْيَنظُرْ
falyanẓur
پس باید بنگرد
▶
أَيُّهَآ
ayyuhā
کدام آن
▶
أَزْكَىٰ
azkā
پاکیزه تر
▶
طَعَامًۭا
ṭaʿāman
غذا
▶
فَلْيَأْتِكُم
falyatikum
پس باید بیاورد برای شما
▶
بِرِزْقٍۢ
biriz'qin
غذایی
▶
مِّنْهُ
min'hu
از آن
▶
وَلْيَتَلَطَّفْ
walyatalaṭṭaf
و باید دقت کند
▶
وَلَا
walā
و هرگز نباید آگاه سازد
▶
يُشْعِرَنَّ
yush'ʿiranna
و هرگز نباید آگاه سازد
▶
بِكُمْ
bikum
از شما
▶
أَحَدًا
aḥadan
کسی
آیه 20 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا۟ عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِى مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوٓا۟ إِذًا أَبَدًۭا
زیرا اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان می کنند یا شما را به آیین خود برمی گردانند، و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد.
▶
إِنَّهُمْ
innahum
همانا آنان
▶
إِن
in
اگر
▶
يَظْهَرُوا۟
yaẓharū
پیروز شوند
▶
عَلَيْكُمْ
ʿalaykum
بر شما
▶
يَرْجُمُوكُمْ
yarjumūkum
سنگسارتان می کنند
▶
أَوْ
aw
يا
▶
يُعِيدُوكُمْ
yuʿīdūkum
برمی گردانند شما را
▶
فِى
fī
در
▶
مِلَّتِهِمْ
millatihim
آیین خود
▶
وَلَن
walan
و هرگز رستگار نمی شوید
▶
تُفْلِحُوٓا۟
tuf'liḥū
و هرگز رستگار نمی شوید
▶
إِذًا
idhan
در اين صورت
▶
أَبَدًۭا
abadan
هيچ گاه
آیه 21 - سوره الكهف: 32 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَآ إِذْ يَتَنَـٰزَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ ۖ فَقَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ عَلَيْهِم بُنْيَـٰنًۭا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ ٱلَّذِينَ غَلَبُوا۟ عَلَىٰٓ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًۭا
و این گونه [مردم آن شهر را به وسیله آن سکه قدیمی] از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا [در برانگیختن مردگان در روز قیامت] حق است و در برپا شدن قیامت هیچ تردیدی نیست. هنگامی که [کاشفانِ غار] میان خودشان در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، پس [یک گروه] گفتند: ساختمانی به روی [جایگاه] آنان بنا کنید [تا از دیده ها پنهان بمانند] البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولی آنان که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف] پیروز شدند، گفتند: به یقین مسجدی بر روی [جایگاه] آنان بنا خواهیم کرد.
▶
وَكَذَٰلِكَ
wakadhālika
و اين چنين
▶
أَعْثَرْنَا
aʿtharnā
آگاه کردیم
▶
عَلَيْهِمْ
ʿalayhim
بر آنها
▶
لِيَعْلَمُوٓا۟
liyaʿlamū
تا بدانند
▶
أَنَّ
anna
كه
▶
وَعْدَ
waʿda
وعده
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
حَقٌّۭ
ḥaqqun
حق
▶
وَأَنَّ
wa-anna
و همانا
▶
ٱلسَّاعَةَ
l-sāʿata
قیامت
▶
لَا
lā
نيست
▶
رَيْبَ
rayba
شك
▶
فِيهَآ
fīhā
در آن جا
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
يَتَنَـٰزَعُونَ
yatanāzaʿūna
جدال می کنند
▶
بَيْنَهُمْ
baynahum
ميان آنها
▶
أَمْرَهُمْ ۖ
amrahum
کار آنها
▶
فَقَالُوا۟
faqālū
پس گفتند
▶
ٱبْنُوا۟
ib'nū
بنا کنید
▶
عَلَيْهِم
ʿalayhim
بر آنها
▶
بُنْيَـٰنًۭا ۖ
bun'yānan
ساختمان
▶
رَّبُّهُمْ
rabbuhum
پروردگارشان
▶
أَعْلَمُ
aʿlamu
دانا تر
▶
بِهِمْ ۚ
bihim
به آنها
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
غَلَبُوا۟
ghalabū
غلبه یافتند
▶
عَلَىٰٓ
ʿalā
بر
▶
أَمْرِهِمْ
amrihim
کار آنها
▶
لَنَتَّخِذَنَّ
lanattakhidhanna
البته حتماً می گیریم، البته حتماً می سازیم
▶
عَلَيْهِم
ʿalayhim
بر آنها
▶
مَّسْجِدًۭا
masjidan
عبادتگاه
آیه 22 - سوره الكهف: 33 واژه
▶ آیه واژه به واژه
سَيَقُولُونَ ثَلَـٰثَةٌۭ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌۭ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًۢا بِٱلْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌۭ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌۭ ۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَآءًۭ ظَـٰهِرًۭا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًۭا
به زودی خواهند گفت: سه نفر بودند، چهارمین آنان سگشان بود. و می گویند: پنج نفر بودند، و ششمین آنان سگشان بود، در حالی که [این اظهار نظرهای بی دلیل] تیر به تاریکی انداختن است. و می گویند: هفت نفر بودند، هشتمین آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به شماره آنان آگاه تر است، جز اندکی کسی شماره آنان را نمی داند. پس درباره آنان بحث و مجادله مکن مگر بحث و مجادله ای ظاهر، و در مورد آنان از هیچ کس نظر مخواه.
▶
سَيَقُولُونَ
sayaqūlūna
به زودی خواهند گفت
▶
ثَلَـٰثَةٌۭ
thalāthatun
سه (تن)
▶
رَّابِعُهُمْ
rābiʿuhum
چهارمینشان
▶
كَلْبُهُمْ
kalbuhum
سگشان
▶
وَيَقُولُونَ
wayaqūlūna
و ميگويند
▶
خَمْسَةٌۭ
khamsatun
پنج(تن)
▶
سَادِسُهُمْ
sādisuhum
ششمینشان
▶
كَلْبُهُمْ
kalbuhum
سگشان
▶
رَجْمًۢا
rajman
تیری به تاریکی انداختن، از روی حدس و گمان
▶
بِٱلْغَيْبِ ۖ
bil-ghaybi
تیری به تاریکی انداختن، از روی حدس و گمان
▶
وَيَقُولُونَ
wayaqūlūna
و ميگويند
▶
سَبْعَةٌۭ
sabʿatun
هفت(تن)
▶
وَثَامِنُهُمْ
wathāminuhum
و هشتمینشان
▶
كَلْبُهُمْ ۚ
kalbuhum
سگ آنها
▶
قُل
qul
بگو
▶
رَّبِّىٓ
rabbī
پروردگار من
▶
أَعْلَمُ
aʿlamu
دانا تر
▶
بِعِدَّتِهِم
biʿiddatihim
به تعداد آنها
▶
مَّا
mā
نمی شناسد آنها را
▶
يَعْلَمُهُمْ
yaʿlamuhum
نمی شناسد آنها را
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
قَلِيلٌۭ ۗ
qalīlun
اندکی
▶
فَلَا
falā
گفت و گو و جدل مکن
▶
تُمَارِ
tumāri
گفت و گو و جدل مکن
▶
فِيهِمْ
fīhim
درباره آنها
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
مِرَآءًۭ
mirāan
ستیزه و جدال
▶
ظَـٰهِرًۭا
ẓāhiran
گفت و گویی سطحی و ساده
▶
وَلَا
walā
چیزی نپرس، جویا مشو
▶
تَسْتَفْتِ
tastafti
چیزی نپرس، جویا مشو
▶
فِيهِم
fīhim
درباره ی آنها
▶
مِّنْهُمْ
min'hum
از آنها
▶
أَحَدًۭا
aḥadan
کسی
آیه 23 - سوره الكهف: 7 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَا۟ىْءٍ إِنِّى فَاعِلٌۭ ذَٰلِكَ غَدًا
و هرگز درباره چیزی مگو که من فردا آن را انجام می دهم،
▶
وَلَا
walā
و نگو
▶
تَقُولَنَّ
taqūlanna
و نگو
▶
لِشَا۟ىْءٍ
lishāy'in
در چیزی
▶
إِنِّى
innī
همانا من
▶
فَاعِلٌۭ
fāʿilun
انجتم دهنده
▶
ذَٰلِكَ
dhālika
اين
▶
غَدًا
ghadan
فردا
آیه 24 - سوره الكهف: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَٱذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰٓ أَن يَهْدِيَنِ رَبِّى لِأَقْرَبَ مِنْ هَـٰذَا رَشَدًۭا
مگر اینکه [بگویی: اگر] خدا بخواهد. و هرگاه [گفتن ان شاءالله را] از یاد بردی، پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزی که از این به صواب و مصلحت نزدیک تر باشد، راهنمایی کند.
▶
إِلَّآ
illā
مگر
▶
أَن
an
که بخواهد
▶
يَشَآءَ
yashāa
که بخواهد
▶
ٱللَّهُ ۚ
l-lahu
خداوند
▶
وَٱذْكُر
wa-udh'kur
و ياد كن
▶
رَّبَّكَ
rabbaka
پروردگارت
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
نَسِيتَ
nasīta
فراموش کردی
▶
وَقُلْ
waqul
و بگو
▶
عَسَىٰٓ
ʿasā
شاید
▶
أَن
an
كه
▶
يَهْدِيَنِ
yahdiyani
هدایت کند مرا
▶
رَبِّى
rabbī
پروردگار من
▶
لِأَقْرَبَ
li-aqraba
به نزدیکتر
▶
مِنْ
min
از
▶
هَـٰذَا
hādhā
اين
▶
رَشَدًۭا
rashadan
صواب،هدایت
آیه 25 - سوره الكهف: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَبِثُوا۟ فِى كَهْفِهِمْ ثَلَـٰثَ مِا۟ئَةٍۢ سِنِينَ وَٱزْدَادُوا۟ تِسْعًۭا
[اصحاب کهف] سیصد سال در غارشان ماندند و نُه سال به آن افزودند.
▶
وَلَبِثُوا۟
walabithū
و ماندند
▶
فِى
fī
در
▶
كَهْفِهِمْ
kahfihim
غارشان
▶
ثَلَـٰثَ
thalātha
<null>
▶
مِا۟ئَةٍۢ
mi-atin
سیصد
▶
سِنِينَ
sinīna
سالها
▶
وَٱزْدَادُوا۟
wa-iz'dādū
و افزودند
▶
تِسْعًۭا
tis'ʿan
نه
آیه 26 - سوره الكهف: 23 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قُلِ ٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا۟ ۖ لَهُۥ غَيْبُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ أَبْصِرْ بِهِۦ وَأَسْمِعْ ۚ مَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا يُشْرِكُ فِى حُكْمِهِۦٓ أَحَدًۭا
بگو: خدا به مدتی که ماندند داناتر است، [برای اینکه] غیب آسمان ها و زمین ویژه اوست، چه بینا و چه شنواست، برای اهل آسمان ها و زمین سرپرست و یاوری جز او نیست و احدی را در فرمانروایی اش بر جهان هستی شریک نمی گیرد.
▶
قُلِ
quli
بگو
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
أَعْلَمُ
aʿlamu
داناتر
▶
بِمَا
bimā
به آن چه
▶
لَبِثُوا۟ ۖ
labithū
ماندند
▶
لَهُۥ
lahu
براي او
▶
غَيْبُ
ghaybu
نهان
▶
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ
l-samāwāti
آسمانها
▶
وَٱلْأَرْضِ ۖ
wal-arḍi
و زمين
▶
أَبْصِرْ
abṣir
چه بیناست
▶
بِهِۦ
bihi
او
▶
وَأَسْمِعْ ۚ
wa-asmiʿ
و چه شنواست
▶
مَا
mā
نیست
▶
لَهُم
lahum
برای آنها
▶
مِّن
min
غیر از او
▶
دُونِهِۦ
dūnihi
غیر از او
▶
مِن
min
از
▶
وَلِىٍّۢ
waliyyin
سرپرست
▶
وَلَا
walā
و شریک قرار نمی دهد
▶
يُشْرِكُ
yush'riku
و شریک قرار نمی دهد
▶
فِى
fī
در
▶
حُكْمِهِۦٓ
ḥuk'mihi
حکمش
▶
أَحَدًۭا
aḥadan
کسی
آیه 27 - سوره الكهف: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَٱتْلُ مَآ أُوحِىَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَـٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًۭا
و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، بخوان. برای کلماتش تبدیل کننده ای نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهی نخواهی یافت.
▶
وَٱتْلُ
wa-ut'lu
و بخوان
▶
مَآ
mā
آن چه
▶
أُوحِىَ
ūḥiya
وحی شد
▶
إِلَيْكَ
ilayka
به سوي تو
▶
مِن
min
از
▶
كِتَابِ
kitābi
كتاب
▶
رَبِّكَ ۖ
rabbika
پروردگار تو
▶
لَا
lā
نيست
▶
مُبَدِّلَ
mubaddila
تغییر دهنده
▶
لِكَلِمَـٰتِهِۦ
likalimātihi
برای کلمات او
▶
وَلَن
walan
و هرگز نمی یابی
▶
تَجِدَ
tajida
و هرگز نمی یابی
▶
مِن
min
غیر از او
▶
دُونِهِۦ
dūnihi
غیر از او
▶
مُلْتَحَدًۭا
mul'taḥadan
پناهگاه
آیه 28 - سوره الكهف: 30 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَٱصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰةِ وَٱلْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُۥ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُۥ عَن ذِكْرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَكَانَ أَمْرُهُۥ فُرُطًۭا
با کسانی که صبح و شام، پروردگارشان را می خوانند در حالی که همواره خشنودی او را می طلبند، خود را پایدار و شکیبا دار، و در طلب زینت و زیور زندگی دنیا دیدگانت [از التفات] به آنان [به سوی ثروتمندان] برنگردد، و از کسی که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کرده ایم و از هوای نفسش پیروی کرده و کارش اسراف و زیاده روی است، اطاعت مکن.
▶
وَٱصْبِرْ
wa-iṣ'bir
ونگاه دار
▶
نَفْسَكَ
nafsaka
خویشتن را
▶
مَعَ
maʿa
با
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
يَدْعُونَ
yadʿūna
می خوانند
▶
رَبَّهُم
rabbahum
پروردگارشان
▶
بِٱلْغَدَوٰةِ
bil-ghadati
بامدادان
▶
وَٱلْعَشِىِّ
wal-ʿashiyi
و شامگاهان
▶
يُرِيدُونَ
yurīdūna
ميخواهند
▶
وَجْهَهُۥ ۖ
wajhahu
ذات پاک او را
▶
وَلَا
walā
و بر مگیر
▶
تَعْدُ
taʿdu
و بر مگیر
▶
عَيْنَاكَ
ʿaynāka
چشمهایت
▶
عَنْهُمْ
ʿanhum
از آنان
▶
تُرِيدُ
turīdu
می خواهی
▶
زِينَةَ
zīnata
زینت
▶
ٱلْحَيَوٰةِ
l-ḥayati
زندگي
▶
ٱلدُّنْيَا ۖ
l-dun'yā
دنيا
▶
وَلَا
walā
و اطاعت نکن
▶
تُطِعْ
tuṭiʿ
و اطاعت نکن
▶
مَنْ
man
کسی که
▶
أَغْفَلْنَا
aghfalnā
غافل کردیم
▶
قَلْبَهُۥ
qalbahu
قلبش را
▶
عَن
ʿan
از
▶
ذِكْرِنَا
dhik'rinā
یاد خویش
▶
وَٱتَّبَعَ
wa-ittabaʿa
و پيروي كرد
▶
هَوَىٰهُ
hawāhu
هوای نفسش
▶
وَكَانَ
wakāna
و بود
▶
أَمْرُهُۥ
amruhu
کارش
▶
فُرُطًۭا
furuṭan
ظلم و تعدی
آیه 29 - سوره الكهف: 28 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَآءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلظَّـٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا۟ يُغَاثُوا۟ بِمَآءٍۢ كَٱلْمُهْلِ يَشْوِى ٱلْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتْ مُرْتَفَقًا
و بگو: [سخن] حق [که قرآن است] فقط از سوی پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده ایم که سراپرده هایش بر آنان احاطه دارد، و اگر [از شدت تشنگی] استغاثه کنند با آبی چون مس گداخته که چهره ها را بریان می کند [به استغاثه آنان] جواب گویند، بد آشامیدنی و بد جایگاهی است.
▶
وَقُلِ
waquli
و بگو
▶
ٱلْحَقُّ
l-ḥaqu
حقيقت
▶
مِن
min
از
▶
رَّبِّكُمْ ۖ
rabbikum
پروردگارتان
▶
فَمَن
faman
پس هر كس
▶
شَآءَ
shāa
خواست
▶
فَلْيُؤْمِن
falyu'min
پس ایمان بیاورد
▶
وَمَن
waman
و هر كس
▶
شَآءَ
shāa
خواست
▶
فَلْيَكْفُرْ ۚ
falyakfur
پس کافر شود
▶
إِنَّآ
innā
همانا ما
▶
أَعْتَدْنَا
aʿtadnā
آماده كرديم
▶
لِلظَّـٰلِمِينَ
lilẓẓālimīna
براي ستمگران
▶
نَارًا
nāran
آتشي
▶
أَحَاطَ
aḥāṭa
فرا گرفت
▶
بِهِمْ
bihim
آنان را
▶
سُرَادِقُهَا ۚ
surādiquhā
سراپرده های آن
▶
وَإِن
wa-in
و اگر
▶
يَسْتَغِيثُوا۟
yastaghīthū
یاری بخواهند
▶
يُغَاثُوا۟
yughāthū
یاری می شوند
▶
بِمَآءٍۢ
bimāin
به آبی
▶
كَٱلْمُهْلِ
kal-muh'li
چون مس گداخته
▶
يَشْوِى
yashwī
بریان می کند
▶
ٱلْوُجُوهَ ۚ
l-wujūha
چهره ها
▶
بِئْسَ
bi'sa
چه بد است
▶
ٱلشَّرَابُ
l-sharābu
نوشیدنی
▶
وَسَآءَتْ
wasāat
و چه بد است
▶
مُرْتَفَقًا
mur'tafaqan
جایگاه
آیه 30 - سوره الكهف: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
مسلماً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند [پاداششان داده خواهد شد] زیرا ما پاداش کسانی را که کار نیکو کرده اند، تباه نمی کنیم.
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
ءَامَنُوا۟
āmanū
ايمان آوردند
▶
وَعَمِلُوا۟
waʿamilū
و انجام دادند
▶
ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ
l-ṣāliḥāti
كارهاي شايسته
▶
إِنَّا
innā
همانا ما
▶
لَا
lā
ضایع نمی کنیم
▶
نُضِيعُ
nuḍīʿu
ضایع نمی کنیم
▶
أَجْرَ
ajra
پاداش
▶
مَنْ
man
کسی که
▶
أَحْسَنَ
aḥsana
نیکی کرد
▶
عَمَلًا
ʿamalan
کار
آیه 31 - سوره الكهف: 28 واژه
▶ آیه واژه به واژه
أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًۭا مِّن سُندُسٍۢ وَإِسْتَبْرَقٍۢ مُّتَّكِـِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلْأَرَآئِكِ ۚ نِعْمَ ٱلثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًۭا
برای آنان بهشت های جاودانی است که از زیرِ درختانِ [آن] نهرها جاری است، در حالی که در آنجا بر تخت ها تکیه دارند با دستبندهایی از طلا آراسته می شوند، و جامه هایی سبز از دیبای نازک و سِتبر می پوشند، چه پاداش خوبی و چه آسایش گاه نیکویی.
▶
أُو۟لَـٰٓئِكَ
ulāika
آنان
▶
لَهُمْ
lahum
برای آنان
▶
جَنَّـٰتُ
jannātu
بهشت های
▶
عَدْنٍۢ
ʿadnin
جاودان
▶
تَجْرِى
tajrī
جاری می شود
▶
مِن
min
از
▶
تَحْتِهِمُ
taḥtihimu
زیر پایشان
▶
ٱلْأَنْهَـٰرُ
l-anhāru
نهرها
▶
يُحَلَّوْنَ
yuḥallawna
زینت می شوند
▶
فِيهَا
fīhā
در آن جا
▶
مِنْ
min
از
▶
أَسَاوِرَ
asāwira
دستبندهای زینتی
▶
مِن
min
از
▶
ذَهَبٍۢ
dhahabin
طلا
▶
وَيَلْبَسُونَ
wayalbasūna
و می پوشند
▶
ثِيَابًا
thiyāban
لباسها
▶
خُضْرًۭا
khuḍ'ran
سبز
▶
مِّن
min
از
▶
سُندُسٍۢ
sundusin
حریر لطیف و نازک
▶
وَإِسْتَبْرَقٍۢ
wa-is'tabraqin
حریر ضخیم
▶
مُّتَّكِـِٔينَ
muttakiīna
تکیه زدگان
▶
فِيهَا
fīhā
در آن جا
▶
عَلَى
ʿalā
بر
▶
ٱلْأَرَآئِكِ ۚ
l-arāiki
تخت ها
▶
نِعْمَ
niʿ'ma
چه نیکو است
▶
ٱلثَّوَابُ
l-thawābu
پاداش
▶
وَحَسُنَتْ
waḥasunat
ونیکوست
▶
مُرْتَفَقًۭا
mur'tafaqan
تکیه گاه
آیه 32 - سوره الكهف: 14 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ وَٱضْرِبْ لَهُم مَّثَلًۭا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَـٰبٍۢ وَحَفَفْنَـٰهُمَا بِنَخْلٍۢ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًۭا
و برای مشرکان [که از معبودان باطل دم می زنند و دل به دنیای فانی بسته اند] مَثَلی بزن: دو مرد را که به یکی از آنان دو باغ انگور دادیم و اطراف آن دو باغ را با درختان خرما پوشاندیم و فاصله میان آن دو باغ را کشتزاری قرار دادیم؛
▶
۞ وَٱضْرِبْ
wa-iḍ'rib
و بزن
▶
لَهُم
lahum
برای آنان
▶
مَّثَلًۭا
mathalan
مثالي
▶
رَّجُلَيْنِ
rajulayni
دو مرد
▶
جَعَلْنَا
jaʿalnā
قرار داديم
▶
لِأَحَدِهِمَا
li-aḥadihimā
برای یکی از آنها
▶
جَنَّتَيْنِ
jannatayni
دو باغ
▶
مِنْ
min
از
▶
أَعْنَـٰبٍۢ
aʿnābin
انگورها
▶
وَحَفَفْنَـٰهُمَا
waḥafafnāhumā
و پوشاندیم آن دو را
▶
بِنَخْلٍۢ
binakhlin
با درختان خرما
▶
وَجَعَلْنَا
wajaʿalnā
و قرار دادیم
▶
بَيْنَهُمَا
baynahumā
ميان آن دو
▶
زَرْعًۭا
zarʿan
کشتزار
آیه 33 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
كِلْتَا ٱلْجَنَّتَيْنِ ءَاتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِم مِّنْهُ شَيْـًۭٔا ۚ وَفَجَّرْنَا خِلَـٰلَهُمَا نَهَرًۭا
هر یک از این دو باغ میوه اش را می داد و چیزی از آن میوه نمی کاست، و میان آن دو باغ، نهری [پر آب] روان کردیم.
▶
كِلْتَا
kil'tā
هر دو تا
▶
ٱلْجَنَّتَيْنِ
l-janatayni
دو باغ
▶
ءَاتَتْ
ātat
داد
▶
أُكُلَهَا
ukulahā
ميوههايش
▶
وَلَمْ
walam
و کم نکرد
▶
تَظْلِم
taẓlim
و کم نکرد
▶
مِّنْهُ
min'hu
از آن
▶
شَيْـًۭٔا ۚ
shayan
چيزي
▶
وَفَجَّرْنَا
wafajjarnā
و جاری کردیم
▶
خِلَـٰلَهُمَا
khilālahumā
میان آن دو
▶
نَهَرًۭا
naharan
نهر
آیه 34 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَكَانَ لَهُۥ ثَمَرٌۭ فَقَالَ لِصَـٰحِبِهِۦ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَنَا۠ أَكْثَرُ مِنكَ مَالًۭا وَأَعَزُّ نَفَرًۭا
و برای او میوه [فراوان] بود، پس [مغرورانه] به رفیقش در حالی که با او گفتگو می کرد، گفت: من مال و ثروتم از تو بیشتر است و از جهت نَفَرات نیرومندترم.
▶
وَكَانَ
wakāna
و بود
▶
لَهُۥ
lahu
براي او
▶
ثَمَرٌۭ
thamarun
محصولات
▶
فَقَالَ
faqāla
پس گفت
▶
لِصَـٰحِبِهِۦ
liṣāḥibihi
به دوست خود
▶
وَهُوَ
wahuwa
و او
▶
يُحَاوِرُهُۥٓ
yuḥāwiruhu
گفتگو می کرد با او
▶
أَنَا۠
anā
من
▶
أَكْثَرُ
aktharu
بیشتر
▶
مِنكَ
minka
از تو
▶
مَالًۭا
mālan
(از نظر) مال
▶
وَأَعَزُّ
wa-aʿazzu
و عزیز تر و مقتدر تر
▶
نَفَرًۭا
nafaran
(از نظر)افراد
آیه 35 - سوره الكهف: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَـٰذِهِۦٓ أَبَدًۭا
و در حالی که [به سبب غرور و عصیان] بر خویشتن ستمکار بود، به باغش وارد شد [و] گفت: گمان نمی برم که این باغ هرگز نابود شود؛
▶
وَدَخَلَ
wadakhala
و وارد شد
▶
جَنَّتَهُۥ
jannatahu
باغش
▶
وَهُوَ
wahuwa
و او
▶
ظَالِمٌۭ
ẓālimun
ستمکار
▶
لِّنَفْسِهِۦ
linafsihi
به نفس خود
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
مَآ
mā
گمان نمی کنم
▶
أَظُنُّ
aẓunnu
گمان نمی کنم
▶
أَن
an
كه
▶
تَبِيدَ
tabīda
نابود شود
▶
هَـٰذِهِۦٓ
hādhihi
اين
▶
أَبَدًۭا
abadan
هيچ گاه
آیه 36 - سوره الكهف: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةًۭ وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّى لَأَجِدَنَّ خَيْرًۭا مِّنْهَا مُنقَلَبًۭا
و گمان نمی کنم که قیامت برپا شود، و اگر هم [بر فرض] به پروردگارم بازگردانده شوم، یقیناً در بازگشت، جایگاهی بهتر از این را خواهم یافت.
▶
وَمَآ
wamā
گمان نمی کنم
▶
أَظُنُّ
aẓunnu
گمان نمی کنم
▶
ٱلسَّاعَةَ
l-sāʿata
قیامت
▶
قَآئِمَةًۭ
qāimatan
برپا شونده
▶
وَلَئِن
wala-in
و قطعاً اگر
▶
رُّدِدتُّ
rudidttu
برگردانده شدم
▶
إِلَىٰ
ilā
به سوی
▶
رَبِّى
rabbī
پروردگار من
▶
لَأَجِدَنَّ
la-ajidanna
البته حتماً می یابم
▶
خَيْرًۭا
khayran
بهتر
▶
مِّنْهَا
min'hā
از آن
▶
مُنقَلَبًۭا
munqalaban
سرانجام، جای بازگشت
آیه 37 - سوره الكهف: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ لَهُۥ صَاحِبُهُۥ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَكَفَرْتَ بِٱلَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَابٍۢ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍۢ ثُمَّ سَوَّىٰكَ رَجُلًۭا
رفیقش در حالی که با او گفتگو می کرد به او گفت: آیا به آنکه تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آن گاه تو را به صورت مردی درست و نیکو درآورد، کافر شده ای؟
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لَهُۥ
lahu
به او
▶
صَاحِبُهُۥ
ṣāḥibuhu
رفیقش
▶
وَهُوَ
wahuwa
و او
▶
يُحَاوِرُهُۥٓ
yuḥāwiruhu
گفتگو می کرد با او
▶
أَكَفَرْتَ
akafarta
آیا کافر شدی
▶
بِٱلَّذِى
bi-alladhī
به کسی که
▶
خَلَقَكَ
khalaqaka
خلق کرد تو را
▶
مِن
min
از
▶
تُرَابٍۢ
turābin
خاك
▶
ثُمَّ
thumma
سپس
▶
مِن
min
از
▶
نُّطْفَةٍۢ
nuṭ'fatin
نطفه
▶
ثُمَّ
thumma
سپس
▶
سَوَّىٰكَ
sawwāka
متعادل کرد تو را، سامان داد تو را
▶
رَجُلًۭا
rajulan
مرد
آیه 38 - سوره الكهف: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
لَّـٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّى وَلَآ أُشْرِكُ بِرَبِّىٓ أَحَدًۭا
من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی گیرم؛
▶
لَّـٰكِنَّا۠
lākinnā
اما من
▶
هُوَ
huwa
او
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
رَبِّى
rabbī
پروردگار من
▶
وَلَآ
walā
و شریک قرار نمی دهم
▶
أُشْرِكُ
ush'riku
و شریک قرار نمی دهم
▶
بِرَبِّىٓ
birabbī
برای پروردگارم
▶
أَحَدًۭا
aḥadan
کسی
آیه 39 - سوره الكهف: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَوْلَآ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ ۚ إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنكَ مَالًۭا وَوَلَدًۭا
و چرا وقتی به باغ خود، وارد شدی، نگفتی: آنچه خدا بخواهد [صورت می پذیرد] و هیچ نیرویی جز به وسیله خدا نیست؛ اگر مرا از جهت ثروت و فرزند کمتر از خودت می بینی.
▶
وَلَوْلَآ
walawlā
و چرا نه
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
دَخَلْتَ
dakhalta
داخل شدی
▶
جَنَّتَكَ
jannataka
باغت
▶
قُلْتَ
qul'ta
گفتی
▶
مَا
mā
0
▶
شَآءَ
shāa
آنچه خدا بخواهد
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
آنچه خدا بخواهد
▶
لَا
lā
نيست
▶
قُوَّةَ
quwwata
نبرویی
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
بِٱللَّهِ ۚ
bil-lahi
به (قدرت)خدا
▶
إِن
in
اگر
▶
تَرَنِ
tarani
می بینی مرا
▶
أَنَا۠
anā
من
▶
أَقَلَّ
aqalla
کمتر
▶
مِنكَ
minka
از تو
▶
مَالًۭا
mālan
(از نظر) مال
▶
وَوَلَدًۭا
wawaladan
و(از نظر)فرزند
آیه 40 - سوره الكهف: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَعَسَىٰ رَبِّىٓ أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًۭا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًۭا زَلَقًا
امید است پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و از آسمان آسیبی دقیق و حساب شده بر باغ تو فرستد تا به صورت زمینی صاف و بی گیاه و لغزنده شود؛
▶
فَعَسَىٰ
faʿasā
پس شايد
▶
رَبِّىٓ
rabbī
پروردگار من
▶
أَن
an
که بدهد به من
▶
يُؤْتِيَنِ
yu'tiyani
که بدهد به من
▶
خَيْرًۭا
khayran
بهتر
▶
مِّن
min
از
▶
جَنَّتِكَ
jannatika
باغ تو
▶
وَيُرْسِلَ
wayur'sila
و بفرستد
▶
عَلَيْهَا
ʿalayhā
بر آن
▶
حُسْبَانًۭا
ḥus'bānan
بلای آسمانی
▶
مِّنَ
mina
از
▶
ٱلسَّمَآءِ
l-samāi
آسمان
▶
فَتُصْبِحَ
fatuṣ'biḥa
پس بشود
▶
صَعِيدًۭا
ṣaʿīdan
خاک روی زمین
▶
زَلَقًا
zalaqan
بی گیاه
آیه 41 - سوره الكهف: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
أَوْ يُصْبِحَ مَآؤُهَا غَوْرًۭا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبًۭا
یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانی آن را به دست آوری.
▶
أَوْ
aw
يا
▶
يُصْبِحَ
yuṣ'biḥa
بشود
▶
مَآؤُهَا
māuhā
آب آن
▶
غَوْرًۭا
ghawran
<null>
▶
فَلَن
falan
پس هرگز نخواهی توانست
▶
تَسْتَطِيعَ
tastaṭīʿa
پس هرگز نخواهی توانست
▶
لَهُۥ
lahu
براي او
▶
طَلَبًۭا
ṭalaban
به دست آوردن
آیه 42 - سوره الكهف: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِۦ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَىٰ مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَـٰلَيْتَنِى لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّىٓ أَحَدًۭا
[عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوه هایش از بین رفت، پس در حالی که همه داربست ها فرو ریخته [و تاک ها روی آن بود] و در [حسرت] هزینه های [فراوانی که] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو می کرد، می گفت: ای کاش من احدی را با پروردگارم شریک نگرفته بودم.
▶
وَأُحِيطَ
wa-uḥīṭa
و فرا گرفت
▶
بِثَمَرِهِۦ
bithamarihi
میوه هایش را
▶
فَأَصْبَحَ
fa-aṣbaḥa
پس شد
▶
يُقَلِّبُ
yuqallibu
می گرداند، بر هم میزد
▶
كَفَّيْهِ
kaffayhi
دو کف دست
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
مَآ
mā
آن چه
▶
أَنفَقَ
anfaqa
خرج کرد
▶
فِيهَا
fīhā
در آن جا
▶
وَهِىَ
wahiya
و آن
▶
خَاوِيَةٌ
khāwiyatun
ویران، فروافتاده
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
عُرُوشِهَا
ʿurūshihā
دار بست های آن
▶
وَيَقُولُ
wayaqūlu
و می گوید
▶
يَـٰلَيْتَنِى
yālaytanī
كاش من
▶
لَمْ
lam
شریک نکرده بودم
▶
أُشْرِكْ
ush'rik
شریک نکرده بودم
▶
بِرَبِّىٓ
birabbī
برای پروردگارم
▶
أَحَدًۭا
aḥadan
یکی
آیه 43 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَمْ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٌۭ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا
و برایش گروهی نبود که او را در برابر خدا یاری دهند، و خودش هم قدرت نداشت که عذاب را از خود برطرف کند.
▶
وَلَمْ
walam
و نبود
▶
تَكُن
takun
و نبود
▶
لَّهُۥ
lahu
براي او
▶
فِئَةٌۭ
fi-atun
گروهي
▶
يَنصُرُونَهُۥ
yanṣurūnahu
یاری کنند او را
▶
مِن
min
0
▶
دُونِ
dūni
غیر از خداوند
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
غیر از خداوند
▶
وَمَا
wamā
و نبود
▶
كَانَ
kāna
و نبود
▶
مُنتَصِرًا
muntaṣiran
انتقام گیرنده، باز دارنده
آیه 44 - سوره الكهف: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
هُنَالِكَ ٱلْوَلَـٰيَةُ لِلَّهِ ٱلْحَقِّ ۚ هُوَ خَيْرٌۭ ثَوَابًۭا وَخَيْرٌ عُقْبًۭا
در آنجا [که گرفتاری از همه سو انسان را احاطه می کند] یاری دادن ویژه خدای به حقّ است. او از جهت پاداش بهتر و از نظر تأمین کردن عاقبت نیکوتر است.
▶
هُنَالِكَ
hunālika
آن جا
▶
ٱلْوَلَـٰيَةُ
l-walāyatu
مددرسانی
▶
لِلَّهِ
lillahi
برای خدای
▶
ٱلْحَقِّ ۚ
l-ḥaqi
حق
▶
هُوَ
huwa
او
▶
خَيْرٌۭ
khayrun
بهتر
▶
ثَوَابًۭا
thawāban
پاداش
▶
وَخَيْرٌ
wakhayrun
و نیکوتر
▶
عُقْبًۭا
ʿuq'ban
فرجام،عاقبت ، سرانجام
آیه 45 - سوره الكهف: 23 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَٱضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا كَمَآءٍ أَنزَلْنَـٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَٱخْتَلَطَ بِهِۦ نَبَاتُ ٱلْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًۭا تَذْرُوهُ ٱلرِّيَـٰحُ ۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ مُّقْتَدِرًا
و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آن گاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.
▶
وَٱضْرِبْ
wa-iḍ'rib
و بزن
▶
لَهُم
lahum
برای آنان
▶
مَّثَلَ
mathala
مثال
▶
ٱلْحَيَوٰةِ
l-ḥayati
زندگي
▶
ٱلدُّنْيَا
l-dun'yā
دنيا
▶
كَمَآءٍ
kamāin
مانند آبی که
▶
أَنزَلْنَـٰهُ
anzalnāhu
نازل کردیم آن را
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلسَّمَآءِ
l-samāi
آسمان
▶
فَٱخْتَلَطَ
fa-ikh'talaṭa
پس بیامیخت
▶
بِهِۦ
bihi
با آن
▶
نَبَاتُ
nabātu
گیاه
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
فَأَصْبَحَ
fa-aṣbaḥa
پس شد
▶
هَشِيمًۭا
hashīman
گیاه خشک پلاسیده
▶
تَذْرُوهُ
tadhrūhu
پخش و پراکنده می کند آن را
▶
ٱلرِّيَـٰحُ ۗ
l-riyāḥu
بادها
▶
وَكَانَ
wakāna
و بود
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
كُلِّ
kulli
هر
▶
شَىْءٍۢ
shayin
چيزي
▶
مُّقْتَدِرًا
muq'tadiran
توانا
آیه 46 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ٱلْمَالُ وَٱلْبَنُونَ زِينَةُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَٱلْبَـٰقِيَـٰتُ ٱلصَّـٰلِحَـٰتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًۭا وَخَيْرٌ أَمَلًۭا
مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است.
▶
ٱلْمَالُ
al-mālu
مال
▶
وَٱلْبَنُونَ
wal-banūna
و فرزندان
▶
زِينَةُ
zīnatu
زینت
▶
ٱلْحَيَوٰةِ
l-ḥayati
زندگي
▶
ٱلدُّنْيَا ۖ
l-dun'yā
دنيا
▶
وَٱلْبَـٰقِيَـٰتُ
wal-bāqiyātu
و نیکی های ماندگار
▶
ٱلصَّـٰلِحَـٰتُ
l-ṣāliḥātu
و نیکی های ماندگار
▶
خَيْرٌ
khayrun
بهتر
▶
عِندَ
ʿinda
نزد
▶
رَبِّكَ
rabbika
پروردگار تو
▶
ثَوَابًۭا
thawāban
پاداش
▶
وَخَيْرٌ
wakhayrun
و نیکوتر
▶
أَمَلًۭا
amalan
امید و آرزو
آیه 47 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَيَوْمَ نُسَيِّرُ ٱلْجِبَالَ وَتَرَى ٱلْأَرْضَ بَارِزَةًۭ وَحَشَرْنَـٰهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًۭا
و [یاد کن] روزی را که کوه ها را [از محل استقرارشان] برانیم و نابود کنیم، و زمین را هموار و آشکار ببینی، و همه آنان را [برای ورود به عرصه قیامت] محشور می کنیم، و هیچ یک از آنان را وانمی گذاریم.
▶
وَيَوْمَ
wayawma
و روز
▶
نُسَيِّرُ
nusayyiru
حرکت می دهیم
▶
ٱلْجِبَالَ
l-jibāla
کوهها
▶
وَتَرَى
watarā
و می بینی
▶
ٱلْأَرْضَ
l-arḍa
زمين
▶
بَارِزَةًۭ
bārizatan
پیدا و نمایان
▶
وَحَشَرْنَـٰهُمْ
waḥasharnāhum
و گرد آوردیم آنها را
▶
فَلَمْ
falam
پس ترک نکردیم، رها نکردیم
▶
نُغَادِرْ
nughādir
پس ترک نکردیم، رها نکردیم
▶
مِنْهُمْ
min'hum
از آنها
▶
أَحَدًۭا
aḥadan
کسی
آیه 48 - سوره الكهف: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَعُرِضُوا۟ عَلَىٰ رَبِّكَ صَفًّۭا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَـٰكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍۭ ۚ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًۭا
و صف کشیده بر پروردگارت عرضه می شوند [به آنان گویند:] همانا [تنها] نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را [تنها] آفریدیم [شما در توانمندی ما نسبت به زنده کردن مردگان تردید داشتید]، بلکه می پنداشتید برای حسابرسی اعمال شما موعدی قرار نخواهیم داد.
▶
وَعُرِضُوا۟
waʿuriḍū
و عرضه شدند
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
رَبِّكَ
rabbika
پروردگار تو
▶
صَفًّۭا
ṣaffan
به صف
▶
لَّقَدْ
laqad
بيترديد
▶
جِئْتُمُونَا
ji'tumūnā
آمدید نزد ما
▶
كَمَا
kamā
همان گونه كه
▶
خَلَقْنَـٰكُمْ
khalaqnākum
آفریدیم شما را
▶
أَوَّلَ
awwala
اولين
▶
مَرَّةٍۭ ۚ
marratin
بار
▶
بَلْ
bal
بلكه
▶
زَعَمْتُمْ
zaʿamtum
پنداشتید
▶
أَلَّن
allan
که هرگز قرار نخواهیم داد
▶
نَّجْعَلَ
najʿala
که هرگز قرار نخواهیم داد
▶
لَكُم
lakum
براي شما
▶
مَّوْعِدًۭا
mawʿidan
وعده، موعد
آیه 49 - سوره الكهف: 27 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَوُضِعَ ٱلْكِتَـٰبُ فَتَرَى ٱلْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَـٰوَيْلَتَنَا مَالِ هَـٰذَا ٱلْكِتَـٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةًۭ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحْصَىٰهَا ۚ وَوَجَدُوا۟ مَا عَمِلُوا۟ حَاضِرًۭا ۗ وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًۭا
کتاب [اعمال] هر کسی [در برابر دیدگانش] نهاده می شود، پس مجرمان را می بینی که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و می گویند: ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است مگر آنکه آن را به حساب آورده؟! و هر عملی را انجام داده اند، حاضر می یابند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهدکرد.
▶
وَوُضِعَ
wawuḍiʿa
و گذاشته شد
▶
ٱلْكِتَـٰبُ
l-kitābu
كتاب
▶
فَتَرَى
fatarā
پس می بینی
▶
ٱلْمُجْرِمِينَ
l-muj'rimīna
گناه کاران
▶
مُشْفِقِينَ
mush'fiqīna
بیمناک
▶
مِمَّا
mimmā
از آن چه
▶
فِيهِ
fīhi
در آن
▶
وَيَقُولُونَ
wayaqūlūna
و ميگويند
▶
يَـٰوَيْلَتَنَا
yāwaylatanā
ای وای بر ما
▶
مَالِ
māli
<null>
▶
هَـٰذَا
hādhā
این چه کارنامه ای است
▶
ٱلْكِتَـٰبِ
l-kitābi
این چه کارنامه ای است
▶
لَا
lā
وا نمی گذارد
▶
يُغَادِرُ
yughādiru
وا نمی گذارد
▶
صَغِيرَةًۭ
ṣaghīratan
کوچک
▶
وَلَا
walā
و نه
▶
كَبِيرَةً
kabīratan
بزرگ
▶
إِلَّآ
illā
مگر
▶
أَحْصَىٰهَا ۚ
aḥṣāhā
کاملاً حساب کرد آن را
▶
وَوَجَدُوا۟
wawajadū
و یافتند
▶
مَا
mā
آن چه
▶
عَمِلُوا۟
ʿamilū
انجام دادند
▶
حَاضِرًۭا ۗ
ḥāḍiran
آماده
▶
وَلَا
walā
و ستم نمی کند
▶
يَظْلِمُ
yaẓlimu
و ستم نمی کند
▶
رَبُّكَ
rabbuka
پروردگار تو
▶
أَحَدًۭا
aḥadan
کسی
آیه 50 - سوره الكهف: 26 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ ٱلْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِۦٓ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ وَذُرِّيَّتَهُۥٓ أَوْلِيَآءَ مِن دُونِى وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّۢ ۚ بِئْسَ لِلظَّـٰلِمِينَ بَدَلًۭا
و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که از گروه جن بود، پس او از دایره فرمان پروردگارش بیرون رفت. [با این حال] آیا او و نسلش را به جای من سرپرست و یاور خود می گیرید، در حالی که آنها دشمن شمایند؟! [ابلیس ونسلش] برای ستمکاران، بد جایگزینی [به جای خدا] هستند.
▶
وَإِذْ
wa-idh
و هنگامي كه
▶
قُلْنَا
qul'nā
گفتيم
▶
لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ
lil'malāikati
به فرشتگان
▶
ٱسْجُدُوا۟
us'judū
سجده كنيد
▶
لِـَٔادَمَ
liādama
به آدم
▶
فَسَجَدُوٓا۟
fasajadū
پس سجده كردند
▶
إِلَّآ
illā
مگر
▶
إِبْلِيسَ
ib'līsa
ابليس
▶
كَانَ
kāna
بود
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْجِنِّ
l-jini
جن
▶
فَفَسَقَ
fafasaqa
پس از اطاعت خدا خارج شد
▶
عَنْ
ʿan
از
▶
أَمْرِ
amri
فرمان
▶
رَبِّهِۦٓ ۗ
rabbihi
پروردگارش
▶
أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ
afatattakhidhūnahu
آیا می گیرید او را
▶
وَذُرِّيَّتَهُۥٓ
wadhurriyyatahu
وذریه اش
▶
أَوْلِيَآءَ
awliyāa
سرپرستان (و دوستان)
▶
مِن
min
غیر از من
▶
دُونِى
dūnī
غیر از من
▶
وَهُمْ
wahum
و ايشان
▶
لَكُمْ
lakum
براي شما
▶
عَدُوٌّۢ ۚ
ʿaduwwun
دشمن
▶
بِئْسَ
bi'sa
چه بد است
▶
لِلظَّـٰلِمِينَ
lilẓẓālimīna
براي ستمگران
▶
بَدَلًۭا
badalan
جایگزین، بدل، جانشین
آیه 51 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ مَّآ أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ ٱلْمُضِلِّينَ عَضُدًۭا
من ابلیس و نسلش را در آفرینش آسمان ها و [در پدید آوردن]، زمین و در آفرینش خودشان شاهد و گواه نگرفتم [تا یاریم دهند]؛ و من گمراه کنندگان را یار و مددکار خود نگرفته ام.
▶
۞ مَّآ
mā
شاهد نگرفتیم آنها را
▶
أَشْهَدتُّهُمْ
ashhadttuhum
شاهد نگرفتیم آنها را
▶
خَلْقَ
khalqa
آفرينش
▶
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ
l-samāwāti
آسمانها
▶
وَٱلْأَرْضِ
wal-arḍi
و زمين
▶
وَلَا
walā
و نه
▶
خَلْقَ
khalqa
آفرينش
▶
أَنفُسِهِمْ
anfusihim
خودشان
▶
وَمَا
wamā
و نبودم
▶
كُنتُ
kuntu
و نبودم
▶
مُتَّخِذَ
muttakhidha
اخذ کننده
▶
ٱلْمُضِلِّينَ
l-muḍilīna
گمراه کنندگان
▶
عَضُدًۭا
ʿaḍudan
دستیار، بازو
آیه 52 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا۟ شُرَكَآءِىَ ٱلَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًۭا
و [یاد کن] روزی را که [خدا به مشرکان] می گوید: کسانی [چون فرشتگان، جنّ و بت ها را] که می پنداشتید شریکان من [در قدرت و ربوبیّت] هستند، صدا بزنید [تا شما را از عذاب نجات دهند] پس آنان را صدا می زنند، ولی پاسخشان را نمی دهند و میان آنان و معبودهایشان هلاکت گاهی قرار می دهیم [که هر نوع رابطه ای را بین آنان ناممکن خواهد ساخت.]
▶
وَيَوْمَ
wayawma
و روز
▶
يَقُولُ
yaqūlu
می گوید
▶
نَادُوا۟
nādū
صدا زنید
▶
شُرَكَآءِىَ
shurakāiya
شریکان من
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
زَعَمْتُمْ
zaʿamtum
پنداشتید
▶
فَدَعَوْهُمْ
fadaʿawhum
پس ندا دهند آنها را، پس فرا خوانند آنها را
▶
فَلَمْ
falam
پس پاسخ ندادند
▶
يَسْتَجِيبُوا۟
yastajībū
پس پاسخ ندادند
▶
لَهُمْ
lahum
به آنان
▶
وَجَعَلْنَا
wajaʿalnā
و قرار دادیم
▶
بَيْنَهُم
baynahum
ميان آنها
▶
مَّوْبِقًۭا
mawbiqan
عداوت و کینه نابود کننده
آیه 53 - سوره الكهف: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَرَءَا ٱلْمُجْرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا۟ عَنْهَا مَصْرِفًۭا
مجرمان، آتش را می بینند ویقین می کنند که در آن خواهند افتاد و راه بازگشتی از آن نمی یابند.
▶
وَرَءَا
waraā
و می بیند
▶
ٱلْمُجْرِمُونَ
l-muj'rimūna
مجرمان
▶
ٱلنَّارَ
l-nāra
(آن) آتش
▶
فَظَنُّوٓا۟
faẓannū
پس گمان می کنند
▶
أَنَّهُم
annahum
همانا ايشان
▶
مُّوَاقِعُوهَا
muwāqiʿūhā
افتادنی در آن
▶
وَلَمْ
walam
و نمی یابند
▶
يَجِدُوا۟
yajidū
و نمی یابند
▶
عَنْهَا
ʿanhā
از آن
▶
مَصْرِفًۭا
maṣrifan
گریزگاه
آیه 54 - سوره الكهف: 14 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِى هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍۢ ۚ وَكَانَ ٱلْإِنسَـٰنُ أَكْثَرَ شَىْءٍۢ جَدَلًۭا
بی تردید در این قرآن از هر گونه مثلی برای مردم بیان کردیم [ولی مردم به انکار آنها برخاستند]؛ و انسان از هر چیزی [با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه] برخوردش [خصمانه تر و] ستیزه جو تر است.
▶
وَلَقَدْ
walaqad
و بيترديد
▶
صَرَّفْنَا
ṣarrafnā
گوناگون بیان کردیم
▶
فِى
fī
در
▶
هَـٰذَا
hādhā
اين
▶
ٱلْقُرْءَانِ
l-qur'āni
قرآن
▶
لِلنَّاسِ
lilnnāsi
برای مردم
▶
مِن
min
از
▶
كُلِّ
kulli
هر
▶
مَثَلٍۢ ۚ
mathalin
مثلی
▶
وَكَانَ
wakāna
و بود
▶
ٱلْإِنسَـٰنُ
l-insānu
انسان
▶
أَكْثَرَ
akthara
بيشتر
▶
شَىْءٍۢ
shayin
چيزي
▶
جَدَلًۭا
jadalan
جدال کننده
آیه 55 - سوره الكهف: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَا مَنَعَ ٱلنَّاسَ أَن يُؤْمِنُوٓا۟ إِذْ جَآءَهُمُ ٱلْهُدَىٰ وَيَسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّهُمْ إِلَّآ أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ ٱلْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ ٱلْعَذَابُ قُبُلًۭا
و هنگامی که هدایت به سوی مردم آمد، چیزی مانع ایمان آوردن آنان و درخواست آمرزش از پروردگارشان نشد، مگر [کبر و دشمنی آنان با حق که در چنان فضایی آکنده از کبر و دشمنی گویی انتظار می بردند] که روش های [جاری ما در عذاب] پیشینیان [متکبّر کفر پیشه] به سراغشان آید، یا عذاب رویاروی به آنان رسد [تا آن زمان ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.]
▶
وَمَا
wamā
و مانع نشد
▶
مَنَعَ
manaʿa
و مانع نشد
▶
ٱلنَّاسَ
l-nāsa
مردم
▶
أَن
an
كه
▶
يُؤْمِنُوٓا۟
yu'minū
ايمان بياورند
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
جَآءَهُمُ
jāahumu
آمد (براي) آنها
▶
ٱلْهُدَىٰ
l-hudā
هدايت
▶
وَيَسْتَغْفِرُوا۟
wayastaghfirū
و طلب مغفرت کنند
▶
رَبَّهُمْ
rabbahum
پروردگارشان
▶
إِلَّآ
illā
مگر
▶
أَن
an
كه
▶
تَأْتِيَهُمْ
tatiyahum
بیاید برایشان
▶
سُنَّةُ
sunnatu
شیوه
▶
ٱلْأَوَّلِينَ
l-awalīna
پیشینیان
▶
أَوْ
aw
يا
▶
يَأْتِيَهُمُ
yatiyahumu
بيايد (به سوي) آنها
▶
ٱلْعَذَابُ
l-ʿadhābu
عذاب
▶
قُبُلًۭا
qubulan
روبه رو
آیه 56 - سوره الكهف: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَا نُرْسِلُ ٱلْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ ۚ وَيُجَـٰدِلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِٱلْبَـٰطِلِ لِيُدْحِضُوا۟ بِهِ ٱلْحَقَّ ۖ وَٱتَّخَذُوٓا۟ ءَايَـٰتِى وَمَآ أُنذِرُوا۟ هُزُوًۭا
و ما پیامبران را جز مژده رسان و بیم دهنده نمی فرستیم، و آنان که کافرند به وسیله سخن باطل، ستیزه جویی و نزاع می کنند تا به وسیله آن حق را تباه کنند! و آیات من و عذاب هایی که به آن بیمشان داده اند، به مسخره گرفتند.
▶
وَمَا
wamā
و نمی فرستیم
▶
نُرْسِلُ
nur'silu
و نمی فرستیم
▶
ٱلْمُرْسَلِينَ
l-mur'salīna
فرستاده شدگان
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
مُبَشِّرِينَ
mubashirīna
بشارت دهنده
▶
وَمُنذِرِينَ ۚ
wamundhirīna
و بیم دهنده
▶
وَيُجَـٰدِلُ
wayujādilu
و مجادله می کند
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
كَفَرُوا۟
kafarū
كفر ورزيدند
▶
بِٱلْبَـٰطِلِ
bil-bāṭili
به باطل
▶
لِيُدْحِضُوا۟
liyud'ḥiḍū
تا نابود کنند، از صحنه بیرون کنند
▶
بِهِ
bihi
با آن
▶
ٱلْحَقَّ ۖ
l-ḥaqa
حق
▶
وَٱتَّخَذُوٓا۟
wa-ittakhadhū
و گرفتند
▶
ءَايَـٰتِى
āyātī
آیات مرا
▶
وَمَآ
wamā
و آن چه
▶
أُنذِرُوا۟
undhirū
بیم داده شدند
▶
هُزُوًۭا
huzuwan
استهزا، مسخره
آیه 57 - سوره الكهف: 30 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَـٰتِ رَبِّهِۦ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِىَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِىٓ ءَاذَانِهِمْ وَقْرًۭا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوٓا۟ إِذًا أَبَدًۭا
و کیست ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش پند داده شود، ولی از آنها روی برگرداند و دست آورد پیشین خود را [که کفر، جدال و ستیز با حق است] فراموش کند؟ به راستی ما بر دل های آنان پوشش هایی قرار داده ایم تا قرآن را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی نهادیم [تا آن را نشنوند]؛ و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانی، هرگز و هیچ گاه هدایت نیابند.
▶
وَمَنْ
waman
و چه کسی
▶
أَظْلَمُ
aẓlamu
ستمكارتر
▶
مِمَّن
mimman
از كسي كه
▶
ذُكِّرَ
dhukkira
تذکر داده شد
▶
بِـَٔايَـٰتِ
biāyāti
به آيات
▶
رَبِّهِۦ
rabbihi
پروردگارش
▶
فَأَعْرَضَ
fa-aʿraḍa
پس روگرداند
▶
عَنْهَا
ʿanhā
از آن
▶
وَنَسِىَ
wanasiya
و فراموش کرد
▶
مَا
mā
آن چه
▶
قَدَّمَتْ
qaddamat
پیش فرستاد
▶
يَدَاهُ ۚ
yadāhu
دو دستش
▶
إِنَّا
innā
همانا ما
▶
جَعَلْنَا
jaʿalnā
قرار داديم
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
قُلُوبِهِمْ
qulūbihim
دلهايشان
▶
أَكِنَّةً
akinnatan
سرپوش
▶
أَن
an
كه
▶
يَفْقَهُوهُ
yafqahūhu
بفهمند آن را
▶
وَفِىٓ
wafī
و در
▶
ءَاذَانِهِمْ
ādhānihim
گوشهايشان
▶
وَقْرًۭا ۖ
waqran
سنگینی، کری
▶
وَإِن
wa-in
و اگر
▶
تَدْعُهُمْ
tadʿuhum
بخوانی آنها را
▶
إِلَى
ilā
به
▶
ٱلْهُدَىٰ
l-hudā
هدايت
▶
فَلَن
falan
پس هرگز هدایت نمی یابند
▶
يَهْتَدُوٓا۟
yahtadū
پس هرگز هدایت نمی یابند
▶
إِذًا
idhan
در اين صورت
▶
أَبَدًۭا
abadan
هيچ گاه
آیه 58 - سوره الكهف: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَرَبُّكَ ٱلْغَفُورُ ذُو ٱلرَّحْمَةِ ۖ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا۟ لَعَجَّلَ لَهُمُ ٱلْعَذَابَ ۚ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌۭ لَّن يَجِدُوا۟ مِن دُونِهِۦ مَوْئِلًۭا
و پروردگارت بسیار آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر می خواست آنان را به کیفر گناهانی که مرتکب شده اند، مؤاخذه کند، قطعاً در عذابشان شتاب می نمود [اما چنین نمی کند]، بلکه آنان را وعده گاهی است که هرگز در برابر آن کمترین پناهگاهی نخواهند یافت.
▶
وَرَبُّكَ
warabbuka
و پروردگار تو
▶
ٱلْغَفُورُ
l-ghafūru
بسیار آمرزنده
▶
ذُو
dhū
صاحب
▶
ٱلرَّحْمَةِ ۖ
l-raḥmati
رحمت
▶
لَوْ
law
اگر
▶
يُؤَاخِذُهُم
yuākhidhuhum
مؤاخذه می کرد آنها را
▶
بِمَا
bimā
به آن چه
▶
كَسَبُوا۟
kasabū
مرتکب شدند
▶
لَعَجَّلَ
laʿajjala
قطعاً شتاب نمود
▶
لَهُمُ
lahumu
براي ايشان
▶
ٱلْعَذَابَ ۚ
l-ʿadhāba
عذاب
▶
بَل
bal
بلكه
▶
لَّهُم
lahum
برای آنان
▶
مَّوْعِدٌۭ
mawʿidun
موعد
▶
لَّن
lan
هرگز نمی یابند
▶
يَجِدُوا۟
yajidū
هرگز نمی یابند
▶
مِن
min
غیر از او
▶
دُونِهِۦ
dūnihi
غیر از او
▶
مَوْئِلًۭا
mawilan
نمی یابند
آیه 59 - سوره الكهف: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَتِلْكَ ٱلْقُرَىٰٓ أَهْلَكْنَـٰهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا۟ وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًۭا
و آن شهرها [یی که داستانشان را بر تو خواندیم] هنگامی که اهل آنها [با کفر و تکذیب آیات خدا] به خود ستم ورزیدند، هلاکشان کردیم، و برای هلاکتشان وقتی معلوم مقرّر نمودیم.
▶
وَتِلْكَ
watil'ka
و آن
▶
ٱلْقُرَىٰٓ
l-qurā
شهرها
▶
أَهْلَكْنَـٰهُمْ
ahlaknāhum
هلاک کردیم آنها را
▶
لَمَّا
lammā
هنگامی که
▶
ظَلَمُوا۟
ẓalamū
ستم كردند
▶
وَجَعَلْنَا
wajaʿalnā
و قرار دادیم
▶
لِمَهْلِكِهِم
limahlikihim
برای هلاکتشان
▶
مَّوْعِدًۭا
mawʿidan
وعده، موعد
آیه 60 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَىٰهُ لَآ أَبْرَحُ حَتَّىٰٓ أَبْلُغَ مَجْمَعَ ٱلْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِىَ حُقُبًۭا
و [یاد کن] هنگامی را که موسی به جوان [خدمت گزار] خود گفت: همواره می روم تا به محل برخورد آن دو دریا برسم [چه اینکه زود برسم] یا روزگاری طولانی به سفرم ادامه دهم، [در هر حال می روم تا برای تحصیل دانش بیشتر، عبد صالح حق را بیابم.]
▶
وَإِذْ
wa-idh
و هنگامي كه
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
لِفَتَىٰهُ
lifatāhu
به جوان(همراه) خود
▶
لَآ
lā
پیوسته، همواره، از پای ننشینم
▶
أَبْرَحُ
abraḥu
پیوسته، همواره، از پای ننشینم
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا
▶
أَبْلُغَ
ablugha
برسم
▶
مَجْمَعَ
majmaʿa
تلاقی
▶
ٱلْبَحْرَيْنِ
l-baḥrayni
دو دریا
▶
أَوْ
aw
يا
▶
أَمْضِىَ
amḍiya
راه روم
▶
حُقُبًۭا
ḥuquban
روزگاران، سالهای متمادی
آیه 61 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِى ٱلْبَحْرِ سَرَبًۭا
پس هنگامی که به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهی خود را [که برای خوردن فراهم کرده بودند] از یاد بردند، [آن] ماهی راه خود را [به طور سرازیر] در دریا پیش گرفت.
▶
فَلَمَّا
falammā
پس هنگامي كه
▶
بَلَغَا
balaghā
رسیدند آن دو
▶
مَجْمَعَ
majmaʿa
تلاقی
▶
بَيْنِهِمَا
baynihimā
بين آن دو
▶
نَسِيَا
nasiyā
فراموش کردند
▶
حُوتَهُمَا
ḥūtahumā
ماهی آن دو
▶
فَٱتَّخَذَ
fa-ittakhadha
پس گرفت
▶
سَبِيلَهُۥ
sabīlahu
راهش
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْبَحْرِ
l-baḥri
دريا
▶
سَرَبًۭا
saraban
سرازیر شدن
آیه 62 - سوره الكهف: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَىٰهُ ءَاتِنَا غَدَآءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَـٰذَا نَصَبًۭا
وقتی [از آنجا] گذشتند، موسی به خدمت گزارش گفت: غذای صبح گاهی ما را بیاور که از این سفرمان سختی و خستگیِ بسیار دیدیم.
▶
فَلَمَّا
falammā
پس هنگامي كه
▶
جَاوَزَا
jāwazā
گذشتند آن دو
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لِفَتَىٰهُ
lifatāhu
به جوان(همراه) خود
▶
ءَاتِنَا
ātinā
بیاور برای ما
▶
غَدَآءَنَا
ghadāanā
خوراکمان
▶
لَقَدْ
laqad
بيترديد
▶
لَقِينَا
laqīnā
دچار شدیم، رسیدیم
▶
مِن
min
از
▶
سَفَرِنَا
safarinā
سفرمان
▶
هَـٰذَا
hādhā
اين
▶
نَصَبًۭا
naṣaban
رنج و خستگی
آیه 63 - سوره الكهف: 20 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ أَرَءَيْتَ إِذْ أَوَيْنَآ إِلَى ٱلصَّخْرَةِ فَإِنِّى نَسِيتُ ٱلْحُوتَ وَمَآ أَنسَىٰنِيهُ إِلَّا ٱلشَّيْطَـٰنُ أَنْ أَذْكُرَهُۥ ۚ وَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِى ٱلْبَحْرِ عَجَبًۭا
خدمت گزارش گفت: آیا ندانستی چون کنار آن سنگ جای گرفتیم، من ماهی را از یاد بردم و آن با وضعی شگفت انگیز راه خود را در دریا گرفت و رفت، و جز شیطان از خاطرم نبرد که آن را به یاد داشته باشم.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
أَرَءَيْتَ
ara-ayta
آیا به یاد داری
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
أَوَيْنَآ
awaynā
پناه گرفتیم
▶
إِلَى
ilā
به
▶
ٱلصَّخْرَةِ
l-ṣakhrati
سنگ بزرگ
▶
فَإِنِّى
fa-innī
پس همانا من
▶
نَسِيتُ
nasītu
فراموش کردم
▶
ٱلْحُوتَ
l-ḥūta
ماهی
▶
وَمَآ
wamā
از یادم نبرد آن را
▶
أَنسَىٰنِيهُ
ansānīhu
از یادم نبرد آن را
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
ٱلشَّيْطَـٰنُ
l-shayṭānu
شيطان
▶
أَنْ
an
كه
▶
أَذْكُرَهُۥ ۚ
adhkurahu
یاد کنم آن را
▶
وَٱتَّخَذَ
wa-ittakhadha
و گرفت
▶
سَبِيلَهُۥ
sabīlahu
راهش
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْبَحْرِ
l-baḥri
دريا
▶
عَجَبًۭا
ʿajaban
به طور عجیب
آیه 64 - سوره الكهف: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ ذَٰلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ ۚ فَٱرْتَدَّا عَلَىٰٓ ءَاثَارِهِمَا قَصَصًۭا
موسی گفت: این [جای فراموش کردن ماهی] همان است که ما در طلبش بودیم. پس با پی گرفتن جای پای خود [از راهی که آمده بودند] برگشتند.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
ذَٰلِكَ
dhālika
اين
▶
مَا
mā
آن چه
▶
كُنَّا
kunnā
می خواستیم
▶
نَبْغِ ۚ
nabghi
می خواستیم
▶
فَٱرْتَدَّا
fa-ir'taddā
پس برگشتند آن دو
▶
عَلَىٰٓ
ʿalā
بر
▶
ءَاثَارِهِمَا
āthārihimā
راهی که آن دو طی کرده بودند
▶
قَصَصًۭا
qaṣaṣan
پی جویی، رد پای خود را گرفتن
آیه 65 - سوره الكهف: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَوَجَدَا عَبْدًۭا مِّنْ عِبَادِنَآ ءَاتَيْنَـٰهُ رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَـٰهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًۭا
پس بنده ای از بندگان ما را یافتند که او را از نزد خود رحمتی داده و از پیشگاه خود دانشی ویژه به او آموخته بودیم.
▶
فَوَجَدَا
fawajadā
پس یافتند آن دو
▶
عَبْدًۭا
ʿabdan
بنده
▶
مِّنْ
min
از
▶
عِبَادِنَآ
ʿibādinā
بندگان ما
▶
ءَاتَيْنَـٰهُ
ātaynāhu
دادیم به او
▶
رَحْمَةًۭ
raḥmatan
رحمت
▶
مِّنْ
min
از
▶
عِندِنَا
ʿindinā
نزد ما
▶
وَعَلَّمْنَـٰهُ
waʿallamnāhu
و آموختیم او را
▶
مِن
min
از
▶
لَّدُنَّا
ladunnā
نزد خودمان
▶
عِلْمًۭا
ʿil'man
دانش
آیه 66 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰٓ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًۭا
موسی به او گفت: آیا [اذن می دهی که] من تو را [به این هدف] پیروی کنم که از آنچه به تو آموخته اند، مایه رشدی به من بیاموزی؟
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لَهُۥ
lahu
به او
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
هَلْ
hal
آيا
▶
أَتَّبِعُكَ
attabiʿuka
پیروی کنم تو را، از پی تو بیایم
▶
عَلَىٰٓ
ʿalā
بر
▶
أَن
an
اینکه
▶
تُعَلِّمَنِ
tuʿallimani
یادم دهی
▶
مِمَّا
mimmā
از آن چه
▶
عُلِّمْتَ
ʿullim'ta
تعلیم شدی
▶
رُشْدًۭا
rush'dan
بینش
آیه 67 - سوره الكهف: 6 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًۭا
گفت: [ای موسی!] تو هرگز نمی توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
إِنَّكَ
innaka
همانا تو
▶
لَن
lan
پس هرگز نخواهی توانست
▶
تَسْتَطِيعَ
tastaṭīʿa
پس هرگز نخواهی توانست
▶
مَعِىَ
maʿiya
با من
▶
صَبْرًۭا
ṣabran
شكيبايي
آیه 68 - سوره الكهف: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَىٰ مَا لَمْ تُحِطْ بِهِۦ خُبْرًۭا
و چگونه می توانی بر چیزی که به آن احاطه [علمی] نداری شکیبایی ورزی؟
▶
وَكَيْفَ
wakayfa
و چگونه
▶
تَصْبِرُ
taṣbiru
صبر می کنی
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
مَا
mā
آن چه
▶
لَمْ
lam
احاطه پیدا نکردی
▶
تُحِطْ
tuḥiṭ
احاطه پیدا نکردی
▶
بِهِۦ
bihi
به آن
▶
خُبْرًۭا
khub'ran
آگاهی ، شناخت
آیه 69 - سوره الكهف: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ صَابِرًۭا وَلَآ أَعْصِى لَكَ أَمْرًۭا
گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت، و هیچ فرمانی را از تو مخالفت نخواهم کرد.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
سَتَجِدُنِىٓ
satajidunī
به زودی می یابی مرا
▶
إِن
in
0
▶
شَآءَ
shāa
به خواست خدا
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
به خواست خدا
▶
صَابِرًۭا
ṣābiran
شکیبا
▶
وَلَآ
walā
و نه
▶
أَعْصِى
aʿṣī
نافرمانی نمی کنم
▶
لَكَ
laka
تو را
▶
أَمْرًۭا
amran
کاری
آیه 70 - سوره الكهف: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ فَإِنِ ٱتَّبَعْتَنِى فَلَا تَسْـَٔلْنِى عَن شَىْءٍ حَتَّىٰٓ أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًۭا
گفت: [ای موسی!] اگر دنبال من آمدی، از هیچ چیز از من مپرس تا خودم درباره [حقیقتِ] آن با تو آغاز سخن کنم.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
فَإِنِ
fa-ini
پس اگر
▶
ٱتَّبَعْتَنِى
ittabaʿtanī
در پی من آمدی
▶
فَلَا
falā
پس نپرس از من
▶
تَسْـَٔلْنِى
tasalnī
پس نپرس از من
▶
عَن
ʿan
از
▶
شَىْءٍ
shayin
چيزي
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا اين كه
▶
أُحْدِثَ
uḥ'ditha
مطرح کنم
▶
لَكَ
laka
برای تو
▶
مِنْهُ
min'hu
از آن
▶
ذِكْرًۭا
dhik'ran
سخن
آیه 71 - سوره الكهف: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِى ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَا ۖ قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْـًٔا إِمْرًۭا
پس هر دو به راه افتادند تا وقتی که در کشتی سوار شدند، او شکافی در کشتی ایجاد کرد. موسی گفت: آیا آن را شکافتی تا سرنشینانش را غرق کنی؟ به راستی که کاری بسیار زشت کردی!
▶
فَٱنطَلَقَا
fa-inṭalaqā
پس راه افتادند
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
رَكِبَا
rakibā
سوار شدند آن دو
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلسَّفِينَةِ
l-safīnati
کشتی
▶
خَرَقَهَا ۖ
kharaqahā
سوراخ کرد آن را
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
أَخَرَقْتَهَا
akharaqtahā
آیا سوراخ کردی آن را
▶
لِتُغْرِقَ
litugh'riqa
تا غرق کنی
▶
أَهْلَهَا
ahlahā
سرنشینانش
▶
لَقَدْ
laqad
بيترديد
▶
جِئْتَ
ji'ta
آوردی
▶
شَيْـًٔا
shayan
چيزي
▶
إِمْرًۭا
im'ran
کار بسیار زشت
آیه 72 - سوره الكهف: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًۭا
گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی؟
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
أَلَمْ
alam
آيا نگفتم
▶
أَقُلْ
aqul
آيا نگفتم
▶
إِنَّكَ
innaka
همانا تو
▶
لَن
lan
پس هرگز نخواهی توانست
▶
تَسْتَطِيعَ
tastaṭīʿa
پس هرگز نخواهی توانست
▶
مَعِىَ
maʿiya
با من
▶
صَبْرًۭا
ṣabran
شكيبايي
آیه 73 - سوره الكهف: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِى بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِى مِنْ أَمْرِى عُسْرًۭا
گفت: مرا بر آنچه از یاد بردم، مؤاخذه مکن و در کارم به من سخت مگیر.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لَا
lā
مؤاخذه نکن مرا
▶
تُؤَاخِذْنِى
tuākhidh'nī
مؤاخذه نکن مرا
▶
بِمَا
bimā
به آن چه
▶
نَسِيتُ
nasītu
فراموش کردم
▶
وَلَا
walā
تحمیل نکن بر من، سخت مگیر بر من
▶
تُرْهِقْنِى
tur'hiq'nī
تحمیل نکن بر من، سخت مگیر بر من
▶
مِنْ
min
از
▶
أَمْرِى
amrī
کارم
▶
عُسْرًۭا
ʿus'ran
دشواری
آیه 74 - سوره الكهف: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا لَقِيَا غُلَـٰمًۭا فَقَتَلَهُۥ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًۭا زَكِيَّةًۢ بِغَيْرِ نَفْسٍۢ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْـًۭٔا نُّكْرًۭا
پس [هر دو] به راه افتادند تا [زمانی که] به نوجوانی برخوردند؛ پس [بنده ما] او را کشت. موسی گفت: آیا شخص بی گناهی را بدون آنکه کسی را کشته باشد، کُشتی؟ به راستی که کاری بسیار ناپسند مرتکب شدی!
▶
فَٱنطَلَقَا
fa-inṭalaqā
پس راه افتادند
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
لَقِيَا
laqiyā
رسیدند، ملاقات کردند
▶
غُلَـٰمًۭا
ghulāman
نوجوان
▶
فَقَتَلَهُۥ
faqatalahu
پس کشت او را
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
أَقَتَلْتَ
aqatalta
آیا کشتی
▶
نَفْسًۭا
nafsan
شخصي
▶
زَكِيَّةًۢ
zakiyyatan
بی گناه و پاک
▶
بِغَيْرِ
bighayri
به غير
▶
نَفْسٍۢ
nafsin
کسی
▶
لَّقَدْ
laqad
بيترديد
▶
جِئْتَ
ji'ta
آوردی
▶
شَيْـًۭٔا
shayan
کاری
▶
نُّكْرًۭا
nuk'ran
زشت
آیه 75 - سوره الكهف: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبْرًۭا
گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی توانی بر همراهی من شکیبایی کنی؟
▶
۞ قَالَ
qāla
گفت
▶
أَلَمْ
alam
آيا نگفتم
▶
أَقُل
aqul
آيا نگفتم
▶
لَّكَ
laka
به تو
▶
إِنَّكَ
innaka
همانا تو
▶
لَن
lan
پس هرگز نخواهی توانست
▶
تَسْتَطِيعَ
tastaṭīʿa
پس هرگز نخواهی توانست
▶
مَعِىَ
maʿiya
با من
▶
صَبْرًۭا
ṣabran
شكيبايي
آیه 76 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَىْءٍۭ بَعْدَهَا فَلَا تُصَـٰحِبْنِى ۖ قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّى عُذْرًۭا
گفت: بعد از این اگر چیزی از تو پرسیدم، دیگر با من مصاحبت مکن [برای آنکه] از جانب من به عذر قابل قبولی رسیده ای [و برای جدا شدن از من دلیل قاطعی داری.]
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
إِن
in
اگر
▶
سَأَلْتُكَ
sa-altuka
سؤال کردم از تو
▶
عَن
ʿan
از
▶
شَىْءٍۭ
shayin
چيزي
▶
بَعْدَهَا
baʿdahā
بعد از آن
▶
فَلَا
falā
پس با من همراهی و مصاحبت نکن
▶
تُصَـٰحِبْنِى ۖ
tuṣāḥib'nī
پس با من همراهی و مصاحبت نکن
▶
قَدْ
qad
البته
▶
بَلَغْتَ
balaghta
رسیدی
▶
مِن
min
از
▶
لَّدُنِّى
ladunnī
از جانب من
▶
عُذْرًۭا
ʿudh'ran
<null>
آیه 77 - سوره الكهف: 24 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَيَآ أَهْلَ قَرْيَةٍ ٱسْتَطْعَمَآ أَهْلَهَا فَأَبَوْا۟ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًۭا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُۥ ۖ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًۭا
پس [هر دو] به راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند، از مردمش خوراک خواستند و آنان از اینکه آن دو را مهمان کنند، خودداری کردند. پس در آن شهر، دیواری یافتند که می خواست فرو ریزد، پس او آن را [به گونه ای] استوار کرد [که فرو نریزد]. موسی گفت: اگر می خواستی برای تعمیر آن دیوار، مزدی می گرفتی [که برای خود خوراک فراهم آوریم.]
▶
فَٱنطَلَقَا
fa-inṭalaqā
پس راه افتادند
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا اين كه
▶
إِذَآ
idhā
هنگامي كه
▶
أَتَيَآ
atayā
آمدند آن دو
▶
أَهْلَ
ahla
اهل
▶
قَرْيَةٍ
qaryatin
شهري
▶
ٱسْتَطْعَمَآ
is'taṭʿamā
طعام خواستند
▶
أَهْلَهَا
ahlahā
ساکنان آن
▶
فَأَبَوْا۟
fa-abaw
پس ابا کردند
▶
أَن
an
كه
▶
يُضَيِّفُوهُمَا
yuḍayyifūhumā
مهمان کنند آن دو را
▶
فَوَجَدَا
fawajadā
پس یافتند آن دو
▶
فِيهَا
fīhā
در آن جا
▶
جِدَارًۭا
jidāran
دیوار
▶
يُرِيدُ
yurīdu
ميخواهد
▶
أَن
an
که فرو ریزد
▶
يَنقَضَّ
yanqaḍḍa
که فرو ریزد
▶
فَأَقَامَهُۥ ۖ
fa-aqāmahu
پس برپاکرد آن را
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لَوْ
law
اگر
▶
شِئْتَ
shi'ta
میخواستی
▶
لَتَّخَذْتَ
lattakhadhta
البته می گرفتی
▶
عَلَيْهِ
ʿalayhi
بر او
▶
أَجْرًۭا
ajran
پاداشي
آیه 78 - سوره الكهف: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ هَـٰذَا فِرَاقُ بَيْنِى وَبَيْنِكَ ۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا
گفت: [ای موسی!] اکنون زمان جدایی میان من و توست؛ به زودی تو را به تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی، آگاه می کنم.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
هَـٰذَا
hādhā
اين
▶
فِرَاقُ
firāqu
جدایی
▶
بَيْنِى
baynī
بین من
▶
وَبَيْنِكَ ۚ
wabaynika
و بین تو
▶
سَأُنَبِّئُكَ
sa-unabbi-uka
به زودی آگاه خواهم ساخت تو را
▶
بِتَأْوِيلِ
bitawīli
به تفسیر و توجیه
▶
مَا
mā
آن چه
▶
لَمْ
lam
نتوانستی
▶
تَسْتَطِع
tastaṭiʿ
نتوانستی
▶
عَّلَيْهِ
ʿalayhi
بر او
▶
صَبْرًا
ṣabran
شكيبايي
آیه 79 - سوره الكهف: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
أَمَّا ٱلسَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَـٰكِينَ يَعْمَلُونَ فِى ٱلْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَآءَهُم مَّلِكٌۭ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًۭا
اما آن کشتی، از بی نوایانی بود که [با آن] در دریا کار می کردند و در برابرشان پادشاهی بود که هر کشتی سالم و بی عیبی را غاصبانه تصرف می کرد، من خواستم معیوبش کنم [تا به دست آن ستم گر نیفتد.]
▶
أَمَّا
ammā
اما
▶
ٱلسَّفِينَةُ
l-safīnatu
کشتی
▶
فَكَانَتْ
fakānat
پس بود
▶
لِمَسَـٰكِينَ
limasākīna
برای بینوایان
▶
يَعْمَلُونَ
yaʿmalūna
کار می کنند
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْبَحْرِ
l-baḥri
دريا
▶
فَأَرَدتُّ
fa-aradttu
پس خواستم
▶
أَنْ
an
كه
▶
أَعِيبَهَا
aʿībahā
معیوب کنم آن را
▶
وَكَانَ
wakāna
و بود
▶
وَرَآءَهُم
warāahum
پشت سر ایشان
▶
مَّلِكٌۭ
malikun
پادشاهی
▶
يَأْخُذُ
yakhudhu
می گیرد
▶
كُلَّ
kulla
همه
▶
سَفِينَةٍ
safīnatin
کشتی(درستی)
▶
غَصْبًۭا
ghaṣban
به زور
آیه 80 - سوره الكهف: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَمَّا ٱلْغُلَـٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَآ أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا
و اما [آن] نوجوان [که او را کُشتم]، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدم که آن دو را [در آینده] به طغیان و کفر بکشاند.
▶
وَأَمَّا
wa-ammā
و امّا
▶
ٱلْغُلَـٰمُ
l-ghulāmu
نوجوان
▶
فَكَانَ
fakāna
پس بود
▶
أَبَوَاهُ
abawāhu
پدر و مادرش
▶
مُؤْمِنَيْنِ
mu'minayni
مؤمن
▶
فَخَشِينَآ
fakhashīnā
پس ترسیدیم
▶
أَن
an
كه
▶
يُرْهِقَهُمَا
yur'hiqahumā
بکشاند آن دو را
▶
طُغْيَـٰنًۭا
ṭugh'yānan
سرکشی و تجاوز
▶
وَكُفْرًۭا
wakuf'ran
و کفر
آیه 81 - سوره الكهف: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَأَرَدْنَآ أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًۭا مِّنْهُ زَكَوٰةًۭ وَأَقْرَبَ رُحْمًۭا
پس خواستیم پروردگارشان پاک تر و مهربان تر از او را به آنان عوض دهد.
▶
فَأَرَدْنَآ
fa-aradnā
پس خواستیم
▶
أَن
an
كه
▶
يُبْدِلَهُمَا
yub'dilahumā
عوض دهد آن دو را
▶
رَبُّهُمَا
rabbuhumā
پروردگارشان
▶
خَيْرًۭا
khayran
بهتر
▶
مِّنْهُ
min'hu
از او
▶
زَكَوٰةًۭ
zakatan
در پاکی
▶
وَأَقْرَبَ
wa-aqraba
و نزدیکتر
▶
رُحْمًۭا
ruḥ'man
مهربانی و عطوفت
آیه 82 - سوره الكهف: 35 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَمَّا ٱلْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَـٰمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِى ٱلْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌۭ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَـٰلِحًۭا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبْلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ ۚ وَمَا فَعَلْتُهُۥ عَنْ أَمْرِى ۚ ذَٰلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًۭا
و اما آن دیوار از دو نوجوان یتیم در این شهر بود، و زیرش گنجی متعلق به آن دو قرار داشت، و پدرشان مردی شایسته بود، پس پروردگارت خواست که آن دو یتیم به حد رشد رسند وگنجشان را به سبب مِهر [ی که] پروردگارت [به آن دو] داشت بیرون آورند؛ و من این را از پیش خود انجام ندادم. این است تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی.
▶
وَأَمَّا
wa-ammā
و امّا
▶
ٱلْجِدَارُ
l-jidāru
دیوار
▶
فَكَانَ
fakāna
پس بود
▶
لِغُلَـٰمَيْنِ
lighulāmayni
از آنِ دو پسر بچه
▶
يَتِيمَيْنِ
yatīmayni
دو یتیم
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْمَدِينَةِ
l-madīnati
شهر
▶
وَكَانَ
wakāna
و بود
▶
تَحْتَهُۥ
taḥtahu
زیر آن
▶
كَنزٌۭ
kanzun
گنج
▶
لَّهُمَا
lahumā
برای آن دو
▶
وَكَانَ
wakāna
و بود
▶
أَبُوهُمَا
abūhumā
پدرشان
▶
صَـٰلِحًۭا
ṣāliḥan
(مرد) شایسته
▶
فَأَرَادَ
fa-arāda
پس خواست
▶
رَبُّكَ
rabbuka
پروردگار تو
▶
أَن
an
كه
▶
يَبْلُغَآ
yablughā
برسند
▶
أَشُدَّهُمَا
ashuddahumā
بلوغشان، رشد عقلی و جسمانی شان
▶
وَيَسْتَخْرِجَا
wayastakhrijā
و استخراج کنند آن دو
▶
كَنزَهُمَا
kanzahumā
گنجشان را
▶
رَحْمَةًۭ
raḥmatan
رحمت
▶
مِّن
min
از
▶
رَّبِّكَ ۚ
rabbika
پروردگارت
▶
وَمَا
wamā
انجام ندادم آن را
▶
فَعَلْتُهُۥ
faʿaltuhu
انجام ندادم آن را
▶
عَنْ
ʿan
از
▶
أَمْرِى ۚ
amrī
نظر خود
▶
ذَٰلِكَ
dhālika
اين
▶
تَأْوِيلُ
tawīlu
تعبیر
▶
مَا
mā
آن چه
▶
لَمْ
lam
نتوانستی
▶
تَسْطِع
tasṭiʿ
نتوانستی
▶
عَّلَيْهِ
ʿalayhi
بر او
▶
صَبْرًۭا
ṣabran
شكيبايي
آیه 83 - سوره الكهف: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَيَسْـَٔلُونَكَ عَن ذِى ٱلْقَرْنَيْنِ ۖ قُلْ سَأَتْلُوا۟ عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا
و از تو درباره ذوالقرنین می پرسند؛ بگو: به زودی بخشی از سرگذشت او را [به وسیله آیاتی از قرآن] برای شما می خوانم.
▶
وَيَسْـَٔلُونَكَ
wayasalūnaka
و ميپرسند از تو
▶
عَن
ʿan
از
▶
ذِى
dhī
ذو القرنین، صاحب دو شاخ
▶
ٱلْقَرْنَيْنِ ۖ
l-qarnayni
ذو القرنین، صاحب دو شاخ
▶
قُلْ
qul
بگو
▶
سَأَتْلُوا۟
sa-atlū
به زودی خواهم خواند
▶
عَلَيْكُم
ʿalaykum
بر شما
▶
مِّنْهُ
min'hu
از او
▶
ذِكْرًا
dhik'ran
سخن
آیه 84 - سوره الكهف: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُۥ فِى ٱلْأَرْضِ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِن كُلِّ شَىْءٍۢ سَبَبًۭا
ما به او در زمین، قدرت و تمکّن دادیم و از هر چیزی [که برای رسیدن به هدف هایش نیازمند به آن بود] وسیله ای به او عطا کردیم.
▶
إِنَّا
innā
همانا ما
▶
مَكَّنَّا
makkannā
مکانت و منزلت دادیم
▶
لَهُۥ
lahu
براي او
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
وَءَاتَيْنَـٰهُ
waātaynāhu
و دادیم به او
▶
مِن
min
از
▶
كُلِّ
kulli
هر
▶
شَىْءٍۢ
shayin
چيزي
▶
سَبَبًۭا
sababan
وسیله ای
آیه 85 - سوره الكهف: 2 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَأَتْبَعَ سَبَبًا
پس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر به غرب] دنبال کرد.
▶
فَأَتْبَعَ
fa-atbaʿa
پس دنبال کرد
▶
سَبَبًا
sababan
راهی
آیه 86 - سوره الكهف: 24 واژه
▶ آیه واژه به واژه
حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ ٱلشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِى عَيْنٍ حَمِئَةٍۢ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًۭا ۗ قُلْنَا يَـٰذَا ٱلْقَرْنَيْنِ إِمَّآ أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّآ أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًۭا
تا زمانی که به محل غروب خورشید رسید [منظره غروب] خورشید را چنین یافت که در چشمه ای گرم و لجن آلود غروب می کند، و نزد آن قومی را یافت [که فساد و ستم می کردند]. گفتیم: ای ذوالقرنین! یا [این قوم را به کیفر فساد و ستمشان] عذاب می کنی و یا در میانشان شیوه ای نیک در پیش می گیری.
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
بَلَغَ
balagha
رسید
▶
مَغْرِبَ
maghriba
غروبگاه
▶
ٱلشَّمْسِ
l-shamsi
خورشید
▶
وَجَدَهَا
wajadahā
یافت آن را
▶
تَغْرُبُ
taghrubu
غروب می کند
▶
فِى
fī
در
▶
عَيْنٍ
ʿaynin
چشمه
▶
حَمِئَةٍۢ
ḥami-atin
گل آلود و تیره
▶
وَوَجَدَ
wawajada
و یافت
▶
عِندَهَا
ʿindahā
نزد آن
▶
قَوْمًۭا ۗ
qawman
قومی
▶
قُلْنَا
qul'nā
گفتيم
▶
يَـٰذَا
yādhā
ذو القرنین
▶
ٱلْقَرْنَيْنِ
l-qarnayni
ذو القرنین
▶
إِمَّآ
immā
یا این
▶
أَن
an
كه
▶
تُعَذِّبَ
tuʿadhiba
مجازات کنی
▶
وَإِمَّآ
wa-immā
و یا این
▶
أَن
an
كه
▶
تَتَّخِذَ
tattakhidha
بگیری
▶
فِيهِمْ
fīhim
در (ميان) آنها
▶
حُسْنًۭا
ḥus'nan
(روش) نیکو
آیه 87 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُۥ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَىٰ رَبِّهِۦ فَيُعَذِّبُهُۥ عَذَابًۭا نُّكْرًۭا
ذوالقرنین گفت: اما هر که [با کفر، فساد و گناه] ستم کرده، عذابش می کنیم، آن گاه به سوی پروردگارش بازگردانده می شود، پس او را عذابی سخت خواهد کرد.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
أَمَّا
ammā
اما
▶
مَن
man
کسی که
▶
ظَلَمَ
ẓalama
ستم کند
▶
فَسَوْفَ
fasawfa
پس به زودي
▶
نُعَذِّبُهُۥ
nuʿadhibuhu
عذاب می کنیم او را
▶
ثُمَّ
thumma
سپس
▶
يُرَدُّ
yuraddu
بر گردانده می شود
▶
إِلَىٰ
ilā
به سوی
▶
رَبِّهِۦ
rabbihi
پروردگارش
▶
فَيُعَذِّبُهُۥ
fayuʿadhibuhu
پس عذاب می کند او را
▶
عَذَابًۭا
ʿadhāban
عذابي
▶
نُّكْرًۭا
nuk'ran
زشت، نفرت انگیز
آیه 88 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَمَّا مَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا فَلَهُۥ جَزَآءً ٱلْحُسْنَىٰ ۖ وَسَنَقُولُ لَهُۥ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًۭا
و اما هر که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده است، پس بهترین پاداش برای اوست، و ما هم از سوی خود تکلیفی آسان به او خواهیم داد.
▶
وَأَمَّا
wa-ammā
و امّا
▶
مَنْ
man
کسی که
▶
ءَامَنَ
āmana
ایمان آورد
▶
وَعَمِلَ
waʿamila
و انجام دهد
▶
صَـٰلِحًۭا
ṣāliḥan
(كار) شايسته
▶
فَلَهُۥ
falahu
پس براي او
▶
جَزَآءً
jazāan
کیفر
▶
ٱلْحُسْنَىٰ ۖ
l-ḥus'nā
نیکی
▶
وَسَنَقُولُ
wasanaqūlu
و خواهیم گفت
▶
لَهُۥ
lahu
به او
▶
مِنْ
min
از
▶
أَمْرِنَا
amrinā
فرمانمان
▶
يُسْرًۭا
yus'ran
سهل و آسان
آیه 89 - سوره الكهف: 3 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا
پس [باز هم با توسل به وسیله] راهی را [برای سفر به شرق] دنبال کرد.
▶
ثُمَّ
thumma
سپس
▶
أَتْبَعَ
atbaʿa
دنبال کرد
▶
سَبَبًا
sababan
راهی
آیه 90 - سوره الكهف: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ ٱلشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَىٰ قَوْمٍۢ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًۭا
تا زمانی که به محل طلوع خورشید رسید، آن را یافت که بر قومی طلوع می کند که در برابر آن پوششی [از مسکن و لباس] برای آنان قرار نداده ایم.
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا اين كه
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
بَلَغَ
balagha
رسید
▶
مَطْلِعَ
maṭliʿa
محل طلوع
▶
ٱلشَّمْسِ
l-shamsi
خورشید
▶
وَجَدَهَا
wajadahā
یافت آن را
▶
تَطْلُعُ
taṭluʿu
طلوع می کند
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
قَوْمٍۢ
qawmin
گروهي
▶
لَّمْ
lam
قرار ندادیم
▶
نَجْعَل
najʿal
قرار ندادیم
▶
لَّهُم
lahum
برای آنها
▶
مِّن
min
در برابرآن
▶
دُونِهَا
dūnihā
در برابرآن
▶
سِتْرًۭا
sit'ran
پوشش
آیه 91 - سوره الكهف: 6 واژه
▶ آیه واژه به واژه
كَذَٰلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًۭا
[سرگذشت ذوالقرنین و ملت ها] این گونه [بود]، و یقیناً ما به آنچه [از وسایل و امکانات مادی و معنوی] نزد او بود، احاطه [علمی] داشتیم.
▶
كَذَٰلِكَ
kadhālika
اين چنين
▶
وَقَدْ
waqad
در حالي كه
▶
أَحَطْنَا
aḥaṭnā
احاطه کردیم، احاطه داشتیم
▶
بِمَا
bimā
به آن چه
▶
لَدَيْهِ
ladayhi
نزد او
▶
خُبْرًۭا
khub'ran
آگاهی ، شناخت
آیه 92 - سوره الكهف: 3 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا
سپس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر دیگر] دنبال کرد.
▶
ثُمَّ
thumma
سپس
▶
أَتْبَعَ
atbaʿa
دنبال کرد
▶
سَبَبًا
sababan
وسیله ای
آیه 93 - سوره الكهف: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ بَيْنَ ٱلسَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًۭا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًۭا
تا زمانی که میان دو کوه رسید، نزد آن دو کوه، قومی را یافت که هیچ سخنی را به آسانی نمی فهمیدند.
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا اين كه
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
بَلَغَ
balagha
رسید
▶
بَيْنَ
bayna
بين
▶
ٱلسَّدَّيْنِ
l-sadayni
دو سد، دو کوه
▶
وَجَدَ
wajada
يافت
▶
مِن
min
در فراسوی آن دو
▶
دُونِهِمَا
dūnihimā
در فراسوی آن دو
▶
قَوْمًۭا
qawman
گروهي
▶
لَّا
lā
نميخواهند
▶
يَكَادُونَ
yakādūna
نميخواهند
▶
يَفْقَهُونَ
yafqahūna
بفهمند
▶
قَوْلًۭا
qawlan
سخني
آیه 94 - سوره الكهف: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالُوا۟ يَـٰذَا ٱلْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَىٰٓ أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّۭا
[آنان با رمز، اشاره و با هر وسیله ای که ممکن بود] گفتند: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج [با کشتن و غارت و تخریب] در این سرزمین فساد می کنند؛ آیا می پذیری که ما مزدی برایت قرار دهیم تا میان ما و آنان سدّی بسازی؟
▶
قَالُوا۟
qālū
گفتند
▶
يَـٰذَا
yādhā
ذو القرنین
▶
ٱلْقَرْنَيْنِ
l-qarnayni
ذو القرنین
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
يَأْجُوجَ
yajūja
یأجوج
▶
وَمَأْجُوجَ
wamajūja
و مأجوج
▶
مُفْسِدُونَ
muf'sidūna
فسادکنندگان
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
فَهَلْ
fahal
پس آیا
▶
نَجْعَلُ
najʿalu
قرار می دهیم
▶
لَكَ
laka
برای تو
▶
خَرْجًا
kharjan
هزینه، خراج
▶
عَلَىٰٓ
ʿalā
بر
▶
أَن
an
که قرار دهی
▶
تَجْعَلَ
tajʿala
که قرار دهی
▶
بَيْنَنَا
baynanā
بين ما
▶
وَبَيْنَهُمْ
wabaynahum
و بين آنان
▶
سَدًّۭا
saddan
سد
آیه 95 - سوره الكهف: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ مَا مَكَّنِّى فِيهِ رَبِّى خَيْرٌۭ فَأَعِينُونِى بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا
گفت: آنچه پروردگارم مرا در آن تمکّن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است؛ پس شما مرا با نیرویی یاری دهید [تا] میان شما و آنان سدّی سخت و استوار قرار دهم.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
مَا
mā
آن چه
▶
مَكَّنِّى
makkannī
تمکن داده به من
▶
فِيهِ
fīhi
در آن
▶
رَبِّى
rabbī
پروردگار من
▶
خَيْرٌۭ
khayrun
بهتر
▶
فَأَعِينُونِى
fa-aʿīnūnī
پس یاری کنید مرا
▶
بِقُوَّةٍ
biquwwatin
با جديت
▶
أَجْعَلْ
ajʿal
قرار دهم
▶
بَيْنَكُمْ
baynakum
بين خودتان
▶
وَبَيْنَهُمْ
wabaynahum
و بين آنان
▶
رَدْمًا
radman
سد
آیه 96 - سوره الكهف: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ءَاتُونِى زُبَرَ ٱلْحَدِيدِ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا سَاوَىٰ بَيْنَ ٱلصَّدَفَيْنِ قَالَ ٱنفُخُوا۟ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَعَلَهُۥ نَارًۭا قَالَ ءَاتُونِىٓ أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًۭا
برای من قطعه های [بزرگ] آهن بیاورید [و در شکاف این دو کوه بریزید، پس آوردند و ریختند] تا زمانی که میان آن دو کوه را هم سطح و برابر کرد، گفت: [در کوره ها] بدمید تا وقتی که آن [قطعه های آهن] را چون آتش سرخ کرد. گفت: برایم مس گداخته شده بیاورید تا روی آن بریزم.
▶
ءَاتُونِى
ātūnī
بیاورید برای من
▶
زُبَرَ
zubara
قطعات
▶
ٱلْحَدِيدِ ۖ
l-ḥadīdi
آهن
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا اين كه
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
سَاوَىٰ
sāwā
برابر نمود
▶
بَيْنَ
bayna
بين
▶
ٱلصَّدَفَيْنِ
l-ṣadafayni
دو جانب، دو سو
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
ٱنفُخُوا۟ ۖ
unfukhū
بدمید، فوت کنید
▶
حَتَّىٰٓ
ḥattā
تا
▶
إِذَا
idhā
هنگامي كه
▶
جَعَلَهُۥ
jaʿalahu
قرار داد آن را، گردانید آن را
▶
نَارًۭا
nāran
آتشي
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
ءَاتُونِىٓ
ātūnī
بیاورید برای من
▶
أُفْرِغْ
uf'righ
بریزم، پر کنم
▶
عَلَيْهِ
ʿalayhi
بر آن
▶
قِطْرًۭا
qiṭ'ran
مس گداخته، ذوب شده
آیه 97 - سوره الكهف: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَمَا ٱسْطَـٰعُوٓا۟ أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا ٱسْتَطَـٰعُوا۟ لَهُۥ نَقْبًۭا
[هنگامی که سد ساخته شد] یأجوج و مأجوج نتوانستند بر آن بالا روند، و نتوانستند در آن رخنه ای وارد کنند.
▶
فَمَا
famā
پس نتوانستند
▶
ٱسْطَـٰعُوٓا۟
is'ṭāʿū
پس نتوانستند
▶
أَن
an
كه
▶
يَظْهَرُوهُ
yaẓharūhu
بالا بروند از آن
▶
وَمَا
wamā
و نتوانستند
▶
ٱسْتَطَـٰعُوا۟
is'taṭāʿū
و نتوانستند
▶
لَهُۥ
lahu
آن را
▶
نَقْبًۭا
naqban
سوراخ کردن، شکافتن
آیه 98 - سوره الكهف: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ هَـٰذَا رَحْمَةٌۭ مِّن رَّبِّى ۖ فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ رَبِّى جَعَلَهُۥ دَكَّآءَ ۖ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّى حَقًّۭا
[ذوالقرنین پس از پایان یافتن کار سد] گفت: این رحمتی است از پروردگار من، ولی زمانی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم کوبد [و به صورت خاکی مساوی با زمین قرار دهد]، و وعده پروردگارم حق است.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
هَـٰذَا
hādhā
اين
▶
رَحْمَةٌۭ
raḥmatun
رحمت
▶
مِّن
min
از
▶
رَّبِّى ۖ
rabbī
پروردگار من
▶
فَإِذَا
fa-idhā
پس هنگامي كه
▶
جَآءَ
jāa
آمد
▶
وَعْدُ
waʿdu
وعده
▶
رَبِّى
rabbī
پروردگار من
▶
جَعَلَهُۥ
jaʿalahu
قرار داد آن را
▶
دَكَّآءَ ۖ
dakkāa
متلاشی شده،با خاک یکسان شده
▶
وَكَانَ
wakāna
و بود
▶
وَعْدُ
waʿdu
وعده
▶
رَبِّى
rabbī
پروردگار من
▶
حَقًّۭا
ḥaqqan
حق
آیه 99 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍۢ يَمُوجُ فِى بَعْضٍۢ ۖ وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَجَمَعْنَـٰهُمْ جَمْعًۭا
و در آن روز که برخی با برخی دیگر درهم و مخلوط، موج می زنند، رهایشان می کنیم و در صور دمیده شود، پس همه آنان را [در عرصه قیامت] گرد می آوریم.
▶
۞ وَتَرَكْنَا
wataraknā
و واگذاشتیم
▶
بَعْضَهُمْ
baʿḍahum
بعضي از آنها
▶
يَوْمَئِذٍۢ
yawma-idhin
آن روز
▶
يَمُوجُ
yamūju
موج می زنند
▶
فِى
fī
در
▶
بَعْضٍۢ ۖ
baʿḍin
بعضي ديگر
▶
وَنُفِخَ
wanufikha
و دمیده شد
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلصُّورِ
l-ṣūri
صور
▶
فَجَمَعْنَـٰهُمْ
fajamaʿnāhum
پس گرد آوریم آنها را
▶
جَمْعًۭا
jamʿan
یکجا
آیه 100 - سوره الكهف: 5 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْكَـٰفِرِينَ عَرْضًا
و دوزخ را در آن روز [به صورتی بسیار ترسناک] برای کافران آشکار می کنیم.
▶
وَعَرَضْنَا
waʿaraḍnā
و عرضه کردیم
▶
جَهَنَّمَ
jahannama
جهنّم
▶
يَوْمَئِذٍۢ
yawma-idhin
آن روز
▶
لِّلْكَـٰفِرِينَ
lil'kāfirīna
براي كافران
▶
عَرْضًا
ʿarḍan
عرضه کردنی
آیه 101 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ٱلَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِى غِطَآءٍ عَن ذِكْرِى وَكَانُوا۟ لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا
همان کسانی که دیده [بصیرت] شان از یاد من در پرده [غفلت] بود، و نمی توانستند [سخن خدا را] بشنوند.
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
كَانَتْ
kānat
بود
▶
أَعْيُنُهُمْ
aʿyunuhum
چشمهایشان
▶
فِى
fī
در
▶
غِطَآءٍ
ghiṭāin
پرده و سرپوش
▶
عَن
ʿan
از
▶
ذِكْرِى
dhik'rī
یاد من
▶
وَكَانُوا۟
wakānū
0
▶
لَا
lā
نمی توانستند
▶
يَسْتَطِيعُونَ
yastaṭīʿūna
نمی توانستند
▶
سَمْعًا
samʿan
شنیدن
آیه 102 - سوره الكهف: 14 واژه
▶ آیه واژه به واژه
أَفَحَسِبَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَن يَتَّخِذُوا۟ عِبَادِى مِن دُونِىٓ أَوْلِيَآءَ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَـٰفِرِينَ نُزُلًۭا
آیا کسانی که کافرند، پنداشته اند که بندگانم را، به جای من سرپرستان خود می گیرند [برای آنان در دنیا و آخرت کاری انجام می دهند؟! چنین نیست قطعاً] ما دوزخ را برای پذیرایی کافران آماده کرده ایم.
▶
أَفَحَسِبَ
afaḥasiba
آیا پس پنداشت
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
كَفَرُوٓا۟
kafarū
كفر ورزيدند
▶
أَن
an
كه
▶
يَتَّخِذُوا۟
yattakhidhū
بگیرند
▶
عِبَادِى
ʿibādī
بندگان من
▶
مِن
min
به جای من
▶
دُونِىٓ
dūnī
به جای من
▶
أَوْلِيَآءَ ۚ
awliyāa
دوستان، سرپرستان حامی
▶
إِنَّآ
innā
همانا ما
▶
أَعْتَدْنَا
aʿtadnā
آماده كرديم
▶
جَهَنَّمَ
jahannama
جهنّم
▶
لِلْكَـٰفِرِينَ
lil'kāfirīna
براي كافران
▶
نُزُلًۭا
nuzulan
پذیرایی، محل پذیرایی
آیه 103 - سوره الكهف: 5 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِٱلْأَخْسَرِينَ أَعْمَـٰلًا
بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟
▶
قُلْ
qul
بگو
▶
هَلْ
hal
آيا
▶
نُنَبِّئُكُم
nunabbi-ukum
خبر دار کنم شما را
▶
بِٱلْأَخْسَرِينَ
bil-akhsarīna
به زیانبارترین
▶
أَعْمَـٰلًا
aʿmālan
اعمال
آیه 104 - سوره الكهف: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ٱلَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا
[آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته [و گم شده است] در حالی که خود می پندارند، خوب عمل می کنند.
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
ضَلَّ
ḍalla
گم شد، هدر رفت
▶
سَعْيُهُمْ
saʿyuhum
سعیشان
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْحَيَوٰةِ
l-ḥayati
زندگي
▶
ٱلدُّنْيَا
l-dun'yā
دنيا
▶
وَهُمْ
wahum
و ايشان
▶
يَحْسَبُونَ
yaḥsabūna
گمان می کنند
▶
أَنَّهُمْ
annahum
همانا ايشان
▶
يُحْسِنُونَ
yuḥ'sinūna
نیکی می کنند
▶
صُنْعًا
ṣun'ʿan
کار نیکوی منظم
آیه 105 - سوره الكهف: 14 واژه
▶ آیه واژه به واژه
أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَـٰتِ رَبِّهِمْ وَلِقَآئِهِۦ فَحَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَزْنًۭا
آنان کسانی هستند که آیات پروردگارشان و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال] را به وسیله او منکر شدند، در نتیجه اعمالشان تباه و بی اثر شده است، پس روز قیامت میزانی برای [محاسبه اعمال] آنان برپا نمی کنیم.
▶
أُو۟لَـٰٓئِكَ
ulāika
آنان
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
كَفَرُوا۟
kafarū
كفر ورزيدند
▶
بِـَٔايَـٰتِ
biāyāti
به آيات
▶
رَبِّهِمْ
rabbihim
پروردگارشان
▶
وَلِقَآئِهِۦ
waliqāihi
و دیدار او
▶
فَحَبِطَتْ
faḥabiṭat
پس نابود شد
▶
أَعْمَـٰلُهُمْ
aʿmāluhum
كردارهايشان
▶
فَلَا
falā
پس بر پا نمی کنیم
▶
نُقِيمُ
nuqīmu
پس بر پا نمی کنیم
▶
لَهُمْ
lahum
برای آنها
▶
يَوْمَ
yawma
روز
▶
ٱلْقِيَـٰمَةِ
l-qiyāmati
رستاخيز
▶
وَزْنًۭا
waznan
میزان، مقام
آیه 106 - سوره الكهف: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ذَٰلِكَ جَزَآؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا۟ وَٱتَّخَذُوٓا۟ ءَايَـٰتِى وَرُسُلِى هُزُوًا
این است [وضع و حال زیانکاران] به سبب آنکه کفر ورزیدند و آیات من و پیامبرانم را به مسخره گرفتند.
▶
ذَٰلِكَ
dhālika
اين
▶
جَزَآؤُهُمْ
jazāuhum
سزايشان
▶
جَهَنَّمُ
jahannamu
دوزخ
▶
بِمَا
bimā
به آن چه
▶
كَفَرُوا۟
kafarū
كفر ورزيدند
▶
وَٱتَّخَذُوٓا۟
wa-ittakhadhū
و گرفتند
▶
ءَايَـٰتِى
āyātī
آیات مرا
▶
وَرُسُلِى
warusulī
و پیامبرانم را
▶
هُزُوًا
huzuwan
مسخره
آیه 107 - سوره الكهف: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّـٰتُ ٱلْفِرْدَوْسِ نُزُلًا
مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، بهشت های فردوس جای پذیرایی آنان است.
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
ءَامَنُوا۟
āmanū
ايمان آوردند
▶
وَعَمِلُوا۟
waʿamilū
و انجام دادند
▶
ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ
l-ṣāliḥāti
كارهاي شايسته
▶
كَانَتْ
kānat
بود
▶
لَهُمْ
lahum
برای آنها
▶
جَنَّـٰتُ
jannātu
بهشت های
▶
ٱلْفِرْدَوْسِ
l-fir'dawsi
فردوس
▶
نُزُلًا
nuzulan
محل پذیرایی، پذیرایی
آیه 108 - سوره الكهف: 6 واژه
▶ آیه واژه به واژه
خَـٰلِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًۭا
در آن جاودانه اند و از آن درخواست انتقال به جای دیگر نمی کنند.
▶
خَـٰلِدِينَ
khālidīna
جاويدان
▶
فِيهَا
fīhā
در آن جا
▶
لَا
lā
نمی یابند
▶
يَبْغُونَ
yabghūna
نمی یابند
▶
عَنْهَا
ʿanhā
از آن
▶
حِوَلًۭا
ḥiwalan
تغییر و تحول، جابجایی
آیه 109 - سوره الكهف: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قُل لَّوْ كَانَ ٱلْبَحْرُ مِدَادًۭا لِّكَلِمَـٰتِ رَبِّى لَنَفِدَ ٱلْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَـٰتُ رَبِّى وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِۦ مَدَدًۭا
بگو: اگر دریا برای [نوشتن] کلمات پروردگارم [که مخلوقات او هستند] مرکب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، یقیناً دریا پایان می یابد، و اگرچه مانند آن دریا را به کمک بیاوریم.
▶
قُل
qul
بگو
▶
لَّوْ
law
اگر
▶
كَانَ
kāna
بود
▶
ٱلْبَحْرُ
l-baḥru
دریا
▶
مِدَادًۭا
midādan
مرکب
▶
لِّكَلِمَـٰتِ
likalimāti
برای سخنان
▶
رَبِّى
rabbī
پروردگار من
▶
لَنَفِدَ
lanafida
بی شک تمام شد
▶
ٱلْبَحْرُ
l-baḥru
دریا
▶
قَبْلَ
qabla
قبل
▶
أَن
an
که تمام شود
▶
تَنفَدَ
tanfada
که تمام شود
▶
كَلِمَـٰتُ
kalimātu
کلمات
▶
رَبِّى
rabbī
پروردگار من
▶
وَلَوْ
walaw
و گرچه می آوردیم
▶
جِئْنَا
ji'nā
و گرچه می آوردیم
▶
بِمِثْلِهِۦ
bimith'lihi
مانند آن را
▶
مَدَدًۭا
madadan
کمک
آیه 110 - سوره الكهف: 24 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٌۭ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰٓ إِلَىَّ أَنَّمَآ إِلَـٰهُكُمْ إِلَـٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ ۖ فَمَن كَانَ يَرْجُوا۟ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًۭا صَـٰلِحًۭا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدًۢا
بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می شود که معبود شما فقط خدای یکتاست؛ پس کسی که دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارش را امید دارد، پس باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نکند.
▶
قُلْ
qul
بگو
▶
إِنَّمَآ
innamā
جز اين نيست كه
▶
أَنَا۠
anā
من
▶
بَشَرٌۭ
basharun
بشر
▶
مِّثْلُكُمْ
mith'lukum
مانند شما
▶
يُوحَىٰٓ
yūḥā
وحی می شود
▶
إِلَىَّ
ilayya
به سوي من
▶
أَنَّمَآ
annamā
جز این نیست
▶
إِلَـٰهُكُمْ
ilāhukum
معبود شما
▶
إِلَـٰهٌۭ
ilāhun
معبود
▶
وَٰحِدٌۭ ۖ
wāḥidun
يگانه
▶
فَمَن
faman
پس هر كس
▶
كَانَ
kāna
امید داشت
▶
يَرْجُوا۟
yarjū
امید داشت
▶
لِقَآءَ
liqāa
دیدار
▶
رَبِّهِۦ
rabbihi
پروردگارش
▶
فَلْيَعْمَلْ
falyaʿmal
پس باید عمل کند
▶
عَمَلًۭا
ʿamalan
کار
▶
صَـٰلِحًۭا
ṣāliḥan
شایسته
▶
وَلَا
walā
و شریک نگرداند
▶
يُشْرِكْ
yush'rik
و شریک نگرداند
▶
بِعِبَادَةِ
biʿibādati
در عبادت
▶
رَبِّهِۦٓ
rabbihi
پروردگارش
▶
أَحَدًۢا
aḥadan
کسی
همچنین ببینید
همه سورهها واژه به واژه