سوره القصص واژه به واژه
اسلام > Fa > قرآن > Quran_wbw > سوره القصص واژه به واژه
القصص (القصص) واژه به واژه، بهطور کامل: مکی، نازل شده در مکه، 88 آیه، 1,430 واژه. هر آیه به عربی با ترجمه فارسی نمایش داده میشود، سپس واژه به واژه شکسته میشود، هر واژه با آوانگاری و معنی آن.
با 1,430 واژه برای یادگیری، سوره القصص حتی بدون دانستن خواندن عربی در دسترس میشود: آوانگاری تلفظ را راهنمایی میکند و معنی، معنا را میرساند. هر واژه را تکرار کنید، سپس کل آیه را دوباره بخوانید: این مؤثرترین روش برای حفظ این سوره، فهم نماز و غنی کردن واژگان قرآنی شماست.
بهروزرسانی در 30 سپتامبر 2026 ساعت 04:42
📖 8 دقیقه مطالعه
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
آیه 1 - سوره القصص: 1 واژه
▶ آیه واژه به واژه
طسٓمٓ
طسم
▶
طسٓمٓ
tta-seen-meem
طا، سین ، میم
آیه 2 - سوره القصص: 4 واژه
▶ آیه واژه به واژه
تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْكِتَـٰبِ ٱلْمُبِينِ
این آیات [باعظمت] کتاب روشنگر است.
▶
تِلْكَ
til'ka
آن
▶
ءَايَـٰتُ
āyātu
نشانهها
▶
ٱلْكِتَـٰبِ
l-kitābi
كتاب
▶
ٱلْمُبِينِ
l-mubīni
روشنگر
آیه 3 - سوره القصص: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
نَتْلُوا۟ عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَىٰ وَفِرْعَوْنَ بِٱلْحَقِّ لِقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ
بخشی از سرگذشت [مهم] موسی و فرعون را برای [عبرت گرفتن] مردمی که ایمان می آورند به حق و راستی بر تو می خوانیم.
▶
نَتْلُوا۟
natlū
تلاوت می کنیم
▶
عَلَيْكَ
ʿalayka
بر تو
▶
مِن
min
از
▶
نَّبَإِ
naba-i
خبر مهم
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
وَفِرْعَوْنَ
wafir'ʿawna
و فرعون
▶
بِٱلْحَقِّ
bil-ḥaqi
به حق
▶
لِقَوْمٍۢ
liqawmin
براي گروهي
▶
يُؤْمِنُونَ
yu'minūna
ايمان ميآورند
آیه 4 - سوره القصص: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِى ٱلْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًۭا يَسْتَضْعِفُ طَآئِفَةًۭ مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَآءَهُمْ وَيَسْتَحْىِۦ نِسَآءَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِينَ
همانا فرعون [در سرزمین مصر] برتری جویی و سرکشی کرد و مردمش را گروه گروه ساخت، در حالی که گروهی از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر می برید، و زنانشان را [برای بیگاری گرفتن] زنده می گذاشت؛ بی تردید او از مفسدان بود.
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
فِرْعَوْنَ
fir'ʿawna
فرعون
▶
عَلَا
ʿalā
برتری جست، سر برافراشت
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
وَجَعَلَ
wajaʿala
و قرار داد
▶
أَهْلَهَا
ahlahā
ساکنان آن
▶
شِيَعًۭا
shiyaʿan
گروهها، دسته دسته
▶
يَسْتَضْعِفُ
yastaḍʿifu
زبون می سازد
▶
طَآئِفَةًۭ
ṭāifatan
گروهي
▶
مِّنْهُمْ
min'hum
از آنها
▶
يُذَبِّحُ
yudhabbiḥu
سر می برد
▶
أَبْنَآءَهُمْ
abnāahum
پسرانشان
▶
وَيَسْتَحْىِۦ
wayastaḥyī
و زنده می گذارد
▶
نِسَآءَهُمْ ۚ
nisāahum
زنانشان
▶
إِنَّهُۥ
innahu
همانا او
▶
كَانَ
kāna
بود
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُفْسِدِينَ
l-muf'sidīna
مفسدان
آیه 5 - سوره القصص: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسْتُضْعِفُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةًۭ وَنَجْعَلَهُمُ ٱلْوَٰرِثِينَ
و ما می خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت های باارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروت ها و سرزمین های فرعونیان] گردانیم.
▶
وَنُرِيدُ
wanurīdu
و می خواهیم
▶
أَن
an
كه
▶
نَّمُنَّ
namunna
تفضل کنیم، که منت نهیم
▶
عَلَى
ʿalā
بر
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
ٱسْتُضْعِفُوا۟
us'tuḍ'ʿifū
ناتوان شمرده شدند
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
وَنَجْعَلَهُمْ
wanajʿalahum
و قرار دهیم آنها را
▶
أَئِمَّةًۭ
a-immatan
پیشوایان
▶
وَنَجْعَلَهُمُ
wanajʿalahumu
و قرار دهیم آنها را
▶
ٱلْوَٰرِثِينَ
l-wārithīna
وارثان
آیه 6 - سوره القصص: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَحْذَرُونَ
و برای آنان در آن سرزمین، زمینه قدرت و حکومت آماده کنیم، و به فرعون و هامان و سپاهشان که از ایشان اند چیزی را که از آن هراسناک و در حذر بودند [و آن پیروزی بنی اسرائیل بر آنان بود] نشان دهیم.
▶
وَنُمَكِّنَ
wanumakkina
و قدرت دهیم
▶
لَهُمْ
lahum
به آنان
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
وَنُرِىَ
wanuriya
و نشان دهیم
▶
فِرْعَوْنَ
fir'ʿawna
فرعون
▶
وَهَـٰمَـٰنَ
wahāmāna
و هامان
▶
وَجُنُودَهُمَا
wajunūdahumā
و سربازان آن دو
▶
مِنْهُم
min'hum
از آنها
▶
مَّا
mā
آن چه
▶
كَانُوا۟
kānū
می ترسیدند، حذر می کردند
▶
يَحْذَرُونَ
yaḥdharūna
می ترسیدند، حذر می کردند
آیه 7 - سوره القصص: 22 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِى ٱلْيَمِّ وَلَا تَخَافِى وَلَا تَحْزَنِىٓ ۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، پس هنگامی که [از سوی فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتماً او را به تو باز می گردانیم، و او را از پیامبران قرار می دهیم.
▶
وَأَوْحَيْنَآ
wa-awḥaynā
و وحی کردیم
▶
إِلَىٰٓ
ilā
به
▶
أُمِّ
ummi
مادر
▶
مُوسَىٰٓ
mūsā
موسي
▶
أَنْ
an
كه
▶
أَرْضِعِيهِ ۖ
arḍiʿīhi
شیر بده او را
▶
فَإِذَا
fa-idhā
پس هنگامي كه
▶
خِفْتِ
khif'ti
بیمناک شدی
▶
عَلَيْهِ
ʿalayhi
بر او
▶
فَأَلْقِيهِ
fa-alqīhi
پس بیفکن او را
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْيَمِّ
l-yami
دریا
▶
وَلَا
walā
و نترس(ای بانو)
▶
تَخَافِى
takhāfī
و نترس(ای بانو)
▶
وَلَا
walā
و غمگین مباش(ای بانو)
▶
تَحْزَنِىٓ ۖ
taḥzanī
و غمگین مباش(ای بانو)
▶
إِنَّا
innā
همانا ما
▶
رَآدُّوهُ
rāddūhu
برگرداننده او
▶
إِلَيْكِ
ilayki
به سوی تو
▶
وَجَاعِلُوهُ
wajāʿilūhu
و فقرار دهنده او
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُرْسَلِينَ
l-mur'salīna
فرستادگان
آیه 8 - سوره القصص: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَٱلْتَقَطَهُۥٓ ءَالُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّۭا وَحَزَنًا ۗ إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا۟ خَـٰطِـِٔينَ
[مادرش به الهام خدا او را به دریا انداخت] پس خاندان فرعون او را [از آب] گرفتند تا سرانجام، دشمنشان و مایه اندوهشان شود. مسلماً فرعون و هامان و سپاهیان آن دو خطاکار بودند؛
▶
فَٱلْتَقَطَهُۥٓ
fal-taqaṭahu
پس پیدا کرد او را، پس برگرفت او را
▶
ءَالُ
ālu
خاندان
▶
فِرْعَوْنَ
fir'ʿawna
فرعون
▶
لِيَكُونَ
liyakūna
تا باشد
▶
لَهُمْ
lahum
برای آنها
▶
عَدُوًّۭا
ʿaduwwan
دشمن
▶
وَحَزَنًا ۗ
waḥazanan
و غم و اندوه
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
فِرْعَوْنَ
fir'ʿawna
فرعون
▶
وَهَـٰمَـٰنَ
wahāmāna
و هامان
▶
وَجُنُودَهُمَا
wajunūdahumā
و سربازان آن دو
▶
كَانُوا۟
kānū
بودند
▶
خَـٰطِـِٔينَ
khāṭiīna
گناهکاران
آیه 9 - سوره القصص: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَقَالَتِ ٱمْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍۢ لِّى وَلَكَ ۖ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدًۭا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
و همسر فرعون گفت: [این نوزاد] برای من و تو مایه شادمانی و خوشحالی است، او را نکشید، امید است ما را سود دهد، یا وی را به فرزندی خود بگیریم. ولی آنان آگاه نبودند [که دشمنشان را به دست خود می پرورند.]
▶
وَقَالَتِ
waqālati
و گفت
▶
ٱمْرَأَتُ
im'ra-atu
همسر
▶
فِرْعَوْنَ
fir'ʿawna
فرعون
▶
قُرَّتُ
qurratu
روشنی
▶
عَيْنٍۢ
ʿaynin
چشم
▶
لِّى
lī
براي من
▶
وَلَكَ ۖ
walaka
و برای تو
▶
لَا
lā
نکشید او را
▶
تَقْتُلُوهُ
taqtulūhu
نکشید او را
▶
عَسَىٰٓ
ʿasā
شاید
▶
أَن
an
كه
▶
يَنفَعَنَآ
yanfaʿanā
که فایده دهد ما را
▶
أَوْ
aw
يا
▶
نَتَّخِذَهُۥ
nattakhidhahu
بگیریم او را
▶
وَلَدًۭا
waladan
فرزند
▶
وَهُمْ
wahum
و ايشان
▶
لَا
lā
درک نمی کنند
▶
يَشْعُرُونَ
yashʿurūna
درک نمی کنند
آیه 10 - سوره القصص: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَـٰرِغًا ۖ إِن كَادَتْ لَتُبْدِى بِهِۦ لَوْلَآ أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و قلب مادر موسی [از هر چیز جز یاد فرزندش] تهی شد [و در اضطراب و نگرانی فرو رفت]. اگر قلبش را [با لطف خود] محکم و استوار نکرده بودیم تا از باورکنندگان وعده ما باشد، به درستی که نزدیک بود آن [حادثه پنهانی] را فاش کند،
▶
وَأَصْبَحَ
wa-aṣbaḥa
و شد، و صبح کرد
▶
فُؤَادُ
fuādu
دل
▶
أُمِّ
ummi
مادر
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
فَـٰرِغًا ۖ
fārighan
خالی و تهی، یعنی فقط به فکر فرزند بود
▶
إِن
in
همانا نزدیک بود
▶
كَادَتْ
kādat
همانا نزدیک بود
▶
لَتُبْدِى
latub'dī
که ظاهر کند
▶
بِهِۦ
bihi
آن را
▶
لَوْلَآ
lawlā
اگر نه
▶
أَن
an
كه
▶
رَّبَطْنَا
rabaṭnā
محکم و استوار کردیم
▶
عَلَىٰ
ʿalā
دلش
▶
قَلْبِهَا
qalbihā
دلش
▶
لِتَكُونَ
litakūna
تا باشد
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُؤْمِنِينَ
l-mu'minīna
مؤمنان
آیه 11 - سوره القصص: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِۦ قُصِّيهِ ۖ فَبَصُرَتْ بِهِۦ عَن جُنُبٍۢ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
و به خواهر موسی گفت: [اوضاع و احوال] او را پی گیری کن. پس او موسی را از دور [در آغوش فرعونیان] دید در حالی که خاندان فرعون [پی گیری او را] درک نمی کردند.
▶
وَقَالَتْ
waqālat
و گفت
▶
لِأُخْتِهِۦ
li-ukh'tihi
به خواهرش
▶
قُصِّيهِ ۖ
quṣṣīhi
دنبال کن او را
▶
فَبَصُرَتْ
fabaṣurat
پس دید
▶
بِهِۦ
bihi
او را
▶
عَن
ʿan
از گوشه ای، دورا دور
▶
جُنُبٍۢ
junubin
از گوشه ای، دورا دور
▶
وَهُمْ
wahum
و ايشان
▶
لَا
lā
متوجه نبودند
▶
يَشْعُرُونَ
yashʿurūna
متوجه نبودند
آیه 12 - سوره القصص: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ ٱلْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰٓ أَهْلِ بَيْتٍۢ يَكْفُلُونَهُۥ لَكُمْ وَهُمْ لَهُۥ نَـٰصِحُونَ
و ما پیش از آن [خوردن شیر] همه زنان شیردهنده را بر او حرام کردیم [تا پستان هیچ زنی را نگیرد،] پس [خواهرش پیش آمد و] گفت: آیا می خواهید شما را به خانواده ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما به عهده گیرند و خیرخواه او باشند؟
▶
۞ وَحَرَّمْنَا
waḥarramnā
و حرام کردیم، و باز داشتیم
▶
عَلَيْهِ
ʿalayhi
بر او
▶
ٱلْمَرَاضِعَ
l-marāḍiʿa
دایگان، زنان شیرده
▶
مِن
min
از
▶
قَبْلُ
qablu
قبل
▶
فَقَالَتْ
faqālat
پس گفت
▶
هَلْ
hal
آيا
▶
أَدُلُّكُمْ
adullukum
راهنمایی کنم شما را
▶
عَلَىٰٓ
ʿalā
بر
▶
أَهْلِ
ahli
اهل
▶
بَيْتٍۢ
baytin
خانهاي
▶
يَكْفُلُونَهُۥ
yakfulūnahu
سرپرستی می کنند او را
▶
لَكُمْ
lakum
براي شما
▶
وَهُمْ
wahum
و ايشان
▶
لَهُۥ
lahu
براي او
▶
نَـٰصِحُونَ
nāṣiḥūna
خیر خواهان
آیه 13 - سوره القصص: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَرَدَدْنَـٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَىْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
پس او را به مادرش برگردانیم تا خوشحال و شادمان شود و اندوه نخورد و بداند که حتماً وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم [که محروم از بصیرت اند این حقایق را] نمی دانند.
▶
فَرَدَدْنَـٰهُ
faradadnāhu
پس برگرداندیم او را
▶
إِلَىٰٓ
ilā
به سوی
▶
أُمِّهِۦ
ummihi
مادرش
▶
كَىْ
kay
تا
▶
تَقَرَّ
taqarra
روشن گردد
▶
عَيْنُهَا
ʿaynuhā
چشمش
▶
وَلَا
walā
غم نخورد
▶
تَحْزَنَ
taḥzana
غم نخورد
▶
وَلِتَعْلَمَ
walitaʿlama
و تا بداند
▶
أَنَّ
anna
كه
▶
وَعْدَ
waʿda
وعده
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
حَقٌّۭ
ḥaqqun
حق
▶
وَلَـٰكِنَّ
walākinna
و لكن
▶
أَكْثَرَهُمْ
aktharahum
بیشتر آنها
▶
لَا
lā
نيست
▶
يَعْلَمُونَ
yaʿlamūna
نميدانند
آیه 14 - سوره القصص: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَٱسْتَوَىٰٓ ءَاتَيْنَـٰهُ حُكْمًۭا وَعِلْمًۭا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ
چون به توانایی [جسمی و عقلی] خود رسید و رشد و کمال یافت، به او حکمت و دانش دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم.
▶
وَلَمَّا
walammā
و هنگامي كه
▶
بَلَغَ
balagha
رسید
▶
أَشُدَّهُۥ
ashuddahu
حد رشد خود
▶
وَٱسْتَوَىٰٓ
wa-is'tawā
و تعادل پیدا کرد
▶
ءَاتَيْنَـٰهُ
ātaynāhu
دادیم به او
▶
حُكْمًۭا
ḥuk'man
حکمت
▶
وَعِلْمًۭا ۚ
waʿil'man
و دانش
▶
وَكَذَٰلِكَ
wakadhālika
و اين چنين
▶
نَجْزِى
najzī
پاداش می دهیم
▶
ٱلْمُحْسِنِينَ
l-muḥ'sinīna
نيكوكاران
آیه 15 - سوره القصص: 38 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَدَخَلَ ٱلْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍۢ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِۦ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِۦ ۖ فَٱسْتَغَـٰثَهُ ٱلَّذِى مِن شِيعَتِهِۦ عَلَى ٱلَّذِى مِنْ عَدُوِّهِۦ فَوَكَزَهُۥ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ ٱلشَّيْطَـٰنِ ۖ إِنَّهُۥ عَدُوٌّۭ مُّضِلٌّۭ مُّبِينٌۭ
و [موسی] به شهر وارد شد در حالی که اهل آن [در خانه ها استراحت می کردند و از آنچه در شهر می گذشت] بی خبر بودند، پس دو مرد را در آنجا یافت که با هم [به قصد نابودی یکدیگر] زد و خورد می کردند، این یک از پیروانش، و آن دیگر از دشمنانش، آنکه از پیروانش بود از موسی بر ضد کسی که از دشمنانش بود درخواست یاری کرد، پس موسی مشتی به او زد و او را کشت، گفت: این [نزاع میان آن دو] از عمل شیطان است، قطعاً او گمراه کننده و دشمنی اش آشکار است.
▶
وَدَخَلَ
wadakhala
و وارد شد
▶
ٱلْمَدِينَةَ
l-madīnata
شهر
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
حِينِ
ḥīni
هنگام، وقت
▶
غَفْلَةٍۢ
ghaflatin
غفلت
▶
مِّنْ
min
از
▶
أَهْلِهَا
ahlihā
اهل آن(شهر)
▶
فَوَجَدَ
fawajada
پس یافت
▶
فِيهَا
fīhā
در آن جا
▶
رَجُلَيْنِ
rajulayni
دو مرد
▶
يَقْتَتِلَانِ
yaqtatilāni
زد و خورد می کنند
▶
هَـٰذَا
hādhā
اين
▶
مِن
min
از
▶
شِيعَتِهِۦ
shīʿatihi
پیرو او
▶
وَهَـٰذَا
wahādhā
و اين
▶
مِنْ
min
از
▶
عَدُوِّهِۦ ۖ
ʿaduwwihi
دشمنش
▶
فَٱسْتَغَـٰثَهُ
fa-is'taghāthahu
پس یاری خواست از او
▶
ٱلَّذِى
alladhī
كسي كه
▶
مِن
min
از
▶
شِيعَتِهِۦ
shīʿatihi
پیرو او
▶
عَلَى
ʿalā
بر
▶
ٱلَّذِى
alladhī
كسي كه
▶
مِنْ
min
از
▶
عَدُوِّهِۦ
ʿaduwwihi
دشمن او
▶
فَوَكَزَهُۥ
fawakazahu
پس مشت زد به او
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
فَقَضَىٰ
faqaḍā
پس کُشت
▶
عَلَيْهِ ۖ
ʿalayhi
او را
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
هَـٰذَا
hādhā
اين
▶
مِنْ
min
از
▶
عَمَلِ
ʿamali
عمل
▶
ٱلشَّيْطَـٰنِ ۖ
l-shayṭāni
شيطان
▶
إِنَّهُۥ
innahu
همانا او
▶
عَدُوٌّۭ
ʿaduwwun
دشمن
▶
مُّضِلٌّۭ
muḍillun
گمراه کننده
▶
مُّبِينٌۭ
mubīnun
آشكار
آیه 16 - سوره القصص: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ رَبِّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى فَٱغْفِرْ لِى فَغَفَرَ لَهُۥٓ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ
گفت: پروردگارا! [از اینکه از جایگاهم درآمدم و وارد شهر شدم] به خود ستم کردم [مرا از شرّ دشمنانم حفظ کن] و آمرزشت را نصیب من فرما. پس خدا او را آمرزید؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
رَبِّ
rabbi
پروردگار
▶
إِنِّى
innī
همانا من
▶
ظَلَمْتُ
ẓalamtu
ستم کردم
▶
نَفْسِى
nafsī
خودم
▶
فَٱغْفِرْ
fa-igh'fir
پس بيامرز
▶
لِى
lī
براي من
▶
فَغَفَرَ
faghafara
پس آمرزید
▶
لَهُۥٓ ۚ
lahu
او را
▶
إِنَّهُۥ
innahu
همانا او
▶
هُوَ
huwa
او
▶
ٱلْغَفُورُ
l-ghafūru
بسیار آمرزنده
▶
ٱلرَّحِيمُ
l-raḥīmu
مهربان
آیه 17 - سوره القصص: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَنْعَمْتَ عَلَىَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًۭا لِّلْمُجْرِمِينَ
گفت: پروردگارا! به خاطر قدرت و نیرویی که به من عطا کردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
رَبِّ
rabbi
پروردگار
▶
بِمَآ
bimā
به سبب آنچه
▶
أَنْعَمْتَ
anʿamta
نعمت دادي
▶
عَلَىَّ
ʿalayya
بر من
▶
فَلَنْ
falan
پس هرگز نمی شوم
▶
أَكُونَ
akūna
پس هرگز نمی شوم
▶
ظَهِيرًۭا
ẓahīran
پشتیبان
▶
لِّلْمُجْرِمِينَ
lil'muj'rimīna
برای مجرمان
آیه 18 - سوره القصص: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَأَصْبَحَ فِى ٱلْمَدِينَةِ خَآئِفًۭا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا ٱلَّذِى ٱسْتَنصَرَهُۥ بِٱلْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُۥ ۚ قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰٓ إِنَّكَ لَغَوِىٌّۭ مُّبِينٌۭ
پس [موسی آن شب را] در آن شهر با حالت بیم و نگرانی صبح کرد، در حالی که [آثار و عواقب حادثه اتفاق افتاده را] انتظار می کشید؛ پس ناگهان دید آنکه دیروز از او یاری خواسته بود، دوباره وی را به فریادرسی می خواند، [موسی به او] گفت: همانا تو گمراهی آشکار هستی، [و گمراهیت از اینکه بدون قدرت و نیرو با فرعونیان به زد و خورد می پردازی، پیداست.]
▶
فَأَصْبَحَ
fa-aṣbaḥa
پس صبح کرد
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْمَدِينَةِ
l-madīnati
شهر
▶
خَآئِفًۭا
khāifan
در حال ترس
▶
يَتَرَقَّبُ
yataraqqabu
مراقبت می کند، مواظبت می کند
▶
فَإِذَا
fa-idhā
پس ناگهان
▶
ٱلَّذِى
alladhī
كسي كه
▶
ٱسْتَنصَرَهُۥ
is'tanṣarahu
یاری خواست از او
▶
بِٱلْأَمْسِ
bil-amsi
دیروز
▶
يَسْتَصْرِخُهُۥ ۚ
yastaṣrikhuhu
با فریاد از او یاری می خواهد
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لَهُۥ
lahu
به او
▶
مُوسَىٰٓ
mūsā
موسي
▶
إِنَّكَ
innaka
همانا تو
▶
لَغَوِىٌّۭ
laghawiyyun
گمراه و سرگشته
▶
مُّبِينٌۭ
mubīnun
آشكار
آیه 19 - سوره القصص: 32 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَلَمَّآ أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِٱلَّذِى هُوَ عَدُوٌّۭ لَّهُمَا قَالَ يَـٰمُوسَىٰٓ أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِى كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًۢا بِٱلْأَمْسِ ۖ إِن تُرِيدُ إِلَّآ أَن تَكُونَ جَبَّارًۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ ٱلْمُصْلِحِينَ
هنگامی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنان بود به سختی برخورد کند [و از آن بنی اسرائیلی مظلوم دفاع نماید، مرد ستمدیده با ارزیابی اشتباهش در حقّ موسی به تصور آنکه موسی قصد وی را دارد] گفت: ای موسی! آیا می خواهی مرا بکشی چنان که دیروز یک نفر را کشتی؟ تو می خواهی در این سرزمین فقط یاغی و سرکش باشی، ونمی خواهی از مصلحان به شمار آیی!
▶
فَلَمَّآ
falammā
پس هنگامي كه
▶
أَنْ
an
كه
▶
أَرَادَ
arāda
قصد كرد
▶
أَن
an
كه
▶
يَبْطِشَ
yabṭisha
حمله ور شود
▶
بِٱلَّذِى
bi-alladhī
به کسی که
▶
هُوَ
huwa
او
▶
عَدُوٌّۭ
ʿaduwwun
دشمن
▶
لَّهُمَا
lahumā
برای آن دو
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
يَـٰمُوسَىٰٓ
yāmūsā
موسي
▶
أَتُرِيدُ
aturīdu
آیا می خواهی
▶
أَن
an
كه
▶
تَقْتُلَنِى
taqtulanī
بکشی مرا
▶
كَمَا
kamā
همان گونه كه
▶
قَتَلْتَ
qatalta
کشتی
▶
نَفْسًۢا
nafsan
شخصی
▶
بِٱلْأَمْسِ ۖ
bil-amsi
دیروز
▶
إِن
in
نمی خواهی
▶
تُرِيدُ
turīdu
نمی خواهی
▶
إِلَّآ
illā
مگر
▶
أَن
an
كه
▶
تَكُونَ
takūna
باشی
▶
جَبَّارًۭا
jabbāran
زورگو
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
وَمَا
wamā
و نمی خواهی
▶
تُرِيدُ
turīdu
و نمی خواهی
▶
أَن
an
كه
▶
تَكُونَ
takūna
باشی
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُصْلِحِينَ
l-muṣ'liḥīna
اصلاحگران
آیه 20 - سوره القصص: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَجَآءَ رَجُلٌۭ مِّنْ أَقْصَا ٱلْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّ ٱلْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَٱخْرُجْ إِنِّى لَكَ مِنَ ٱلنَّـٰصِحِينَ
و مردی از دورترین [نقطه] شهر شتابان آمد [و] گفت: ای موسی! اشراف و سران [فرعونی] درباره تو مشورت می کنند که تو را بکشند! بنابراین [از این شهر] بیرون برو که یقیناً من از خیرخواهان توام.
▶
وَجَآءَ
wajāa
و آمد
▶
رَجُلٌۭ
rajulun
مردي
▶
مِّنْ
min
از
▶
أَقْصَا
aqṣā
دورترین(نقطه) شهر
▶
ٱلْمَدِينَةِ
l-madīnati
دورترین(نقطه) شهر
▶
يَسْعَىٰ
yasʿā
می دود
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
يَـٰمُوسَىٰٓ
yāmūsā
موسي
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
ٱلْمَلَأَ
l-mala-a
سران قوم
▶
يَأْتَمِرُونَ
yatamirūna
مشاوره و تصمیم گیری می کنند
▶
بِكَ
bika
درباره تو
▶
لِيَقْتُلُوكَ
liyaqtulūka
تا بکشند تو را
▶
فَٱخْرُجْ
fa-ukh'ruj
پس خارج شو
▶
إِنِّى
innī
همانا من
▶
لَكَ
laka
به تو
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلنَّـٰصِحِينَ
l-nāṣiḥīna
خیر خواهان
آیه 21 - سوره القصص: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَخَرَجَ مِنْهَا خَآئِفًۭا يَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِى مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ
پس موسی ترسان و نگران در حالی که [حوادث تلخی را] انتظار می کشید از شهر بیرون رفت، [در آن حال] گفت: پروردگارا! مرا از این مردم ستمکار نجات بده.
▶
فَخَرَجَ
fakharaja
پس بیرون شد
▶
مِنْهَا
min'hā
از آن
▶
خَآئِفًۭا
khāifan
با حالت ترس و مواظبت، در حالی که مراقبت می کرد
▶
يَتَرَقَّبُ ۖ
yataraqqabu
با حالت ترس و مواظبت، در حالی که مراقبت می کرد
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
رَبِّ
rabbi
پروردگار
▶
نَجِّنِى
najjinī
نجات بده
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْقَوْمِ
l-qawmi
گروه
▶
ٱلظَّـٰلِمِينَ
l-ẓālimīna
ستمكاران
آیه 22 - سوره القصص: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَآءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّىٓ أَن يَهْدِيَنِى سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ
هنگامی که به سوی مدین روی آورد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست [که انسان را به نتیجه مطلوب می رساند] راهنمایی کند.
▶
وَلَمَّا
walammā
و هنگامي كه
▶
تَوَجَّهَ
tawajjaha
رو نهاد
▶
تِلْقَآءَ
til'qāa
به جانب
▶
مَدْيَنَ
madyana
مدین
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
عَسَىٰ
ʿasā
شاید
▶
رَبِّىٓ
rabbī
پروردگار من
▶
أَن
an
که راهنمایی کند مرا
▶
يَهْدِيَنِى
yahdiyanī
که راهنمایی کند مرا
▶
سَوَآءَ
sawāa
مستقیم
▶
ٱلسَّبِيلِ
l-sabīli
راه
آیه 23 - سوره القصص: 27 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةًۭ مِّنَ ٱلنَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ ٱمْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ ۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتَّىٰ يُصْدِرَ ٱلرِّعَآءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌۭ كَبِيرٌۭ
هنگامی که به آب مدین رسید، گروهی از مردم را بر آن یافت که دام هایشان را آب می دادند، و غیر آنان دو زن را دید که [دام هایشان را از رفتن به سوی آب] بازمی دارند؛ گفت: چه چیزی شما را بر بازداشتن [گوسفندان] وامی دارد؟ گفتند: ما [این دام هایمان را] آب نمی دهیم تا [این] شبانان [دام هایشان را] برگردانند و پدر ما پیری کهنسال است [به این علت از انجام این کار معذور است.]
▶
وَلَمَّا
walammā
و هنگامي كه
▶
وَرَدَ
warada
رسید
▶
مَآءَ
māa
آب
▶
مَدْيَنَ
madyana
مدین
▶
وَجَدَ
wajada
يافت
▶
عَلَيْهِ
ʿalayhi
بر آن
▶
أُمَّةًۭ
ummatan
گروهی
▶
مِّنَ
mina
از
▶
ٱلنَّاسِ
l-nāsi
مردم
▶
يَسْقُونَ
yasqūna
آب می دهند
▶
وَوَجَدَ
wawajada
و یافت
▶
مِن
min
در پشت سر آنها
▶
دُونِهِمُ
dūnihimu
در پشت سر آنها
▶
ٱمْرَأَتَيْنِ
im'ra-atayni
دو زن
▶
تَذُودَانِ ۖ
tadhūdāni
باز می دارند آن دو زن، دور می کنند آن دو زن
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
مَا
mā
چیست
▶
خَطْبُكُمَا ۖ
khaṭbukumā
کارتان
▶
قَالَتَا
qālatā
گفتند آن دو زن
▶
لَا
lā
آب نمی دهیم(به گوسفندان خود)
▶
نَسْقِى
nasqī
آب نمی دهیم(به گوسفندان خود)
▶
حَتَّىٰ
ḥattā
تا اين كه
▶
يُصْدِرَ
yuṣ'dira
بیرون ببرد، برگرداند(گوسفندان را)
▶
ٱلرِّعَآءُ ۖ
l-riʿāu
چوپانان
▶
وَأَبُونَا
wa-abūnā
و پدر ما
▶
شَيْخٌۭ
shaykhun
پیرمرد
▶
كَبِيرٌۭ
kabīrun
سالخورده
آیه 24 - سوره القصص: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّى لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍۢ فَقِيرٌۭ
پس [موسی] دام هایشان را [به جهت کمک کردن به آن دو] آب داد، سپس به سوی سایه برگشت و گفت: پروردگارا! به آنچه از خیر بر من نازل می کنی، نیازمندم.
▶
فَسَقَىٰ
fasaqā
پس آب داد
▶
لَهُمَا
lahumā
برای آن دو
▶
ثُمَّ
thumma
سپس
▶
تَوَلَّىٰٓ
tawallā
رفت، برگشت
▶
إِلَى
ilā
به سوی
▶
ٱلظِّلِّ
l-ẓili
سایه
▶
فَقَالَ
faqāla
پس گفت
▶
رَبِّ
rabbi
پروردگار
▶
إِنِّى
innī
همانا من
▶
لِمَآ
limā
به آنچه
▶
أَنزَلْتَ
anzalta
نازل كردي
▶
إِلَىَّ
ilayya
به سوي من
▶
مِنْ
min
از
▶
خَيْرٍۢ
khayrin
خيري
▶
فَقِيرٌۭ
faqīrun
نيازمند
آیه 25 - سوره القصص: 26 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَجَآءَتْهُ إِحْدَىٰهُمَا تَمْشِى عَلَى ٱسْتِحْيَآءٍۢ قَالَتْ إِنَّ أَبِى يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ۚ فَلَمَّا جَآءَهُۥ وَقَصَّ عَلَيْهِ ٱلْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ ۖ نَجَوْتَ مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ
پس یکی از آن دو [زن] در حالی که با حالت شرم و حیا گام برمی داشت، نزد او آمد [و] گفت: پدرم تو را می طلبد تا پاداش اینکه [دام های] ما را آب دادی به تو بدهد. چون نزد او آمد و داستانش را بیان کرد، گفت: دیگر نترس که از آن گروه ستمکار نجات یافتی.
▶
فَجَآءَتْهُ
fajāathu
پس آمد نزد او
▶
إِحْدَىٰهُمَا
iḥ'dāhumā
يكي از آن دو
▶
تَمْشِى
tamshī
راه می رود
▶
عَلَى
ʿalā
با شرم و حیا
▶
ٱسْتِحْيَآءٍۢ
is'tiḥ'yāin
با شرم و حیا
▶
قَالَتْ
qālat
گفت
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
أَبِى
abī
پدرم
▶
يَدْعُوكَ
yadʿūka
فرا می خواند تو را
▶
لِيَجْزِيَكَ
liyajziyaka
تا مزد دهد به تو
▶
أَجْرَ
ajra
پاداش
▶
مَا
mā
آن چه
▶
سَقَيْتَ
saqayta
آب دادی
▶
لَنَا ۚ
lanā
برای ما
▶
فَلَمَّا
falammā
پس هنگامي كه
▶
جَآءَهُۥ
jāahu
آمد نزد او
▶
وَقَصَّ
waqaṣṣa
و حکایت کرد
▶
عَلَيْهِ
ʿalayhi
بر او
▶
ٱلْقَصَصَ
l-qaṣaṣa
سرگذشت
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لَا
lā
نترس
▶
تَخَفْ ۖ
takhaf
نترس
▶
نَجَوْتَ
najawta
نجات یافتی
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْقَوْمِ
l-qawmi
گروه
▶
ٱلظَّـٰلِمِينَ
l-ẓālimīna
ستمكاران
آیه 26 - سوره القصص: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَتْ إِحْدَىٰهُمَا يَـٰٓأَبَتِ ٱسْتَـْٔجِرْهُ ۖ إِنَّ خَيْرَ مَنِ ٱسْتَـْٔجَرْتَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْأَمِينُ
یکی از آن دو زن گفت: ای پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی که استخدام می کنی آن کسی است که نیرومند و امین باشد [و او دارای این صفات است.]
▶
قَالَتْ
qālat
گفت
▶
إِحْدَىٰهُمَا
iḥ'dāhumā
يكي از آن دو
▶
يَـٰٓأَبَتِ
yāabati
پدر من
▶
ٱسْتَـْٔجِرْهُ ۖ
is'tajir'hu
اجیر کن او را
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
خَيْرَ
khayra
بهترين
▶
مَنِ
mani
كسي كه
▶
ٱسْتَـْٔجَرْتَ
is'tajarta
اجیر کردی
▶
ٱلْقَوِىُّ
l-qawiyu
توانا
▶
ٱلْأَمِينُ
l-amīnu
امین
آیه 27 - سوره القصص: 29 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ إِنِّىٓ أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ٱبْنَتَىَّ هَـٰتَيْنِ عَلَىٰٓ أَن تَأْجُرَنِى ثَمَـٰنِىَ حِجَجٍۢ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًۭا فَمِنْ عِندِكَ ۖ وَمَآ أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ
گفت: می خواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم به شرط آنکه هشت سال اجیر من باشی، و اگر ده سال را تمام کردی، اختیارش با خود توست [و ربطی به اصل قرار داد ندارد]، و من نمی خواهم بر تو سخت گیرم، و به خواست خدا مرا از شایستگان خواهی یافت.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
إِنِّىٓ
innī
همانا من
▶
أُرِيدُ
urīdu
می خواهم
▶
أَنْ
an
كه
▶
أُنكِحَكَ
unkiḥaka
به ازدواج تو در آورم
▶
إِحْدَى
iḥ'dā
یکی از
▶
ٱبْنَتَىَّ
ib'natayya
دو دخترم
▶
هَـٰتَيْنِ
hātayni
این دو
▶
عَلَىٰٓ
ʿalā
بر
▶
أَن
an
كه
▶
تَأْجُرَنِى
tajuranī
برای من کار کنی
▶
ثَمَـٰنِىَ
thamāniya
هشت
▶
حِجَجٍۢ ۖ
ḥijajin
سالها
▶
فَإِنْ
fa-in
پس اگر
▶
أَتْمَمْتَ
atmamta
تمام کردی
▶
عَشْرًۭا
ʿashran
ده (سال)
▶
فَمِنْ
famin
پس از
▶
عِندِكَ ۖ
ʿindika
جانب تو
▶
وَمَآ
wamā
و نمی خواهم
▶
أُرِيدُ
urīdu
و نمی خواهم
▶
أَنْ
an
كه
▶
أَشُقَّ
ashuqqa
سخت بگیرم
▶
عَلَيْكَ ۚ
ʿalayka
بر تو
▶
سَتَجِدُنِىٓ
satajidunī
به زودی می یابی مرا
▶
إِن
in
اگر
▶
شَآءَ
shāa
خواست
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلصَّـٰلِحِينَ
l-ṣāliḥīna
شايستگان
آیه 28 - سوره القصص: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِى وَبَيْنَكَ ۖ أَيَّمَا ٱلْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَٰنَ عَلَىَّ ۖ وَٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌۭ
[موسی] گفت: این قرارداد میان من و تو باشد، هر یک از این دو مدت را به پایان برم هیچ تعدّی و ستمی بر من نیست، و خدا بر آنچه می گوییم، نگهبان و وکیل است.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
ذَٰلِكَ
dhālika
اين
▶
بَيْنِى
baynī
بین من
▶
وَبَيْنَكَ ۖ
wabaynaka
و بین تو
▶
أَيَّمَا
ayyamā
هریک از دو مدت را
▶
ٱلْأَجَلَيْنِ
l-ajalayni
هریک از دو مدت را
▶
قَضَيْتُ
qaḍaytu
به انجام رساندم
▶
فَلَا
falā
پس دشمنی و گناهی نیست
▶
عُدْوَٰنَ
ʿud'wāna
پس دشمنی و گناهی نیست
▶
عَلَىَّ ۖ
ʿalayya
بر من
▶
وَٱللَّهُ
wal-lahu
و خداوند
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
مَا
mā
آن چه
▶
نَقُولُ
naqūlu
می گوییم
▶
وَكِيلٌۭ
wakīlun
وکیل
آیه 29 - سوره القصص: 27 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ نَارًۭا قَالَ لِأَهْلِهِ ٱمْكُثُوٓا۟ إِنِّىٓ ءَانَسْتُ نَارًۭا لَّعَلِّىٓ ءَاتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍۢ مِّنَ ٱلنَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
چون موسی آن مدت را به پایان برد و با خانواده اش رهسپار [مصر] شد، از جانب طور آتشی دید، به خانواده اش گفت: درنگ کنید که من آتشی دیدم، [می روم] شاید خبری از آن برای شما بیاورم یا پاره ای از آتش را می آورم تا گرم شوید.
▶
۞ فَلَمَّا
falammā
پس هنگامي كه
▶
قَضَىٰ
qaḍā
به پایان برد
▶
مُوسَى
mūsā
موسي
▶
ٱلْأَجَلَ
l-ajala
مدت معین
▶
وَسَارَ
wasāra
و حرکت کرد
▶
بِأَهْلِهِۦٓ
bi-ahlihi
با خانواده اش
▶
ءَانَسَ
ānasa
مشاهده کرد
▶
مِن
min
از
▶
جَانِبِ
jānibi
جانب
▶
ٱلطُّورِ
l-ṭūri
(کوه)طور
▶
نَارًۭا
nāran
آتشي
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لِأَهْلِهِ
li-ahlihi
به خانواده اش
▶
ٱمْكُثُوٓا۟
um'kuthū
بایستید
▶
إِنِّىٓ
innī
همانا من
▶
ءَانَسْتُ
ānastu
دیدم، حس کردم
▶
نَارًۭا
nāran
آتشي
▶
لَّعَلِّىٓ
laʿallī
شاید من
▶
ءَاتِيكُم
ātīkum
می آورم برای شما
▶
مِّنْهَا
min'hā
از آن
▶
بِخَبَرٍ
bikhabarin
خبر
▶
أَوْ
aw
يا
▶
جَذْوَةٍۢ
jadhwatin
شعله آتش
▶
مِّنَ
mina
از
▶
ٱلنَّارِ
l-nāri
آتش
▶
لَعَلَّكُمْ
laʿallakum
شايد (كه) شما
▶
تَصْطَلُونَ
taṣṭalūna
خود را گرم کنید
آیه 30 - سوره القصص: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِىَ مِن شَـٰطِئِ ٱلْوَادِ ٱلْأَيْمَنِ فِى ٱلْبُقْعَةِ ٱلْمُبَـٰرَكَةِ مِنَ ٱلشَّجَرَةِ أَن يَـٰمُوسَىٰٓ إِنِّىٓ أَنَا ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِينَ
چون نزد آن آمد، از جانب راست آن وادی در آن جایگاه مبارک از آن درخت ندا رسید که ای موسی! یقیناً منم خدا پروردگار جهانیان،
▶
فَلَمَّآ
falammā
پس هنگامي كه
▶
أَتَىٰهَا
atāhā
آمد نزد آن(شعله)
▶
نُودِىَ
nūdiya
ندا داده شد
▶
مِن
min
از
▶
شَـٰطِئِ
shāṭi-i
جانب
▶
ٱلْوَادِ
l-wādi
وادی سمت راست، وادی مبارک
▶
ٱلْأَيْمَنِ
l-aymani
وادی سمت راست، وادی مبارک
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْبُقْعَةِ
l-buq'ʿati
سرزمین، جایگاه
▶
ٱلْمُبَـٰرَكَةِ
l-mubārakati
مبارک
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلشَّجَرَةِ
l-shajarati
درخت
▶
أَن
an
كه
▶
يَـٰمُوسَىٰٓ
yāmūsā
موسي
▶
إِنِّىٓ
innī
همانا من
▶
أَنَا
anā
من
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
رَبُّ
rabbu
پروردگار
▶
ٱلْعَـٰلَمِينَ
l-ʿālamīna
جهانيان
آیه 31 - سوره القصص: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنٌّۭ وَلَّىٰ مُدْبِرًۭا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَـٰمُوسَىٰٓ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ ۖ إِنَّكَ مِنَ ٱلْـَٔامِنِينَ
و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و سریع حرکت می کند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشت کنان گریخت و به پشت سر برنگشت. [ندا آمد:] ای موسی! پیش آی و مترس، بی تردید تو [از آسیب و گزند آن] در امانی،
▶
وَأَنْ
wa-an
و اين كه
▶
أَلْقِ
alqi
بیفکن
▶
عَصَاكَ ۖ
ʿaṣāka
عصایت
▶
فَلَمَّا
falammā
پس هنگامي كه
▶
رَءَاهَا
raāhā
دید آن را
▶
تَهْتَزُّ
tahtazzu
حرکت می کند، می جنبد
▶
كَأَنَّهَا
ka-annahā
گویی آن
▶
جَآنٌّۭ
jānnun
مار کوچک پر تحرک
▶
وَلَّىٰ
wallā
برگشت
▶
مُدْبِرًۭا
mud'biran
به عقب
▶
وَلَمْ
walam
و به پشت بر نگشت
▶
يُعَقِّبْ ۚ
yuʿaqqib
و به پشت بر نگشت
▶
يَـٰمُوسَىٰٓ
yāmūsā
موسي
▶
أَقْبِلْ
aqbil
روی آور، بیا
▶
وَلَا
walā
و نترس
▶
تَخَفْ ۖ
takhaf
و نترس
▶
إِنَّكَ
innaka
همانا تو
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْـَٔامِنِينَ
l-āminīna
در امن و امانان، آسودگان
آیه 32 - سوره القصص: 25 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ٱسْلُكْ يَدَكَ فِى جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوٓءٍۢ وَٱضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ ٱلرَّهْبِ ۖ فَذَٰنِكَ بُرْهَـٰنَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦٓ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَـٰسِقِينَ
دستت را در گریبانت ببر تا بدون هیچ عیبی سفید و درخشان بیرون آید، و برای [از بین رفتن] ترسی که دچارش شده ای دو دستت را بر سینه بگذار، پس این دو معجزه از ناحیه پروردگار توست به سوی فرعون و اشراف و سران او که همواره مردمی نافرمان هستند.
▶
ٱسْلُكْ
us'luk
داخل کن
▶
يَدَكَ
yadaka
دستت
▶
فِى
fī
در
▶
جَيْبِكَ
jaybika
گریبانت
▶
تَخْرُجْ
takhruj
بیرون بیاید
▶
بَيْضَآءَ
bayḍāa
سفید، روشن
▶
مِنْ
min
از
▶
غَيْرِ
ghayri
نه
▶
سُوٓءٍۢ
sūin
گزند
▶
وَٱضْمُمْ
wa-uḍ'mum
و فروببر
▶
إِلَيْكَ
ilayka
به سوي تو
▶
جَنَاحَكَ
janāḥaka
بال (مراد دست و بازو)
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلرَّهْبِ ۖ
l-rahbi
خوف و هراس
▶
فَذَٰنِكَ
fadhānika
پس این دو تا
▶
بُرْهَـٰنَانِ
bur'hānāni
دو برهان
▶
مِن
min
از
▶
رَّبِّكَ
rabbika
پروردگار تو
▶
إِلَىٰ
ilā
به سوی
▶
فِرْعَوْنَ
fir'ʿawna
فرعون
▶
وَمَلَإِي۟هِۦٓ ۚ
wamala-ihi
و سرانش
▶
إِنَّهُمْ
innahum
همانا آنان
▶
كَانُوا۟
kānū
بودند
▶
قَوْمًۭا
qawman
گروهي
▶
فَـٰسِقِينَ
fāsiqīna
نافرمانان
آیه 33 - سوره القصص: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ رَبِّ إِنِّى قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًۭا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ
گفت: پروردگارا! من یک نفر از آنان را کشته ام، می ترسم مرا بکشند،
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
رَبِّ
rabbi
پروردگار
▶
إِنِّى
innī
همانا من
▶
قَتَلْتُ
qataltu
کشتم
▶
مِنْهُمْ
min'hum
از آنها
▶
نَفْسًۭا
nafsan
شخصي
▶
فَأَخَافُ
fa-akhāfu
پس می ترسم
▶
أَن
an
كه
▶
يَقْتُلُونِ
yaqtulūni
بکشند مرا
آیه 34 - سوره القصص: 14 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَخِى هَـٰرُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّى لِسَانًۭا فَأَرْسِلْهُ مَعِىَ رِدْءًۭا يُصَدِّقُنِىٓ ۖ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ
و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند.
▶
وَأَخِى
wa-akhī
و برادرو
▶
هَـٰرُونُ
hārūnu
هارون
▶
هُوَ
huwa
او
▶
أَفْصَحُ
afṣaḥu
فصیح تر ، روان تر
▶
مِنِّى
minnī
از من
▶
لِسَانًۭا
lisānan
(از نظر ) زبان
▶
فَأَرْسِلْهُ
fa-arsil'hu
پس بفرست او را
▶
مَعِىَ
maʿiya
با من
▶
رِدْءًۭا
rid'an
مددکار
▶
يُصَدِّقُنِىٓ ۖ
yuṣaddiqunī
تصدیق می کند مرا
▶
إِنِّىٓ
innī
همانا من
▶
أَخَافُ
akhāfu
می ترسم
▶
أَن
an
كه
▶
يُكَذِّبُونِ
yukadhibūni
تکذیب کنند مرا
آیه 35 - سوره القصص: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَـٰنًۭا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا ۚ بِـَٔايَـٰتِنَآ أَنتُمَا وَمَنِ ٱتَّبَعَكُمَا ٱلْغَـٰلِبُونَ
[خدا] گفت: به زودی قدرت و نیرویت را به وسیله برادرت افزون کنم، و برای هر دوی شما به خاطر معجزات ما [که در اختیارتان نهاده ام] قدرتی قرار می دهم که آنان به شما دست نیابند، شما و آنان که از شما پیروی کنند، پیروزید.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
سَنَشُدُّ
sanashuddu
محکم و استوار خواهیم کرد
▶
عَضُدَكَ
ʿaḍudaka
بازویت را
▶
بِأَخِيكَ
bi-akhīka
به برادرت
▶
وَنَجْعَلُ
wanajʿalu
و قرار می دهیم
▶
لَكُمَا
lakumā
برای شما
▶
سُلْطَـٰنًۭا
sul'ṭānan
تسلّط (و دليل)
▶
فَلَا
falā
پس دست نمی یابند
▶
يَصِلُونَ
yaṣilūna
پس دست نمی یابند
▶
إِلَيْكُمَا ۚ
ilaykumā
به شما
▶
بِـَٔايَـٰتِنَآ
biāyātinā
با(وجود)آیات ما
▶
أَنتُمَا
antumā
شما دو نفر
▶
وَمَنِ
wamani
و هر كس
▶
ٱتَّبَعَكُمَا
ittabaʿakumā
پیروی کرد شما را
▶
ٱلْغَـٰلِبُونَ
l-ghālibūna
پیروزمندان
آیه 36 - سوره القصص: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِـَٔايَـٰتِنَا بَيِّنَـٰتٍۢ قَالُوا۟ مَا هَـٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّفْتَرًۭى وَمَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِىٓ ءَابَآئِنَا ٱلْأَوَّلِينَ
پس هنگامی که موسی آیات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی ساختگی و دروغین نیست، و ما این [ادعای نبوّت و دعوت به توحید] را از پدران پیشین خود نشنیده ایم [که به ما گفته باشند کسی در میانشان به عنوان پیامبر و دعوت کننده به توحید آمده باشد!!]
▶
فَلَمَّا
falammā
پس هنگامي كه
▶
جَآءَهُم
jāahum
آورد (برای)آنها
▶
مُّوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
بِـَٔايَـٰتِنَا
biāyātinā
آیات ما را
▶
بَيِّنَـٰتٍۢ
bayyinātin
روشنگرها
▶
قَالُوا۟
qālū
گفتند
▶
مَا
mā
نیست
▶
هَـٰذَآ
hādhā
اين
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
سِحْرٌۭ
siḥ'run
جادو
▶
مُّفْتَرًۭى
muf'taran
ساختگی
▶
وَمَا
wamā
و نشنیدیم
▶
سَمِعْنَا
samiʿ'nā
و نشنیدیم
▶
بِهَـٰذَا
bihādhā
این را
▶
فِىٓ
fī
در
▶
ءَابَآئِنَا
ābāinā
پدران نخستین ما
▶
ٱلْأَوَّلِينَ
l-awalīna
پدران نخستین ما
آیه 37 - سوره القصص: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَن جَآءَ بِٱلْهُدَىٰ مِنْ عِندِهِۦ وَمَن تَكُونُ لَهُۥ عَـٰقِبَةُ ٱلدَّارِ ۖ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ
و موسی گفت: پروردگارم به کسی که از نزد او هدایت آورده و به کسی که سرانجام نیک برای اوست داناتر است؛ بی تردید ستمکاران پیروز نمی شوند.
▶
وَقَالَ
waqāla
و گفت
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
رَبِّىٓ
rabbī
پروردگار من
▶
أَعْلَمُ
aʿlamu
داناتر
▶
بِمَن
biman
به کسی که
▶
جَآءَ
jāa
آورد
▶
بِٱلْهُدَىٰ
bil-hudā
هدایت را
▶
مِنْ
min
از
▶
عِندِهِۦ
ʿindihi
نزدش
▶
وَمَن
waman
و هر كس
▶
تَكُونُ
takūnu
می شود
▶
لَهُۥ
lahu
براي او
▶
عَـٰقِبَةُ
ʿāqibatu
سعادت سرای آخرت
▶
ٱلدَّارِ ۖ
l-dāri
سعادت سرای آخرت
▶
إِنَّهُۥ
innahu
همانا او
▶
لَا
lā
رستگار نمی شود
▶
يُفْلِحُ
yuf'liḥu
رستگار نمی شود
▶
ٱلظَّـٰلِمُونَ
l-ẓālimūna
ستمگران
آیه 38 - سوره القصص: 27 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرِى فَأَوْقِدْ لِى يَـٰهَـٰمَـٰنُ عَلَى ٱلطِّينِ فَٱجْعَل لِّى صَرْحًۭا لَّعَلِّىٓ أَطَّلِعُ إِلَىٰٓ إِلَـٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّى لَأَظُنُّهُۥ مِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ
و فرعون گفت: ای اشراف و سران [مملکت]! من برای شما هیچ معبودی جز خود نمی شناسم، پس ای هامان! برایم بر گِل آتش بیفروز [تا آجر محکم و قوی به دست آید]، پس برایم برجی بلند بساز شاید بر معبود موسی آگاهی و اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان می پندارم.
▶
وَقَالَ
waqāla
و گفت
▶
فِرْعَوْنُ
fir'ʿawnu
فرعون
▶
يَـٰٓأَيُّهَا
yāayyuhā
اي
▶
ٱلْمَلَأُ
l-mala-u
سران
▶
مَا
mā
ندانسته ام، نشناخته ام
▶
عَلِمْتُ
ʿalim'tu
ندانسته ام، نشناخته ام
▶
لَكُم
lakum
براي شما
▶
مِّنْ
min
از
▶
إِلَـٰهٍ
ilāhin
معبود
▶
غَيْرِى
ghayrī
غیر من
▶
فَأَوْقِدْ
fa-awqid
پس بیفروز
▶
لِى
lī
براي من
▶
يَـٰهَـٰمَـٰنُ
yāhāmānu
هامان
▶
عَلَى
ʿalā
بر
▶
ٱلطِّينِ
l-ṭīni
گِل
▶
فَٱجْعَل
fa-ij'ʿal
پس قرار بده
▶
لِّى
lī
براي من
▶
صَرْحًۭا
ṣarḥan
برج، کاخ
▶
لَّعَلِّىٓ
laʿallī
شاید من
▶
أَطَّلِعُ
aṭṭaliʿu
خبر یابم، سرک بکشم
▶
إِلَىٰٓ
ilā
به سوی
▶
إِلَـٰهِ
ilāhi
خدای
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
وَإِنِّى
wa-innī
و همانا من
▶
لَأَظُنُّهُۥ
la-aẓunnuhu
واقعاً می پندارم او را
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْكَـٰذِبِينَ
l-kādhibīna
دروغگويان
آیه 39 - سوره القصص: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَٱسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُۥ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ
او و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبّر کردند، و پنداشتند که آنان را به سوی ما بازنمی گردانند،
▶
وَٱسْتَكْبَرَ
wa-is'takbara
و تكبّر ورزيد
▶
هُوَ
huwa
او
▶
وَجُنُودُهُۥ
wajunūduhu
و سپاه او
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
بِغَيْرِ
bighayri
به ناحق
▶
ٱلْحَقِّ
l-ḥaqi
به ناحق
▶
وَظَنُّوٓا۟
waẓannū
و پنداشتند
▶
أَنَّهُمْ
annahum
همانا ايشان
▶
إِلَيْنَا
ilaynā
به سوي ما
▶
لَا
lā
باز گردانده نمی شوند
▶
يُرْجَعُونَ
yur'jaʿūna
باز گردانده نمی شوند
آیه 40 - سوره القصص: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَأَخَذْنَـٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَـٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ ۖ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلظَّـٰلِمِينَ
پس او و سپاهیانش را گرفتیم و در دریا افکندیم؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟
▶
فَأَخَذْنَـٰهُ
fa-akhadhnāhu
پس گرفتیم او را
▶
وَجُنُودَهُۥ
wajunūdahu
و سپاهش را
▶
فَنَبَذْنَـٰهُمْ
fanabadhnāhum
پس افکندیم آنها را
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْيَمِّ ۖ
l-yami
دریا
▶
فَٱنظُرْ
fa-unẓur
پس نگاه كن
▶
كَيْفَ
kayfa
چگونه
▶
كَانَ
kāna
بود
▶
عَـٰقِبَةُ
ʿāqibatu
سرانجام
▶
ٱلظَّـٰلِمِينَ
l-ẓālimīna
ستمكاران
آیه 41 - سوره القصص: 9 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَجَعَلْنَـٰهُمْ أَئِمَّةًۭ يَدْعُونَ إِلَى ٱلنَّارِ ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ لَا يُنصَرُونَ
و آنان را [به کیفر طغیانشان] پیشوایانی که دعوت به آتش می کنند قرار دادیم، و روز قیامت یاری نمی شوند،
▶
وَجَعَلْنَـٰهُمْ
wajaʿalnāhum
و قرار داد یم آنها را
▶
أَئِمَّةًۭ
a-immatan
پیشوایان
▶
يَدْعُونَ
yadʿūna
فرا ميخوانند
▶
إِلَى
ilā
به
▶
ٱلنَّارِ ۖ
l-nāri
آتش
▶
وَيَوْمَ
wayawma
و روز
▶
ٱلْقِيَـٰمَةِ
l-qiyāmati
رستاخيز
▶
لَا
lā
یاری نمی شوند
▶
يُنصَرُونَ
yunṣarūna
یاری نمی شوند
آیه 42 - سوره القصص: 10 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَتْبَعْنَـٰهُمْ فِى هَـٰذِهِ ٱلدُّنْيَا لَعْنَةًۭ ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ هُم مِّنَ ٱلْمَقْبُوحِينَ
و آنان را در این دنیا با لعنت بدرقه کردیم، و روز قیامت از زشت رویان [و مطرودان] از رحمت خدایند،
▶
وَأَتْبَعْنَـٰهُمْ
wa-atbaʿnāhum
و در پی آنها روانه کردیم
▶
فِى
fī
در
▶
هَـٰذِهِ
hādhihi
اين
▶
ٱلدُّنْيَا
l-dun'yā
دنيا
▶
لَعْنَةًۭ ۖ
laʿnatan
لعنتی
▶
وَيَوْمَ
wayawma
و روز
▶
ٱلْقِيَـٰمَةِ
l-qiyāmati
رستاخيز
▶
هُم
hum
ايشان
▶
مِّنَ
mina
از
▶
ٱلْمَقْبُوحِينَ
l-maqbūḥīna
زشت رویان
آیه 43 - سوره القصص: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَـٰبَ مِنۢ بَعْدِ مَآ أَهْلَكْنَا ٱلْقُرُونَ ٱلْأُولَىٰ بَصَآئِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
و پس از آنکه اقوام پیشین را [چون قوم نوح و هود و صالح و لوط] هلاک کردیم، به موسی کتاب دادیم که برای مردم وسیله بینایی و هدایت و رحمتی بود، تا متذکّر و هوشیار شوند.
▶
وَلَقَدْ
walaqad
و بيترديد
▶
ءَاتَيْنَا
ātaynā
داديم
▶
مُوسَى
mūsā
موسي
▶
ٱلْكِتَـٰبَ
l-kitāba
كتاب
▶
مِنۢ
min
بعد از
▶
بَعْدِ
baʿdi
بعد از
▶
مَآ
mā
آن چه
▶
أَهْلَكْنَا
ahlaknā
هلاک کردیم
▶
ٱلْقُرُونَ
l-qurūna
مردمان عصرها
▶
ٱلْأُولَىٰ
l-ūlā
پیشین
▶
بَصَآئِرَ
baṣāira
بینش ها، روشنگری ها
▶
لِلنَّاسِ
lilnnāsi
برای مردم
▶
وَهُدًۭى
wahudan
و هدايت
▶
وَرَحْمَةًۭ
waraḥmatan
و رحمت
▶
لَّعَلَّهُمْ
laʿallahum
شايد (كه) آنان
▶
يَتَذَكَّرُونَ
yatadhakkarūna
يادآور شوند
آیه 44 - سوره القصص: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلْغَرْبِىِّ إِذْ قَضَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَى ٱلْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ ٱلشَّـٰهِدِينَ
تو در جانب غربی [وادی طور] حضور نداشتی هنگامی که ما [با نازل کردن تورات] امر نبوّت موسی را به انجام رساندیم، و از شاهدان [آن واقعه مهم هم] نبودی.
▶
وَمَا
wamā
و نبودی
▶
كُنتَ
kunta
و نبودی
▶
بِجَانِبِ
bijānibi
در جانب
▶
ٱلْغَرْبِىِّ
l-gharbiyi
غربی
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
قَضَيْنَآ
qaḍaynā
فرمان دادیم، پیام دادیم
▶
إِلَىٰ
ilā
به سوی
▶
مُوسَى
mūsā
موسي
▶
ٱلْأَمْرَ
l-amra
امر(پیامبری)
▶
وَمَا
wamā
و نبودی
▶
كُنتَ
kunta
و نبودی
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلشَّـٰهِدِينَ
l-shāhidīna
گواهان
آیه 45 - سوره القصص: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَـٰكِنَّآ أَنشَأْنَا قُرُونًۭا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ ٱلْعُمُرُ ۚ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًۭا فِىٓ أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِنَا وَلَـٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
ولی ما ملت هایی را پدید آوردیم، پس روزگار درازی بر آنان گذشت [تا جایی که سرگذشتشان فراموش شد، اکنون ما سرگذشتشان را به تو وحی می کنیم تا برای مردم بیان کنی]. و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا نشانه های [قدرت و خشم] ما را [که به آنان رسید] بر اینان [که در مکه، آلوده به طغیان و فسادند] بخوانی، ولی ما بودیم که تو را به پیامبری فرستادیم [و سرگذشت مردم مدین را به تو وحی کردیم تا بر آنان بخوانی.]
▶
وَلَـٰكِنَّآ
walākinnā
و لکن ما
▶
أَنشَأْنَا
anshanā
پدید آوردیم
▶
قُرُونًۭا
qurūnan
نسل ها، مردمان اعصار
▶
فَتَطَاوَلَ
fataṭāwala
پس به درازا کشید
▶
عَلَيْهِمُ
ʿalayhimu
بر آنها
▶
ٱلْعُمُرُ ۚ
l-ʿumuru
عمر، زندگی
▶
وَمَا
wamā
و نبودی
▶
كُنتَ
kunta
و نبودی
▶
ثَاوِيًۭا
thāwiyan
مقیم، ساکن
▶
فِىٓ
fī
در
▶
أَهْلِ
ahli
اهل
▶
مَدْيَنَ
madyana
مدین
▶
تَتْلُوا۟
tatlū
می خوانی
▶
عَلَيْهِمْ
ʿalayhim
بر آنها
▶
ءَايَـٰتِنَا
āyātinā
آيات ما
▶
وَلَـٰكِنَّا
walākinnā
و لکن ما
▶
كُنَّا
kunnā
بوديم
▶
مُرْسِلِينَ
mur'silīna
فرستندگان(پیامبران)
آیه 46 - سوره القصص: 20 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَـٰكِن رَّحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًۭا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٍۢ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
و زمانی که ما موسی را ندا دادیم، تو در ناحیه طور نبودی ولی به سبب رحمتی از پروردگارت [سرگذشت موسی را به تو وحی کردیم] تا به مردمی که پیش از تو [تا زمان عیسی] بیم دهنده ای برای آنان نیامده بود، بیم دهی تا متذکّر و هوشیار شوند.
▶
وَمَا
wamā
و نبودی
▶
كُنتَ
kunta
و نبودی
▶
بِجَانِبِ
bijānibi
در کنار
▶
ٱلطُّورِ
l-ṭūri
طور
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
نَادَيْنَا
nādaynā
ندا دادیم
▶
وَلَـٰكِن
walākin
ولي
▶
رَّحْمَةًۭ
raḥmatan
رحمت
▶
مِّن
min
از
▶
رَّبِّكَ
rabbika
پروردگار تو
▶
لِتُنذِرَ
litundhira
تا هشدار دهی
▶
قَوْمًۭا
qawman
گروهي
▶
مَّآ
mā
نیامد برایشان
▶
أَتَىٰهُم
atāhum
نیامد برایشان
▶
مِّن
min
از
▶
نَّذِيرٍۢ
nadhīrin
بیم دهنده
▶
مِّن
min
از
▶
قَبْلِكَ
qablika
قبل تو
▶
لَعَلَّهُمْ
laʿallahum
شايد (كه) آنان
▶
يَتَذَكَّرُونَ
yatadhakkarūna
يادآور شوند
آیه 47 - سوره القصص: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَوْلَآ أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا۟ رَبَّنَا لَوْلَآ أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًۭا فَنَتَّبِعَ ءَايَـٰتِكَ وَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و اگر نه آن بود که به سبب گناهانی که مرتکب شدند عذابی به آنان برسد، پس بگویند: پروردگارا! چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی تا از آیاتت پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم [بی تردید در عذاب کردن و هلاکتشان شتاب می نمودیم.]
▶
وَلَوْلَآ
walawlā
و اگر نبود
▶
أَن
an
كه
▶
تُصِيبَهُم
tuṣībahum
برسد به آنها
▶
مُّصِيبَةٌۢ
muṣībatun
مصيبتي
▶
بِمَا
bimā
به سبب آنچه
▶
قَدَّمَتْ
qaddamat
پيش فرستاده است
▶
أَيْدِيهِمْ
aydīhim
دستهايشان
▶
فَيَقُولُوا۟
fayaqūlū
پس می گویند
▶
رَبَّنَا
rabbanā
پروردگار ما
▶
لَوْلَآ
lawlā
چرانه
▶
أَرْسَلْتَ
arsalta
فرستادی
▶
إِلَيْنَا
ilaynā
به سوي ما
▶
رَسُولًۭا
rasūlan
پيامبري
▶
فَنَتَّبِعَ
fanattabiʿa
تا پیروی کنیم
▶
ءَايَـٰتِكَ
āyātika
آيات تو
▶
وَنَكُونَ
wanakūna
و بشویم
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُؤْمِنِينَ
l-mu'minīna
مؤمنان
آیه 48 - سوره القصص: 26 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا۟ لَوْلَآ أُوتِىَ مِثْلَ مَآ أُوتِىَ مُوسَىٰٓ ۚ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا۟ بِمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ ۖ قَالُوا۟ سِحْرَانِ تَظَـٰهَرَا وَقَالُوٓا۟ إِنَّا بِكُلٍّۢ كَـٰفِرُونَ
پس هنگامی که حق [چون قرآن و پیامبر] از سوی ما برای آنان آمد [به جای آنکه بپذیرند] گفتند: چرا مانند آنچه به موسی دادند به او نداده اند؟ آیا پیش از این به آنچه به موسی داده شد، کفر نورزیدند؟! گفتند: [این تورات و قرآن] دو جادویند که پشتیبان یکدیگرند!! و گفتند: ما منکر هر دو هستیم!!
▶
فَلَمَّا
falammā
پس هنگامي كه
▶
جَآءَهُمُ
jāahumu
آمد (براي) آنها
▶
ٱلْحَقُّ
l-ḥaqu
حقيقت
▶
مِنْ
min
از
▶
عِندِنَا
ʿindinā
نزد ما
▶
قَالُوا۟
qālū
گفتند
▶
لَوْلَآ
lawlā
چرانه
▶
أُوتِىَ
ūtiya
داده شد
▶
مِثْلَ
mith'la
مانند
▶
مَآ
mā
آن چه
▶
أُوتِىَ
ūtiya
داده شد
▶
مُوسَىٰٓ ۚ
mūsā
موسی
▶
أَوَلَمْ
awalam
كفر ورزند
▶
يَكْفُرُوا۟
yakfurū
كفر ورزند
▶
بِمَآ
bimā
به آن چه
▶
أُوتِىَ
ūtiya
داده شد
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
مِن
min
از
▶
قَبْلُ ۖ
qablu
قبل
▶
قَالُوا۟
qālū
گفتند
▶
سِحْرَانِ
siḥ'rāni
دو جادو(منظور قرآن و تورات)
▶
تَظَـٰهَرَا
taẓāharā
پشت یکدیگرند، با هم ساخته اند
▶
وَقَالُوٓا۟
waqālū
و گفتند
▶
إِنَّا
innā
همانا ما
▶
بِكُلٍّۢ
bikullin
به همه
▶
كَـٰفِرُونَ
kāfirūna
کافران
آیه 49 - سوره القصص: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قُلْ فَأْتُوا۟ بِكِتَـٰبٍۢ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَآ أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ
بگو: [بنا بر ادعای شما چنانچه تورات و قرآن از جانب خدا نیست] اگر راست می گویید کتابی از نزد خدا بیاورید که هدایت کننده تر از این دو باشد تا آن را پیروی کنم.
▶
قُلْ
qul
بگو
▶
فَأْتُوا۟
fatū
پس بياوريد
▶
بِكِتَـٰبٍۢ
bikitābin
کتابی
▶
مِّنْ
min
از
▶
عِندِ
ʿindi
جانب
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
هُوَ
huwa
او
▶
أَهْدَىٰ
ahdā
هدایت کننده تر
▶
مِنْهُمَآ
min'humā
از آن دو
▶
أَتَّبِعْهُ
attabiʿ'hu
پیروی کنم او را
▶
إِن
in
اگر
▶
كُنتُمْ
kuntum
هستيد
▶
صَـٰدِقِينَ
ṣādiqīna
راستگويان
آیه 50 - سوره القصص: 23 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَكَ فَٱعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيْرِ هُدًۭى مِّنَ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِينَ
پس اگر پاسخ تو را ندادند بدان که فقط از هواهای نفسانی خود پیروی می کنند و گمراه تر از کسی که بدون هدایتی از سوی خدا از هواهای نفسانی خود پیروی کند، کیست؟ مسلماً خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند.
▶
فَإِن
fa-in
0
▶
لَّمْ
lam
پس اگر اجابت نکردند
▶
يَسْتَجِيبُوا۟
yastajībū
پس اگر اجابت نکردند
▶
لَكَ
laka
تو را
▶
فَٱعْلَمْ
fa-iʿ'lam
پس بدان
▶
أَنَّمَا
annamā
جز این نیست
▶
يَتَّبِعُونَ
yattabiʿūna
پيروي ميكنند
▶
أَهْوَآءَهُمْ ۚ
ahwāahum
هوسهایشان
▶
وَمَنْ
waman
و چه کسی
▶
أَضَلُّ
aḍallu
گمراه تر
▶
مِمَّنِ
mimmani
از کسی که
▶
ٱتَّبَعَ
ittabaʿa
پيروي كرد
▶
هَوَىٰهُ
hawāhu
هوای نفسش
▶
بِغَيْرِ
bighayri
به غير
▶
هُدًۭى
hudan
هدايت
▶
مِّنَ
mina
از
▶
ٱللَّهِ ۚ
l-lahi
خداوند
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
ٱللَّهَ
l-laha
خداوند
▶
لَا
lā
هدایت نمی کند
▶
يَهْدِى
yahdī
هدایت نمی کند
▶
ٱلْقَوْمَ
l-qawma
گروه
▶
ٱلظَّـٰلِمِينَ
l-ẓālimīna
ستمكاران
آیه 51 - سوره القصص: 6 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ ٱلْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
ما این قرآن را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته [به صورت سوره ای پس از سوره ای و آیه ای بعد از آیه ای] آوردیم تا متذکّر و هوشیار [حقایق] شوند.
▶
۞ وَلَقَدْ
walaqad
و بيترديد
▶
وَصَّلْنَا
waṣṣalnā
ارتباط دادیم،پی در پی نازل کردیم
▶
لَهُمُ
lahumu
براي ايشان
▶
ٱلْقَوْلَ
l-qawla
سخن
▶
لَعَلَّهُمْ
laʿallahum
شايد (كه) آنان
▶
يَتَذَكَّرُونَ
yatadhakkarūna
پند می گیرند
آیه 52 - سوره القصص: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
ٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَـٰهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلِهِۦ هُم بِهِۦ يُؤْمِنُونَ
[و برخی از] کسانی که پیش از قرآن کتابشان دادیم، به قرآن ایمان می آورند،
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
ءَاتَيْنَـٰهُمُ
ātaynāhumu
به آنها داديم
▶
ٱلْكِتَـٰبَ
l-kitāba
كتاب
▶
مِن
min
از
▶
قَبْلِهِۦ
qablihi
قبل آن
▶
هُم
hum
ايشان
▶
بِهِۦ
bihi
به آن
▶
يُؤْمِنُونَ
yu'minūna
ايمان ميآورند
آیه 53 - سوره القصص: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِهِۦٓ إِنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّنَآ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِۦ مُسْلِمِينَ
و هنگامی که بر آنان خوانند، می گویند: به آن ایمان آوردیم، یقیناً این قرآن از سوی پروردگارمان حق و درست است، البته ما پیش از نزول آن [به سبب راهنمایی های تورات و انجیل] تسلیم بودیم.
▶
وَإِذَا
wa-idhā
و هنگامي كه
▶
يُتْلَىٰ
yut'lā
خوانده ميشود
▶
عَلَيْهِمْ
ʿalayhim
بر آنها
▶
قَالُوٓا۟
qālū
گفتند
▶
ءَامَنَّا
āmannā
ايمان آورديم
▶
بِهِۦٓ
bihi
به آن
▶
إِنَّهُ
innahu
همانا او
▶
ٱلْحَقُّ
l-ḥaqu
حقيقت
▶
مِن
min
از
▶
رَّبِّنَآ
rabbinā
پروردگار ما
▶
إِنَّا
innā
همانا ما
▶
كُنَّا
kunnā
بوديم
▶
مِن
min
از
▶
قَبْلِهِۦ
qablihi
قبل آن
▶
مُسْلِمِينَ
mus'limīna
مسلمانان
آیه 54 - سوره القصص: 12 واژه
▶ آیه واژه به واژه
أُو۟لَـٰٓئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا۟ وَيَدْرَءُونَ بِٱلْحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ يُنفِقُونَ
اینان به علت صبری که [بر ایمان و عمل به قرآن] کردند و بدی [مردم] را با نیکی و خوبی خود دفع می کنند و از آنچه به آنان روزی کرده ایم، انفاق می نمایند، دوبار پاداششان می دهند.
▶
أُو۟لَـٰٓئِكَ
ulāika
آنان
▶
يُؤْتَوْنَ
yu'tawna
داده می شوند
▶
أَجْرَهُم
ajrahum
اجرشان را
▶
مَّرَّتَيْنِ
marratayni
دوبار
▶
بِمَا
bimā
به (سبب)آنچه
▶
صَبَرُوا۟
ṣabarū
صبر کردند
▶
وَيَدْرَءُونَ
wayadraūna
و از میان می برند
▶
بِٱلْحَسَنَةِ
bil-ḥasanati
به(سبب)نیکی
▶
ٱلسَّيِّئَةَ
l-sayi-ata
بدی
▶
وَمِمَّا
wamimmā
و از آن چه
▶
رَزَقْنَـٰهُمْ
razaqnāhum
روزي داديم به ايشان
▶
يُنفِقُونَ
yunfiqūna
انفاق ميكنند
آیه 55 - سوره القصص: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَإِذَا سَمِعُوا۟ ٱللَّغْوَ أَعْرَضُوا۟ عَنْهُ وَقَالُوا۟ لَنَآ أَعْمَـٰلُنَا وَلَكُمْ أَعْمَـٰلُكُمْ سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِى ٱلْجَـٰهِلِينَ
و هنگامی که سخن بیهوده ای بشنوند، از آن روی برمی گردانند و می گویند: اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شما، سلام بر شما [سلام متارکه]، ما خواستار [همنشینی و معاشرت با] نادانان نیستیم.
▶
وَإِذَا
wa-idhā
و هنگامي كه
▶
سَمِعُوا۟
samiʿū
شنیدند
▶
ٱللَّغْوَ
l-laghwa
پوچ، یاوه و بیهوده گویی
▶
أَعْرَضُوا۟
aʿraḍū
رو بر تافتند
▶
عَنْهُ
ʿanhu
از آن
▶
وَقَالُوا۟
waqālū
و گفتند
▶
لَنَآ
lanā
براي ما
▶
أَعْمَـٰلُنَا
aʿmālunā
كردارهاي ما
▶
وَلَكُمْ
walakum
و براي شما
▶
أَعْمَـٰلُكُمْ
aʿmālukum
كردارهاي شما
▶
سَلَـٰمٌ
salāmun
سلام
▶
عَلَيْكُمْ
ʿalaykum
بر شما
▶
لَا
lā
نمی خواهیم، طالب نیستیم
▶
نَبْتَغِى
nabtaghī
نمی خواهیم، طالب نیستیم
▶
ٱلْجَـٰهِلِينَ
l-jāhilīna
نادانان
آیه 56 - سوره القصص: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِنَّكَ لَا تَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ
قطعاً تو نمی توانی هر که را خود دوست داری هدایت کنی، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می کند؛ و او به هدایت پذیران داناتر است،
▶
إِنَّكَ
innaka
همانا تو
▶
لَا
lā
هدایت نمی کنی
▶
تَهْدِى
tahdī
هدایت نمی کنی
▶
مَنْ
man
کسی که
▶
أَحْبَبْتَ
aḥbabta
دوست داشتی
▶
وَلَـٰكِنَّ
walākinna
و لكن
▶
ٱللَّهَ
l-laha
خداوند
▶
يَهْدِى
yahdī
هدايت ميكند
▶
مَن
man
کسی که
▶
يَشَآءُ ۚ
yashāu
بخواهد
▶
وَهُوَ
wahuwa
و او
▶
أَعْلَمُ
aʿlamu
داناتر
▶
بِٱلْمُهْتَدِينَ
bil-muh'tadīna
به هدایت پذیران
آیه 57 - سوره القصص: 25 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَقَالُوٓا۟ إِن نَّتَّبِعِ ٱلْهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَآ ۚ أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا ءَامِنًۭا يُجْبَىٰٓ إِلَيْهِ ثَمَرَٰتُ كُلِّ شَىْءٍۢ رِّزْقًۭا مِّن لَّدُنَّا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
و [مشرکان برای معذور بودن خود در نپذیرفتن هدایت] گفتند: اگر ما همراه تو از هدایت [قرآن] پیروی کنیم [به وسیله مشرکان قلدر عرب] از سرزمینمان [شهر مکه] ربوده خواهیم شد! آیا ما آنان را در حرم امنی جای ندادیم که همواره [در همه فصول سال] هر نوع میوه و محصولی که رزقی از سوی ماست به سوی آن گردآوری می شود؟ ولی بیشتر آنان معرفت و دانش [نسبت به واقعیات] ندارند.
▶
وَقَالُوٓا۟
waqālū
و گفتند
▶
إِن
in
اگر
▶
نَّتَّبِعِ
nattabiʿi
پیروی کنیم
▶
ٱلْهُدَىٰ
l-hudā
هدايت
▶
مَعَكَ
maʿaka
همراه تو
▶
نُتَخَطَّفْ
nutakhaṭṭaf
ربوده می شویم، از میان برداشته می شویم
▶
مِنْ
min
از
▶
أَرْضِنَآ ۚ
arḍinā
سرزمین خود
▶
أَوَلَمْ
awalam
آیا جا ندادیم، آیا قرار ندادیم
▶
نُمَكِّن
numakkin
آیا جا ندادیم، آیا قرار ندادیم
▶
لَّهُمْ
lahum
برای آنان
▶
حَرَمًا
ḥaraman
حرمی
▶
ءَامِنًۭا
āminan
امن
▶
يُجْبَىٰٓ
yuj'bā
سرازیر می شود،آورده می شود
▶
إِلَيْهِ
ilayhi
به سوي او
▶
ثَمَرَٰتُ
thamarātu
فرآورده های
▶
كُلِّ
kulli
هر
▶
شَىْءٍۢ
shayin
چيزي
▶
رِّزْقًۭا
riz'qan
روزي
▶
مِّن
min
از
▶
لَّدُنَّا
ladunnā
نزد خودمان
▶
وَلَـٰكِنَّ
walākinna
و لكن
▶
أَكْثَرَهُمْ
aktharahum
بیشتر آنها
▶
لَا
lā
نميدانند
▶
يَعْلَمُونَ
yaʿlamūna
نميدانند
آیه 58 - سوره القصص: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍۭ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا ۖ فَتِلْكَ مَسَـٰكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّنۢ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًۭا ۖ وَكُنَّا نَحْنُ ٱلْوَٰرِثِينَ
چه بسیار [اهل] شهرهایی را که [به سبب فراوانی نعمت] در زندگی خود گرفتار سرمستی و طغیان شده بودند، هلاک کردیم، پس این ها خانه های ایشان است که پس از آنان [خراب و ویران شده و] جز اندکی مورد سکونت قرار نگرفته اند، و فقط ما وارث آنان هستیم!
▶
وَكَمْ
wakam
و چه بسیار
▶
أَهْلَكْنَا
ahlaknā
هلاک کردیم
▶
مِن
min
از
▶
قَرْيَةٍۭ
qaryatin
شهري
▶
بَطِرَتْ
baṭirat
سرمست و مغرور شدند
▶
مَعِيشَتَهَا ۖ
maʿīshatahā
زندگی خود
▶
فَتِلْكَ
fatil'ka
پس آن
▶
مَسَـٰكِنُهُمْ
masākinuhum
خانه هایشان
▶
لَمْ
lam
خالی ماند، مسکونی نشد
▶
تُسْكَن
tus'kan
خالی ماند، مسکونی نشد
▶
مِّنۢ
min
از
▶
بَعْدِهِمْ
baʿdihim
بعد آنها
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
قَلِيلًۭا ۖ
qalīlan
ناچيز
▶
وَكُنَّا
wakunnā
و بودیم
▶
نَحْنُ
naḥnu
ما
▶
ٱلْوَٰرِثِينَ
l-wārithīna
وارثان
آیه 59 - سوره القصص: 20 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ ٱلْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِىٓ أُمِّهَا رَسُولًۭا يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِنَا ۚ وَمَا كُنَّا مُهْلِكِى ٱلْقُرَىٰٓ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَـٰلِمُونَ
و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرها را نابود کند، تا آنکه [پیش از نابودی] در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر آنان بخواند، و ما [در هیچ حالی از احوال] نابودکننده شهرها نبوده ایم مگر در حالی که اهلش ستمکار بوده اند.
▶
وَمَا
wamā
و نبود
▶
كَانَ
kāna
و نبود
▶
رَبُّكَ
rabbuka
پروردگار تو
▶
مُهْلِكَ
muh'lika
هلاک کننده
▶
ٱلْقُرَىٰ
l-qurā
قریه ها، شهرها
▶
حَتَّىٰ
ḥattā
تا اين كه
▶
يَبْعَثَ
yabʿatha
مبعوث کند
▶
فِىٓ
fī
در
▶
أُمِّهَا
ummihā
مرکز آن (قریه ها)
▶
رَسُولًۭا
rasūlan
پيامبري
▶
يَتْلُوا۟
yatlū
می خواند
▶
عَلَيْهِمْ
ʿalayhim
برای آنها
▶
ءَايَـٰتِنَا ۚ
āyātinā
آیات ما
▶
وَمَا
wamā
و نبودیم
▶
كُنَّا
kunnā
و نبودیم
▶
مُهْلِكِى
muh'likī
هلاک کننده
▶
ٱلْقُرَىٰٓ
l-qurā
شهرها، قریه ها
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
وَأَهْلُهَا
wa-ahluhā
در حالی که اهل آن
▶
ظَـٰلِمُونَ
ẓālimūna
ستمكاران
آیه 60 - سوره القصص: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَىْءٍۢ فَمَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَزِينَتُهَا ۚ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ وَأَبْقَىٰٓ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
آنچه به شما داده شده کالا و ابزار زندگی دنیا و زینت آن است، و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا نمی اندیشید؟
▶
وَمَآ
wamā
و آنچه
▶
أُوتِيتُم
ūtītum
به شما داده شد
▶
مِّن
min
از
▶
شَىْءٍۢ
shayin
چيزي
▶
فَمَتَـٰعُ
famatāʿu
پس کالای
▶
ٱلْحَيَوٰةِ
l-ḥayati
زندگی
▶
ٱلدُّنْيَا
l-dun'yā
دنيا
▶
وَزِينَتُهَا ۚ
wazīnatuhā
و زینت آن
▶
وَمَا
wamā
و آن چه
▶
عِندَ
ʿinda
نزد
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
خَيْرٌۭ
khayrun
بهتر
▶
وَأَبْقَىٰٓ ۚ
wa-abqā
و پایدارتر
▶
أَفَلَا
afalā
آيا پس نميانديشيد؟
▶
تَعْقِلُونَ
taʿqilūna
آيا پس نميانديشيد؟
آیه 61 - سوره القصص: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
أَفَمَن وَعَدْنَـٰهُ وَعْدًا حَسَنًۭا فَهُوَ لَـٰقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَـٰهُ مَتَـٰعَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ مِنَ ٱلْمُحْضَرِينَ
پس آیا کسی که وعده نیک به او داده ایم و حتماً به آن خواهد رسید، مانند کسی است که او را [فقط] از کالا و ابزار زندگی دنیا برخوردارش کرده ایم، سپس او در روز قیامت از احضار شوندگان [برای عذاب] است؟!
▶
أَفَمَن
afaman
آیا پس کسی که
▶
وَعَدْنَـٰهُ
waʿadnāhu
وعده دادیم به او
▶
وَعْدًا
waʿdan
وعده
▶
حَسَنًۭا
ḥasanan
نيكو
▶
فَهُوَ
fahuwa
پس آن
▶
لَـٰقِيهِ
lāqīhi
ملاقات کننده آن، رسنده ی به آن
▶
كَمَن
kaman
مانند كسي كه
▶
مَّتَّعْنَـٰهُ
mattaʿnāhu
برخوردار کردیم او را
▶
مَتَـٰعَ
matāʿa
متاع
▶
ٱلْحَيَوٰةِ
l-ḥayati
زندگي
▶
ٱلدُّنْيَا
l-dun'yā
دنيا
▶
ثُمَّ
thumma
سپس
▶
هُوَ
huwa
او
▶
يَوْمَ
yawma
روز
▶
ٱلْقِيَـٰمَةِ
l-qiyāmati
رستاخيز
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُحْضَرِينَ
l-muḥ'ḍarīna
احضار شدگان
آیه 62 - سوره القصص: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآءِىَ ٱلَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ
و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا می دهد و می گوید: کجایند معبودانی که می پنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟
▶
وَيَوْمَ
wayawma
و روز
▶
يُنَادِيهِمْ
yunādīhim
ندا دهد ایشان را
▶
فَيَقُولُ
fayaqūlu
پس می گوید
▶
أَيْنَ
ayna
کجاست
▶
شُرَكَآءِىَ
shurakāiya
شریکان من
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
كُنتُمْ
kuntum
می پندارید
▶
تَزْعُمُونَ
tazʿumūna
می پندارید
آیه 63 - سوره القصص: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُ رَبَّنَا هَـٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَغْوَيْنَآ أَغْوَيْنَـٰهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَآ إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوٓا۟ إِيَّانَا يَعْبُدُونَ
کسانی که عذاب بر آنان حتمی و لازم شده [از سردمداران شرک و کفر که مردم را به اطاعت و بندگی خود واداشتند] می گویند: پروردگارا! اینانند [مطیعان ما] که گمراهشان کردیم، همان گونه که ما [به اختیار خود] گمراه شدیم آنان را نیز [به اختیار و انتخاب خودشان] گمراه کردیم، [از آنان] به سوی تو بیزاری می جوییم، ما را نمی پرستیدند، [بلکه هوای نفسشان را می پرستیدند،]
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
حَقَّ
ḥaqqa
لازم شد
▶
عَلَيْهِمُ
ʿalayhimu
بر آنها
▶
ٱلْقَوْلُ
l-qawlu
قول(وعده عذاب)
▶
رَبَّنَا
rabbanā
پروردگار ما
▶
هَـٰٓؤُلَآءِ
hāulāi
اينها
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
أَغْوَيْنَآ
aghwaynā
گمراه کردیم
▶
أَغْوَيْنَـٰهُمْ
aghwaynāhum
گمراه کردیم آنها را
▶
كَمَا
kamā
همان گونه كه
▶
غَوَيْنَا ۖ
ghawaynā
گمراه شدیم
▶
تَبَرَّأْنَآ
tabarranā
بیزاری جستیم
▶
إِلَيْكَ ۖ
ilayka
به سوی تو
▶
مَا
mā
0
▶
كَانُوٓا۟
kānū
0
▶
إِيَّانَا
iyyānā
ما را پرستش نمی کردند
▶
يَعْبُدُونَ
yaʿbudūna
ما را پرستش نمی کردند
آیه 64 - سوره القصص: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَقِيلَ ٱدْعُوا۟ شُرَكَآءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَهُمْ وَرَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ يَهْتَدُونَ
و [به مطیعان] گفته شود: شریکان خود را [که می پرستیدید] بخوانید. پس آنها را می خوانند ولی آنها پاسخشان را نمی دهند، و عذاب را می بینند و آرزو می کنند که ای کاش هدایت می یافتند،
▶
وَقِيلَ
waqīla
و گفته شد
▶
ٱدْعُوا۟
id'ʿū
بخوانید
▶
شُرَكَآءَكُمْ
shurakāakum
شرکایتان
▶
فَدَعَوْهُمْ
fadaʿawhum
پس ندا دهند آنها را، پس فرا خوانند آنها را
▶
فَلَمْ
falam
پس اجابت نکردند
▶
يَسْتَجِيبُوا۟
yastajībū
پس اجابت نکردند
▶
لَهُمْ
lahum
آنان را
▶
وَرَأَوُا۟
wara-awū
و ميبينند
▶
ٱلْعَذَابَ ۚ
l-ʿadhāba
عذاب
▶
لَوْ
law
کاش
▶
أَنَّهُمْ
annahum
همانا ايشان
▶
كَانُوا۟
kānū
هدایت می پذیرفتند
▶
يَهْتَدُونَ
yahtadūna
هدایت می پذیرفتند
آیه 65 - سوره القصص: 6 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَآ أَجَبْتُمُ ٱلْمُرْسَلِينَ
و روزی که خدا آنان را ندا می دهد و می گوید: چه پاسخی به پیامبران دادید؟
▶
وَيَوْمَ
wayawma
و روز
▶
يُنَادِيهِمْ
yunādīhim
ندا دهد ایشان را
▶
فَيَقُولُ
fayaqūlu
پس می گوید
▶
مَاذَآ
mādhā
چه چيزي
▶
أَجَبْتُمُ
ajabtumu
پاسخ دادید، اجابت کردید
▶
ٱلْمُرْسَلِينَ
l-mur'salīna
فرستادگان
آیه 66 - سوره القصص: 7 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ ٱلْأَنۢبَآءُ يَوْمَئِذٍۢ فَهُمْ لَا يَتَسَآءَلُونَ
پس در آن روز [به خاطر ترس و هراس فراگیر و به سبب محجوب بودن دل هایشان و قطع رابطه آنان با علل و اسباب، همه] اخبار [واقعی] بر آنان پوشیده ماند [و راه نجات از همه طرف بر آنان مسدود است]، بنابراین از یکدیگر پرسش هم نمی کنند،
▶
فَعَمِيَتْ
faʿamiyat
پس مخفی گردید
▶
عَلَيْهِمُ
ʿalayhimu
بر آنها
▶
ٱلْأَنۢبَآءُ
l-anbāu
خبرهای مهم
▶
يَوْمَئِذٍۢ
yawma-idhin
آن روز
▶
فَهُمْ
fahum
پس آنان
▶
لَا
lā
از همدیگر نمی پرسند
▶
يَتَسَآءَلُونَ
yatasāalūna
از همدیگر نمی پرسند
آیه 67 - سوره القصص: 11 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَأَمَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا فَعَسَىٰٓ أَن يَكُونَ مِنَ ٱلْمُفْلِحِينَ
و اما کسی که [از شرک و عصیان] توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده، امید است که از رستگاران باشد،
▶
فَأَمَّا
fa-ammā
پس امّا
▶
مَن
man
کسی که
▶
تَابَ
tāba
توبه کند
▶
وَءَامَنَ
waāmana
و ایمان آورد
▶
وَعَمِلَ
waʿamila
و انجام دهد
▶
صَـٰلِحًۭا
ṣāliḥan
(كار) شايسته
▶
فَعَسَىٰٓ
faʿasā
پس شايد
▶
أَن
an
كه
▶
يَكُونَ
yakūna
بشود
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُفْلِحِينَ
l-muf'liḥīna
رستگاران
آیه 68 - سوره القصص: 14 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ ٱلْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ
و پروردگارت آنچه را بخواهد می آفریند و [آنچه را بخواهد] بر می گزیند، برای آنان [در برابر اراده او در قلمرو تکوین و تشریع] اختیاری نیست؛ منزّه است خدا و برتر است از آنچه برای او شریک می گیرند،
▶
وَرَبُّكَ
warabbuka
و پروردگارت
▶
يَخْلُقُ
yakhluqu
ميآفريند
▶
مَا
mā
آن چه
▶
يَشَآءُ
yashāu
می خواهد
▶
وَيَخْتَارُ ۗ
wayakhtāru
و بر می گزیند، اختیار می کند
▶
مَا
mā
نیست
▶
كَانَ
kāna
نیست
▶
لَهُمُ
lahumu
براي ايشان
▶
ٱلْخِيَرَةُ ۚ
l-khiyaratu
اختیار داشتن
▶
سُبْحَـٰنَ
sub'ḥāna
پاک و منزه است خدا
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
وَتَعَـٰلَىٰ
wataʿālā
و برتر است
▶
عَمَّا
ʿammā
از آن چه
▶
يُشْرِكُونَ
yush'rikūna
شریک قرار می دهند
آیه 69 - سوره القصص: 7 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ
و پروردگارت آنچه را سینه هایشان پنهان می نماید و آنچه را آشکار می کند، می داند
▶
وَرَبُّكَ
warabbuka
و پروردگارت
▶
يَعْلَمُ
yaʿlamu
ميداند
▶
مَا
mā
آن چه
▶
تُكِنُّ
tukinnu
نهان می دارد
▶
صُدُورُهُمْ
ṣudūruhum
سينههايشان
▶
وَمَا
wamā
و آن چه
▶
يُعْلِنُونَ
yuʿ'linūna
آشكار ميكنند
آیه 70 - سوره القصص: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَهُوَ ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلْأُولَىٰ وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ وَلَهُ ٱلْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
و اوست خدا که معبودی جز او نیست، همه ستایش ها در دنیا و آخرت ویژه اوست، و فرمانروایی فقط برای اوست، و تنها به سوی او بازگردانده می شوید.
▶
وَهُوَ
wahuwa
و او
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
لَآ
lā
نيست
▶
إِلَـٰهَ
ilāha
معبودي
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
هُوَ ۖ
huwa
او
▶
لَهُ
lahu
براي او
▶
ٱلْحَمْدُ
l-ḥamdu
ستايش
▶
فِى
fī
در دنیا
▶
ٱلْأُولَىٰ
l-ūlā
در دنیا
▶
وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ
wal-ākhirati
و آخرت
▶
وَلَهُ
walahu
و براي او
▶
ٱلْحُكْمُ
l-ḥuk'mu
حکمرانی ، داوری
▶
وَإِلَيْهِ
wa-ilayhi
و به سوي او
▶
تُرْجَعُونَ
tur'jaʿūna
بازگردانده ميشويد
آیه 71 - سوره القصص: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمُ ٱلَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَآءٍ ۖ أَفَلَا تَسْمَعُونَ
بگو: به من خبر دهید، اگر خدا شب را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که برای شما روشنایی بیاورد؟ پس آیا [دعوت او را] نمی شنوید؟
▶
قُلْ
qul
بگو
▶
أَرَءَيْتُمْ
ara-aytum
نظر خود را بگویید
▶
إِن
in
اگر
▶
جَعَلَ
jaʿala
قرار داد
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
عَلَيْكُمُ
ʿalaykumu
بر شما
▶
ٱلَّيْلَ
al-layla
شب
▶
سَرْمَدًا
sarmadan
دائمی،ماندگار
▶
إِلَىٰ
ilā
تا
▶
يَوْمِ
yawmi
روز
▶
ٱلْقِيَـٰمَةِ
l-qiyāmati
رستاخيز
▶
مَنْ
man
چه کسی
▶
إِلَـٰهٌ
ilāhun
معبود
▶
غَيْرُ
ghayru
غير
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
يَأْتِيكُم
yatīkum
می آورد برای شما
▶
بِضِيَآءٍ ۖ
biḍiyāin
روشنایی را
▶
أَفَلَا
afalā
آیا پس نمی شنوید
▶
تَسْمَعُونَ
tasmaʿūna
آیا پس نمی شنوید
آیه 72 - سوره القصص: 21 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمُ ٱلنَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍۢ تَسْكُنُونَ فِيهِ ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ
بگو: به من خبر دهید اگر خدا روز را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که شبی را برای شما بیاورد تا در آن بیارامید؟ پس آیا [آثار قدرت او را] نمی بینید؟
▶
قُلْ
qul
بگو
▶
أَرَءَيْتُمْ
ara-aytum
نظر خود را بگویید
▶
إِن
in
اگر
▶
جَعَلَ
jaʿala
قرار داد
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
عَلَيْكُمُ
ʿalaykumu
بر شما
▶
ٱلنَّهَارَ
l-nahāra
روز
▶
سَرْمَدًا
sarmadan
دائمی،ماندگار
▶
إِلَىٰ
ilā
تا
▶
يَوْمِ
yawmi
روز
▶
ٱلْقِيَـٰمَةِ
l-qiyāmati
رستاخيز
▶
مَنْ
man
چه کسی
▶
إِلَـٰهٌ
ilāhun
معبود
▶
غَيْرُ
ghayru
غير
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
يَأْتِيكُم
yatīkum
می آورد برای شما
▶
بِلَيْلٍۢ
bilaylin
شب
▶
تَسْكُنُونَ
taskunūna
ساکن می شوید، آرام می گیرید
▶
فِيهِ ۖ
fīhi
در آن
▶
أَفَلَا
afalā
آیا نمی بینید
▶
تُبْصِرُونَ
tub'ṣirūna
آیا نمی بینید
آیه 73 - سوره القصص: 13 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمِن رَّحْمَتِهِۦ جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا۟ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
و از رحمت خود شب و روز را برای شما قرار داد، تا در شب بیارامید و [در روز] رزق و روزی بجویید، باشد که سپاس گزاری کنید.
▶
وَمِن
wamin
و از
▶
رَّحْمَتِهِۦ
raḥmatihi
رحمتش
▶
جَعَلَ
jaʿala
قرار داد
▶
لَكُمُ
lakumu
براي شما
▶
ٱلَّيْلَ
al-layla
شب
▶
وَٱلنَّهَارَ
wal-nahāra
و روز
▶
لِتَسْكُنُوا۟
litaskunū
تا آرام بگیرید
▶
فِيهِ
fīhi
در آن
▶
وَلِتَبْتَغُوا۟
walitabtaghū
و تا بدست آورید
▶
مِن
min
از
▶
فَضْلِهِۦ
faḍlihi
فضلش
▶
وَلَعَلَّكُمْ
walaʿallakum
و شايد (كه) شما
▶
تَشْكُرُونَ
tashkurūna
سپاس گزاري كنيد
آیه 74 - سوره القصص: 8 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآءِىَ ٱلَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ
و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا می کند و می گوید: کجایند معبودانی که می پنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟
▶
وَيَوْمَ
wayawma
و روز
▶
يُنَادِيهِمْ
yunādīhim
ندا دهد ایشان را
▶
فَيَقُولُ
fayaqūlu
پس می گوید
▶
أَيْنَ
ayna
کجاست، کو
▶
شُرَكَآءِىَ
shurakāiya
شریکان من
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
كُنتُمْ
kuntum
گمان می کردید
▶
تَزْعُمُونَ
tazʿumūna
گمان می کردید
آیه 75 - سوره القصص: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍۢ شَهِيدًۭا فَقُلْنَا هَاتُوا۟ بُرْهَـٰنَكُمْ فَعَلِمُوٓا۟ أَنَّ ٱلْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ
و از هر امتی گواه مطلع و آگاهی [چون پیامبر یا امام معصوم یا شخصی عادل و صالح] بیرون می آوریم، و [در محضر او به امت] می گوییم: دلیل خود را [بر درستی آیین شرک] بیاورید. پس برای آنان یقینی شود که بی تردید حق [یعنی توحید] ویژه خداست، و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا] می ساختند از دستشان می رود و گم می شود.
▶
وَنَزَعْنَا
wanazaʿnā
و بیرون کشیدیم، و احضار کردیم
▶
مِن
min
از
▶
كُلِّ
kulli
هر
▶
أُمَّةٍۢ
ummatin
امّتي
▶
شَهِيدًۭا
shahīdan
گواه
▶
فَقُلْنَا
faqul'nā
پس گفتيم
▶
هَاتُوا۟
hātū
بياوريد
▶
بُرْهَـٰنَكُمْ
bur'hānakum
دليلتان
▶
فَعَلِمُوٓا۟
faʿalimū
پس دانستند
▶
أَنَّ
anna
كه
▶
ٱلْحَقَّ
l-ḥaqa
حق
▶
لِلَّهِ
lillahi
براي خداوند
▶
وَضَلَّ
waḍalla
و از دست رفت،و گم شد
▶
عَنْهُم
ʿanhum
از آنها
▶
مَّا
mā
آن چه
▶
كَانُوا۟
kānū
دروغ می بستند
▶
يَفْتَرُونَ
yaftarūna
دروغ می بستند
آیه 76 - سوره القصص: 29 واژه
▶ آیه واژه به واژه
۞ إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ ۖ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ
همانا قارون از قوم موسی بود که بر آنان تعدی و تجاوز کرد، و از گنجینه های مال و ثروت آن اندازه به او دادیم که حمل کلیدهایش بر گروهی نیرومند گران و دشوار می آمد. [یاد کن] هنگامی که قومش به او گفتند: [متکبرانه و مغرورانه] شادی مکن، قطعاً خدا شادمانان [متکبر و مغرور] را دوست ندارد.
▶
۞ إِنَّ
inna
همانا
▶
قَـٰرُونَ
qārūna
قارون
▶
كَانَ
kāna
بود
▶
مِن
min
از
▶
قَوْمِ
qawmi
قوم
▶
مُوسَىٰ
mūsā
موسي
▶
فَبَغَىٰ
fabaghā
پس ستم کرد
▶
عَلَيْهِمْ ۖ
ʿalayhim
بر آنان
▶
وَءَاتَيْنَـٰهُ
waātaynāhu
و دادیم به او
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْكُنُوزِ
l-kunūzi
گنجینه ها
▶
مَآ
mā
آن چه
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
مَفَاتِحَهُۥ
mafātiḥahu
کلیدهایش
▶
لَتَنُوٓأُ
latanūu
سنگینی می کند، به زحمت می اندازد
▶
بِٱلْعُصْبَةِ
bil-ʿuṣ'bati
گروه نیرومند را
▶
أُو۟لِى
ulī
صاحبان
▶
ٱلْقُوَّةِ
l-quwati
نیرو
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
لَهُۥ
lahu
به او
▶
قَوْمُهُۥ
qawmuhu
قومش
▶
لَا
lā
شادی مکن
▶
تَفْرَحْ ۖ
tafraḥ
شادی مکن
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
ٱللَّهَ
l-laha
خداوند
▶
لَا
lā
دوست نمی دارد
▶
يُحِبُّ
yuḥibbu
دوست نمی دارد
▶
ٱلْفَرِحِينَ
l-fariḥīna
سرمستی کنندگان
آیه 77 - سوره القصص: 26 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَٱبْتَغِ فِيمَآ ءَاتَىٰكَ ٱللَّهُ ٱلدَّارَ ٱلْـَٔاخِرَةَ ۖ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ ٱلدُّنْيَا ۖ وَأَحْسِن كَمَآ أَحْسَنَ ٱللَّهُ إِلَيْكَ ۖ وَلَا تَبْغِ ٱلْفَسَادَ فِى ٱلْأَرْضِ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ
در آنچه خدا به تو عطا کرده است سرای آخرت را بجوی، و سهم خود را از دنیا فراموش مکن، و نیکی کن همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است، و در زمین خواهان فساد مباش، بی تردید خدا مفسدان را دوست ندارد.
▶
وَٱبْتَغِ
wa-ib'taghi
و بجوی، طلب کن
▶
فِيمَآ
fīmā
در آن چه
▶
ءَاتَىٰكَ
ātāka
داده است به تو
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
ٱلدَّارَ
l-dāra
سرا
▶
ٱلْـَٔاخِرَةَ ۖ
l-ākhirata
آخرت
▶
وَلَا
walā
و فراموش نکن
▶
تَنسَ
tansa
و فراموش نکن
▶
نَصِيبَكَ
naṣībaka
بهره و سهمت
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلدُّنْيَا ۖ
l-dun'yā
دنيا
▶
وَأَحْسِن
wa-aḥsin
و نیکی کن
▶
كَمَآ
kamā
همان گونه كه
▶
أَحْسَنَ
aḥsana
نیکی کرد
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
إِلَيْكَ ۖ
ilayka
به سوی تو
▶
وَلَا
walā
و مجوی، و طلب نکن
▶
تَبْغِ
tabghi
و مجوی، و طلب نکن
▶
ٱلْفَسَادَ
l-fasāda
فساد
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ ۖ
l-arḍi
زمين
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
ٱللَّهَ
l-laha
خداوند
▶
لَا
lā
دوست ندارد
▶
يُحِبُّ
yuḥibbu
دوست ندارد
▶
ٱلْمُفْسِدِينَ
l-muf'sidīna
مفسدان
آیه 78 - سوره القصص: 28 واژه
▶ آیه واژه به واژه
قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِىٓ ۚ أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِۦ مِنَ ٱلْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةًۭ وَأَكْثَرُ جَمْعًۭا ۚ وَلَا يُسْـَٔلُ عَن ذُنُوبِهِمُ ٱلْمُجْرِمُونَ
گفت: جز این نیست که این [ثروت و مال انبوه] را بر پایه دانشی که نزد من است به من داده اند. آیا نمی دانست که خدا پیش از او اقوامی را هلاک کرده است که از او نیرومندتر و ثروت اندوزتر بودند؟ و مجرمان [که جرمشان معلوم و مشهود است] از گناهانشان بازپرسی نمی شود.
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
إِنَّمَآ
innamā
جز اين نيست كه
▶
أُوتِيتُهُۥ
ūtītuhu
یافتم آن را، داده شد به من
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
عِلْمٍ
ʿil'min
آگاهی
▶
عِندِىٓ ۚ
ʿindī
نزد من
▶
أَوَلَمْ
awalam
آیا و ندانست
▶
يَعْلَمْ
yaʿlam
آیا و ندانست
▶
أَنَّ
anna
كه
▶
ٱللَّهَ
l-laha
خداوند
▶
قَدْ
qad
البته
▶
أَهْلَكَ
ahlaka
نابود کرد
▶
مِن
min
از
▶
قَبْلِهِۦ
qablihi
قبل آن
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْقُرُونِ
l-qurūni
ملت های پیشین
▶
مَنْ
man
کسی که
▶
هُوَ
huwa
او
▶
أَشَدُّ
ashaddu
شديدتر
▶
مِنْهُ
min'hu
از آن
▶
قُوَّةًۭ
quwwatan
نیرو
▶
وَأَكْثَرُ
wa-aktharu
و بیشتر
▶
جَمْعًۭا ۚ
jamʿan
مال اندوزی
▶
وَلَا
walā
پرسیده نمی شود
▶
يُسْـَٔلُ
yus'alu
پرسیده نمی شود
▶
عَن
ʿan
از
▶
ذُنُوبِهِمُ
dhunūbihimu
گناهانشان
▶
ٱلْمُجْرِمُونَ
l-muj'rimūna
مجرمان
آیه 79 - سوره القصص: 20 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ ۖ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ
[قارون] در میان آرایش و زینت خود بر قومش درآمد؛ آنانکه خواهان زندگی دنیا بودند، گفتند: ای کاش مانند آنچه به قارون داده اند برای ما هم بود، واقعاً او دارای بهره بزرگی است.
▶
فَخَرَجَ
fakharaja
پس بیرون شد
▶
عَلَىٰ
ʿalā
بر
▶
قَوْمِهِۦ
qawmihi
قومش
▶
فِى
fī
در
▶
زِينَتِهِۦ ۖ
zīnatihi
تجملاتش
▶
قَالَ
qāla
گفت
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
يُرِيدُونَ
yurīdūna
ميخواهند
▶
ٱلْحَيَوٰةَ
l-ḥayata
زندگي
▶
ٱلدُّنْيَا
l-dun'yā
دنيا
▶
يَـٰلَيْتَ
yālayta
ای کاش
▶
لَنَا
lanā
براي ما
▶
مِثْلَ
mith'la
مانند
▶
مَآ
mā
آن چه
▶
أُوتِىَ
ūtiya
داده شد
▶
قَـٰرُونُ
qārūnu
قارون
▶
إِنَّهُۥ
innahu
همانا او
▶
لَذُو
ladhū
قطعاً صاحب
▶
حَظٍّ
ḥaẓẓin
بهره و نصیب
▶
عَظِيمٍۢ
ʿaẓīmin
بزرگ
آیه 80 - سوره القصص: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ
و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده بود، گفتند: وای بر شما پاداش خدا برای کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده اند بهتر است. و [این حقیقت الهیه را] جز شکیبایان در نمی یابند.
▶
وَقَالَ
waqāla
و گفت
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
أُوتُوا۟
ūtū
به آنها داده شد
▶
ٱلْعِلْمَ
l-ʿil'ma
دانش
▶
وَيْلَكُمْ
waylakum
وای بر شما
▶
ثَوَابُ
thawābu
پاداش
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
خَيْرٌۭ
khayrun
بهتر
▶
لِّمَنْ
liman
برای کسانی که
▶
ءَامَنَ
āmana
ایمان آورد
▶
وَعَمِلَ
waʿamila
و انجام داد
▶
صَـٰلِحًۭا
ṣāliḥan
(كار) شايسته
▶
وَلَا
walā
و دریافت نمی کند آن را
▶
يُلَقَّىٰهَآ
yulaqqāhā
و دریافت نمی کند آن را
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
ٱلصَّـٰبِرُونَ
l-ṣābirūna
صابران
آیه 81 - سوره القصص: 17 واژه
▶ آیه واژه به واژه
فَخَسَفْنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ ٱلْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُۥ مِن فِئَةٍۢ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُنتَصِرِينَ
پس او و خانه اش را در زمین فرو بردیم، و هیچ گروهی غیر از خدا برای او نبود که وی را [برای رهایی از عذاب] یاری دهد، و خود نیز نتوانست از خود دفاع کند.
▶
فَخَسَفْنَا
fakhasafnā
پس فروبردیم
▶
بِهِۦ
bihi
او(قارون) را
▶
وَبِدَارِهِ
wabidārihi
و خانه اش را
▶
ٱلْأَرْضَ
l-arḍa
زمين
▶
فَمَا
famā
پس نبود
▶
كَانَ
kāna
پس نبود
▶
لَهُۥ
lahu
براي او
▶
مِن
min
از
▶
فِئَةٍۢ
fi-atin
گروهي
▶
يَنصُرُونَهُۥ
yanṣurūnahu
یاری کنند او را
▶
مِن
min
از
▶
دُونِ
dūni
غير
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
وَمَا
wamā
.
▶
كَانَ
kāna
و نبود
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُنتَصِرِينَ
l-muntaṣirīna
از خود دفاع کنندگان، یاری خواهان
آیه 82 - سوره القصص: 26 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَأَصْبَحَ ٱلَّذِينَ تَمَنَّوْا۟ مَكَانَهُۥ بِٱلْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَيَقْدِرُ ۖ لَوْلَآ أَن مَّنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا ۖ وَيْكَأَنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلْكَـٰفِرُونَ
و بامدادان، آنانکه دیروز مقام و جایگاه او را آرزو داشتند [چنان حالی شدند که] می گفتند: وه! گویی خدا رزق را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت می دهد، و [برای هر که بخواهد] تنگ می گیرد، اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود، ما را نیز در زمین فرو برده بود، وه، گویی کافران رستگار نمی شوند.
▶
وَأَصْبَحَ
wa-aṣbaḥa
و شد، و صبح کرد
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
تَمَنَّوْا۟
tamannaw
آرزو کردند
▶
مَكَانَهُۥ
makānahu
موقعیت او را
▶
بِٱلْأَمْسِ
bil-amsi
دیروز
▶
يَقُولُونَ
yaqūlūna
ميگويند
▶
وَيْكَأَنَّ
wayka-anna
ای وای مثل اینکه
▶
ٱللَّهَ
l-laha
خداوند
▶
يَبْسُطُ
yabsuṭu
گسترش می دهد
▶
ٱلرِّزْقَ
l-riz'qa
روزی
▶
لِمَن
liman
برای کسانی که
▶
يَشَآءُ
yashāu
بخواهد
▶
مِنْ
min
از
▶
عِبَادِهِۦ
ʿibādihi
بندگانش
▶
وَيَقْدِرُ ۖ
wayaqdiru
و تنگ می گیرد
▶
لَوْلَآ
lawlā
اگر نه
▶
أَن
an
كه
▶
مَّنَّ
manna
منّت نهاد
▶
ٱللَّهُ
l-lahu
خداوند
▶
عَلَيْنَا
ʿalaynā
بر ما
▶
لَخَسَفَ
lakhasafa
حتماً فرو می برد
▶
بِنَا ۖ
binā
ما را
▶
وَيْكَأَنَّهُۥ
wayka-annahu
عجبا مثل اینکه او
▶
لَا
lā
رستگار نمی شود
▶
يُفْلِحُ
yuf'liḥu
رستگار نمی شود
▶
ٱلْكَـٰفِرُونَ
l-kāfirūna
کافران
آیه 83 - سوره القصص: 14 واژه
▶ آیه واژه به واژه
تِلْكَ ٱلدَّارُ ٱلْـَٔاخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فَسَادًۭا ۚ وَٱلْعَـٰقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
آن سرای [پرارزش] آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین هیچ برتری و تسلّط و هیچ فسادی را نمی خواهند؛ و سرانجام [نیک] برای پرهیزکاران است.
▶
تِلْكَ
til'ka
آن
▶
ٱلدَّارُ
l-dāru
سراي
▶
ٱلْـَٔاخِرَةُ
l-ākhiratu
آخرت
▶
نَجْعَلُهَا
najʿaluhā
قرار می دهیم آن را
▶
لِلَّذِينَ
lilladhīna
براي كساني كه
▶
لَا
lā
نمی خواهند
▶
يُرِيدُونَ
yurīdūna
نمی خواهند
▶
عُلُوًّۭا
ʿuluwwan
برتری جویی
▶
فِى
fī
در
▶
ٱلْأَرْضِ
l-arḍi
زمين
▶
وَلَا
walā
و نه
▶
فَسَادًۭا ۚ
fasādan
فساد
▶
وَٱلْعَـٰقِبَةُ
wal-ʿāqibatu
و سر انجام
▶
لِلْمُتَّقِينَ
lil'muttaqīna
براي پرهيزكاران
آیه 84 - سوره القصص: 18 واژه
▶ آیه واژه به واژه
مَن جَآءَ بِٱلْحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيْرٌۭ مِّنْهَا ۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى ٱلَّذِينَ عَمِلُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ إِلَّا مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
هر کس کار نیکی [به پیشگاه خدا] بیاورد، پاداشی بهتر از آن برای اوست، و هر کس کار بدی بیاورد [پس بداند آنان که کارهای ناشایسته انجام داده اند] جزا داده نمی شوند مگر آنچه را همواره انجام می داده اند.
▶
مَن
man
کسی که
▶
جَآءَ
jāa
آورد
▶
بِٱلْحَسَنَةِ
bil-ḥasanati
حسنه را
▶
فَلَهُۥ
falahu
پس براي او
▶
خَيْرٌۭ
khayrun
بهتر
▶
مِّنْهَا ۖ
min'hā
از آن
▶
وَمَن
waman
و هر كس
▶
جَآءَ
jāa
آورد
▶
بِٱلسَّيِّئَةِ
bil-sayi-ati
بدی
▶
فَلَا
falā
پس جزا داده نمی شود
▶
يُجْزَى
yuj'zā
پس جزا داده نمی شود
▶
ٱلَّذِينَ
alladhīna
كساني كه
▶
عَمِلُوا۟
ʿamilū
انجام دادند
▶
ٱلسَّيِّـَٔاتِ
l-sayiāti
کارهای بد
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
مَا
mā
آن چه
▶
كَانُوا۟
kānū
انجام می دادند
▶
يَعْمَلُونَ
yaʿmalūna
انجام می دادند
آیه 85 - سوره القصص: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
إِنَّ ٱلَّذِى فَرَضَ عَلَيْكَ ٱلْقُرْءَانَ لَرَآدُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍۢ ۚ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ مَن جَآءَ بِٱلْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍۢ
یقیناً کسی که [ابلاغ و عمل کردن به] قرآن را بر تو واجب کرده است، حتماً تو را به بازگشت گاه [رفیع و بلند مرتبه ات، شهر مکه] بازمی گرداند. بگو: پروردگارم به کسی که هدایت را آورده است و به کسی که در گمراهی آشکاری است، داناتر است.
▶
إِنَّ
inna
همانا
▶
ٱلَّذِى
alladhī
كسي كه
▶
فَرَضَ
faraḍa
واجب گرداند
▶
عَلَيْكَ
ʿalayka
بر تو
▶
ٱلْقُرْءَانَ
l-qur'āna
قرآن
▶
لَرَآدُّكَ
larādduka
باز گرداننده تو
▶
إِلَىٰ
ilā
به
▶
مَعَادٍۢ ۚ
maʿādin
جایگاهت
▶
قُل
qul
بگو
▶
رَّبِّىٓ
rabbī
پروردگار من
▶
أَعْلَمُ
aʿlamu
داناتر
▶
مَن
man
کسی که
▶
جَآءَ
jāa
آورد
▶
بِٱلْهُدَىٰ
bil-hudā
هدایت را
▶
وَمَنْ
waman
و هر كس
▶
هُوَ
huwa
او
▶
فِى
fī
در
▶
ضَلَـٰلٍۢ
ḍalālin
گمراهي
▶
مُّبِينٍۢ
mubīnin
آشكار
آیه 86 - سوره القصص: 15 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَمَا كُنتَ تَرْجُوٓا۟ أَن يُلْقَىٰٓ إِلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبُ إِلَّا رَحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًۭا لِّلْكَـٰفِرِينَ
و تو امید و انتظار نداشتی که این کتاب بر تو القا شود، لکن رحمتی از سوی پروردگارت بود [که بر تو القا شد]؛ پس هرگز پشتیبان کافران مباش،
▶
وَمَا
wamā
0
▶
كُنتَ
kunta
امیدوار نبودی
▶
تَرْجُوٓا۟
tarjū
امیدوار نبودی
▶
أَن
an
كه
▶
يُلْقَىٰٓ
yul'qā
القا شود، وحی شود
▶
إِلَيْكَ
ilayka
به سوي تو
▶
ٱلْكِتَـٰبُ
l-kitābu
كتاب
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
رَحْمَةًۭ
raḥmatan
رحمت
▶
مِّن
min
از
▶
رَّبِّكَ ۖ
rabbika
پروردگار تو
▶
فَلَا
falā
پس قطعاً نباش
▶
تَكُونَنَّ
takūnanna
پس قطعاً نباش
▶
ظَهِيرًۭا
ẓahīran
پشتیبان
▶
لِّلْكَـٰفِرِينَ
lil'kāfirīna
براي كافران
آیه 87 - سوره القصص: 16 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ ۖ وَٱدْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ ۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ
و مبادا [کفر پیشگان لجوج] تو را از [ابلاغ] آیات خدا پس از آنکه به سوی تو نازل شد باز دارند، و به جانب پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش،
▶
وَلَا
walā
و هرگز باز ندارد تو را
▶
يَصُدُّنَّكَ
yaṣuddunnaka
و هرگز باز ندارد تو را
▶
عَنْ
ʿan
از
▶
ءَايَـٰتِ
āyāti
آيات
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
بَعْدَ
baʿda
بعد
▶
إِذْ
idh
هنگامي كه
▶
أُنزِلَتْ
unzilat
نازل گردید
▶
إِلَيْكَ ۖ
ilayka
به سوی تو
▶
وَٱدْعُ
wa-ud'ʿu
و بخوان، و دعوت کن
▶
إِلَىٰ
ilā
به
▶
رَبِّكَ ۖ
rabbika
پروردگار تو
▶
وَلَا
walā
پس قطعاً نباش
▶
تَكُونَنَّ
takūnanna
پس قطعاً نباش
▶
مِنَ
mina
از
▶
ٱلْمُشْرِكِينَ
l-mush'rikīna
مشركين
آیه 88 - سوره القصص: 19 واژه
▶ آیه واژه به واژه
وَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ ۘ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَىْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُۥ ۚ لَهُ ٱلْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
و با خدا معبودی دیگر مخوان، جز او معبودی نیست، هر چیزی مگر ذات او هلاک شدنی است، فرمانروایی [بر همه جهان هستی] ویژه اوست، و فقط به سوی او بازگردانده می شوید.
▶
وَلَا
walā
و مخوان
▶
تَدْعُ
tadʿu
و مخوان
▶
مَعَ
maʿa
همراه
▶
ٱللَّهِ
l-lahi
خداوند
▶
إِلَـٰهًا
ilāhan
معبودي
▶
ءَاخَرَ ۘ
ākhara
دیگر
▶
لَآ
lā
نيست
▶
إِلَـٰهَ
ilāha
معبودي
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
هُوَ ۚ
huwa
او
▶
كُلُّ
kullu
هر
▶
شَىْءٍ
shayin
چيزي
▶
هَالِكٌ
hālikun
هلاک شونده
▶
إِلَّا
illā
مگر
▶
وَجْهَهُۥ ۚ
wajhahu
ذات او
▶
لَهُ
lahu
براي او
▶
ٱلْحُكْمُ
l-ḥuk'mu
فرمان
▶
وَإِلَيْهِ
wa-ilayhi
و به سوي او
▶
تُرْجَعُونَ
tur'jaʿūna
بازگردانده ميشويد
همچنین ببینید
همه سورهها واژه به واژه