سوره القصص واژه به واژه

اسلام > Fa > قرآن > Quran_wbw > سوره القصص واژه به واژه

القصص (القصص) واژه به واژه، به‌طور کامل: مکی، نازل شده در مکه، 88 آیه، 1,430 واژه. هر آیه به عربی با ترجمه فارسی نمایش داده می‌شود، سپس واژه به واژه شکسته می‌شود، هر واژه با آوانگاری و معنی آن.

با 1,430 واژه برای یادگیری، سوره القصص حتی بدون دانستن خواندن عربی در دسترس می‌شود: آوانگاری تلفظ را راهنمایی می‌کند و معنی، معنا را می‌رساند. هر واژه را تکرار کنید، سپس کل آیه را دوباره بخوانید: این مؤثرترین روش برای حفظ این سوره، فهم نماز و غنی کردن واژگان قرآنی شماست.

به‌روزرسانی در 30 سپتامبر 2026 ساعت 04:42

📖 8 دقیقه مطالعه

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

آیه 1 - سوره القصص: 1 واژه

طسٓمٓ

طسم

طسٓمٓ tta-seen-meem طا، سین ، میم

آیه 2 - سوره القصص: 4 واژه

تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْكِتَـٰبِ ٱلْمُبِينِ

این آیات [باعظمت] کتاب روشنگر است.

تِلْكَ til'ka آن
ءَايَـٰتُ āyātu نشانه‌ها
ٱلْكِتَـٰبِ l-kitābi كتاب
ٱلْمُبِينِ l-mubīni روشنگر

آیه 3 - سوره القصص: 9 واژه

نَتْلُوا۟ عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَىٰ وَفِرْعَوْنَ بِٱلْحَقِّ لِقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ

بخشی از سرگذشت [مهم] موسی و فرعون را برای [عبرت گرفتن] مردمی که ایمان می آورند به حق و راستی بر تو می خوانیم.

نَتْلُوا۟ natlū تلاوت می کنیم
عَلَيْكَ ʿalayka بر تو
مِن min از
نَّبَإِ naba-i خبر مهم
مُوسَىٰ mūsā موسي
وَفِرْعَوْنَ wafir'ʿawna و فرعون
بِٱلْحَقِّ bil-ḥaqi به حق
لِقَوْمٍۢ liqawmin براي گروهي
يُؤْمِنُونَ yu'minūna ايمان مي‌آورند

آیه 4 - سوره القصص: 19 واژه

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِى ٱلْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًۭا يَسْتَضْعِفُ طَآئِفَةًۭ مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَآءَهُمْ وَيَسْتَحْىِۦ نِسَآءَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِينَ

همانا فرعون [در سرزمین مصر] برتری جویی و سرکشی کرد و مردمش را گروه گروه ساخت، در حالی که گروهی از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر می برید، و زنانشان را [برای بیگاری گرفتن] زنده می گذاشت؛ بی تردید او از مفسدان بود.

إِنَّ inna همانا
فِرْعَوْنَ fir'ʿawna فرعون
عَلَا ʿalā برتری جست، سر برافراشت
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
وَجَعَلَ wajaʿala و قرار داد
أَهْلَهَا ahlahā ساکنان آن
شِيَعًۭا shiyaʿan گروهها، دسته دسته
يَسْتَضْعِفُ yastaḍʿifu زبون می سازد
طَآئِفَةًۭ ṭāifatan گروهي
مِّنْهُمْ min'hum از آن‌ها
يُذَبِّحُ yudhabbiḥu سر می برد
أَبْنَآءَهُمْ abnāahum پسرانشان
وَيَسْتَحْىِۦ wayastaḥyī و زنده می گذارد
نِسَآءَهُمْ ۚ nisāahum زنانشان
إِنَّهُۥ innahu همانا او
كَانَ kāna بود
مِنَ mina از
ٱلْمُفْسِدِينَ l-muf'sidīna مفسدان

آیه 5 - سوره القصص: 12 واژه

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسْتُضْعِفُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةًۭ وَنَجْعَلَهُمُ ٱلْوَٰرِثِينَ

و ما می خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت های باارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروت ها و سرزمین های فرعونیان] گردانیم.

وَنُرِيدُ wanurīdu و می خواهیم
أَن an كه
نَّمُنَّ namunna تفضل کنیم، که منت نهیم
عَلَى ʿalā بر
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
ٱسْتُضْعِفُوا۟ us'tuḍ'ʿifū ناتوان شمرده شدند
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
وَنَجْعَلَهُمْ wanajʿalahum و قرار دهیم آنها را
أَئِمَّةًۭ a-immatan پیشوایان
وَنَجْعَلَهُمُ wanajʿalahumu و قرار دهیم آنها را
ٱلْوَٰرِثِينَ l-wārithīna وارثان

آیه 6 - سوره القصص: 12 واژه

وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَحْذَرُونَ

و برای آنان در آن سرزمین، زمینه قدرت و حکومت آماده کنیم، و به فرعون و هامان و سپاهشان که از ایشان اند چیزی را که از آن هراسناک و در حذر بودند [و آن پیروزی بنی اسرائیل بر آنان بود] نشان دهیم.

وَنُمَكِّنَ wanumakkina و قدرت دهیم
لَهُمْ lahum به آنان
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
وَنُرِىَ wanuriya و نشان دهیم
فِرْعَوْنَ fir'ʿawna فرعون
وَهَـٰمَـٰنَ wahāmāna و هامان
وَجُنُودَهُمَا wajunūdahumā و سربازان آن دو
مِنْهُم min'hum از آن‌ها
مَّا mā آن چه
كَانُوا۟ kānū می ترسیدند، حذر می کردند
يَحْذَرُونَ yaḥdharūna می ترسیدند، حذر می کردند

آیه 7 - سوره القصص: 22 واژه

وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِى ٱلْيَمِّ وَلَا تَخَافِى وَلَا تَحْزَنِىٓ ۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ

و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، پس هنگامی که [از سوی فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتماً او را به تو باز می گردانیم، و او را از پیامبران قرار می دهیم.

وَأَوْحَيْنَآ wa-awḥaynā و وحی کردیم
إِلَىٰٓ ilā به
أُمِّ ummi مادر
مُوسَىٰٓ mūsā موسي
أَنْ an كه
أَرْضِعِيهِ ۖ arḍiʿīhi شیر بده او را
فَإِذَا fa-idhā پس هنگامي كه
خِفْتِ khif'ti بیمناک شدی
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
فَأَلْقِيهِ fa-alqīhi پس بیفکن او را
فِى fī در
ٱلْيَمِّ l-yami دریا
وَلَا walā و نترس(ای بانو)
تَخَافِى takhāfī و نترس(ای بانو)
وَلَا walā و غمگین مباش(ای بانو)
تَحْزَنِىٓ ۖ taḥzanī و غمگین مباش(ای بانو)
إِنَّا innā همانا ما
رَآدُّوهُ rāddūhu برگرداننده او
إِلَيْكِ ilayki به سوی تو
وَجَاعِلُوهُ wajāʿilūhu و فقرار دهنده او
مِنَ mina از
ٱلْمُرْسَلِينَ l-mur'salīna فرستادگان

آیه 8 - سوره القصص: 13 واژه

فَٱلْتَقَطَهُۥٓ ءَالُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّۭا وَحَزَنًا ۗ إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا۟ خَـٰطِـِٔينَ

[مادرش به الهام خدا او را به دریا انداخت] پس خاندان فرعون او را [از آب] گرفتند تا سرانجام، دشمنشان و مایه اندوهشان شود. مسلماً فرعون و هامان و سپاهیان آن دو خطاکار بودند؛

فَٱلْتَقَطَهُۥٓ fal-taqaṭahu پس پیدا کرد او را، پس برگرفت او را
ءَالُ ālu خاندان
فِرْعَوْنَ fir'ʿawna فرعون
لِيَكُونَ liyakūna تا باشد
لَهُمْ lahum برای آنها
عَدُوًّۭا ʿaduwwan دشمن
وَحَزَنًا ۗ waḥazanan و غم و اندوه
إِنَّ inna همانا
فِرْعَوْنَ fir'ʿawna فرعون
وَهَـٰمَـٰنَ wahāmāna و هامان
وَجُنُودَهُمَا wajunūdahumā و سربازان آن دو
كَانُوا۟ kānū بودند
خَـٰطِـِٔينَ khāṭiīna گناهکاران

آیه 9 - سوره القصص: 18 واژه

وَقَالَتِ ٱمْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍۢ لِّى وَلَكَ ۖ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدًۭا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

و همسر فرعون گفت: [این نوزاد] برای من و تو مایه شادمانی و خوشحالی است، او را نکشید، امید است ما را سود دهد، یا وی را به فرزندی خود بگیریم. ولی آنان آگاه نبودند [که دشمنشان را به دست خود می پرورند.]

وَقَالَتِ waqālati و گفت
ٱمْرَأَتُ im'ra-atu همسر
فِرْعَوْنَ fir'ʿawna فرعون
قُرَّتُ qurratu روشنی
عَيْنٍۢ ʿaynin چشم
لِّى lī براي من
وَلَكَ ۖ walaka و برای تو
لَا lā نکشید او را
تَقْتُلُوهُ taqtulūhu نکشید او را
عَسَىٰٓ ʿasā شاید
أَن an كه
يَنفَعَنَآ yanfaʿanā که فایده دهد ما را
أَوْ aw يا
نَتَّخِذَهُۥ nattakhidhahu بگیریم او را
وَلَدًۭا waladan فرزند
وَهُمْ wahum و ايشان
لَا lā درک نمی کنند
يَشْعُرُونَ yashʿurūna درک نمی کنند

آیه 10 - سوره القصص: 17 واژه

وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَـٰرِغًا ۖ إِن كَادَتْ لَتُبْدِى بِهِۦ لَوْلَآ أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ

و قلب مادر موسی [از هر چیز جز یاد فرزندش] تهی شد [و در اضطراب و نگرانی فرو رفت]. اگر قلبش را [با لطف خود] محکم و استوار نکرده بودیم تا از باورکنندگان وعده ما باشد، به درستی که نزدیک بود آن [حادثه پنهانی] را فاش کند،

وَأَصْبَحَ wa-aṣbaḥa و شد، و صبح کرد
فُؤَادُ fuādu دل
أُمِّ ummi مادر
مُوسَىٰ mūsā موسي
فَـٰرِغًا ۖ fārighan خالی و تهی، یعنی فقط به فکر فرزند بود
إِن in همانا نزدیک بود
كَادَتْ kādat همانا نزدیک بود
لَتُبْدِى latub'dī که ظاهر کند
بِهِۦ bihi آن را
لَوْلَآ lawlā اگر نه
أَن an كه
رَّبَطْنَا rabaṭnā محکم و استوار کردیم
عَلَىٰ ʿalā دلش
قَلْبِهَا qalbihā دلش
لِتَكُونَ litakūna تا باشد
مِنَ mina از
ٱلْمُؤْمِنِينَ l-mu'minīna مؤمنان

آیه 11 - سوره القصص: 10 واژه

وَقَالَتْ لِأُخْتِهِۦ قُصِّيهِ ۖ فَبَصُرَتْ بِهِۦ عَن جُنُبٍۢ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

و به خواهر موسی گفت: [اوضاع و احوال] او را پی گیری کن. پس او موسی را از دور [در آغوش فرعونیان] دید در حالی که خاندان فرعون [پی گیری او را] درک نمی کردند.

وَقَالَتْ waqālat و گفت
لِأُخْتِهِۦ li-ukh'tihi به خواهرش
قُصِّيهِ ۖ quṣṣīhi دنبال کن او را
فَبَصُرَتْ fabaṣurat پس دید
بِهِۦ bihi او را
عَن ʿan از گوشه ای، دورا دور
جُنُبٍۢ junubin از گوشه ای، دورا دور
وَهُمْ wahum و ايشان
لَا lā متوجه نبودند
يَشْعُرُونَ yashʿurūna متوجه نبودند

آیه 12 - سوره القصص: 16 واژه

۞ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ ٱلْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰٓ أَهْلِ بَيْتٍۢ يَكْفُلُونَهُۥ لَكُمْ وَهُمْ لَهُۥ نَـٰصِحُونَ

و ما پیش از آن [خوردن شیر] همه زنان شیردهنده را بر او حرام کردیم [تا پستان هیچ زنی را نگیرد،] پس [خواهرش پیش آمد و] گفت: آیا می خواهید شما را به خانواده ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما به عهده گیرند و خیرخواه او باشند؟

۞ وَحَرَّمْنَا waḥarramnā و حرام کردیم، و باز داشتیم
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
ٱلْمَرَاضِعَ l-marāḍiʿa دایگان، زنان شیرده
مِن min از
قَبْلُ qablu قبل
فَقَالَتْ faqālat پس گفت
هَلْ hal آيا
أَدُلُّكُمْ adullukum راهنمایی کنم شما را
عَلَىٰٓ ʿalā بر
أَهْلِ ahli اهل
بَيْتٍۢ baytin خانه‌اي
يَكْفُلُونَهُۥ yakfulūnahu سرپرستی می کنند او را
لَكُمْ lakum براي شما
وَهُمْ wahum و ايشان
لَهُۥ lahu براي او
نَـٰصِحُونَ nāṣiḥūna خیر خواهان

آیه 13 - سوره القصص: 17 واژه

فَرَدَدْنَـٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَىْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

پس او را به مادرش برگردانیم تا خوشحال و شادمان شود و اندوه نخورد و بداند که حتماً وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم [که محروم از بصیرت اند این حقایق را] نمی دانند.

فَرَدَدْنَـٰهُ faradadnāhu پس برگرداندیم او را
إِلَىٰٓ ilā به سوی
أُمِّهِۦ ummihi مادرش
كَىْ kay تا
تَقَرَّ taqarra روشن گردد
عَيْنُهَا ʿaynuhā چشمش
وَلَا walā غم نخورد
تَحْزَنَ taḥzana غم نخورد
وَلِتَعْلَمَ walitaʿlama و تا بداند
أَنَّ anna كه
وَعْدَ waʿda وعده
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
حَقٌّۭ ḥaqqun حق
وَلَـٰكِنَّ walākinna و لكن
أَكْثَرَهُمْ aktharahum بیشتر آنها
لَا lā نيست
يَعْلَمُونَ yaʿlamūna نمي‌دانند

آیه 14 - سوره القصص: 10 واژه

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَٱسْتَوَىٰٓ ءَاتَيْنَـٰهُ حُكْمًۭا وَعِلْمًۭا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ

چون به توانایی [جسمی و عقلی] خود رسید و رشد و کمال یافت، به او حکمت و دانش دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم.

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
بَلَغَ balagha رسید
أَشُدَّهُۥ ashuddahu حد رشد خود
وَٱسْتَوَىٰٓ wa-is'tawā و تعادل پیدا کرد
ءَاتَيْنَـٰهُ ātaynāhu دادیم به او
حُكْمًۭا ḥuk'man حکمت
وَعِلْمًۭا ۚ waʿil'man و دانش
وَكَذَٰلِكَ wakadhālika و اين چنين
نَجْزِى najzī پاداش می دهیم
ٱلْمُحْسِنِينَ l-muḥ'sinīna نيكوكاران

آیه 15 - سوره القصص: 38 واژه

وَدَخَلَ ٱلْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍۢ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِۦ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِۦ ۖ فَٱسْتَغَـٰثَهُ ٱلَّذِى مِن شِيعَتِهِۦ عَلَى ٱلَّذِى مِنْ عَدُوِّهِۦ فَوَكَزَهُۥ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ ٱلشَّيْطَـٰنِ ۖ إِنَّهُۥ عَدُوٌّۭ مُّضِلٌّۭ مُّبِينٌۭ

و [موسی] به شهر وارد شد در حالی که اهل آن [در خانه ها استراحت می کردند و از آنچه در شهر می گذشت] بی خبر بودند، پس دو مرد را در آنجا یافت که با هم [به قصد نابودی یکدیگر] زد و خورد می کردند، این یک از پیروانش، و آن دیگر از دشمنانش، آنکه از پیروانش بود از موسی بر ضد کسی که از دشمنانش بود درخواست یاری کرد، پس موسی مشتی به او زد و او را کشت، گفت: این [نزاع میان آن دو] از عمل شیطان است، قطعاً او گمراه کننده و دشمنی اش آشکار است.

وَدَخَلَ wadakhala و وارد شد
ٱلْمَدِينَةَ l-madīnata شهر
عَلَىٰ ʿalā بر
حِينِ ḥīni هنگام، وقت
غَفْلَةٍۢ ghaflatin غفلت
مِّنْ min از
أَهْلِهَا ahlihā اهل آن(شهر)
فَوَجَدَ fawajada پس یافت
فِيهَا fīhā در آن جا
رَجُلَيْنِ rajulayni دو مرد
يَقْتَتِلَانِ yaqtatilāni زد و خورد می کنند
هَـٰذَا hādhā اين
مِن min از
شِيعَتِهِۦ shīʿatihi پیرو او
وَهَـٰذَا wahādhā و اين
مِنْ min از
عَدُوِّهِۦ ۖ ʿaduwwihi دشمنش
فَٱسْتَغَـٰثَهُ fa-is'taghāthahu پس یاری خواست از او
ٱلَّذِى alladhī كسي كه
مِن min از
شِيعَتِهِۦ shīʿatihi پیرو او
عَلَى ʿalā بر
ٱلَّذِى alladhī كسي كه
مِنْ min از
عَدُوِّهِۦ ʿaduwwihi دشمن او
فَوَكَزَهُۥ fawakazahu پس مشت زد به او
مُوسَىٰ mūsā موسي
فَقَضَىٰ faqaḍā پس کُشت
عَلَيْهِ ۖ ʿalayhi او را
قَالَ qāla گفت
هَـٰذَا hādhā اين
مِنْ min از
عَمَلِ ʿamali عمل
ٱلشَّيْطَـٰنِ ۖ l-shayṭāni شيطان
إِنَّهُۥ innahu همانا او
عَدُوٌّۭ ʿaduwwun دشمن
مُّضِلٌّۭ muḍillun گمراه کننده
مُّبِينٌۭ mubīnun آشكار

آیه 16 - سوره القصص: 13 واژه

قَالَ رَبِّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى فَٱغْفِرْ لِى فَغَفَرَ لَهُۥٓ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ

گفت: پروردگارا! [از اینکه از جایگاهم درآمدم و وارد شهر شدم] به خود ستم کردم [مرا از شرّ دشمنانم حفظ کن] و آمرزشت را نصیب من فرما. پس خدا او را آمرزید؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

قَالَ qāla گفت
رَبِّ rabbi پروردگار
إِنِّى innī همانا من
ظَلَمْتُ ẓalamtu ستم کردم
نَفْسِى nafsī خودم
فَٱغْفِرْ fa-igh'fir پس بيامرز
لِى lī براي من
فَغَفَرَ faghafara پس آمرزید
لَهُۥٓ ۚ lahu او را
إِنَّهُۥ innahu همانا او
هُوَ huwa او
ٱلْغَفُورُ l-ghafūru بسیار آمرزنده
ٱلرَّحِيمُ l-raḥīmu مهربان

آیه 17 - سوره القصص: 9 واژه

قَالَ رَبِّ بِمَآ أَنْعَمْتَ عَلَىَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًۭا لِّلْمُجْرِمِينَ

گفت: پروردگارا! به خاطر قدرت و نیرویی که به من عطا کردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.

قَالَ qāla گفت
رَبِّ rabbi پروردگار
بِمَآ bimā به سبب آنچه
أَنْعَمْتَ anʿamta نعمت دادي
عَلَىَّ ʿalayya بر من
فَلَنْ falan پس هرگز نمی شوم
أَكُونَ akūna پس هرگز نمی شوم
ظَهِيرًۭا ẓahīran پشتیبان
لِّلْمُجْرِمِينَ lil'muj'rimīna برای مجرمان

آیه 18 - سوره القصص: 16 واژه

فَأَصْبَحَ فِى ٱلْمَدِينَةِ خَآئِفًۭا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا ٱلَّذِى ٱسْتَنصَرَهُۥ بِٱلْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُۥ ۚ قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰٓ إِنَّكَ لَغَوِىٌّۭ مُّبِينٌۭ

پس [موسی آن شب را] در آن شهر با حالت بیم و نگرانی صبح کرد، در حالی که [آثار و عواقب حادثه اتفاق افتاده را] انتظار می کشید؛ پس ناگهان دید آنکه دیروز از او یاری خواسته بود، دوباره وی را به فریادرسی می خواند، [موسی به او] گفت: همانا تو گمراهی آشکار هستی، [و گمراهیت از اینکه بدون قدرت و نیرو با فرعونیان به زد و خورد می پردازی، پیداست.]

فَأَصْبَحَ fa-aṣbaḥa پس صبح کرد
فِى fī در
ٱلْمَدِينَةِ l-madīnati شهر
خَآئِفًۭا khāifan در حال ترس
يَتَرَقَّبُ yataraqqabu مراقبت می کند، مواظبت می کند
فَإِذَا fa-idhā پس ناگهان
ٱلَّذِى alladhī كسي كه
ٱسْتَنصَرَهُۥ is'tanṣarahu یاری خواست از او
بِٱلْأَمْسِ bil-amsi دیروز
يَسْتَصْرِخُهُۥ ۚ yastaṣrikhuhu با فریاد از او یاری می خواهد
قَالَ qāla گفت
لَهُۥ lahu به او
مُوسَىٰٓ mūsā موسي
إِنَّكَ innaka همانا تو
لَغَوِىٌّۭ laghawiyyun گمراه و سرگشته
مُّبِينٌۭ mubīnun آشكار

آیه 19 - سوره القصص: 32 واژه

فَلَمَّآ أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِٱلَّذِى هُوَ عَدُوٌّۭ لَّهُمَا قَالَ يَـٰمُوسَىٰٓ أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِى كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًۢا بِٱلْأَمْسِ ۖ إِن تُرِيدُ إِلَّآ أَن تَكُونَ جَبَّارًۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ ٱلْمُصْلِحِينَ

هنگامی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنان بود به سختی برخورد کند [و از آن بنی اسرائیلی مظلوم دفاع نماید، مرد ستمدیده با ارزیابی اشتباهش در حقّ موسی به تصور آنکه موسی قصد وی را دارد] گفت: ای موسی! آیا می خواهی مرا بکشی چنان که دیروز یک نفر را کشتی؟ تو می خواهی در این سرزمین فقط یاغی و سرکش باشی، ونمی خواهی از مصلحان به شمار آیی!

فَلَمَّآ falammā پس هنگامي كه
أَنْ an كه
أَرَادَ arāda قصد كرد
أَن an كه
يَبْطِشَ yabṭisha حمله ور شود
بِٱلَّذِى bi-alladhī به کسی که
هُوَ huwa او
عَدُوٌّۭ ʿaduwwun دشمن
لَّهُمَا lahumā برای آن دو
قَالَ qāla گفت
يَـٰمُوسَىٰٓ yāmūsā موسي
أَتُرِيدُ aturīdu آیا می خواهی
أَن an كه
تَقْتُلَنِى taqtulanī بکشی مرا
كَمَا kamā همان گونه كه
قَتَلْتَ qatalta کشتی
نَفْسًۢا nafsan شخصی
بِٱلْأَمْسِ ۖ bil-amsi دیروز
إِن in نمی خواهی
تُرِيدُ turīdu نمی خواهی
إِلَّآ illā مگر
أَن an كه
تَكُونَ takūna باشی
جَبَّارًۭا jabbāran زورگو
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
وَمَا wamā و نمی خواهی
تُرِيدُ turīdu و نمی خواهی
أَن an كه
تَكُونَ takūna باشی
مِنَ mina از
ٱلْمُصْلِحِينَ l-muṣ'liḥīna اصلاحگران

آیه 20 - سوره القصص: 18 واژه

وَجَآءَ رَجُلٌۭ مِّنْ أَقْصَا ٱلْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّ ٱلْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَٱخْرُجْ إِنِّى لَكَ مِنَ ٱلنَّـٰصِحِينَ

و مردی از دورترین [نقطه] شهر شتابان آمد [و] گفت: ای موسی! اشراف و سران [فرعونی] درباره تو مشورت می کنند که تو را بکشند! بنابراین [از این شهر] بیرون برو که یقیناً من از خیرخواهان توام.

وَجَآءَ wajāa و آمد
رَجُلٌۭ rajulun مردي
مِّنْ min از
أَقْصَا aqṣā دورترین(نقطه) شهر
ٱلْمَدِينَةِ l-madīnati دورترین(نقطه) شهر
يَسْعَىٰ yasʿā می دود
قَالَ qāla گفت
يَـٰمُوسَىٰٓ yāmūsā موسي
إِنَّ inna همانا
ٱلْمَلَأَ l-mala-a سران قوم
يَأْتَمِرُونَ yatamirūna مشاوره و تصمیم گیری می کنند
بِكَ bika درباره تو
لِيَقْتُلُوكَ liyaqtulūka تا بکشند تو را
فَٱخْرُجْ fa-ukh'ruj پس خارج شو
إِنِّى innī همانا من
لَكَ laka به تو
مِنَ mina از
ٱلنَّـٰصِحِينَ l-nāṣiḥīna خیر خواهان

آیه 21 - سوره القصص: 10 واژه

فَخَرَجَ مِنْهَا خَآئِفًۭا يَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِى مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ

پس موسی ترسان و نگران در حالی که [حوادث تلخی را] انتظار می کشید از شهر بیرون رفت، [در آن حال] گفت: پروردگارا! مرا از این مردم ستمکار نجات بده.

فَخَرَجَ fakharaja پس بیرون شد
مِنْهَا min'hā از آن
خَآئِفًۭا khāifan با حالت ترس و مواظبت، در حالی که مراقبت می کرد
يَتَرَقَّبُ ۖ yataraqqabu با حالت ترس و مواظبت، در حالی که مراقبت می کرد
قَالَ qāla گفت
رَبِّ rabbi پروردگار
نَجِّنِى najjinī نجات بده
مِنَ mina از
ٱلْقَوْمِ l-qawmi گروه
ٱلظَّـٰلِمِينَ l-ẓālimīna ستمكاران

آیه 22 - سوره القصص: 11 واژه

وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَآءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّىٓ أَن يَهْدِيَنِى سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ

هنگامی که به سوی مدین روی آورد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست [که انسان را به نتیجه مطلوب می رساند] راهنمایی کند.

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
تَوَجَّهَ tawajjaha رو نهاد
تِلْقَآءَ til'qāa به جانب
مَدْيَنَ madyana مدین
قَالَ qāla گفت
عَسَىٰ ʿasā شاید
رَبِّىٓ rabbī پروردگار من
أَن an که راهنمایی کند مرا
يَهْدِيَنِى yahdiyanī که راهنمایی کند مرا
سَوَآءَ sawāa مستقیم
ٱلسَّبِيلِ l-sabīli راه

آیه 23 - سوره القصص: 27 واژه

وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةًۭ مِّنَ ٱلنَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ ٱمْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ ۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتَّىٰ يُصْدِرَ ٱلرِّعَآءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌۭ كَبِيرٌۭ

هنگامی که به آب مدین رسید، گروهی از مردم را بر آن یافت که دام هایشان را آب می دادند، و غیر آنان دو زن را دید که [دام هایشان را از رفتن به سوی آب] بازمی دارند؛ گفت: چه چیزی شما را بر بازداشتن [گوسفندان] وامی دارد؟ گفتند: ما [این دام هایمان را] آب نمی دهیم تا [این] شبانان [دام هایشان را] برگردانند و پدر ما پیری کهنسال است [به این علت از انجام این کار معذور است.]

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
وَرَدَ warada رسید
مَآءَ māa آب
مَدْيَنَ madyana مدین
وَجَدَ wajada يافت
عَلَيْهِ ʿalayhi بر آن
أُمَّةًۭ ummatan گروهی
مِّنَ mina از
ٱلنَّاسِ l-nāsi مردم
يَسْقُونَ yasqūna آب می دهند
وَوَجَدَ wawajada و یافت
مِن min در پشت سر آنها
دُونِهِمُ dūnihimu در پشت سر آنها
ٱمْرَأَتَيْنِ im'ra-atayni دو زن
تَذُودَانِ ۖ tadhūdāni باز می دارند آن دو زن، دور می کنند آن دو زن
قَالَ qāla گفت
مَا mā چیست
خَطْبُكُمَا ۖ khaṭbukumā کارتان
قَالَتَا qālatā گفتند آن دو زن
لَا lā آب نمی دهیم(به گوسفندان خود)
نَسْقِى nasqī آب نمی دهیم(به گوسفندان خود)
حَتَّىٰ ḥattā تا اين كه
يُصْدِرَ yuṣ'dira بیرون ببرد، برگرداند(گوسفندان را)
ٱلرِّعَآءُ ۖ l-riʿāu چوپانان
وَأَبُونَا wa-abūnā و پدر ما
شَيْخٌۭ shaykhun پیرمرد
كَبِيرٌۭ kabīrun سالخورده

آیه 24 - سوره القصص: 15 واژه

فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّى لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍۢ فَقِيرٌۭ

پس [موسی] دام هایشان را [به جهت کمک کردن به آن دو] آب داد، سپس به سوی سایه برگشت و گفت: پروردگارا! به آنچه از خیر بر من نازل می کنی، نیازمندم.

فَسَقَىٰ fasaqā پس آب داد
لَهُمَا lahumā برای آن دو
ثُمَّ thumma سپس
تَوَلَّىٰٓ tawallā رفت، برگشت
إِلَى ilā به سوی
ٱلظِّلِّ l-ẓili سایه
فَقَالَ faqāla پس گفت
رَبِّ rabbi پروردگار
إِنِّى innī همانا من
لِمَآ limā به آنچه
أَنزَلْتَ anzalta نازل كردي
إِلَىَّ ilayya به سوي من
مِنْ min از
خَيْرٍۢ khayrin خيري
فَقِيرٌۭ faqīrun نيازمند

آیه 25 - سوره القصص: 26 واژه

فَجَآءَتْهُ إِحْدَىٰهُمَا تَمْشِى عَلَى ٱسْتِحْيَآءٍۢ قَالَتْ إِنَّ أَبِى يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ۚ فَلَمَّا جَآءَهُۥ وَقَصَّ عَلَيْهِ ٱلْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ ۖ نَجَوْتَ مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ

پس یکی از آن دو [زن] در حالی که با حالت شرم و حیا گام برمی داشت، نزد او آمد [و] گفت: پدرم تو را می طلبد تا پاداش اینکه [دام های] ما را آب دادی به تو بدهد. چون نزد او آمد و داستانش را بیان کرد، گفت: دیگر نترس که از آن گروه ستمکار نجات یافتی.

فَجَآءَتْهُ fajāathu پس آمد نزد او
إِحْدَىٰهُمَا iḥ'dāhumā يكي از آن دو
تَمْشِى tamshī راه می رود
عَلَى ʿalā با شرم و حیا
ٱسْتِحْيَآءٍۢ is'tiḥ'yāin با شرم و حیا
قَالَتْ qālat گفت
إِنَّ inna همانا
أَبِى abī پدرم
يَدْعُوكَ yadʿūka فرا می خواند تو را
لِيَجْزِيَكَ liyajziyaka تا مزد دهد به تو
أَجْرَ ajra پاداش
مَا mā آن چه
سَقَيْتَ saqayta آب دادی
لَنَا ۚ lanā برای ما
فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
جَآءَهُۥ jāahu آمد نزد او
وَقَصَّ waqaṣṣa و حکایت کرد
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
ٱلْقَصَصَ l-qaṣaṣa سرگذشت
قَالَ qāla گفت
لَا lā نترس
تَخَفْ ۖ takhaf نترس
نَجَوْتَ najawta نجات یافتی
مِنَ mina از
ٱلْقَوْمِ l-qawmi گروه
ٱلظَّـٰلِمِينَ l-ẓālimīna ستمكاران

آیه 26 - سوره القصص: 10 واژه

قَالَتْ إِحْدَىٰهُمَا يَـٰٓأَبَتِ ٱسْتَـْٔجِرْهُ ۖ إِنَّ خَيْرَ مَنِ ٱسْتَـْٔجَرْتَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْأَمِينُ

یکی از آن دو زن گفت: ای پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی که استخدام می کنی آن کسی است که نیرومند و امین باشد [و او دارای این صفات است.]

قَالَتْ qālat گفت
إِحْدَىٰهُمَا iḥ'dāhumā يكي از آن دو
يَـٰٓأَبَتِ yāabati پدر من
ٱسْتَـْٔجِرْهُ ۖ is'tajir'hu اجیر کن او را
إِنَّ inna همانا
خَيْرَ khayra بهترين
مَنِ mani كسي كه
ٱسْتَـْٔجَرْتَ is'tajarta اجیر کردی
ٱلْقَوِىُّ l-qawiyu توانا
ٱلْأَمِينُ l-amīnu امین

آیه 27 - سوره القصص: 29 واژه

قَالَ إِنِّىٓ أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ٱبْنَتَىَّ هَـٰتَيْنِ عَلَىٰٓ أَن تَأْجُرَنِى ثَمَـٰنِىَ حِجَجٍۢ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًۭا فَمِنْ عِندِكَ ۖ وَمَآ أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ

گفت: می خواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم به شرط آنکه هشت سال اجیر من باشی، و اگر ده سال را تمام کردی، اختیارش با خود توست [و ربطی به اصل قرار داد ندارد]، و من نمی خواهم بر تو سخت گیرم، و به خواست خدا مرا از شایستگان خواهی یافت.

قَالَ qāla گفت
إِنِّىٓ innī همانا من
أُرِيدُ urīdu می خواهم
أَنْ an كه
أُنكِحَكَ unkiḥaka به ازدواج تو در آورم
إِحْدَى iḥ'dā یکی از
ٱبْنَتَىَّ ib'natayya دو دخترم
هَـٰتَيْنِ hātayni این دو
عَلَىٰٓ ʿalā بر
أَن an كه
تَأْجُرَنِى tajuranī برای من کار کنی
ثَمَـٰنِىَ thamāniya هشت
حِجَجٍۢ ۖ ḥijajin سالها
فَإِنْ fa-in پس اگر
أَتْمَمْتَ atmamta تمام کردی
عَشْرًۭا ʿashran ده (سال)
فَمِنْ famin پس از
عِندِكَ ۖ ʿindika جانب تو
وَمَآ wamā و نمی خواهم
أُرِيدُ urīdu و نمی خواهم
أَنْ an كه
أَشُقَّ ashuqqa سخت بگیرم
عَلَيْكَ ۚ ʿalayka بر تو
سَتَجِدُنِىٓ satajidunī به زودی می یابی مرا
إِن in اگر
شَآءَ shāa خواست
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
مِنَ mina از
ٱلصَّـٰلِحِينَ l-ṣāliḥīna شايستگان

آیه 28 - سوره القصص: 15 واژه

قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِى وَبَيْنَكَ ۖ أَيَّمَا ٱلْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَٰنَ عَلَىَّ ۖ وَٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌۭ

[موسی] گفت: این قرارداد میان من و تو باشد، هر یک از این دو مدت را به پایان برم هیچ تعدّی و ستمی بر من نیست، و خدا بر آنچه می گوییم، نگهبان و وکیل است.

قَالَ qāla گفت
ذَٰلِكَ dhālika اين
بَيْنِى baynī بین من
وَبَيْنَكَ ۖ wabaynaka و بین تو
أَيَّمَا ayyamā هریک از دو مدت را
ٱلْأَجَلَيْنِ l-ajalayni هریک از دو مدت را
قَضَيْتُ qaḍaytu به انجام رساندم
فَلَا falā پس دشمنی و گناهی نیست
عُدْوَٰنَ ʿud'wāna پس دشمنی و گناهی نیست
عَلَىَّ ۖ ʿalayya بر من
وَٱللَّهُ wal-lahu و خداوند
عَلَىٰ ʿalā بر
مَا mā آن چه
نَقُولُ naqūlu می گوییم
وَكِيلٌۭ wakīlun وکیل

آیه 29 - سوره القصص: 27 واژه

۞ فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ نَارًۭا قَالَ لِأَهْلِهِ ٱمْكُثُوٓا۟ إِنِّىٓ ءَانَسْتُ نَارًۭا لَّعَلِّىٓ ءَاتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍۢ مِّنَ ٱلنَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ

چون موسی آن مدت را به پایان برد و با خانواده اش رهسپار [مصر] شد، از جانب طور آتشی دید، به خانواده اش گفت: درنگ کنید که من آتشی دیدم، [می روم] شاید خبری از آن برای شما بیاورم یا پاره ای از آتش را می آورم تا گرم شوید.

۞ فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
قَضَىٰ qaḍā به پایان برد
مُوسَى mūsā موسي
ٱلْأَجَلَ l-ajala مدت معین
وَسَارَ wasāra و حرکت کرد
بِأَهْلِهِۦٓ bi-ahlihi با خانواده اش
ءَانَسَ ānasa مشاهده کرد
مِن min از
جَانِبِ jānibi جانب
ٱلطُّورِ l-ṭūri (کوه)طور
نَارًۭا nāran آتشي
قَالَ qāla گفت
لِأَهْلِهِ li-ahlihi به خانواده اش
ٱمْكُثُوٓا۟ um'kuthū بایستید
إِنِّىٓ innī همانا من
ءَانَسْتُ ānastu دیدم، حس کردم
نَارًۭا nāran آتشي
لَّعَلِّىٓ laʿallī شاید من
ءَاتِيكُم ātīkum می آورم برای شما
مِّنْهَا min'hā از آن
بِخَبَرٍ bikhabarin خبر
أَوْ aw يا
جَذْوَةٍۢ jadhwatin شعله آتش
مِّنَ mina از
ٱلنَّارِ l-nāri آتش
لَعَلَّكُمْ laʿallakum شايد (كه) شما
تَصْطَلُونَ taṣṭalūna خود را گرم کنید

آیه 30 - سوره القصص: 19 واژه

فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِىَ مِن شَـٰطِئِ ٱلْوَادِ ٱلْأَيْمَنِ فِى ٱلْبُقْعَةِ ٱلْمُبَـٰرَكَةِ مِنَ ٱلشَّجَرَةِ أَن يَـٰمُوسَىٰٓ إِنِّىٓ أَنَا ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِينَ

چون نزد آن آمد، از جانب راست آن وادی در آن جایگاه مبارک از آن درخت ندا رسید که ای موسی! یقیناً منم خدا پروردگار جهانیان،

فَلَمَّآ falammā پس هنگامي كه
أَتَىٰهَا atāhā آمد نزد آن(شعله)
نُودِىَ nūdiya ندا داده شد
مِن min از
شَـٰطِئِ shāṭi-i جانب
ٱلْوَادِ l-wādi وادی سمت راست، وادی مبارک
ٱلْأَيْمَنِ l-aymani وادی سمت راست، وادی مبارک
فِى fī در
ٱلْبُقْعَةِ l-buq'ʿati سرزمین، جایگاه
ٱلْمُبَـٰرَكَةِ l-mubārakati مبارک
مِنَ mina از
ٱلشَّجَرَةِ l-shajarati درخت
أَن an كه
يَـٰمُوسَىٰٓ yāmūsā موسي
إِنِّىٓ innī همانا من
أَنَا anā من
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
رَبُّ rabbu پروردگار
ٱلْعَـٰلَمِينَ l-ʿālamīna جهانيان

آیه 31 - سوره القصص: 19 واژه

وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنٌّۭ وَلَّىٰ مُدْبِرًۭا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَـٰمُوسَىٰٓ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ ۖ إِنَّكَ مِنَ ٱلْـَٔامِنِينَ

و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و سریع حرکت می کند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشت کنان گریخت و به پشت سر برنگشت. [ندا آمد:] ای موسی! پیش آی و مترس، بی تردید تو [از آسیب و گزند آن] در امانی،

وَأَنْ wa-an و اين كه
أَلْقِ alqi بیفکن
عَصَاكَ ۖ ʿaṣāka عصایت
فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
رَءَاهَا raāhā دید آن را
تَهْتَزُّ tahtazzu حرکت می کند، می جنبد
كَأَنَّهَا ka-annahā گویی آن
جَآنٌّۭ jānnun مار کوچک پر تحرک
وَلَّىٰ wallā برگشت
مُدْبِرًۭا mud'biran به عقب
وَلَمْ walam و به پشت بر نگشت
يُعَقِّبْ ۚ yuʿaqqib و به پشت بر نگشت
يَـٰمُوسَىٰٓ yāmūsā موسي
أَقْبِلْ aqbil روی آور، بیا
وَلَا walā و نترس
تَخَفْ ۖ takhaf و نترس
إِنَّكَ innaka همانا تو
مِنَ mina از
ٱلْـَٔامِنِينَ l-āminīna در امن و امانان، آسودگان

آیه 32 - سوره القصص: 25 واژه

ٱسْلُكْ يَدَكَ فِى جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوٓءٍۢ وَٱضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ ٱلرَّهْبِ ۖ فَذَٰنِكَ بُرْهَـٰنَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦٓ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَـٰسِقِينَ

دستت را در گریبانت ببر تا بدون هیچ عیبی سفید و درخشان بیرون آید، و برای [از بین رفتن] ترسی که دچارش شده ای دو دستت را بر سینه بگذار، پس این دو معجزه از ناحیه پروردگار توست به سوی فرعون و اشراف و سران او که همواره مردمی نافرمان هستند.

ٱسْلُكْ us'luk داخل کن
يَدَكَ yadaka دستت
فِى fī در
جَيْبِكَ jaybika گریبانت
تَخْرُجْ takhruj بیرون بیاید
بَيْضَآءَ bayḍāa سفید، روشن
مِنْ min از
غَيْرِ ghayri نه
سُوٓءٍۢ sūin گزند
وَٱضْمُمْ wa-uḍ'mum و فروببر
إِلَيْكَ ilayka به سوي تو
جَنَاحَكَ janāḥaka بال (مراد دست و بازو)
مِنَ mina از
ٱلرَّهْبِ ۖ l-rahbi خوف و هراس
فَذَٰنِكَ fadhānika پس این دو تا
بُرْهَـٰنَانِ bur'hānāni دو برهان
مِن min از
رَّبِّكَ rabbika پروردگار تو
إِلَىٰ ilā به سوی
فِرْعَوْنَ fir'ʿawna فرعون
وَمَلَإِي۟هِۦٓ ۚ wamala-ihi و سرانش
إِنَّهُمْ innahum همانا آنان
كَانُوا۟ kānū بودند
قَوْمًۭا qawman گروهي
فَـٰسِقِينَ fāsiqīna نافرمانان

آیه 33 - سوره القصص: 9 واژه

قَالَ رَبِّ إِنِّى قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًۭا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ

گفت: پروردگارا! من یک نفر از آنان را کشته ام، می ترسم مرا بکشند،

قَالَ qāla گفت
رَبِّ rabbi پروردگار
إِنِّى innī همانا من
قَتَلْتُ qataltu کشتم
مِنْهُمْ min'hum از آن‌ها
نَفْسًۭا nafsan شخصي
فَأَخَافُ fa-akhāfu پس می ترسم
أَن an كه
يَقْتُلُونِ yaqtulūni بکشند مرا

آیه 34 - سوره القصص: 14 واژه

وَأَخِى هَـٰرُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّى لِسَانًۭا فَأَرْسِلْهُ مَعِىَ رِدْءًۭا يُصَدِّقُنِىٓ ۖ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ

و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند.

وَأَخِى wa-akhī و برادرو
هَـٰرُونُ hārūnu هارون
هُوَ huwa او
أَفْصَحُ afṣaḥu فصیح تر ، روان تر
مِنِّى minnī از من
لِسَانًۭا lisānan (از نظر ) زبان
فَأَرْسِلْهُ fa-arsil'hu پس بفرست او را
مَعِىَ maʿiya با من
رِدْءًۭا rid'an مددکار
يُصَدِّقُنِىٓ ۖ yuṣaddiqunī تصدیق می کند مرا
إِنِّىٓ innī همانا من
أَخَافُ akhāfu می ترسم
أَن an كه
يُكَذِّبُونِ yukadhibūni تکذیب کنند مرا

آیه 35 - سوره القصص: 15 واژه

قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَـٰنًۭا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا ۚ بِـَٔايَـٰتِنَآ أَنتُمَا وَمَنِ ٱتَّبَعَكُمَا ٱلْغَـٰلِبُونَ

[خدا] گفت: به زودی قدرت و نیرویت را به وسیله برادرت افزون کنم، و برای هر دوی شما به خاطر معجزات ما [که در اختیارتان نهاده ام] قدرتی قرار می دهم که آنان به شما دست نیابند، شما و آنان که از شما پیروی کنند، پیروزید.

قَالَ qāla گفت
سَنَشُدُّ sanashuddu محکم و استوار خواهیم کرد
عَضُدَكَ ʿaḍudaka بازویت را
بِأَخِيكَ bi-akhīka به برادرت
وَنَجْعَلُ wanajʿalu و قرار می دهیم
لَكُمَا lakumā برای شما
سُلْطَـٰنًۭا sul'ṭānan تسلّط (و دليل)
فَلَا falā پس دست نمی یابند
يَصِلُونَ yaṣilūna پس دست نمی یابند
إِلَيْكُمَا ۚ ilaykumā به شما
بِـَٔايَـٰتِنَآ biāyātinā با(وجود)آیات ما
أَنتُمَا antumā شما دو نفر
وَمَنِ wamani و هر كس
ٱتَّبَعَكُمَا ittabaʿakumā پیروی کرد شما را
ٱلْغَـٰلِبُونَ l-ghālibūna پیروزمندان

آیه 36 - سوره القصص: 17 واژه

فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِـَٔايَـٰتِنَا بَيِّنَـٰتٍۢ قَالُوا۟ مَا هَـٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّفْتَرًۭى وَمَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِىٓ ءَابَآئِنَا ٱلْأَوَّلِينَ

پس هنگامی که موسی آیات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی ساختگی و دروغین نیست، و ما این [ادعای نبوّت و دعوت به توحید] را از پدران پیشین خود نشنیده ایم [که به ما گفته باشند کسی در میانشان به عنوان پیامبر و دعوت کننده به توحید آمده باشد!!]

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
جَآءَهُم jāahum آورد (برای)آنها
مُّوسَىٰ mūsā موسي
بِـَٔايَـٰتِنَا biāyātinā آیات ما را
بَيِّنَـٰتٍۢ bayyinātin روشنگرها
قَالُوا۟ qālū گفتند
مَا mā نیست
هَـٰذَآ hādhā اين
إِلَّا illā مگر
سِحْرٌۭ siḥ'run جادو
مُّفْتَرًۭى muf'taran ساختگی
وَمَا wamā و نشنیدیم
سَمِعْنَا samiʿ'nā و نشنیدیم
بِهَـٰذَا bihādhā این را
فِىٓ fī در
ءَابَآئِنَا ābāinā پدران نخستین ما
ٱلْأَوَّلِينَ l-awalīna پدران نخستین ما

آیه 37 - سوره القصص: 18 واژه

وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَن جَآءَ بِٱلْهُدَىٰ مِنْ عِندِهِۦ وَمَن تَكُونُ لَهُۥ عَـٰقِبَةُ ٱلدَّارِ ۖ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ

و موسی گفت: پروردگارم به کسی که از نزد او هدایت آورده و به کسی که سرانجام نیک برای اوست داناتر است؛ بی تردید ستمکاران پیروز نمی شوند.

وَقَالَ waqāla و گفت
مُوسَىٰ mūsā موسي
رَبِّىٓ rabbī پروردگار من
أَعْلَمُ aʿlamu داناتر
بِمَن biman به کسی که
جَآءَ jāa آورد
بِٱلْهُدَىٰ bil-hudā هدایت را
مِنْ min از
عِندِهِۦ ʿindihi نزدش
وَمَن waman و هر كس
تَكُونُ takūnu می شود
لَهُۥ lahu براي او
عَـٰقِبَةُ ʿāqibatu سعادت سرای آخرت
ٱلدَّارِ ۖ l-dāri سعادت سرای آخرت
إِنَّهُۥ innahu همانا او
لَا lā رستگار نمی شود
يُفْلِحُ yuf'liḥu رستگار نمی شود
ٱلظَّـٰلِمُونَ l-ẓālimūna ستمگران

آیه 38 - سوره القصص: 27 واژه

وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرِى فَأَوْقِدْ لِى يَـٰهَـٰمَـٰنُ عَلَى ٱلطِّينِ فَٱجْعَل لِّى صَرْحًۭا لَّعَلِّىٓ أَطَّلِعُ إِلَىٰٓ إِلَـٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّى لَأَظُنُّهُۥ مِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ

و فرعون گفت: ای اشراف و سران [مملکت]! من برای شما هیچ معبودی جز خود نمی شناسم، پس ای هامان! برایم بر گِل آتش بیفروز [تا آجر محکم و قوی به دست آید]، پس برایم برجی بلند بساز شاید بر معبود موسی آگاهی و اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان می پندارم.

وَقَالَ waqāla و گفت
فِرْعَوْنُ fir'ʿawnu فرعون
يَـٰٓأَيُّهَا yāayyuhā اي
ٱلْمَلَأُ l-mala-u سران
مَا mā ندانسته ام، نشناخته ام
عَلِمْتُ ʿalim'tu ندانسته ام، نشناخته ام
لَكُم lakum براي شما
مِّنْ min از
إِلَـٰهٍ ilāhin معبود
غَيْرِى ghayrī غیر من
فَأَوْقِدْ fa-awqid پس بیفروز
لِى lī براي من
يَـٰهَـٰمَـٰنُ yāhāmānu هامان
عَلَى ʿalā بر
ٱلطِّينِ l-ṭīni گِل
فَٱجْعَل fa-ij'ʿal پس قرار بده
لِّى lī براي من
صَرْحًۭا ṣarḥan برج، کاخ
لَّعَلِّىٓ laʿallī شاید من
أَطَّلِعُ aṭṭaliʿu خبر یابم، سرک بکشم
إِلَىٰٓ ilā به سوی
إِلَـٰهِ ilāhi خدای
مُوسَىٰ mūsā موسي
وَإِنِّى wa-innī و همانا من
لَأَظُنُّهُۥ la-aẓunnuhu واقعاً می پندارم او را
مِنَ mina از
ٱلْكَـٰذِبِينَ l-kādhibīna دروغگويان

آیه 39 - سوره القصص: 12 واژه

وَٱسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُۥ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ

او و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبّر کردند، و پنداشتند که آنان را به سوی ما بازنمی گردانند،

وَٱسْتَكْبَرَ wa-is'takbara و تكبّر ورزيد
هُوَ huwa او
وَجُنُودُهُۥ wajunūduhu و سپاه او
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
بِغَيْرِ bighayri به ناحق
ٱلْحَقِّ l-ḥaqi به ناحق
وَظَنُّوٓا۟ waẓannū و پنداشتند
أَنَّهُمْ annahum همانا ايشان
إِلَيْنَا ilaynā به سوي ما
لَا lā باز گردانده نمی شوند
يُرْجَعُونَ yur'jaʿūna باز گردانده نمی شوند

آیه 40 - سوره القصص: 10 واژه

فَأَخَذْنَـٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَـٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ ۖ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلظَّـٰلِمِينَ

پس او و سپاهیانش را گرفتیم و در دریا افکندیم؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟

فَأَخَذْنَـٰهُ fa-akhadhnāhu پس گرفتیم او را
وَجُنُودَهُۥ wajunūdahu و سپاهش را
فَنَبَذْنَـٰهُمْ fanabadhnāhum پس افکندیم آنها را
فِى fī در
ٱلْيَمِّ ۖ l-yami دریا
فَٱنظُرْ fa-unẓur پس نگاه كن
كَيْفَ kayfa چگونه
كَانَ kāna بود
عَـٰقِبَةُ ʿāqibatu سرانجام
ٱلظَّـٰلِمِينَ l-ẓālimīna ستمكاران

آیه 41 - سوره القصص: 9 واژه

وَجَعَلْنَـٰهُمْ أَئِمَّةًۭ يَدْعُونَ إِلَى ٱلنَّارِ ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ لَا يُنصَرُونَ

و آنان را [به کیفر طغیانشان] پیشوایانی که دعوت به آتش می کنند قرار دادیم، و روز قیامت یاری نمی شوند،

وَجَعَلْنَـٰهُمْ wajaʿalnāhum و قرار داد یم آنها را
أَئِمَّةًۭ a-immatan پیشوایان
يَدْعُونَ yadʿūna فرا مي‌خوانند
إِلَى ilā به
ٱلنَّارِ ۖ l-nāri آتش
وَيَوْمَ wayawma و روز
ٱلْقِيَـٰمَةِ l-qiyāmati رستاخيز
لَا lā یاری نمی شوند
يُنصَرُونَ yunṣarūna یاری نمی شوند

آیه 42 - سوره القصص: 10 واژه

وَأَتْبَعْنَـٰهُمْ فِى هَـٰذِهِ ٱلدُّنْيَا لَعْنَةًۭ ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ هُم مِّنَ ٱلْمَقْبُوحِينَ

و آنان را در این دنیا با لعنت بدرقه کردیم، و روز قیامت از زشت رویان [و مطرودان] از رحمت خدایند،

وَأَتْبَعْنَـٰهُمْ wa-atbaʿnāhum و در پی آنها روانه کردیم
فِى fī در
هَـٰذِهِ hādhihi اين
ٱلدُّنْيَا l-dun'yā دنيا
لَعْنَةًۭ ۖ laʿnatan لعنتی
وَيَوْمَ wayawma و روز
ٱلْقِيَـٰمَةِ l-qiyāmati رستاخيز
هُم hum ايشان
مِّنَ mina از
ٱلْمَقْبُوحِينَ l-maqbūḥīna زشت رویان

آیه 43 - سوره القصص: 16 واژه

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَـٰبَ مِنۢ بَعْدِ مَآ أَهْلَكْنَا ٱلْقُرُونَ ٱلْأُولَىٰ بَصَآئِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و پس از آنکه اقوام پیشین را [چون قوم نوح و هود و صالح و لوط] هلاک کردیم، به موسی کتاب دادیم که برای مردم وسیله بینایی و هدایت و رحمتی بود، تا متذکّر و هوشیار شوند.

وَلَقَدْ walaqad و بي‌ترديد
ءَاتَيْنَا ātaynā داديم
مُوسَى mūsā موسي
ٱلْكِتَـٰبَ l-kitāba كتاب
مِنۢ min بعد از
بَعْدِ baʿdi بعد از
مَآ mā آن چه
أَهْلَكْنَا ahlaknā هلاک کردیم
ٱلْقُرُونَ l-qurūna مردمان عصرها
ٱلْأُولَىٰ l-ūlā پیشین
بَصَآئِرَ baṣāira بینش ها، روشنگری ها
لِلنَّاسِ lilnnāsi برای مردم
وَهُدًۭى wahudan و هدايت
وَرَحْمَةًۭ waraḥmatan و رحمت
لَّعَلَّهُمْ laʿallahum شايد (كه) آنان
يَتَذَكَّرُونَ yatadhakkarūna يادآور شوند

آیه 44 - سوره القصص: 13 واژه

وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلْغَرْبِىِّ إِذْ قَضَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَى ٱلْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ ٱلشَّـٰهِدِينَ

تو در جانب غربی [وادی طور] حضور نداشتی هنگامی که ما [با نازل کردن تورات] امر نبوّت موسی را به انجام رساندیم، و از شاهدان [آن واقعه مهم هم] نبودی.

وَمَا wamā و نبودی
كُنتَ kunta و نبودی
بِجَانِبِ bijānibi در جانب
ٱلْغَرْبِىِّ l-gharbiyi غربی
إِذْ idh هنگامي كه
قَضَيْنَآ qaḍaynā فرمان دادیم، پیام دادیم
إِلَىٰ ilā به سوی
مُوسَى mūsā موسي
ٱلْأَمْرَ l-amra امر(پیامبری)
وَمَا wamā و نبودی
كُنتَ kunta و نبودی
مِنَ mina از
ٱلشَّـٰهِدِينَ l-shāhidīna گواهان

آیه 45 - سوره القصص: 18 واژه

وَلَـٰكِنَّآ أَنشَأْنَا قُرُونًۭا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ ٱلْعُمُرُ ۚ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًۭا فِىٓ أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِنَا وَلَـٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ

ولی ما ملت هایی را پدید آوردیم، پس روزگار درازی بر آنان گذشت [تا جایی که سرگذشتشان فراموش شد، اکنون ما سرگذشتشان را به تو وحی می کنیم تا برای مردم بیان کنی]. و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا نشانه های [قدرت و خشم] ما را [که به آنان رسید] بر اینان [که در مکه، آلوده به طغیان و فسادند] بخوانی، ولی ما بودیم که تو را به پیامبری فرستادیم [و سرگذشت مردم مدین را به تو وحی کردیم تا بر آنان بخوانی.]

وَلَـٰكِنَّآ walākinnā و لکن ما
أَنشَأْنَا anshanā پدید آوردیم
قُرُونًۭا qurūnan نسل ها، مردمان اعصار
فَتَطَاوَلَ fataṭāwala پس به درازا کشید
عَلَيْهِمُ ʿalayhimu بر آن‌ها
ٱلْعُمُرُ ۚ l-ʿumuru عمر، زندگی
وَمَا wamā و نبودی
كُنتَ kunta و نبودی
ثَاوِيًۭا thāwiyan مقیم، ساکن
فِىٓ fī در
أَهْلِ ahli اهل
مَدْيَنَ madyana مدین
تَتْلُوا۟ tatlū می خوانی
عَلَيْهِمْ ʿalayhim بر آنها
ءَايَـٰتِنَا āyātinā آيات ما
وَلَـٰكِنَّا walākinnā و لکن ما
كُنَّا kunnā بوديم
مُرْسِلِينَ mur'silīna فرستندگان(پیامبران)

آیه 46 - سوره القصص: 20 واژه

وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَـٰكِن رَّحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًۭا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٍۢ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و زمانی که ما موسی را ندا دادیم، تو در ناحیه طور نبودی ولی به سبب رحمتی از پروردگارت [سرگذشت موسی را به تو وحی کردیم] تا به مردمی که پیش از تو [تا زمان عیسی] بیم دهنده ای برای آنان نیامده بود، بیم دهی تا متذکّر و هوشیار شوند.

وَمَا wamā و نبودی
كُنتَ kunta و نبودی
بِجَانِبِ bijānibi در کنار
ٱلطُّورِ l-ṭūri طور
إِذْ idh هنگامي كه
نَادَيْنَا nādaynā ندا دادیم
وَلَـٰكِن walākin ولي
رَّحْمَةًۭ raḥmatan رحمت
مِّن min از
رَّبِّكَ rabbika پروردگار تو
لِتُنذِرَ litundhira تا هشدار دهی
قَوْمًۭا qawman گروهي
مَّآ mā نیامد برایشان
أَتَىٰهُم atāhum نیامد برایشان
مِّن min از
نَّذِيرٍۢ nadhīrin بیم دهنده
مِّن min از
قَبْلِكَ qablika قبل تو
لَعَلَّهُمْ laʿallahum شايد (كه) آنان
يَتَذَكَّرُونَ yatadhakkarūna يادآور شوند

آیه 47 - سوره القصص: 18 واژه

وَلَوْلَآ أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا۟ رَبَّنَا لَوْلَآ أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًۭا فَنَتَّبِعَ ءَايَـٰتِكَ وَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ

و اگر نه آن بود که به سبب گناهانی که مرتکب شدند عذابی به آنان برسد، پس بگویند: پروردگارا! چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی تا از آیاتت پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم [بی تردید در عذاب کردن و هلاکتشان شتاب می نمودیم.]

وَلَوْلَآ walawlā و اگر نبود
أَن an كه
تُصِيبَهُم tuṣībahum برسد به آنها
مُّصِيبَةٌۢ muṣībatun مصيبتي
بِمَا bimā به سبب آنچه
قَدَّمَتْ qaddamat پيش فرستاده است
أَيْدِيهِمْ aydīhim دست‌هايشان
فَيَقُولُوا۟ fayaqūlū پس می گویند
رَبَّنَا rabbanā پروردگار ما
لَوْلَآ lawlā چرانه
أَرْسَلْتَ arsalta فرستادی
إِلَيْنَا ilaynā به سوي ما
رَسُولًۭا rasūlan پيامبري
فَنَتَّبِعَ fanattabiʿa تا پیروی کنیم
ءَايَـٰتِكَ āyātika آيات تو
وَنَكُونَ wanakūna و بشویم
مِنَ mina از
ٱلْمُؤْمِنِينَ l-mu'minīna مؤمنان

آیه 48 - سوره القصص: 26 واژه

فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا۟ لَوْلَآ أُوتِىَ مِثْلَ مَآ أُوتِىَ مُوسَىٰٓ ۚ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا۟ بِمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ ۖ قَالُوا۟ سِحْرَانِ تَظَـٰهَرَا وَقَالُوٓا۟ إِنَّا بِكُلٍّۢ كَـٰفِرُونَ

پس هنگامی که حق [چون قرآن و پیامبر] از سوی ما برای آنان آمد [به جای آنکه بپذیرند] گفتند: چرا مانند آنچه به موسی دادند به او نداده اند؟ آیا پیش از این به آنچه به موسی داده شد، کفر نورزیدند؟! گفتند: [این تورات و قرآن] دو جادویند که پشتیبان یکدیگرند!! و گفتند: ما منکر هر دو هستیم!!

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
جَآءَهُمُ jāahumu آمد (براي) آن‌ها
ٱلْحَقُّ l-ḥaqu حقيقت
مِنْ min از
عِندِنَا ʿindinā نزد ما
قَالُوا۟ qālū گفتند
لَوْلَآ lawlā چرانه
أُوتِىَ ūtiya داده شد
مِثْلَ mith'la مانند
مَآ mā آن چه
أُوتِىَ ūtiya داده شد
مُوسَىٰٓ ۚ mūsā موسی
أَوَلَمْ awalam كفر ورزند
يَكْفُرُوا۟ yakfurū كفر ورزند
بِمَآ bimā به آن چه
أُوتِىَ ūtiya داده شد
مُوسَىٰ mūsā موسي
مِن min از
قَبْلُ ۖ qablu قبل
قَالُوا۟ qālū گفتند
سِحْرَانِ siḥ'rāni دو جادو(منظور قرآن و تورات)
تَظَـٰهَرَا taẓāharā پشت یکدیگرند، با هم ساخته اند
وَقَالُوٓا۟ waqālū و گفتند
إِنَّا innā همانا ما
بِكُلٍّۢ bikullin به همه
كَـٰفِرُونَ kāfirūna کافران

آیه 49 - سوره القصص: 13 واژه

قُلْ فَأْتُوا۟ بِكِتَـٰبٍۢ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَآ أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ

بگو: [بنا بر ادعای شما چنانچه تورات و قرآن از جانب خدا نیست] اگر راست می گویید کتابی از نزد خدا بیاورید که هدایت کننده تر از این دو باشد تا آن را پیروی کنم.

قُلْ qul بگو
فَأْتُوا۟ fatū پس بياوريد
بِكِتَـٰبٍۢ bikitābin کتابی
مِّنْ min از
عِندِ ʿindi جانب
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
هُوَ huwa او
أَهْدَىٰ ahdā هدایت کننده تر
مِنْهُمَآ min'humā از آن دو
أَتَّبِعْهُ attabiʿ'hu پیروی کنم او را
إِن in اگر
كُنتُمْ kuntum هستيد
صَـٰدِقِينَ ṣādiqīna راستگويان

آیه 50 - سوره القصص: 23 واژه

فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَكَ فَٱعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيْرِ هُدًۭى مِّنَ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِينَ

پس اگر پاسخ تو را ندادند بدان که فقط از هواهای نفسانی خود پیروی می کنند و گمراه تر از کسی که بدون هدایتی از سوی خدا از هواهای نفسانی خود پیروی کند، کیست؟ مسلماً خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند.

فَإِن fa-in 0
لَّمْ lam پس اگر اجابت نکردند
يَسْتَجِيبُوا۟ yastajībū پس اگر اجابت نکردند
لَكَ laka تو را
فَٱعْلَمْ fa-iʿ'lam پس بدان
أَنَّمَا annamā جز این نیست
يَتَّبِعُونَ yattabiʿūna پيروي مي‌كنند
أَهْوَآءَهُمْ ۚ ahwāahum هوسهایشان
وَمَنْ waman و چه کسی
أَضَلُّ aḍallu گمراه تر
مِمَّنِ mimmani از کسی که
ٱتَّبَعَ ittabaʿa پيروي كرد
هَوَىٰهُ hawāhu هوای نفسش
بِغَيْرِ bighayri به غير
هُدًۭى hudan هدايت
مِّنَ mina از
ٱللَّهِ ۚ l-lahi خداوند
إِنَّ inna همانا
ٱللَّهَ l-laha خداوند
لَا lā هدایت نمی کند
يَهْدِى yahdī هدایت نمی کند
ٱلْقَوْمَ l-qawma گروه
ٱلظَّـٰلِمِينَ l-ẓālimīna ستمكاران

آیه 51 - سوره القصص: 6 واژه

۞ وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ ٱلْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

ما این قرآن را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته [به صورت سوره ای پس از سوره ای و آیه ای بعد از آیه ای] آوردیم تا متذکّر و هوشیار [حقایق] شوند.

۞ وَلَقَدْ walaqad و بي‌ترديد
وَصَّلْنَا waṣṣalnā ارتباط دادیم،پی در پی نازل کردیم
لَهُمُ lahumu براي ايشان
ٱلْقَوْلَ l-qawla سخن
لَعَلَّهُمْ laʿallahum شايد (كه) آنان
يَتَذَكَّرُونَ yatadhakkarūna پند می گیرند

آیه 52 - سوره القصص: 8 واژه

ٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَـٰهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلِهِۦ هُم بِهِۦ يُؤْمِنُونَ

[و برخی از] کسانی که پیش از قرآن کتابشان دادیم، به قرآن ایمان می آورند،

ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
ءَاتَيْنَـٰهُمُ ātaynāhumu به آن‌ها داديم
ٱلْكِتَـٰبَ l-kitāba كتاب
مِن min از
قَبْلِهِۦ qablihi قبل آن
هُم hum ايشان
بِهِۦ bihi به آن
يُؤْمِنُونَ yu'minūna ايمان مي‌آورند

آیه 53 - سوره القصص: 15 واژه

وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِهِۦٓ إِنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّنَآ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِۦ مُسْلِمِينَ

و هنگامی که بر آنان خوانند، می گویند: به آن ایمان آوردیم، یقیناً این قرآن از سوی پروردگارمان حق و درست است، البته ما پیش از نزول آن [به سبب راهنمایی های تورات و انجیل] تسلیم بودیم.

وَإِذَا wa-idhā و هنگامي كه
يُتْلَىٰ yut'lā خوانده مي‌شود
عَلَيْهِمْ ʿalayhim بر آنها
قَالُوٓا۟ qālū گفتند
ءَامَنَّا āmannā ايمان آورديم
بِهِۦٓ bihi به آن
إِنَّهُ innahu همانا او
ٱلْحَقُّ l-ḥaqu حقيقت
مِن min از
رَّبِّنَآ rabbinā پروردگار ما
إِنَّا innā همانا ما
كُنَّا kunnā بوديم
مِن min از
قَبْلِهِۦ qablihi قبل آن
مُسْلِمِينَ mus'limīna مسلمانان

آیه 54 - سوره القصص: 12 واژه

أُو۟لَـٰٓئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا۟ وَيَدْرَءُونَ بِٱلْحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ يُنفِقُونَ

اینان به علت صبری که [بر ایمان و عمل به قرآن] کردند و بدی [مردم] را با نیکی و خوبی خود دفع می کنند و از آنچه به آنان روزی کرده ایم، انفاق می نمایند، دوبار پاداششان می دهند.

أُو۟لَـٰٓئِكَ ulāika آنان
يُؤْتَوْنَ yu'tawna داده می شوند
أَجْرَهُم ajrahum اجرشان را
مَّرَّتَيْنِ marratayni دوبار
بِمَا bimā به (سبب)آنچه
صَبَرُوا۟ ṣabarū صبر کردند
وَيَدْرَءُونَ wayadraūna و از میان می برند
بِٱلْحَسَنَةِ bil-ḥasanati به(سبب)نیکی
ٱلسَّيِّئَةَ l-sayi-ata بدی
وَمِمَّا wamimmā و از آن چه
رَزَقْنَـٰهُمْ razaqnāhum روزي داديم به ايشان
يُنفِقُونَ yunfiqūna انفاق مي‌كنند

آیه 55 - سوره القصص: 15 واژه

وَإِذَا سَمِعُوا۟ ٱللَّغْوَ أَعْرَضُوا۟ عَنْهُ وَقَالُوا۟ لَنَآ أَعْمَـٰلُنَا وَلَكُمْ أَعْمَـٰلُكُمْ سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِى ٱلْجَـٰهِلِينَ

و هنگامی که سخن بیهوده ای بشنوند، از آن روی برمی گردانند و می گویند: اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شما، سلام بر شما [سلام متارکه]، ما خواستار [همنشینی و معاشرت با] نادانان نیستیم.

وَإِذَا wa-idhā و هنگامي كه
سَمِعُوا۟ samiʿū شنیدند
ٱللَّغْوَ l-laghwa پوچ، یاوه و بیهوده گویی
أَعْرَضُوا۟ aʿraḍū رو بر تافتند
عَنْهُ ʿanhu از آن
وَقَالُوا۟ waqālū و گفتند
لَنَآ lanā براي ما
أَعْمَـٰلُنَا aʿmālunā كردارهاي ما
وَلَكُمْ walakum و براي شما
أَعْمَـٰلُكُمْ aʿmālukum كردارهاي شما
سَلَـٰمٌ salāmun سلام
عَلَيْكُمْ ʿalaykum بر شما
لَا lā نمی خواهیم، طالب نیستیم
نَبْتَغِى nabtaghī نمی خواهیم، طالب نیستیم
ٱلْجَـٰهِلِينَ l-jāhilīna نادانان

آیه 56 - سوره القصص: 13 واژه

إِنَّكَ لَا تَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ

قطعاً تو نمی توانی هر که را خود دوست داری هدایت کنی، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می کند؛ و او به هدایت پذیران داناتر است،

إِنَّكَ innaka همانا تو
لَا lā هدایت نمی کنی
تَهْدِى tahdī هدایت نمی کنی
مَنْ man کسی که
أَحْبَبْتَ aḥbabta دوست داشتی
وَلَـٰكِنَّ walākinna و لكن
ٱللَّهَ l-laha خداوند
يَهْدِى yahdī هدايت مي‌كند
مَن man کسی که
يَشَآءُ ۚ yashāu بخواهد
وَهُوَ wahuwa و او
أَعْلَمُ aʿlamu داناتر
بِٱلْمُهْتَدِينَ bil-muh'tadīna به هدایت پذیران

آیه 57 - سوره القصص: 25 واژه

وَقَالُوٓا۟ إِن نَّتَّبِعِ ٱلْهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَآ ۚ أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا ءَامِنًۭا يُجْبَىٰٓ إِلَيْهِ ثَمَرَٰتُ كُلِّ شَىْءٍۢ رِّزْقًۭا مِّن لَّدُنَّا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

و [مشرکان برای معذور بودن خود در نپذیرفتن هدایت] گفتند: اگر ما همراه تو از هدایت [قرآن] پیروی کنیم [به وسیله مشرکان قلدر عرب] از سرزمینمان [شهر مکه] ربوده خواهیم شد! آیا ما آنان را در حرم امنی جای ندادیم که همواره [در همه فصول سال] هر نوع میوه و محصولی که رزقی از سوی ماست به سوی آن گردآوری می شود؟ ولی بیشتر آنان معرفت و دانش [نسبت به واقعیات] ندارند.

وَقَالُوٓا۟ waqālū و گفتند
إِن in اگر
نَّتَّبِعِ nattabiʿi پیروی کنیم
ٱلْهُدَىٰ l-hudā هدايت
مَعَكَ maʿaka همراه تو
نُتَخَطَّفْ nutakhaṭṭaf ربوده می شویم، از میان برداشته می شویم
مِنْ min از
أَرْضِنَآ ۚ arḍinā سرزمین خود
أَوَلَمْ awalam آیا جا ندادیم، آیا قرار ندادیم
نُمَكِّن numakkin آیا جا ندادیم، آیا قرار ندادیم
لَّهُمْ lahum برای آنان
حَرَمًا ḥaraman حرمی
ءَامِنًۭا āminan امن
يُجْبَىٰٓ yuj'bā سرازیر می شود،آورده می شود
إِلَيْهِ ilayhi به سوي او
ثَمَرَٰتُ thamarātu فرآورده های
كُلِّ kulli هر
شَىْءٍۢ shayin چيزي
رِّزْقًۭا riz'qan روزي
مِّن min از
لَّدُنَّا ladunnā نزد خودمان
وَلَـٰكِنَّ walākinna و لكن
أَكْثَرَهُمْ aktharahum بیشتر آنها
لَا lā نمي‌دانند
يَعْلَمُونَ yaʿlamūna نمي‌دانند

آیه 58 - سوره القصص: 17 واژه

وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍۭ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا ۖ فَتِلْكَ مَسَـٰكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّنۢ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًۭا ۖ وَكُنَّا نَحْنُ ٱلْوَٰرِثِينَ

چه بسیار [اهل] شهرهایی را که [به سبب فراوانی نعمت] در زندگی خود گرفتار سرمستی و طغیان شده بودند، هلاک کردیم، پس این ها خانه های ایشان است که پس از آنان [خراب و ویران شده و] جز اندکی مورد سکونت قرار نگرفته اند، و فقط ما وارث آنان هستیم!

وَكَمْ wakam و چه بسیار
أَهْلَكْنَا ahlaknā هلاک کردیم
مِن min از
قَرْيَةٍۭ qaryatin شهري
بَطِرَتْ baṭirat سرمست و مغرور شدند
مَعِيشَتَهَا ۖ maʿīshatahā زندگی خود
فَتِلْكَ fatil'ka پس آن
مَسَـٰكِنُهُمْ masākinuhum خانه هایشان
لَمْ lam خالی ماند، مسکونی نشد
تُسْكَن tus'kan خالی ماند، مسکونی نشد
مِّنۢ min از
بَعْدِهِمْ baʿdihim بعد آن‌ها
إِلَّا illā مگر
قَلِيلًۭا ۖ qalīlan ناچيز
وَكُنَّا wakunnā و بودیم
نَحْنُ naḥnu ما
ٱلْوَٰرِثِينَ l-wārithīna وارثان

آیه 59 - سوره القصص: 20 واژه

وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ ٱلْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِىٓ أُمِّهَا رَسُولًۭا يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِنَا ۚ وَمَا كُنَّا مُهْلِكِى ٱلْقُرَىٰٓ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَـٰلِمُونَ

و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرها را نابود کند، تا آنکه [پیش از نابودی] در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر آنان بخواند، و ما [در هیچ حالی از احوال] نابودکننده شهرها نبوده ایم مگر در حالی که اهلش ستمکار بوده اند.

وَمَا wamā و نبود
كَانَ kāna و نبود
رَبُّكَ rabbuka پروردگار تو
مُهْلِكَ muh'lika هلاک کننده
ٱلْقُرَىٰ l-qurā قریه ها، شهرها
حَتَّىٰ ḥattā تا اين كه
يَبْعَثَ yabʿatha مبعوث کند
فِىٓ fī در
أُمِّهَا ummihā مرکز آن (قریه ها)
رَسُولًۭا rasūlan پيامبري
يَتْلُوا۟ yatlū می خواند
عَلَيْهِمْ ʿalayhim برای آنها
ءَايَـٰتِنَا ۚ āyātinā آیات ما
وَمَا wamā و نبودیم
كُنَّا kunnā و نبودیم
مُهْلِكِى muh'likī هلاک کننده
ٱلْقُرَىٰٓ l-qurā شهرها، قریه ها
إِلَّا illā مگر
وَأَهْلُهَا wa-ahluhā در حالی که اهل آن
ظَـٰلِمُونَ ẓālimūna ستمكاران

آیه 60 - سوره القصص: 15 واژه

وَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَىْءٍۢ فَمَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَزِينَتُهَا ۚ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ وَأَبْقَىٰٓ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

آنچه به شما داده شده کالا و ابزار زندگی دنیا و زینت آن است، و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا نمی اندیشید؟

وَمَآ wamā و آنچه
أُوتِيتُم ūtītum به شما داده شد
مِّن min از
شَىْءٍۢ shayin چيزي
فَمَتَـٰعُ famatāʿu پس کالای
ٱلْحَيَوٰةِ l-ḥayati زندگی
ٱلدُّنْيَا l-dun'yā دنيا
وَزِينَتُهَا ۚ wazīnatuhā و زینت آن
وَمَا wamā و آن چه
عِندَ ʿinda نزد
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
خَيْرٌۭ khayrun بهتر
وَأَبْقَىٰٓ ۚ wa-abqā و پایدارتر
أَفَلَا afalā آيا پس نمي‌انديشيد؟
تَعْقِلُونَ taʿqilūna آيا پس نمي‌انديشيد؟

آیه 61 - سوره القصص: 17 واژه

أَفَمَن وَعَدْنَـٰهُ وَعْدًا حَسَنًۭا فَهُوَ لَـٰقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَـٰهُ مَتَـٰعَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ مِنَ ٱلْمُحْضَرِينَ

پس آیا کسی که وعده نیک به او داده ایم و حتماً به آن خواهد رسید، مانند کسی است که او را [فقط] از کالا و ابزار زندگی دنیا برخوردارش کرده ایم، سپس او در روز قیامت از احضار شوندگان [برای عذاب] است؟!

أَفَمَن afaman آیا پس کسی که
وَعَدْنَـٰهُ waʿadnāhu وعده دادیم به او
وَعْدًا waʿdan وعده
حَسَنًۭا ḥasanan نيكو
فَهُوَ fahuwa پس آن
لَـٰقِيهِ lāqīhi ملاقات کننده آن، رسنده ی به آن
كَمَن kaman مانند كسي كه
مَّتَّعْنَـٰهُ mattaʿnāhu برخوردار کردیم او را
مَتَـٰعَ matāʿa متاع
ٱلْحَيَوٰةِ l-ḥayati زندگي
ٱلدُّنْيَا l-dun'yā دنيا
ثُمَّ thumma سپس
هُوَ huwa او
يَوْمَ yawma روز
ٱلْقِيَـٰمَةِ l-qiyāmati رستاخيز
مِنَ mina از
ٱلْمُحْضَرِينَ l-muḥ'ḍarīna احضار شدگان

آیه 62 - سوره القصص: 8 واژه

وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآءِىَ ٱلَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ

و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا می دهد و می گوید: کجایند معبودانی که می پنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟

وَيَوْمَ wayawma و روز
يُنَادِيهِمْ yunādīhim ندا دهد ایشان را
فَيَقُولُ fayaqūlu پس می گوید
أَيْنَ ayna کجاست
شُرَكَآءِىَ shurakāiya شریکان من
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
كُنتُمْ kuntum می پندارید
تَزْعُمُونَ tazʿumūna می پندارید

آیه 63 - سوره القصص: 18 واژه

قَالَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُ رَبَّنَا هَـٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَغْوَيْنَآ أَغْوَيْنَـٰهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَآ إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوٓا۟ إِيَّانَا يَعْبُدُونَ

کسانی که عذاب بر آنان حتمی و لازم شده [از سردمداران شرک و کفر که مردم را به اطاعت و بندگی خود واداشتند] می گویند: پروردگارا! اینانند [مطیعان ما] که گمراهشان کردیم، همان گونه که ما [به اختیار خود] گمراه شدیم آنان را نیز [به اختیار و انتخاب خودشان] گمراه کردیم، [از آنان] به سوی تو بیزاری می جوییم، ما را نمی پرستیدند، [بلکه هوای نفسشان را می پرستیدند،]

قَالَ qāla گفت
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
حَقَّ ḥaqqa لازم شد
عَلَيْهِمُ ʿalayhimu بر آن‌ها
ٱلْقَوْلُ l-qawlu قول(وعده عذاب)
رَبَّنَا rabbanā پروردگار ما
هَـٰٓؤُلَآءِ hāulāi اين‌ها
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
أَغْوَيْنَآ aghwaynā گمراه کردیم
أَغْوَيْنَـٰهُمْ aghwaynāhum گمراه کردیم آنها را
كَمَا kamā همان گونه كه
غَوَيْنَا ۖ ghawaynā گمراه شدیم
تَبَرَّأْنَآ tabarranā بیزاری جستیم
إِلَيْكَ ۖ ilayka به سوی تو
مَا mā 0
كَانُوٓا۟ kānū 0
إِيَّانَا iyyānā ما را پرستش نمی کردند
يَعْبُدُونَ yaʿbudūna ما را پرستش نمی کردند

آیه 64 - سوره القصص: 13 واژه

وَقِيلَ ٱدْعُوا۟ شُرَكَآءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَهُمْ وَرَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ يَهْتَدُونَ

و [به مطیعان] گفته شود: شریکان خود را [که می پرستیدید] بخوانید. پس آنها را می خوانند ولی آنها پاسخشان را نمی دهند، و عذاب را می بینند و آرزو می کنند که ای کاش هدایت می یافتند،

وَقِيلَ waqīla و گفته شد
ٱدْعُوا۟ id'ʿū بخوانید
شُرَكَآءَكُمْ shurakāakum شرکایتان
فَدَعَوْهُمْ fadaʿawhum پس ندا دهند آنها را، پس فرا خوانند آنها را
فَلَمْ falam پس اجابت نکردند
يَسْتَجِيبُوا۟ yastajībū پس اجابت نکردند
لَهُمْ lahum آنان را
وَرَأَوُا۟ wara-awū و مي‌بينند
ٱلْعَذَابَ ۚ l-ʿadhāba عذاب
لَوْ law کاش
أَنَّهُمْ annahum همانا ايشان
كَانُوا۟ kānū هدایت می پذیرفتند
يَهْتَدُونَ yahtadūna هدایت می پذیرفتند

آیه 65 - سوره القصص: 6 واژه

وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَآ أَجَبْتُمُ ٱلْمُرْسَلِينَ

و روزی که خدا آنان را ندا می دهد و می گوید: چه پاسخی به پیامبران دادید؟

وَيَوْمَ wayawma و روز
يُنَادِيهِمْ yunādīhim ندا دهد ایشان را
فَيَقُولُ fayaqūlu پس می گوید
مَاذَآ mādhā چه چيزي
أَجَبْتُمُ ajabtumu پاسخ دادید، اجابت کردید
ٱلْمُرْسَلِينَ l-mur'salīna فرستادگان

آیه 66 - سوره القصص: 7 واژه

فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ ٱلْأَنۢبَآءُ يَوْمَئِذٍۢ فَهُمْ لَا يَتَسَآءَلُونَ

پس در آن روز [به خاطر ترس و هراس فراگیر و به سبب محجوب بودن دل هایشان و قطع رابطه آنان با علل و اسباب، همه] اخبار [واقعی] بر آنان پوشیده ماند [و راه نجات از همه طرف بر آنان مسدود است]، بنابراین از یکدیگر پرسش هم نمی کنند،

فَعَمِيَتْ faʿamiyat پس مخفی گردید
عَلَيْهِمُ ʿalayhimu بر آن‌ها
ٱلْأَنۢبَآءُ l-anbāu خبرهای مهم
يَوْمَئِذٍۢ yawma-idhin آن روز
فَهُمْ fahum پس آنان
لَا lā از همدیگر نمی پرسند
يَتَسَآءَلُونَ yatasāalūna از همدیگر نمی پرسند

آیه 67 - سوره القصص: 11 واژه

فَأَمَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا فَعَسَىٰٓ أَن يَكُونَ مِنَ ٱلْمُفْلِحِينَ

و اما کسی که [از شرک و عصیان] توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده، امید است که از رستگاران باشد،

فَأَمَّا fa-ammā پس امّا
مَن man کسی که
تَابَ tāba توبه کند
وَءَامَنَ waāmana و ایمان آورد
وَعَمِلَ waʿamila و انجام دهد
صَـٰلِحًۭا ṣāliḥan (كار) شايسته
فَعَسَىٰٓ faʿasā پس شايد
أَن an كه
يَكُونَ yakūna بشود
مِنَ mina از
ٱلْمُفْلِحِينَ l-muf'liḥīna رستگاران

آیه 68 - سوره القصص: 14 واژه

وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ ٱلْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ

و پروردگارت آنچه را بخواهد می آفریند و [آنچه را بخواهد] بر می گزیند، برای آنان [در برابر اراده او در قلمرو تکوین و تشریع] اختیاری نیست؛ منزّه است خدا و برتر است از آنچه برای او شریک می گیرند،

وَرَبُّكَ warabbuka و پروردگارت
يَخْلُقُ yakhluqu مي‌آفريند
مَا mā آن چه
يَشَآءُ yashāu می خواهد
وَيَخْتَارُ ۗ wayakhtāru و بر می گزیند، اختیار می کند
مَا mā نیست
كَانَ kāna نیست
لَهُمُ lahumu براي ايشان
ٱلْخِيَرَةُ ۚ l-khiyaratu اختیار داشتن
سُبْحَـٰنَ sub'ḥāna پاک و منزه است خدا
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
وَتَعَـٰلَىٰ wataʿālā و برتر است
عَمَّا ʿammā از آن چه
يُشْرِكُونَ yush'rikūna شریک قرار می دهند

آیه 69 - سوره القصص: 7 واژه

وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ

و پروردگارت آنچه را سینه هایشان پنهان می نماید و آنچه را آشکار می کند، می داند

وَرَبُّكَ warabbuka و پروردگارت
يَعْلَمُ yaʿlamu مي‌داند
مَا mā آن چه
تُكِنُّ tukinnu نهان می دارد
صُدُورُهُمْ ṣudūruhum سينه‌هايشان
وَمَا wamā و آن چه
يُعْلِنُونَ yuʿ'linūna آشكار مي‌كنند

آیه 70 - سوره القصص: 15 واژه

وَهُوَ ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلْأُولَىٰ وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ وَلَهُ ٱلْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

و اوست خدا که معبودی جز او نیست، همه ستایش ها در دنیا و آخرت ویژه اوست، و فرمانروایی فقط برای اوست، و تنها به سوی او بازگردانده می شوید.

وَهُوَ wahuwa و او
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
لَآ lā نيست
إِلَـٰهَ ilāha معبودي
إِلَّا illā مگر
هُوَ ۖ huwa او
لَهُ lahu براي او
ٱلْحَمْدُ l-ḥamdu ستايش
فِى fī در دنیا
ٱلْأُولَىٰ l-ūlā در دنیا
وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ wal-ākhirati و آخرت
وَلَهُ walahu و براي او
ٱلْحُكْمُ l-ḥuk'mu حکمرانی ، داوری
وَإِلَيْهِ wa-ilayhi و به سوي او
تُرْجَعُونَ tur'jaʿūna بازگردانده مي‌شويد

آیه 71 - سوره القصص: 19 واژه

قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمُ ٱلَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَآءٍ ۖ أَفَلَا تَسْمَعُونَ

بگو: به من خبر دهید، اگر خدا شب را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که برای شما روشنایی بیاورد؟ پس آیا [دعوت او را] نمی شنوید؟

قُلْ qul بگو
أَرَءَيْتُمْ ara-aytum نظر خود را بگویید
إِن in اگر
جَعَلَ jaʿala قرار داد
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
عَلَيْكُمُ ʿalaykumu بر شما
ٱلَّيْلَ al-layla شب
سَرْمَدًا sarmadan دائمی،ماندگار
إِلَىٰ ilā تا
يَوْمِ yawmi روز
ٱلْقِيَـٰمَةِ l-qiyāmati رستاخيز
مَنْ man چه کسی
إِلَـٰهٌ ilāhun معبود
غَيْرُ ghayru غير
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
يَأْتِيكُم yatīkum می آورد برای شما
بِضِيَآءٍ ۖ biḍiyāin روشنایی را
أَفَلَا afalā آیا پس نمی شنوید
تَسْمَعُونَ tasmaʿūna آیا پس نمی شنوید

آیه 72 - سوره القصص: 21 واژه

قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمُ ٱلنَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍۢ تَسْكُنُونَ فِيهِ ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ

بگو: به من خبر دهید اگر خدا روز را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که شبی را برای شما بیاورد تا در آن بیارامید؟ پس آیا [آثار قدرت او را] نمی بینید؟

قُلْ qul بگو
أَرَءَيْتُمْ ara-aytum نظر خود را بگویید
إِن in اگر
جَعَلَ jaʿala قرار داد
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
عَلَيْكُمُ ʿalaykumu بر شما
ٱلنَّهَارَ l-nahāra روز
سَرْمَدًا sarmadan دائمی،ماندگار
إِلَىٰ ilā تا
يَوْمِ yawmi روز
ٱلْقِيَـٰمَةِ l-qiyāmati رستاخيز
مَنْ man چه کسی
إِلَـٰهٌ ilāhun معبود
غَيْرُ ghayru غير
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
يَأْتِيكُم yatīkum می آورد برای شما
بِلَيْلٍۢ bilaylin شب
تَسْكُنُونَ taskunūna ساکن می شوید، آرام می گیرید
فِيهِ ۖ fīhi در آن
أَفَلَا afalā آیا نمی بینید
تُبْصِرُونَ tub'ṣirūna آیا نمی بینید

آیه 73 - سوره القصص: 13 واژه

وَمِن رَّحْمَتِهِۦ جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا۟ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و از رحمت خود شب و روز را برای شما قرار داد، تا در شب بیارامید و [در روز] رزق و روزی بجویید، باشد که سپاس گزاری کنید.

وَمِن wamin و از
رَّحْمَتِهِۦ raḥmatihi رحمتش
جَعَلَ jaʿala قرار داد
لَكُمُ lakumu براي شما
ٱلَّيْلَ al-layla شب
وَٱلنَّهَارَ wal-nahāra و روز
لِتَسْكُنُوا۟ litaskunū تا آرام بگیرید
فِيهِ fīhi در آن
وَلِتَبْتَغُوا۟ walitabtaghū و تا بدست آورید
مِن min از
فَضْلِهِۦ faḍlihi فضلش
وَلَعَلَّكُمْ walaʿallakum و شايد (كه) شما
تَشْكُرُونَ tashkurūna سپاس گزاري كنيد

آیه 74 - سوره القصص: 8 واژه

وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآءِىَ ٱلَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ

و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا می کند و می گوید: کجایند معبودانی که می پنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟

وَيَوْمَ wayawma و روز
يُنَادِيهِمْ yunādīhim ندا دهد ایشان را
فَيَقُولُ fayaqūlu پس می گوید
أَيْنَ ayna کجاست، کو
شُرَكَآءِىَ shurakāiya شریکان من
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
كُنتُمْ kuntum گمان می کردید
تَزْعُمُونَ tazʿumūna گمان می کردید

آیه 75 - سوره القصص: 17 واژه

وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍۢ شَهِيدًۭا فَقُلْنَا هَاتُوا۟ بُرْهَـٰنَكُمْ فَعَلِمُوٓا۟ أَنَّ ٱلْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ

و از هر امتی گواه مطلع و آگاهی [چون پیامبر یا امام معصوم یا شخصی عادل و صالح] بیرون می آوریم، و [در محضر او به امت] می گوییم: دلیل خود را [بر درستی آیین شرک] بیاورید. پس برای آنان یقینی شود که بی تردید حق [یعنی توحید] ویژه خداست، و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا] می ساختند از دستشان می رود و گم می شود.

وَنَزَعْنَا wanazaʿnā و بیرون کشیدیم، و احضار کردیم
مِن min از
كُلِّ kulli هر
أُمَّةٍۢ ummatin امّتي
شَهِيدًۭا shahīdan گواه
فَقُلْنَا faqul'nā پس گفتيم
هَاتُوا۟ hātū بياوريد
بُرْهَـٰنَكُمْ bur'hānakum دليلتان
فَعَلِمُوٓا۟ faʿalimū پس دانستند
أَنَّ anna كه
ٱلْحَقَّ l-ḥaqa حق
لِلَّهِ lillahi براي خداوند
وَضَلَّ waḍalla و از دست رفت،و گم شد
عَنْهُم ʿanhum از آنها
مَّا mā آن چه
كَانُوا۟ kānū دروغ می بستند
يَفْتَرُونَ yaftarūna دروغ می بستند

آیه 76 - سوره القصص: 29 واژه

۞ إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ ۖ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ

همانا قارون از قوم موسی بود که بر آنان تعدی و تجاوز کرد، و از گنجینه های مال و ثروت آن اندازه به او دادیم که حمل کلیدهایش بر گروهی نیرومند گران و دشوار می آمد. [یاد کن] هنگامی که قومش به او گفتند: [متکبرانه و مغرورانه] شادی مکن، قطعاً خدا شادمانان [متکبر و مغرور] را دوست ندارد.

۞ إِنَّ inna همانا
قَـٰرُونَ qārūna قارون
كَانَ kāna بود
مِن min از
قَوْمِ qawmi قوم
مُوسَىٰ mūsā موسي
فَبَغَىٰ fabaghā پس ستم کرد
عَلَيْهِمْ ۖ ʿalayhim بر آنان
وَءَاتَيْنَـٰهُ waātaynāhu و دادیم به او
مِنَ mina از
ٱلْكُنُوزِ l-kunūzi گنجینه ها
مَآ mā آن چه
إِنَّ inna همانا
مَفَاتِحَهُۥ mafātiḥahu کلیدهایش
لَتَنُوٓأُ latanūu سنگینی می کند، به زحمت می اندازد
بِٱلْعُصْبَةِ bil-ʿuṣ'bati گروه نیرومند را
أُو۟لِى ulī صاحبان
ٱلْقُوَّةِ l-quwati نیرو
إِذْ idh هنگامي كه
قَالَ qāla گفت
لَهُۥ lahu به او
قَوْمُهُۥ qawmuhu قومش
لَا lā شادی مکن
تَفْرَحْ ۖ tafraḥ شادی مکن
إِنَّ inna همانا
ٱللَّهَ l-laha خداوند
لَا lā دوست نمی دارد
يُحِبُّ yuḥibbu دوست نمی دارد
ٱلْفَرِحِينَ l-fariḥīna سرمستی کنندگان

آیه 77 - سوره القصص: 26 واژه

وَٱبْتَغِ فِيمَآ ءَاتَىٰكَ ٱللَّهُ ٱلدَّارَ ٱلْـَٔاخِرَةَ ۖ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ ٱلدُّنْيَا ۖ وَأَحْسِن كَمَآ أَحْسَنَ ٱللَّهُ إِلَيْكَ ۖ وَلَا تَبْغِ ٱلْفَسَادَ فِى ٱلْأَرْضِ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ

در آنچه خدا به تو عطا کرده است سرای آخرت را بجوی، و سهم خود را از دنیا فراموش مکن، و نیکی کن همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است، و در زمین خواهان فساد مباش، بی تردید خدا مفسدان را دوست ندارد.

وَٱبْتَغِ wa-ib'taghi و بجوی، طلب کن
فِيمَآ fīmā در آن چه
ءَاتَىٰكَ ātāka داده است به تو
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
ٱلدَّارَ l-dāra سرا
ٱلْـَٔاخِرَةَ ۖ l-ākhirata آخرت
وَلَا walā و فراموش نکن
تَنسَ tansa و فراموش نکن
نَصِيبَكَ naṣībaka بهره و سهمت
مِنَ mina از
ٱلدُّنْيَا ۖ l-dun'yā دنيا
وَأَحْسِن wa-aḥsin و نیکی کن
كَمَآ kamā همان گونه كه
أَحْسَنَ aḥsana نیکی کرد
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
إِلَيْكَ ۖ ilayka به سوی تو
وَلَا walā و مجوی، و طلب نکن
تَبْغِ tabghi و مجوی، و طلب نکن
ٱلْفَسَادَ l-fasāda فساد
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ ۖ l-arḍi زمين
إِنَّ inna همانا
ٱللَّهَ l-laha خداوند
لَا lā دوست ندارد
يُحِبُّ yuḥibbu دوست ندارد
ٱلْمُفْسِدِينَ l-muf'sidīna مفسدان

آیه 78 - سوره القصص: 28 واژه

قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِىٓ ۚ أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِۦ مِنَ ٱلْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةًۭ وَأَكْثَرُ جَمْعًۭا ۚ وَلَا يُسْـَٔلُ عَن ذُنُوبِهِمُ ٱلْمُجْرِمُونَ

گفت: جز این نیست که این [ثروت و مال انبوه] را بر پایه دانشی که نزد من است به من داده اند. آیا نمی دانست که خدا پیش از او اقوامی را هلاک کرده است که از او نیرومندتر و ثروت اندوزتر بودند؟ و مجرمان [که جرمشان معلوم و مشهود است] از گناهانشان بازپرسی نمی شود.

قَالَ qāla گفت
إِنَّمَآ innamā جز اين نيست كه
أُوتِيتُهُۥ ūtītuhu یافتم آن را، داده شد به من
عَلَىٰ ʿalā بر
عِلْمٍ ʿil'min آگاهی
عِندِىٓ ۚ ʿindī نزد من
أَوَلَمْ awalam آیا و ندانست
يَعْلَمْ yaʿlam آیا و ندانست
أَنَّ anna كه
ٱللَّهَ l-laha خداوند
قَدْ qad البته
أَهْلَكَ ahlaka نابود کرد
مِن min از
قَبْلِهِۦ qablihi قبل آن
مِنَ mina از
ٱلْقُرُونِ l-qurūni ملت های پیشین
مَنْ man کسی که
هُوَ huwa او
أَشَدُّ ashaddu شديدتر
مِنْهُ min'hu از آن
قُوَّةًۭ quwwatan نیرو
وَأَكْثَرُ wa-aktharu و بیشتر
جَمْعًۭا ۚ jamʿan مال اندوزی
وَلَا walā پرسیده نمی شود
يُسْـَٔلُ yus'alu پرسیده نمی شود
عَن ʿan از
ذُنُوبِهِمُ dhunūbihimu گناهانشان
ٱلْمُجْرِمُونَ l-muj'rimūna مجرمان

آیه 79 - سوره القصص: 20 واژه

فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ ۖ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ

[قارون] در میان آرایش و زینت خود بر قومش درآمد؛ آنانکه خواهان زندگی دنیا بودند، گفتند: ای کاش مانند آنچه به قارون داده اند برای ما هم بود، واقعاً او دارای بهره بزرگی است.

فَخَرَجَ fakharaja پس بیرون شد
عَلَىٰ ʿalā بر
قَوْمِهِۦ qawmihi قومش
فِى fī در
زِينَتِهِۦ ۖ zīnatihi تجملاتش
قَالَ qāla گفت
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
يُرِيدُونَ yurīdūna مي‌خواهند
ٱلْحَيَوٰةَ l-ḥayata زندگي
ٱلدُّنْيَا l-dun'yā دنيا
يَـٰلَيْتَ yālayta ای کاش
لَنَا lanā براي ما
مِثْلَ mith'la مانند
مَآ mā آن چه
أُوتِىَ ūtiya داده شد
قَـٰرُونُ qārūnu قارون
إِنَّهُۥ innahu همانا او
لَذُو ladhū قطعاً صاحب
حَظٍّ ḥaẓẓin بهره و نصیب
عَظِيمٍۢ ʿaẓīmin بزرگ

آیه 80 - سوره القصص: 16 واژه

وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ

و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده بود، گفتند: وای بر شما پاداش خدا برای کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده اند بهتر است. و [این حقیقت الهیه را] جز شکیبایان در نمی یابند.

وَقَالَ waqāla و گفت
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
أُوتُوا۟ ūtū به آن‌ها داده شد
ٱلْعِلْمَ l-ʿil'ma دانش
وَيْلَكُمْ waylakum وای بر شما
ثَوَابُ thawābu پاداش
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
خَيْرٌۭ khayrun بهتر
لِّمَنْ liman برای کسانی که
ءَامَنَ āmana ایمان آورد
وَعَمِلَ waʿamila و انجام داد
صَـٰلِحًۭا ṣāliḥan (كار) شايسته
وَلَا walā و دریافت نمی کند آن را
يُلَقَّىٰهَآ yulaqqāhā و دریافت نمی کند آن را
إِلَّا illā مگر
ٱلصَّـٰبِرُونَ l-ṣābirūna صابران

آیه 81 - سوره القصص: 17 واژه

فَخَسَفْنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ ٱلْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُۥ مِن فِئَةٍۢ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُنتَصِرِينَ

پس او و خانه اش را در زمین فرو بردیم، و هیچ گروهی غیر از خدا برای او نبود که وی را [برای رهایی از عذاب] یاری دهد، و خود نیز نتوانست از خود دفاع کند.

فَخَسَفْنَا fakhasafnā پس فروبردیم
بِهِۦ bihi او(قارون) را
وَبِدَارِهِ wabidārihi و خانه اش را
ٱلْأَرْضَ l-arḍa زمين
فَمَا famā پس نبود
كَانَ kāna پس نبود
لَهُۥ lahu براي او
مِن min از
فِئَةٍۢ fi-atin گروهي
يَنصُرُونَهُۥ yanṣurūnahu یاری کنند او را
مِن min از
دُونِ dūni غير
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
وَمَا wamā .
كَانَ kāna و نبود
مِنَ mina از
ٱلْمُنتَصِرِينَ l-muntaṣirīna از خود دفاع کنندگان، یاری خواهان

آیه 82 - سوره القصص: 26 واژه

وَأَصْبَحَ ٱلَّذِينَ تَمَنَّوْا۟ مَكَانَهُۥ بِٱلْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَيَقْدِرُ ۖ لَوْلَآ أَن مَّنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا ۖ وَيْكَأَنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلْكَـٰفِرُونَ

و بامدادان، آنانکه دیروز مقام و جایگاه او را آرزو داشتند [چنان حالی شدند که] می گفتند: وه! گویی خدا رزق را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت می دهد، و [برای هر که بخواهد] تنگ می گیرد، اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود، ما را نیز در زمین فرو برده بود، وه، گویی کافران رستگار نمی شوند.

وَأَصْبَحَ wa-aṣbaḥa و شد، و صبح کرد
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
تَمَنَّوْا۟ tamannaw آرزو کردند
مَكَانَهُۥ makānahu موقعیت او را
بِٱلْأَمْسِ bil-amsi دیروز
يَقُولُونَ yaqūlūna مي‌گويند
وَيْكَأَنَّ wayka-anna ای وای مثل اینکه
ٱللَّهَ l-laha خداوند
يَبْسُطُ yabsuṭu گسترش می دهد
ٱلرِّزْقَ l-riz'qa روزی
لِمَن liman برای کسانی که
يَشَآءُ yashāu بخواهد
مِنْ min از
عِبَادِهِۦ ʿibādihi بندگانش
وَيَقْدِرُ ۖ wayaqdiru و تنگ می گیرد
لَوْلَآ lawlā اگر نه
أَن an كه
مَّنَّ manna منّت نهاد
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
عَلَيْنَا ʿalaynā بر ما
لَخَسَفَ lakhasafa حتماً فرو می برد
بِنَا ۖ binā ما را
وَيْكَأَنَّهُۥ wayka-annahu عجبا مثل اینکه او
لَا lā رستگار نمی شود
يُفْلِحُ yuf'liḥu رستگار نمی شود
ٱلْكَـٰفِرُونَ l-kāfirūna کافران

آیه 83 - سوره القصص: 14 واژه

تِلْكَ ٱلدَّارُ ٱلْـَٔاخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فَسَادًۭا ۚ وَٱلْعَـٰقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ

آن سرای [پرارزش] آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین هیچ برتری و تسلّط و هیچ فسادی را نمی خواهند؛ و سرانجام [نیک] برای پرهیزکاران است.

تِلْكَ til'ka آن
ٱلدَّارُ l-dāru سراي
ٱلْـَٔاخِرَةُ l-ākhiratu آخرت
نَجْعَلُهَا najʿaluhā قرار می دهیم آن را
لِلَّذِينَ lilladhīna براي كساني كه
لَا lā نمی خواهند
يُرِيدُونَ yurīdūna نمی خواهند
عُلُوًّۭا ʿuluwwan برتری جویی
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
وَلَا walā و نه
فَسَادًۭا ۚ fasādan فساد
وَٱلْعَـٰقِبَةُ wal-ʿāqibatu و سر انجام
لِلْمُتَّقِينَ lil'muttaqīna براي پرهيزكاران

آیه 84 - سوره القصص: 18 واژه

مَن جَآءَ بِٱلْحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيْرٌۭ مِّنْهَا ۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى ٱلَّذِينَ عَمِلُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ إِلَّا مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ

هر کس کار نیکی [به پیشگاه خدا] بیاورد، پاداشی بهتر از آن برای اوست، و هر کس کار بدی بیاورد [پس بداند آنان که کارهای ناشایسته انجام داده اند] جزا داده نمی شوند مگر آنچه را همواره انجام می داده اند.

مَن man کسی که
جَآءَ jāa آورد
بِٱلْحَسَنَةِ bil-ḥasanati حسنه را
فَلَهُۥ falahu پس براي او
خَيْرٌۭ khayrun بهتر
مِّنْهَا ۖ min'hā از آن
وَمَن waman و هر كس
جَآءَ jāa آورد
بِٱلسَّيِّئَةِ bil-sayi-ati بدی
فَلَا falā پس جزا داده نمی شود
يُجْزَى yuj'zā پس جزا داده نمی شود
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
عَمِلُوا۟ ʿamilū انجام دادند
ٱلسَّيِّـَٔاتِ l-sayiāti کارهای بد
إِلَّا illā مگر
مَا mā آن چه
كَانُوا۟ kānū انجام می دادند
يَعْمَلُونَ yaʿmalūna انجام می دادند

آیه 85 - سوره القصص: 19 واژه

إِنَّ ٱلَّذِى فَرَضَ عَلَيْكَ ٱلْقُرْءَانَ لَرَآدُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍۢ ۚ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ مَن جَآءَ بِٱلْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍۢ

یقیناً کسی که [ابلاغ و عمل کردن به] قرآن را بر تو واجب کرده است، حتماً تو را به بازگشت گاه [رفیع و بلند مرتبه ات، شهر مکه] بازمی گرداند. بگو: پروردگارم به کسی که هدایت را آورده است و به کسی که در گمراهی آشکاری است، داناتر است.

إِنَّ inna همانا
ٱلَّذِى alladhī كسي كه
فَرَضَ faraḍa واجب گرداند
عَلَيْكَ ʿalayka بر تو
ٱلْقُرْءَانَ l-qur'āna قرآن
لَرَآدُّكَ larādduka باز گرداننده تو
إِلَىٰ ilā به
مَعَادٍۢ ۚ maʿādin جایگاهت
قُل qul بگو
رَّبِّىٓ rabbī پروردگار من
أَعْلَمُ aʿlamu داناتر
مَن man کسی که
جَآءَ jāa آورد
بِٱلْهُدَىٰ bil-hudā هدایت را
وَمَنْ waman و هر كس
هُوَ huwa او
فِى fī در
ضَلَـٰلٍۢ ḍalālin گمراهي
مُّبِينٍۢ mubīnin آشكار

آیه 86 - سوره القصص: 15 واژه

وَمَا كُنتَ تَرْجُوٓا۟ أَن يُلْقَىٰٓ إِلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبُ إِلَّا رَحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًۭا لِّلْكَـٰفِرِينَ

و تو امید و انتظار نداشتی که این کتاب بر تو القا شود، لکن رحمتی از سوی پروردگارت بود [که بر تو القا شد]؛ پس هرگز پشتیبان کافران مباش،

وَمَا wamā 0
كُنتَ kunta امیدوار نبودی
تَرْجُوٓا۟ tarjū امیدوار نبودی
أَن an كه
يُلْقَىٰٓ yul'qā القا شود، وحی شود
إِلَيْكَ ilayka به سوي تو
ٱلْكِتَـٰبُ l-kitābu كتاب
إِلَّا illā مگر
رَحْمَةًۭ raḥmatan رحمت
مِّن min از
رَّبِّكَ ۖ rabbika پروردگار تو
فَلَا falā پس قطعاً نباش
تَكُونَنَّ takūnanna پس قطعاً نباش
ظَهِيرًۭا ẓahīran پشتیبان
لِّلْكَـٰفِرِينَ lil'kāfirīna براي كافران

آیه 87 - سوره القصص: 16 واژه

وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ ۖ وَٱدْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ ۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ

و مبادا [کفر پیشگان لجوج] تو را از [ابلاغ] آیات خدا پس از آنکه به سوی تو نازل شد باز دارند، و به جانب پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش،

وَلَا walā و هرگز باز ندارد تو را
يَصُدُّنَّكَ yaṣuddunnaka و هرگز باز ندارد تو را
عَنْ ʿan از
ءَايَـٰتِ āyāti آيات
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
بَعْدَ baʿda بعد
إِذْ idh هنگامي كه
أُنزِلَتْ unzilat نازل گردید
إِلَيْكَ ۖ ilayka به سوی تو
وَٱدْعُ wa-ud'ʿu و بخوان، و دعوت کن
إِلَىٰ ilā به
رَبِّكَ ۖ rabbika پروردگار تو
وَلَا walā پس قطعاً نباش
تَكُونَنَّ takūnanna پس قطعاً نباش
مِنَ mina از
ٱلْمُشْرِكِينَ l-mush'rikīna مشركين

آیه 88 - سوره القصص: 19 واژه

وَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ ۘ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَىْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُۥ ۚ لَهُ ٱلْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

و با خدا معبودی دیگر مخوان، جز او معبودی نیست، هر چیزی مگر ذات او هلاک شدنی است، فرمانروایی [بر همه جهان هستی] ویژه اوست، و فقط به سوی او بازگردانده می شوید.

وَلَا walā و مخوان
تَدْعُ tadʿu و مخوان
مَعَ maʿa همراه
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
إِلَـٰهًا ilāhan معبودي
ءَاخَرَ ۘ ākhara دیگر
لَآ lā نيست
إِلَـٰهَ ilāha معبودي
إِلَّا illā مگر
هُوَ ۚ huwa او
كُلُّ kullu هر
شَىْءٍ shayin چيزي
هَالِكٌ hālikun هلاک شونده
إِلَّا illā مگر
وَجْهَهُۥ ۚ wajhahu ذات او
لَهُ lahu براي او
ٱلْحُكْمُ l-ḥuk'mu فرمان
وَإِلَيْهِ wa-ilayhi و به سوي او
تُرْجَعُونَ tur'jaʿūna بازگردانده مي‌شويد

همچنین ببینید

همه سوره‌ها واژه به واژه

بسم الله الرحمن الرحيم دوشنبه 22 ربیع الثانی
الاثنين 22 ربيع الآخر
هلال متناقص هلال در حال کاهش روز 24 / 29.5
روشنایی 31%
ماه نو در 6 روز
لا حول ولا قوة إلا بالله هیچ نیرو و قدرتی جز با الله نیست

إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ ۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا

همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

Al-Ahzab 33:56

صلوات بر پیامبر