سوره يوسف واژه به واژه

اسلام > Fa > قرآن > Quran_wbw > سوره يوسف واژه به واژه

يوسف (يوسف) واژه به واژه، به‌طور کامل: مکی، نازل شده در مکه، 111 آیه، 1,777 واژه. هر آیه به عربی با ترجمه فارسی نمایش داده می‌شود، سپس واژه به واژه شکسته می‌شود، هر واژه با آوانگاری و معنی آن.

با 1,777 واژه برای یادگیری، سوره يوسف حتی بدون دانستن خواندن عربی در دسترس می‌شود: آوانگاری تلفظ را راهنمایی می‌کند و معنی، معنا را می‌رساند. هر واژه را تکرار کنید، سپس کل آیه را دوباره بخوانید: این مؤثرترین روش برای حفظ این سوره، فهم نماز و غنی کردن واژگان قرآنی شماست.

به‌روزرسانی در 30 سپتامبر 2026 ساعت 04:42

📖 9 دقیقه مطالعه

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

آیه 1 - سوره يوسف: 5 واژه

الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْكِتَـٰبِ ٱلْمُبِينِ

الر ـ این است آیات کتاب روشنگر.

الٓر ۚ alif-lam-ra الف، لام، را
تِلْكَ til'ka آن
ءَايَـٰتُ āyātu نشانه‌ها
ٱلْكِتَـٰبِ l-kitābi كتاب
ٱلْمُبِينِ l-mubīni روشنگر

آیه 2 - سوره يوسف: 6 واژه

إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ قُرْءَٰنًا عَرَبِيًّۭا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

ما آن را قرآنی به زبان عربی نازل کردیم تا شما [درباره حقایق، مفاهیم، اشارات و لطایفش] تعقّل کنید.

إِنَّآ innā همانا ما
أَنزَلْنَـٰهُ anzalnāhu نازل کردیم آن را
قُرْءَٰنًا qur'ānan قرآنی
عَرَبِيًّۭا ʿarabiyyan عربی
لَّعَلَّكُمْ laʿallakum شايد (كه) شما
تَعْقِلُونَ taʿqilūna بیندیشید

آیه 3 - سوره يوسف: 16 واژه

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ ٱلْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلْغَـٰفِلِينَ

ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو می خوانیم و تو یقیناً پیش از آن از بی خبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی.

نَحْنُ naḥnu ما
نَقُصُّ naquṣṣu حکایت می کنیم
عَلَيْكَ ʿalayka بر تو
أَحْسَنَ aḥsana بهترین
ٱلْقَصَصِ l-qaṣaṣi حکایت
بِمَآ bimā به سبب
أَوْحَيْنَآ awḥaynā وحی کردیم
إِلَيْكَ ilayka به سوي تو
هَـٰذَا hādhā اين
ٱلْقُرْءَانَ l-qur'āna قرآن
وَإِن wa-in و اگر
كُنتَ kunta بودي
مِن min از
قَبْلِهِۦ qablihi قبل آن
لَمِنَ lamina قطعاً از
ٱلْغَـٰفِلِينَ l-ghāfilīna غافلان

آیه 4 - سوره يوسف: 15 واژه

إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَـٰٓأَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَـٰجِدِينَ

[یاد کن] آن گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند!

إِذْ idh هنگامي كه
قَالَ qāla گفت
يُوسُفُ yūsufu یوسف
لِأَبِيهِ li-abīhi به پدرش
يَـٰٓأَبَتِ yāabati پدر من
إِنِّى innī همانا من
رَأَيْتُ ra-aytu دیدم
أَحَدَ aḥada یک
عَشَرَ ʿashara ده
كَوْكَبًۭا kawkaban ستاره
وَٱلشَّمْسَ wal-shamsa و خورشید
وَٱلْقَمَرَ wal-qamara و ماه
رَأَيْتُهُمْ ra-aytuhum دیدم آنها را
لِى lī براي من
سَـٰجِدِينَ sājidīna سجده کنندگان

آیه 5 - سوره يوسف: 15 واژه

قَالَ يَـٰبُنَىَّ لَا تَقْصُصْ رُءْيَاكَ عَلَىٰٓ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا۟ لَكَ كَيْدًا ۖ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لِلْإِنسَـٰنِ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ

[پدر] گفت: ای پسرک من! خواب خود را برای برادرانت مگو که نقشه ای خطرناک بر ضد تو به کار می بندند، بدون شک شیطان برای انسان دشمنی آشکار است.

قَالَ qāla گفت
يَـٰبُنَىَّ yābunayya پسرم
لَا lā حکایت نکن
تَقْصُصْ taqṣuṣ حکایت نکن
رُءْيَاكَ ru'yāka خوابت
عَلَىٰٓ ʿalā بر
إِخْوَتِكَ ikh'watika برادرانت
فَيَكِيدُوا۟ fayakīdū کید و حیله می کنند
لَكَ laka برای تو
كَيْدًا ۖ kaydan توطئه
إِنَّ inna همانا
ٱلشَّيْطَـٰنَ l-shayṭāna شيطان
لِلْإِنسَـٰنِ lil'insāni برای انسان
عَدُوٌّۭ ʿaduwwun دشمن
مُّبِينٌۭ mubīnun آشكار

آیه 6 - سوره يوسف: 25 واژه

وَكَذَٰلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَعَلَىٰٓ ءَالِ يَعْقُوبَ كَمَآ أَتَمَّهَا عَلَىٰٓ أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ

و این چنین پروردگارت تو را برمی گزیند و از تفسیر خواب ها به تو می آموزد، و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب تمام می کند، چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد؛ یقیناً پروردگارت دانا و حکیم است.

وَكَذَٰلِكَ wakadhālika و اين چنين
يَجْتَبِيكَ yajtabīka برمی گزیند تو را
رَبُّكَ rabbuka پروردگار تو
وَيُعَلِّمُكَ wayuʿallimuka و یاد می دهد به تو
مِن min از
تَأْوِيلِ tawīli تعبیر
ٱلْأَحَادِيثِ l-aḥādīthi خوابها
وَيُتِمُّ wayutimmu و تمام می کند
نِعْمَتَهُۥ niʿ'matahu نعمتش
عَلَيْكَ ʿalayka بر تو
وَعَلَىٰٓ waʿalā و بر
ءَالِ āli خاندان
يَعْقُوبَ yaʿqūba يعقوب
كَمَآ kamā همان گونه كه
أَتَمَّهَا atammahā تمام کرد آن را
عَلَىٰٓ ʿalā بر
أَبَوَيْكَ abawayka پدر و مادرت
مِن min از
قَبْلُ qablu قبل
إِبْرَٰهِيمَ ib'rāhīma ابراهيم
وَإِسْحَـٰقَ ۚ wa-is'ḥāqa و اسحاق
إِنَّ inna همانا
رَبَّكَ rabbaka پروردگارت
عَلِيمٌ ʿalīmun دانا
حَكِيمٌۭ ḥakīmun حكيم

آیه 7 - سوره يوسف: 7 واژه

۞ لَّقَدْ كَانَ فِى يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِۦٓ ءَايَـٰتٌۭ لِّلسَّآئِلِينَ

بی تردید [در داستان] یوسف و برادرانش نشانه هایی [از ربوبیّت، رحمت و لطف خدا] برای مردم کنجکاو است.

۞ لَّقَدْ laqad بي‌ترديد
كَانَ kāna بود
فِى fī در
يُوسُفَ yūsufa یوسف
وَإِخْوَتِهِۦٓ wa-ikh'watihi و برادرانش
ءَايَـٰتٌۭ āyātun عبرتها
لِّلسَّآئِلِينَ lilssāilīna برای سؤال کنندگان

آیه 8 - سوره يوسف: 15 واژه

إِذْ قَالُوا۟ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰٓ أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍ

[یاد کن] هنگامی را که برادران گفتند: با اینکه ما گروهی نیرومندیم، یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوب ترند، و قطعاً پدرمان در اشتباه روشن و آشکاری است.

إِذْ idh هنگامي كه
قَالُوا۟ qālū گفتند
لَيُوسُفُ layūsufu یوسف
وَأَخُوهُ wa-akhūhu و برادرش
أَحَبُّ aḥabbu محبوب تر
إِلَىٰٓ ilā نزد
أَبِينَا abīnā پدرمان
مِنَّا minnā از ما
وَنَحْنُ wanaḥnu در حالي كه ما
عُصْبَةٌ ʿuṣ'batun گروه متحد و نیرومند
إِنَّ inna همانا
أَبَانَا abānā پدر ما
لَفِى lafī قطعاً در
ضَلَـٰلٍۢ ḍalālin گمراهي
مُّبِينٍ mubīnin آشكار

آیه 9 - سوره يوسف: 14 واژه

ٱقْتُلُوا۟ يُوسُفَ أَوِ ٱطْرَحُوهُ أَرْضًۭا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُوا۟ مِنۢ بَعْدِهِۦ قَوْمًۭا صَـٰلِحِينَ

[یکی گفت:] یوسف را بکشید و یا او را در سرزمین نامعلومی بیندازید، تا توجه و محبت پدرتان فقط معطوف به شما شود. و پس از این گناه [با بازگشت به خدا و عذرخواهی از پدر] مردمی شایسته خواهید شد.

ٱقْتُلُوا۟ uq'tulū بكُشيد
يُوسُفَ yūsufa یوسف
أَوِ awi يا
ٱطْرَحُوهُ iṭ'raḥūhu بیندازید او را
أَرْضًۭا arḍan سرزمین
يَخْلُ yakhlu تا خالی و خالص شود
لَكُمْ lakum براي شما
وَجْهُ wajhu روي
أَبِيكُمْ abīkum پدر شما
وَتَكُونُوا۟ watakūnū و باشید
مِنۢ min از
بَعْدِهِۦ baʿdihi بعد او
قَوْمًۭا qawman گروهي
صَـٰلِحِينَ ṣāliḥīna صالحان

آیه 10 - سوره يوسف: 16 واژه

قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا۟ يُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِى غَيَـٰبَتِ ٱلْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ ٱلسَّيَّارَةِ إِن كُنتُمْ فَـٰعِلِينَ

یکی از آنان گفت: یوسف را نکشید، اگر می خواهید کاری بر ضد او انجام دهید، وی را در مخفی گاه آن چاه اندازید، که برخی رهگذران او را برگیرند [و با خود ببرند!!]

قَالَ qāla گفت
قَآئِلٌۭ qāilun گوینده
مِّنْهُمْ min'hum از آن‌ها
لَا lā نکشید
تَقْتُلُوا۟ taqtulū نکشید
يُوسُفَ yūsufa یوسف
وَأَلْقُوهُ wa-alqūhu و بیفکنید او را
فِى fī در
غَيَـٰبَتِ ghayābati ته
ٱلْجُبِّ l-jubi چاه
يَلْتَقِطْهُ yaltaqiṭ'hu پیدا کند او را
بَعْضُ baʿḍu بعضی
ٱلسَّيَّارَةِ l-sayārati کاروان
إِن in اگر
كُنتُمْ kuntum هستيد
فَـٰعِلِينَ fāʿilīna کننده

آیه 11 - سوره يوسف: 11 واژه

قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مَا لَكَ لَا تَأْمَ۫نَّا عَلَىٰ يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُۥ لَنَـٰصِحُونَ

گفتند: ای پدر! تو را چه شده که ما را نسبت به یوسف امین نمی دانی با اینکه ما بدون تردید خیرخواه اوییم.

قَالُوا۟ qālū گفتند
يَـٰٓأَبَانَا yāabānā پدر ما
مَا mā تو را چه شده است
لَكَ laka تو را چه شده است
لَا lā اطمینان نمی کنی بر ما
تَأْمَ۫نَّا tamannā اطمینان نمی کنی بر ما
عَلَىٰ ʿalā بر
يُوسُفَ yūsufa یوسف
وَإِنَّا wa-innā و همانا ما
لَهُۥ lahu براي او
لَنَـٰصِحُونَ lanāṣiḥūna خیر خواهان

آیه 12 - سوره يوسف: 8 واژه

أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًۭا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَـٰفِظُونَ

فردا او را با ما روانه کن تا [در دشت و صحرا] بگردد و بازی کند، قطعاً ما حافظ و نگهبان او خواهیم بود.

أَرْسِلْهُ arsil'hu بفرست او را
مَعَنَا maʿanā با ما
غَدًۭا ghadan فردا
يَرْتَعْ yartaʿ بخورد
وَيَلْعَبْ wayalʿab و بازی کند
وَإِنَّا wa-innā و همانا ما
لَهُۥ lahu براي او
لَحَـٰفِظُونَ laḥāfiẓūna نگهبانان

آیه 13 - سوره يوسف: 13 واژه

قَالَ إِنِّى لَيَحْزُنُنِىٓ أَن تَذْهَبُوا۟ بِهِۦ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ ٱلذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَـٰفِلُونَ

گفت: بردن او مرا سخت اندوهگین می کند، و می ترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد.

قَالَ qāla گفت
إِنِّى innī همانا من
لَيَحْزُنُنِىٓ layaḥzununī محزون می کند مرا
أَن an که ببرید
تَذْهَبُوا۟ tadhhabū که ببرید
بِهِۦ bihi او را
وَأَخَافُ wa-akhāfu و می ترسم
أَن an که بخورد او را
يَأْكُلَهُ yakulahu که بخورد او را
ٱلذِّئْبُ l-dhi'bu گرگ
وَأَنتُمْ wa-antum در حالي كه شما
عَنْهُ ʿanhu از آن
غَـٰفِلُونَ ghāfilūna بی خبران

آیه 14 - سوره يوسف: 9 واژه

قَالُوا۟ لَئِنْ أَكَلَهُ ٱلذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّآ إِذًۭا لَّخَـٰسِرُونَ

گفتند: اگر با بودن ما که گروهی نیرومندیم، گرگ او را بخورد، یقیناً ما در این صورت زیانکار و بی مقداریم.

قَالُوا۟ qālū گفتند
لَئِنْ la-in البته اگر
أَكَلَهُ akalahu بخورد او را
ٱلذِّئْبُ l-dhi'bu گرگ
وَنَحْنُ wanaḥnu در حالي كه ما
عُصْبَةٌ ʿuṣ'batun گروه متحد و نیرومند
إِنَّآ innā همانا ما
إِذًۭا idhan در اين صورت
لَّخَـٰسِرُونَ lakhāsirūna زیانکاران

آیه 15 - سوره يوسف: 17 واژه

فَلَمَّا ذَهَبُوا۟ بِهِۦ وَأَجْمَعُوٓا۟ أَن يَجْعَلُوهُ فِى غَيَـٰبَتِ ٱلْجُبِّ ۚ وَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـٰذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

پس هنگامی که وی را بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه آن چاه قرارش دهند [تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشتند] و ما هم به او الهام کردیم که از این کار آگاهشان خواهی ساخت در حالی که آنان نمی فهمند [که تو همان یوسفی.]

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
ذَهَبُوا۟ dhahabū بردند
بِهِۦ bihi او را
وَأَجْمَعُوٓا۟ wa-ajmaʿū و همداستان شدند
أَن an که قرار دهند او را
يَجْعَلُوهُ yajʿalūhu که قرار دهند او را
فِى fī در
غَيَـٰبَتِ ghayābati ته
ٱلْجُبِّ ۚ l-jubi چاه عمیق
وَأَوْحَيْنَآ wa-awḥaynā و وحی کردیم
إِلَيْهِ ilayhi به سوي او
لَتُنَبِّئَنَّهُم latunabbi-annahum البته حتماً خبر می دهی آنها را
بِأَمْرِهِمْ bi-amrihim کارشان را
هَـٰذَا hādhā اين
وَهُمْ wahum در حالی که ایشان
لَا lā درک نمی کنند
يَشْعُرُونَ yashʿurūna درک نمی کنند

آیه 16 - سوره يوسف: 4 واژه

وَجَآءُوٓ أَبَاهُمْ عِشَآءًۭ يَبْكُونَ

و شبان گاه گریه کنان نزد پدر آمدند.

وَجَآءُوٓ wajāū و آمدند
أَبَاهُمْ abāhum پدرشان
عِشَآءًۭ ʿishāan شامگاه
يَبْكُونَ yabkūna می گریند

آیه 17 - سوره يوسف: 18 واژه

قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَآ إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَـٰعِنَا فَأَكَلَهُ ٱلذِّئْبُ ۖ وَمَآ أَنتَ بِمُؤْمِنٍۢ لَّنَا وَلَوْ كُنَّا صَـٰدِقِينَ

گفتند: ای پدر! ما یوسف را در کنار بار و کالای خود نهادیم و برای مسابقه رفتیم؛ پس گرگ، او را خورد و تو ما را تصدیق نخواهی کرد اگرچه راست بگوییم!

قَالُوا۟ qālū گفتند
يَـٰٓأَبَانَآ yāabānā پدر ما
إِنَّا innā همانا ما
ذَهَبْنَا dhahabnā رفتیم
نَسْتَبِقُ nastabiqu مسابقه دهیم
وَتَرَكْنَا wataraknā و واگذاشتیم
يُوسُفَ yūsufa یوسف
عِندَ ʿinda نزد
مَتَـٰعِنَا matāʿinā اثاث خود
فَأَكَلَهُ fa-akalahu پس خورد او را
ٱلذِّئْبُ ۖ l-dhi'bu گرگ
وَمَآ wamā 0
أَنتَ anta 0
بِمُؤْمِنٍۢ bimu'minin تو اعتماد نداری به ما
لَّنَا lanā تو اعتماد نداری به ما
وَلَوْ walaw و اگر
كُنَّا kunnā باشیم
صَـٰدِقِينَ ṣādiqīna راستگويان

آیه 18 - سوره يوسف: 18 واژه

وَجَآءُو عَلَىٰ قَمِيصِهِۦ بِدَمٍۢ كَذِبٍۢ ۚ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًۭا ۖ فَصَبْرٌۭ جَمِيلٌۭ ۖ وَٱللَّهُ ٱلْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ

و خونی دروغین بر پیراهنش آوردند [تا یعقوب مرگ یوسف را باور کند]. گفت: چنین نیست که می گویید، بلکه نفس شما کاری [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در این حال صبری نیکو [مناسب تر است]؛ و خداست که بر آنچه شما [از وضع یوسف] شرح می دهید از او یاری خواسته می شود.

وَجَآءُو wajāū و آوردند
عَلَىٰ ʿalā پیراهنش
قَمِيصِهِۦ qamīṣihi پیراهنش
بِدَمٍۢ bidamin با خونی
كَذِبٍۢ ۚ kadhibin دروغین
قَالَ qāla گفت
بَلْ bal بلكه
سَوَّلَتْ sawwalat زینت داد
لَكُمْ lakum براي شما
أَنفُسُكُمْ anfusukum نفس های شما
أَمْرًۭا ۖ amran کاری
فَصَبْرٌۭ faṣabrun پس صبری
جَمِيلٌۭ ۖ jamīlun نیکو
وَٱللَّهُ wal-lahu و خداوند
ٱلْمُسْتَعَانُ l-mus'taʿānu یار و یاور
عَلَىٰ ʿalā بر
مَا mā آن چه
تَصِفُونَ taṣifūna توصیف می کنید

آیه 19 - سوره يوسف: 16 واژه

وَجَآءَتْ سَيَّارَةٌۭ فَأَرْسَلُوا۟ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَىٰ دَلْوَهُۥ ۖ قَالَ يَـٰبُشْرَىٰ هَـٰذَا غُلَـٰمٌۭ ۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَـٰعَةًۭ ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ

و کاروانی آمد، پس آب آورشان را فرستادند، او دلوش را به چاه انداخت، گفت: مژده! این پسری نورس است! و او را به عنوان کالا [ی تجارت] پنهان کردند؛ و خدا به آنچه می خواستند انجام دهند، دانا بود.

وَجَآءَتْ wajāat و آمد
سَيَّارَةٌۭ sayyāratun قافله
فَأَرْسَلُوا۟ fa-arsalū پس فرستادند
وَارِدَهُمْ wāridahum آب آور آنها
فَأَدْلَىٰ fa-adlā پس سرازیر کرد
دَلْوَهُۥ ۖ dalwahu سطلش
قَالَ qāla گفت
يَـٰبُشْرَىٰ yābush'rā مژده باد
هَـٰذَا hādhā اين
غُلَـٰمٌۭ ۚ ghulāmun پسر بچه ای
وَأَسَرُّوهُ wa-asarrūhu و مخفی داشتند او را
بِضَـٰعَةًۭ ۚ biḍāʿatan کالا
وَٱللَّهُ wal-lahu و خداوند
عَلِيمٌۢ ʿalīmun دانا
بِمَا bimā به آن چه
يَعْمَلُونَ yaʿmalūna انجام مي‌دهند

آیه 20 - سوره يوسف: 9 واژه

وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍۭ بَخْسٍۢ دَرَٰهِمَ مَعْدُودَةٍۢ وَكَانُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلزَّٰهِدِينَ

و او را به بهایی ناچیز، درهمی چند فروختند و نسبت به او بی رغبت بودند.

وَشَرَوْهُ washarawhu و فروختند او را
بِثَمَنٍۭ bithamanin به بهای
بَخْسٍۢ bakhsin ناچیز
دَرَٰهِمَ darāhima درهم ها
مَعْدُودَةٍۢ maʿdūdatin تعدادی
وَكَانُوا۟ wakānū و بودند
فِيهِ fīhi در آن
مِنَ mina از
ٱلزَّٰهِدِينَ l-zāhidīna بی رغبتان

آیه 21 - سوره يوسف: 32 واژه

وَقَالَ ٱلَّذِى ٱشْتَرَىٰهُ مِن مِّصْرَ لِٱمْرَأَتِهِۦٓ أَكْرِمِى مَثْوَىٰهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدًۭا ۚ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُۥ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ ۚ وَٱللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰٓ أَمْرِهِۦ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

آن مرد مصری که یوسف را خرید، به همسرش گفت: جایگاهش را گرامی دار، امید است [در امور زندگی] به ما سودی دهد، یا او را به فرزندی انتخاب کنیم. این گونه یوسف را در سرزمین مصر مکانت بخشیدیم [تا زمینه فرمانروایی وحکومتش فراهم شود] و به او از تعبیر خواب ها بیاموزیم؛ و خدا بر کار خود چیره و غالب است، ولی بیشتر مردم نمی دانند.

وَقَالَ waqāla و گفت
ٱلَّذِى alladhī كسي كه
ٱشْتَرَىٰهُ ish'tarāhu خرید او را
مِن min از
مِّصْرَ miṣ'ra مصر
لِٱمْرَأَتِهِۦٓ li-im'ra-atihi به همسرش
أَكْرِمِى akrimī گرامی بدار
مَثْوَىٰهُ mathwāhu جا و مکانش
عَسَىٰٓ ʿasā شاید
أَن an که فایده دهد ما را
يَنفَعَنَآ yanfaʿanā که فایده دهد ما را
أَوْ aw يا
نَتَّخِذَهُۥ nattakhidhahu بگیریم او را
وَلَدًۭا ۚ waladan فرزند
وَكَذَٰلِكَ wakadhālika و اين چنين
مَكَّنَّا makkannā مکانت و منزلت دادیم
لِيُوسُفَ liyūsufa به یوسف
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
وَلِنُعَلِّمَهُۥ walinuʿallimahu و تا تعلیم دهیم او را
مِن min از
تَأْوِيلِ tawīli تعبیر
ٱلْأَحَادِيثِ ۚ l-aḥādīthi خوابها
وَٱللَّهُ wal-lahu و خداوند
غَالِبٌ ghālibun چیره است
عَلَىٰٓ ʿalā بر
أَمْرِهِۦ amrihi کار خویش
وَلَـٰكِنَّ walākinna و لكن
أَكْثَرَ akthara بيشتر
ٱلنَّاسِ l-nāsi مردم
لَا lā نمي‌دانند
يَعْلَمُونَ yaʿlamūna نمي‌دانند

آیه 22 - سوره يوسف: 9 واژه

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥٓ ءَاتَيْنَـٰهُ حُكْمًۭا وَعِلْمًۭا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ

و هنگامی که یوسف به سنّ کمال رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم، و ما نیکوکاران را این گونه پاداش می دهیم.

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
بَلَغَ balagha رسید
أَشُدَّهُۥٓ ashuddahu حد رشد خود
ءَاتَيْنَـٰهُ ātaynāhu دادیم به او
حُكْمًۭا ḥuk'man داوری
وَعِلْمًۭا ۚ waʿil'man و علم
وَكَذَٰلِكَ wakadhālika و اين چنين
نَجْزِى najzī پاداش می دهیم
ٱلْمُحْسِنِينَ l-muḥ'sinīna نيكوكاران

آیه 23 - سوره يوسف: 23 واژه

وَرَٰوَدَتْهُ ٱلَّتِى هُوَ فِى بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلْأَبْوَٰبَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ ۚ قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ ۖ إِنَّهُۥ رَبِّىٓ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ ۖ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ

و آن [زنی] که یوسف در خانه اش بود، از یوسف با نرمی و مهربانی خواستار کام جویی شد، و [در فرصتی مناسب] همه درهای کاخ را بست و به او گفت: پیش بیا [که من در اختیار توام] یوسف گفت: پناه به خدا، او پروردگار من است، جایگاهم را نیکو داشت، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمی کنم] به یقین ستمکاران رستگار نمی شوند.

وَرَٰوَدَتْهُ warāwadathu و مراوده کرد با او
ٱلَّتِى allatī کسی که
هُوَ huwa او
فِى fī در
بَيْتِهَا baytihā خانه اش
عَن ʿan درباره خودش
نَّفْسِهِۦ nafsihi درباره خودش
وَغَلَّقَتِ waghallaqati و محکم بست
ٱلْأَبْوَٰبَ l-abwāba درها
وَقَالَتْ waqālat و گفتند
هَيْتَ hayta بیا جلو
لَكَ ۚ laka برای تو
قَالَ qāla گفت
مَعَاذَ maʿādha پناه می برم
ٱللَّهِ ۖ l-lahi خداوند
إِنَّهُۥ innahu همانا او
رَبِّىٓ rabbī پروردگار من
أَحْسَنَ aḥsana نیکو کرد
مَثْوَاىَ ۖ mathwāya جا و مکان من
إِنَّهُۥ innahu همانا او
لَا lā رستگار نمی شود
يُفْلِحُ yuf'liḥu رستگار نمی شود
ٱلظَّـٰلِمُونَ l-ẓālimūna ستمگران

آیه 24 - سوره يوسف: 19 واژه

وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِۦ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهَـٰنَ رَبِّهِۦ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلْفَحْشَآءَ ۚ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُخْلَصِينَ

بانوی کاخ [چون خود را در برابر یوسفِ پاکدامن، شکست خورده دید با حالتی خشم آلود] به یوسف حمله کرد و یوسف هم اگر برهان پروردگارش را [که جلوه ربوبیت و نور عصمت و بصیرت است] ندیده بود [به قصد دفاع از شرف و پاکی اش] به او حمله می کرد [و در آن حال زد و خورد سختی پیش می آمد و با مجروح شدن بانوی کاخ، راه اتهام بر ضد یوسف باز می شد، ولی دیدن برهان پروردگارش او را از حمله بازداشت و راه هر گونه اتهام از سوی بانوی کاخ بر او بسته شد]. [ما] این گونه [یوسف را یاری دادیم] تا زد و خورد [ی که سبب اتهام می شد] و [نیز] عمل خلاف عفت آن بانو را از او بگردانیم؛ زیرا او از بندگان خالص شده ما [از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی] بود.

وَلَقَدْ walaqad و بي‌ترديد
هَمَّتْ hammat قصد کرد
بِهِۦ ۖ bihi به آن
وَهَمَّ wahamma و قصد کرد (ترک)
بِهَا bihā آن را
لَوْلَآ lawlā اگر نه
أَن an كه
رَّءَا raā دید
بُرْهَـٰنَ bur'hāna برهان
رَبِّهِۦ ۚ rabbihi پروردگارش
كَذَٰلِكَ kadhālika اين چنين
لِنَصْرِفَ linaṣrifa تا برگردانیم
عَنْهُ ʿanhu از او
ٱلسُّوٓءَ l-sūa بدي
وَٱلْفَحْشَآءَ ۚ wal-faḥshāa و گناه بسیار زشت
إِنَّهُۥ innahu همانا او
مِنْ min از
عِبَادِنَا ʿibādinā بندگان ما
ٱلْمُخْلَصِينَ l-mukh'laṣīna خالص گردانده شده

آیه 25 - سوره يوسف: 23 واژه

وَٱسْتَبَقَا ٱلْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُۥ مِن دُبُرٍۢ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَا ٱلْبَابِ ۚ قَالَتْ مَا جَزَآءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوٓءًا إِلَّآ أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

و هر دو به سوی در کاخ پیشی گرفتند، و بانو پیراهن یوسف را از پشت پاره کرد و [در آن حال] در کنار [آستانه] در به شوهر وی برخوردند؛ بانو به شوهرش گفت: کسی که نسبت به خانواده ات قصد بدی داشته باشد، کیفرش جز زندان یا شکنجه دردناک [چه خواهد بود؟!]

وَٱسْتَبَقَا wa-is'tabaqā و بر یکدیگر سبقت گرفتند
ٱلْبَابَ l-bāba درب
وَقَدَّتْ waqaddat و پاره کرد
قَمِيصَهُۥ qamīṣahu پیراهنش
مِن min از
دُبُرٍۢ duburin پشت
وَأَلْفَيَا wa-alfayā یافتند آن دو
سَيِّدَهَا sayyidahā آقای آن زن
لَدَا ladā دم در
ٱلْبَابِ ۚ l-bābi دم در
قَالَتْ qālat گفت
مَا mā چیست
جَزَآءُ jazāu كيفر
مَنْ man کسی که
أَرَادَ arāda قصد كرد
بِأَهْلِكَ bi-ahlika خانواده ات را
سُوٓءًا sūan بدي
إِلَّآ illā مگر
أَن an که زندانی شود
يُسْجَنَ yus'jana که زندانی شود
أَوْ aw يا
عَذَابٌ ʿadhābun عذابي
أَلِيمٌۭ alīmun دردناك

آیه 26 - سوره يوسف: 19 واژه

قَالَ هِىَ رَٰوَدَتْنِى عَن نَّفْسِى ۚ وَشَهِدَ شَاهِدٌۭ مِّنْ أَهْلِهَآ إِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن قُبُلٍۢ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ

یوسف گفت: او از من خواستار کام جویی شد. و گواهی از خاندان بانو چنین داوری کرد: اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، بانو راست می گوید و یوسف دروغگوست.

قَالَ qāla گفت
هِىَ hiya او
رَٰوَدَتْنِى rāwadatnī مراوده کرد با من
عَن ʿan درباره من
نَّفْسِى ۚ nafsī درباره من
وَشَهِدَ washahida و شهادت داد
شَاهِدٌۭ shāhidun شاهد
مِّنْ min از
أَهْلِهَآ ahlihā خانواده‌ي او(زن)
إِن in اگر
كَانَ kāna اگر باشد
قَمِيصُهُۥ qamīṣuhu پیراهنش
قُدَّ qudda بریده شد
مِن min از
قُبُلٍۢ qubulin جلو
فَصَدَقَتْ faṣadaqat پس راست گفت آن زن
وَهُوَ wahuwa و او
مِنَ mina از
ٱلْكَـٰذِبِينَ l-kādhibīna دروغگويان

آیه 27 - سوره يوسف: 10 واژه

وَإِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٍۢ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ

و اگر پیراهنش از پشت پاره شده، بانو دروغ می گوید و یوسف راستگوست.

وَإِن wa-in و اگر
كَانَ kāna بود
قَمِيصُهُۥ qamīṣuhu پیراهنش
قُدَّ qudda بریده شد
مِن min از
دُبُرٍۢ duburin پشت
فَكَذَبَتْ fakadhabat پس دروغ گفت
وَهُوَ wahuwa و او
مِنَ mina از
ٱلصَّـٰدِقِينَ l-ṣādiqīna راستگویان

آیه 28 - سوره يوسف: 13 واژه

فَلَمَّا رَءَا قَمِيصَهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٍۢ قَالَ إِنَّهُۥ مِن كَيْدِكُنَّ ۖ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌۭ

پس همسر بانو چون دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده، گفت: این [فتنه و فساد] از نیرنگ شما [زنان] است، بی تردید نیرنگ شما بزرگ است.

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
رَءَا raā دید
قَمِيصَهُۥ qamīṣahu پیراهنش
قُدَّ qudda بریده شد
مِن min از
دُبُرٍۢ duburin پشت
قَالَ qāla گفت
إِنَّهُۥ innahu همانا آن
مِن min از
كَيْدِكُنَّ ۖ kaydikunna مکر شما زنان
إِنَّ inna همانا
كَيْدَكُنَّ kaydakunna مکر شما زنان
عَظِيمٌۭ ʿaẓīmun بزرگ

آیه 29 - سوره يوسف: 10 واژه

يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَـٰذَا ۚ وَٱسْتَغْفِرِى لِذَنۢبِكِ ۖ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ ٱلْخَاطِـِٔينَ

یوسفا! این داستان را ندیده بگیر. و تو [ای بانو!] از گناهت استغفار کن؛ زیرا تو از خطاکارانی.

يُوسُفُ yūsufu یوسف
أَعْرِضْ aʿriḍ نادیده بگیر
عَنْ ʿan از
هَـٰذَا ۚ hādhā این
وَٱسْتَغْفِرِى wa-is'taghfirī و استغفار کن تو ای زن
لِذَنۢبِكِ ۖ lidhanbiki برای گناهت
إِنَّكِ innaki همانا تو
كُنتِ kunti بودی
مِنَ mina از
ٱلْخَاطِـِٔينَ l-khāṭiīna خطاکاران

آیه 30 - سوره يوسف: 18 واژه

۞ وَقَالَ نِسْوَةٌۭ فِى ٱلْمَدِينَةِ ٱمْرَأَتُ ٱلْعَزِيزِ تُرَٰوِدُ فَتَىٰهَا عَن نَّفْسِهِۦ ۖ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا ۖ إِنَّا لَنَرَىٰهَا فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍۢ

و گروهی از زنان در شهر شایع کردند که همسر عزیز [مصر] در حالی که عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ کرده از او درخواست کام جویی می کند؛ یقیناً ما او را در گمراهی آشکاری می بینیم.

۞ وَقَالَ waqāla و گفت
نِسْوَةٌۭ nis'watun زنانی
فِى fī در
ٱلْمَدِينَةِ l-madīnati شهر
ٱمْرَأَتُ im'ra-atu همسر
ٱلْعَزِيزِ l-ʿazīzi عزیز
تُرَٰوِدُ turāwidu کام می خواهد
فَتَىٰهَا fatāhā غلام خود
عَن ʿan درباره
نَّفْسِهِۦ ۖ nafsihi خودش
قَدْ qad البته
شَغَفَهَا shaghafahā شیفته و شیدا کرد او را
حُبًّا ۖ ḥubban در محبت
إِنَّا innā همانا ما
لَنَرَىٰهَا lanarāhā می بینیم او را
فِى fī در
ضَلَـٰلٍۢ ḍalālin گمراهي
مُّبِينٍۢ mubīnin آشكار

آیه 31 - سوره يوسف: 32 واژه

فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَـًۭٔا وَءَاتَتْ كُلَّ وَٰحِدَةٍۢ مِّنْهُنَّ سِكِّينًۭا وَقَالَتِ ٱخْرُجْ عَلَيْهِنَّ ۖ فَلَمَّا رَأَيْنَهُۥٓ أَكْبَرْنَهُۥ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَـٰشَ لِلَّهِ مَا هَـٰذَا بَشَرًا إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا مَلَكٌۭ كَرِيمٌۭ

پس هنگامی که بانوی کاخ گفتارِ مکرآمیز آنان را شنید [برای آنکه به آنان ثابت کند که در این رابطه، سخنی نابجا دارند] به مهمانی دعوتشان کرد، و برای آنان تکیه گاه آماده نمود و به هر یک از آنان [برای خوردن میوه] کاردی داد و به یوسف گفت: به مجلس آنان در آی. هنگامی که او را دیدند به حقیقت در نظرشان بزرگ [و بسیار زیبا] یافتند و [از شدت شگفتی و حیرت به جای میوه] دست هایشان را بریدند و گفتند: حاشا که این بشر باشد! او جز فرشته ای بزرگوار نیست.

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
سَمِعَتْ samiʿat شنید
بِمَكْرِهِنَّ bimakrihinna مکرشان را
أَرْسَلَتْ arsalat فرستاد
إِلَيْهِنَّ ilayhinna در پی آنها
وَأَعْتَدَتْ wa-aʿtadat و آماده نمود
لَهُنَّ lahunna براي آن‌ها
مُتَّكَـًۭٔا muttaka-an تکیه گاه
وَءَاتَتْ waātat و داد
كُلَّ kulla هر
وَٰحِدَةٍۢ wāḥidatin یک از آنها
مِّنْهُنَّ min'hunna یک از آنها
سِكِّينًۭا sikkīnan کارد
وَقَالَتِ waqālati و گفت
ٱخْرُجْ ukh'ruj خارج شو
عَلَيْهِنَّ ۖ ʿalayhinna بر آنها
فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
رَأَيْنَهُۥٓ ra-aynahu دیدند او را
أَكْبَرْنَهُۥ akbarnahu بزرگ یافتند او را
وَقَطَّعْنَ waqaṭṭaʿna و بریدند
أَيْدِيَهُنَّ aydiyahunna دستانشان را
وَقُلْنَ waqul'na و گفتند
حَـٰشَ ḥāsha منزه است
لِلَّهِ lillahi خداوند
مَا mā نیست
هَـٰذَا hādhā اين
بَشَرًا basharan بشر
إِنْ in نیست
هَـٰذَآ hādhā اين
إِلَّا illā مگر
مَلَكٌۭ malakun فرشته
كَرِيمٌۭ karīmun بزرگوار

آیه 32 - سوره يوسف: 19 واژه

قَالَتْ فَذَٰلِكُنَّ ٱلَّذِى لُمْتُنَّنِى فِيهِ ۖ وَلَقَدْ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفْسِهِۦ فَٱسْتَعْصَمَ ۖ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَآ ءَامُرُهُۥ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًۭا مِّنَ ٱلصَّـٰغِرِينَ

بانوی کاخ گفت: این همان کسی است که مرا درباره عشق او سرزنش کردید. به راستی من از او خواستار کام جویی شدم، ولی او در برابر خواست من به شدت خودداری کرد، و اگر فرمانم را اجرا نکند یقیناً خوار و حقیر به زندان خواهد رفت.

قَالَتْ qālat گفت
فَذَٰلِكُنَّ fadhālikunna ای زنان او همان کسی است که
ٱلَّذِى alladhī ای زنان او همان کسی است که
لُمْتُنَّنِى lum'tunnanī ملامت کردید مرا
فِيهِ ۖ fīhi در آن
وَلَقَدْ walaqad و بي‌ترديد
رَٰوَدتُّهُۥ rāwadttuhu کام خواستم از او
عَن ʿan درباره
نَّفْسِهِۦ nafsihi خودش
فَٱسْتَعْصَمَ ۖ fa-is'taʿṣama پس پاکدامنی کرد
وَلَئِن wala-in و قطعاً اگر
لَّمْ lam <null>
يَفْعَلْ yafʿal انجام ندهد
مَآ mā آن چه
ءَامُرُهُۥ āmuruhu دستور می دهم به او
لَيُسْجَنَنَّ layus'jananna اللبته حتماً زندانی می شود
وَلَيَكُونًۭا walayakūnan و البته حتماً می شود
مِّنَ mina از
ٱلصَّـٰغِرِينَ l-ṣāghirīna فرومایگان

آیه 33 - سوره يوسف: 17 واژه

قَالَ رَبِّ ٱلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِىٓ إِلَيْهِ ۖ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّى كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ ٱلْجَـٰهِلِينَ

یوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از عملی که مرا به آن می خوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان رغبت می کنم و از نادانان می شوم.

قَالَ qāla گفت
رَبِّ rabbi بار الها
ٱلسِّجْنُ l-sij'nu زندان
أَحَبُّ aḥabbu محبوب تر
إِلَىَّ ilayya نزد من
مِمَّا mimmā از آن چه
يَدْعُونَنِىٓ yadʿūnanī فرا می خوانند مرا
إِلَيْهِ ۖ ilayhi به سوی آن
وَإِلَّا wa-illā و اگر برنگردانی
تَصْرِفْ taṣrif و اگر برنگردانی
عَنِّى ʿannī از من
كَيْدَهُنَّ kaydahunna مکرشان را
أَصْبُ aṣbu میل می کنم
إِلَيْهِنَّ ilayhinna به سمت آنان
وَأَكُن wa-akun و می شوم
مِّنَ mina از
ٱلْجَـٰهِلِينَ l-jāhilīna نادانان

آیه 34 - سوره يوسف: 10 واژه

فَٱسْتَجَابَ لَهُۥ رَبُّهُۥ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ

پس پروردگارش خواسته اش را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او بگردانید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.

فَٱسْتَجَابَ fa-is'tajāba پس اجابت كرد
لَهُۥ lahu براي او
رَبُّهُۥ rabbuhu پروردگارش
فَصَرَفَ faṣarafa پس برگرداند
عَنْهُ ʿanhu از او
كَيْدَهُنَّ ۚ kaydahunna مکرشان را
إِنَّهُۥ innahu همانا او
هُوَ huwa او
ٱلسَّمِيعُ l-samīʿu شنوا
ٱلْعَلِيمُ l-ʿalīmu دانا

آیه 35 - سوره يوسف: 11 واژه

ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّنۢ بَعْدِ مَا رَأَوُا۟ ٱلْـَٔايَـٰتِ لَيَسْجُنُنَّهُۥ حَتَّىٰ حِينٍۢ

آن گاه آنان پس از آنکه نشانه ها [یِ پاکی و پاکدامنی یوسف] را دیده بودند، عزمشان بر این جزم شد که تا مدتی او را به زندان اندازند.

ثُمَّ thumma سپس
بَدَا badā آشکار شد
لَهُم lahum برای آنان
مِّنۢ min از
بَعْدِ baʿdi بعد
مَا mā آن چه
رَأَوُا۟ ra-awū دیدند
ٱلْـَٔايَـٰتِ l-āyāti نشانه‌ها
لَيَسْجُنُنَّهُۥ layasjununnahu البته حتماً زندانی می کنند او را
حَتَّىٰ ḥattā تا
حِينٍۢ ḥīnin یک زمانی

آیه 36 - سوره يوسف: 27 واژه

وَدَخَلَ مَعَهُ ٱلسِّجْنَ فَتَيَانِ ۖ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّىٓ أَرَىٰنِىٓ أَعْصِرُ خَمْرًۭا ۖ وَقَالَ ٱلْـَٔاخَرُ إِنِّىٓ أَرَىٰنِىٓ أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِى خُبْزًۭا تَأْكُلُ ٱلطَّيْرُ مِنْهُ ۖ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِۦٓ ۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلْمُحْسِنِينَ

و دو غلام [پادشاه مصر] با یوسف به زندان افتادند. یکی از آن دو نفر گفت: من پی در پی خواب می بینم که [برای] شراب، [انگور] می فشارم، و دیگری گفت: من خواب می بینم که بر سر خود نان حمل می کنم [و] پرندگان از آن می خورند، از تعبیر آن ما را خبر ده؛ زیرا ما تو را از نیکوکاران می دانیم.

وَدَخَلَ wadakhala و وارد شد
مَعَهُ maʿahu همراه او
ٱلسِّجْنَ l-sij'na زندان
فَتَيَانِ ۖ fatayāni دو جوان
قَالَ qāla گفت
أَحَدُهُمَآ aḥaduhumā یکی از آنها
إِنِّىٓ innī همانا من
أَرَىٰنِىٓ arānī خود را می بینم
أَعْصِرُ aʿṣiru می فشارم
خَمْرًۭا ۖ khamran (انگور برای) شراب
وَقَالَ waqāla و گفت
ٱلْـَٔاخَرُ l-ākharu دیگری
إِنِّىٓ innī همانا من
أَرَىٰنِىٓ arānī خود را می بینم
أَحْمِلُ aḥmilu حمل می کنم
فَوْقَ fawqa بالای
رَأْسِى rasī سرم
خُبْزًۭا khub'zan نان
تَأْكُلُ takulu می خورد
ٱلطَّيْرُ l-ṭayru پرندگان
مِنْهُ ۖ min'hu از آن
نَبِّئْنَا nabbi'nā آگاه کن ما را
بِتَأْوِيلِهِۦٓ ۖ bitawīlihi از تأویلش
إِنَّا innā همانا ما
نَرَىٰكَ narāka می بینیم تو را
مِنَ mina از
ٱلْمُحْسِنِينَ l-muḥ'sinīna نيكوكاران

آیه 37 - سوره يوسف: 26 واژه

قَالَ لَا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌۭ تُرْزَقَانِهِۦٓ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِۦ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا ۚ ذَٰلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِى رَبِّىٓ ۚ إِنِّى تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍۢ لَّا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ هُمْ كَـٰفِرُونَ

گفت: هیچ جیره غذایی برای شما نمی آید مگر آنکه من شما را پیش از آمدنش از تعبیر آن خواب آگاه می کنم، این از حقایقی است که خدا به من آموخته است؛ زیرا من آیین مردمی را که به خدا ایمان ندارند و به سرای آخرت کافرند، رها کرده ام.

قَالَ qāla گفت
لَا lā نمی آید برای شما
يَأْتِيكُمَا yatīkumā نمی آید برای شما
طَعَامٌۭ ṭaʿāmun غذایی
تُرْزَقَانِهِۦٓ tur'zaqānihi روزی می شود به شما دو نفر او
إِلَّا illā مگر
نَبَّأْتُكُمَا nabbatukumā آگاه می سازم شما را
بِتَأْوِيلِهِۦ bitawīlihi از تأویلش
قَبْلَ qabla قبل
أَن an وقوع یابد برای شما
يَأْتِيَكُمَا ۚ yatiyakumā وقوع یابد برای شما
ذَٰلِكُمَا dhālikumā آن
مِمَّا mimmā از آن چه
عَلَّمَنِى ʿallamanī آموخت به من
رَبِّىٓ ۚ rabbī پروردگارم
إِنِّى innī همانا من
تَرَكْتُ taraktu ترک گفتم
مِلَّةَ millata آئين
قَوْمٍۢ qawmin گروهي
لَّا lā ایمان نمی آورند
يُؤْمِنُونَ yu'minūna ایمان نمی آورند
بِٱللَّهِ bil-lahi به خداوند
وَهُم wahum و ايشان
بِٱلْـَٔاخِرَةِ bil-ākhirati به آخرت
هُمْ hum ايشان
كَـٰفِرُونَ kāfirūna کافران

آیه 38 - سوره يوسف: 26 واژه

وَٱتَّبَعْتُ مِلَّةَ ءَابَآءِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ ۚ مَا كَانَ لَنَآ أَن نُّشْرِكَ بِٱللَّهِ مِن شَىْءٍۢ ۚ ذَٰلِكَ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى ٱلنَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ

و [از ابتدا] از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کرده ام، برای ما شایسته نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم. این از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولی بیشتر مردم ناسپاسند.

وَٱتَّبَعْتُ wa-ittabaʿtu و پیروی کردم
مِلَّةَ millata آئين
ءَابَآءِىٓ ābāī پدرانم
إِبْرَٰهِيمَ ib'rāhīma ابراهيم
وَإِسْحَـٰقَ wa-is'ḥāqa و اسحاق
وَيَعْقُوبَ ۚ wayaʿqūba و یعقوب
مَا mā نیست
كَانَ kāna نیست
لَنَآ lanā براي ما
أَن an که شرک آوریم
نُّشْرِكَ nush'rika که شرک آوریم
بِٱللَّهِ bil-lahi به خداوند
مِن min از
شَىْءٍۢ ۚ shayin چيزي
ذَٰلِكَ dhālika اين
مِن min از
فَضْلِ faḍli فضل
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
عَلَيْنَا ʿalaynā بر ما
وَعَلَى waʿalā و بر
ٱلنَّاسِ l-nāsi مردم
وَلَـٰكِنَّ walākinna و لكن
أَكْثَرَ akthara بيشتر
ٱلنَّاسِ l-nāsi مردم
لَا lā نا سپاسی می کنند
يَشْكُرُونَ yashkurūna نا سپاسی می کنند

آیه 39 - سوره يوسف: 9 واژه

يَـٰصَـٰحِبَىِ ٱلسِّجْنِ ءَأَرْبَابٌۭ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ

ای دو یار زندان! آیا معبودان متعدد و متفرق بهتر است یا خدای یگانه مقتدر؟

يَـٰصَـٰحِبَىِ yāṣāḥibayi دو دوست زندانی من
ٱلسِّجْنِ l-sij'ni دو دوست زندانی من
ءَأَرْبَابٌۭ a-arbābun آیا خدایان پراکنده
مُّتَفَرِّقُونَ mutafarriqūna آیا خدایان پراکنده
خَيْرٌ khayrun بهتر
أَمِ ami يا
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
ٱلْوَٰحِدُ l-wāḥidu یگانه
ٱلْقَهَّارُ l-qahāru بسیار چیره و مسلط

آیه 40 - سوره يوسف: 32 واژه

مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسْمَآءًۭ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَـٰنٍ ۚ إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۚ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّآ إِيَّاهُ ۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

شما به جای خدا جز [بت هایی] با نام هایی بی اثر و بی معنا که خود و پدرانتان آنها را نامگذاری کرده اید نمی پرستید، خدا [که صاحب اختیار همه هستی است] هیچ دلیلی بر [حقّانیّت آنها برای پرستش] نازل نکرده است. حکم فقط ویژه خداست، او فرمان داده که جز او را نپرستید. دین درست و راست و آیین پابرجا و حق همین است، ولی بیشتر مردم [حقایق را] نمی دانند.

مَا mā نمی پرستید
تَعْبُدُونَ taʿbudūna نمی پرستید
مِن min از
دُونِهِۦٓ dūnihi غير او
إِلَّآ illā مگر
أَسْمَآءًۭ asmāan نامهایی
سَمَّيْتُمُوهَآ sammaytumūhā نامیدید آن را
أَنتُمْ antum شما
وَءَابَآؤُكُم waābāukum و پدرانتان
مَّآ mā نازل نکرد
أَنزَلَ anzala نازل نکرد
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
بِهَا bihā بر آن
مِن min از
سُلْطَـٰنٍ ۚ sul'ṭānin حجت
إِنِ ini نیست
ٱلْحُكْمُ l-ḥuk'mu فرمان
إِلَّا illā مگر
لِلَّهِ ۚ lillahi براي خداوند
أَمَرَ amara امر كرد
أَلَّا allā که پرستش نکنید
تَعْبُدُوٓا۟ taʿbudū که پرستش نکنید
إِلَّآ illā مگر
إِيَّاهُ ۚ iyyāhu او را
ذَٰلِكَ dhālika اين
ٱلدِّينُ l-dīnu دين
ٱلْقَيِّمُ l-qayimu استوار
وَلَـٰكِنَّ walākinna و لكن
أَكْثَرَ akthara بيشتر
ٱلنَّاسِ l-nāsi مردم
لَا lā نمي‌دانند
يَعْلَمُونَ yaʿlamūna نمي‌دانند

آیه 41 - سوره يوسف: 19 واژه

يَـٰصَـٰحِبَىِ ٱلسِّجْنِ أَمَّآ أَحَدُكُمَا فَيَسْقِى رَبَّهُۥ خَمْرًۭا ۖ وَأَمَّا ٱلْـَٔاخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ ٱلطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِۦ ۚ قُضِىَ ٱلْأَمْرُ ٱلَّذِى فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ

ای دو یار زندان! اما یکی از شما [از زندان رهایی می یابد و] سرور خود را شراب می نوشاند، اما دیگری به دار آویخته می شود و پرندگان از سر او خواهند خورد. تعبیر خوابی که از من جویا شدید، تحققّش قطعی و انجامش حتمی شده است.

يَـٰصَـٰحِبَىِ yāṣāḥibayi دو دوست زندانی من
ٱلسِّجْنِ l-sij'ni دو دوست زندانی من
أَمَّآ ammā اما
أَحَدُكُمَا aḥadukumā یکی از شما
فَيَسْقِى fayasqī می نوشاند
رَبَّهُۥ rabbahu صاحب خود را
خَمْرًۭا ۖ khamran (انگور برای) شراب
وَأَمَّا wa-ammā و امّا
ٱلْـَٔاخَرُ l-ākharu دیگری
فَيُصْلَبُ fayuṣ'labu پس بر دار می شود
فَتَأْكُلُ fatakulu پس می خورد
ٱلطَّيْرُ l-ṭayru پرندگان
مِن min از
رَّأْسِهِۦ ۚ rasihi سرش
قُضِىَ quḍiya قطعی است
ٱلْأَمْرُ l-amru کاری
ٱلَّذِى alladhī که
فِيهِ fīhi در آن
تَسْتَفْتِيَانِ tastaftiyāni نظر و فتوا می خواهید شما دو نفر

آیه 42 - سوره يوسف: 18 واژه

وَقَالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُۥ نَاجٍۢ مِّنْهُمَا ٱذْكُرْنِى عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَىٰهُ ٱلشَّيْطَـٰنُ ذِكْرَ رَبِّهِۦ فَلَبِثَ فِى ٱلسِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ

و به یکی از آن دو نفر که دانست آزاد می شود، گفت: مرا نزد سرور خود یاد کن. ولی شیطان یاد کردنِ از یوسف را نزد سرورش از یاد او برد؛ در نتیجه چند سالی در زندان ماند.

وَقَالَ waqāla و گفت
لِلَّذِى lilladhī به کسی که
ظَنَّ ẓanna گمان کرد
أَنَّهُۥ annahu همانا او
نَاجٍۢ nājin نجات یابنده
مِّنْهُمَا min'humā از آن دو
ٱذْكُرْنِى udh'kur'nī یاد آور مرا
عِندَ ʿinda نزد
رَبِّكَ rabbika صاحبت
فَأَنسَىٰهُ fa-ansāhu پس فراموشاند او را
ٱلشَّيْطَـٰنُ l-shayṭānu شيطان
ذِكْرَ dhik'ra یاد کردن
رَبِّهِۦ rabbihi نزد صاحبش
فَلَبِثَ falabitha پس ماند
فِى fī در
ٱلسِّجْنِ l-sij'ni زندان
بِضْعَ biḍ'ʿa چند
سِنِينَ sinīna سالها

آیه 43 - سوره يوسف: 24 واژه

وَقَالَ ٱلْمَلِكُ إِنِّىٓ أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَٰتٍۢ سِمَانٍۢ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌۭ وَسَبْعَ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍۢ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍۢ ۖ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَأُ أَفْتُونِى فِى رُءْيَـٰىَ إِن كُنتُمْ لِلرُّءْيَا تَعْبُرُونَ

و پادشاه [مصر به بارگاه نشینانش] گفت: پی در پی در خواب می بینم که هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را می خورند، و نیز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک را مشاهده می کنم؛ شما ای بزرگان! اگر تعبیر خواب می دانید درباره خوابم نظر دهید.

وَقَالَ waqāla و گفت
ٱلْمَلِكُ l-maliku شاه
إِنِّىٓ innī همانا من
أَرَىٰ arā می بینم
سَبْعَ sabʿa هفت
بَقَرَٰتٍۢ baqarātin گاو ها
سِمَانٍۢ simānin چاقها
يَأْكُلُهُنَّ yakuluhunna می خورد آنها را
سَبْعٌ sabʿun هفت
عِجَافٌۭ ʿijāfun لاغر ها
وَسَبْعَ wasabʿa و هفت
سُنۢبُلَـٰتٍ sunbulātin خوشه های گندم
خُضْرٍۢ khuḍ'rin سبزها و نارسیده ها
وَأُخَرَ wa-ukhara و دیگر
يَابِسَـٰتٍۢ ۖ yābisātin خشک ها و رسیده ها
يَـٰٓأَيُّهَا yāayyuhā اي
ٱلْمَلَأُ l-mala-u بزرگان
أَفْتُونِى aftūnī نظر خود را بگویید به من
فِى fī درباره
رُءْيَـٰىَ ru'yāya خواب من
إِن in اگر
كُنتُمْ kuntum هستيد
لِلرُّءْيَا lilrru'yā برای رؤیا
تَعْبُرُونَ taʿburūna تعبیر می کنید

آیه 44 - سوره يوسف: 8 واژه

قَالُوٓا۟ أَضْغَـٰثُ أَحْلَـٰمٍۢ ۖ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ ٱلْأَحْلَـٰمِ بِعَـٰلِمِينَ

گفتند: [این] خواب هایی پریشان و آشفته است و ما به تعبیر خواب های پریشان و آشفته دانا نیستیم.

قَالُوٓا۟ qālū گفتند
أَضْغَـٰثُ aḍghāthu آشفته
أَحْلَـٰمٍۢ ۖ aḥlāmin خوابها
وَمَا wamā و نیستیم ما
نَحْنُ naḥnu و نیستیم ما
بِتَأْوِيلِ bitawīli به تعبیر
ٱلْأَحْلَـٰمِ l-aḥlāmi خوابها
بِعَـٰلِمِينَ biʿālimīna آگاهان

آیه 45 - سوره يوسف: 11 واژه

وَقَالَ ٱلَّذِى نَجَا مِنْهُمَا وَٱدَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا۠ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِۦ فَأَرْسِلُونِ

از آن دو زندانی آنکه آزاد شده بود و پس از مدتی [یوسف را] به یاد آورد گفت: من یقیناً شما را از تعبیر آن آگاه می کنم، پس [مرا به زندان] بفرستید.

وَقَالَ waqāla و گفت
ٱلَّذِى alladhī كسي كه
نَجَا najā نجات یافت
مِنْهُمَا min'humā از آن دو
وَٱدَّكَرَ wa-iddakara و به یاد آورد
بَعْدَ baʿda بعد
أُمَّةٍ ummatin مدتی از زمان
أَنَا۠ anā من
أُنَبِّئُكُم unabbi-ukum خبر می دهم به شما
بِتَأْوِيلِهِۦ bitawīlihi از تأویلش
فَأَرْسِلُونِ fa-arsilūni پس بفرستید مرا

آیه 46 - سوره يوسف: 22 واژه

يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِى سَبْعِ بَقَرَٰتٍۢ سِمَانٍۢ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌۭ وَسَبْعِ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍۢ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍۢ لَّعَلِّىٓ أَرْجِعُ إِلَى ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ

[سپس به زندان نزد یوسف رفت و گفت:] تو ای یوسف! ای راستگویِ [راست کردار!] درباره هفت گاو فربه که هفت [گاو] لاغر آنان را می خورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشک دیگر، نظرت را برای ما بیان کن. امید است نزد مردم برگردم، باشد که [از تعبیر این خواب عجیب] آگاه شوند.

يُوسُفُ yūsufu یوسف
أَيُّهَا ayyuhā اي
ٱلصِّدِّيقُ l-ṣidīqu راستگوی راست کردار
أَفْتِنَا aftinā خبر ده ما را
فِى fī در
سَبْعِ sabʿi هفت
بَقَرَٰتٍۢ baqarātin گاو ها
سِمَانٍۢ simānin چاقها
يَأْكُلُهُنَّ yakuluhunna می خورد آنها را
سَبْعٌ sabʿun هفت
عِجَافٌۭ ʿijāfun لاغر ها
وَسَبْعِ wasabʿi و هفت
سُنۢبُلَـٰتٍ sunbulātin خوشه های گندم
خُضْرٍۢ khuḍ'rin سبزها و نارسیده ها
وَأُخَرَ wa-ukhara و دیگر
يَابِسَـٰتٍۢ yābisātin خشکها و رسیده ها
لَّعَلِّىٓ laʿallī شاید من
أَرْجِعُ arjiʿu برگردم
إِلَى ilā به سوی
ٱلنَّاسِ l-nāsi مردم
لَعَلَّهُمْ laʿallahum شايد (كه) آنان
يَعْلَمُونَ yaʿlamūna آگاه می شوند

آیه 47 - سوره يوسف: 14 واژه

قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًۭا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِى سُنۢبُلِهِۦٓ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّمَّا تَأْكُلُونَ

گفت: هفت سال با تلاش پی گیر زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید جز اندکی که خوراک شماست در خوشه اش باقی گذارید.

قَالَ qāla گفت
تَزْرَعُونَ tazraʿūna می کارید
سَبْعَ sabʿa هفت
سِنِينَ sinīna سالها
دَأَبًۭا da-aban پیاپی
فَمَا famā پیس هر چه
حَصَدتُّمْ ḥaṣadttum درو کردید
فَذَرُوهُ fadharūhu پس باقی گذارید آن را
فِى fī در
سُنۢبُلِهِۦٓ sunbulihi خوشه اش
إِلَّا illā مگر
قَلِيلًۭا qalīlan اندك
مِّمَّا mimmā از آن چه
تَأْكُلُونَ takulūna مي‌خوريد

آیه 48 - سوره يوسف: 15 واژه

ثُمَّ يَأْتِى مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ سَبْعٌۭ شِدَادٌۭ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّمَّا تُحْصِنُونَ

سپس بعد از آن [هفت سال فراوانی و گشایش] هفت سال سخت و دشوار [پیش] می آید که آنچه را برای آن [سال ها] ذخیره کرده اید مگر اندکی که برای کاشتن نگهداری می کنید، می خورید.

ثُمَّ thumma سپس
يَأْتِى yatī می آید
مِنۢ min از
بَعْدِ baʿdi بعد
ذَٰلِكَ dhālika آن
سَبْعٌۭ sabʿun هفت(سال) سخت
شِدَادٌۭ shidādun هفت(سال) سخت
يَأْكُلْنَ yakul'na می خو رند
مَا mā آن چه
قَدَّمْتُمْ qaddamtum پس انداز کردیدد
لَهُنَّ lahunna براي آن‌ها
إِلَّا illā مگر
قَلِيلًۭا qalīlan اندك
مِّمَّا mimmā از آن چه
تُحْصِنُونَ tuḥ'ṣinūna حفظ می کنید

آیه 49 - سوره يوسف: 11 واژه

ثُمَّ يَأْتِى مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ عَامٌۭ فِيهِ يُغَاثُ ٱلنَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ

آن گاه بعد از آن [دوره سخت و دشوار،] سالی می آید که مردم در آن بارانِ [فراوان] یابند و در آن [سال از محصولات کشاورزی] عصاره میوه می گیرند.

ثُمَّ thumma سپس
يَأْتِى yatī مي‌آورد
مِنۢ min از
بَعْدِ baʿdi بعد
ذَٰلِكَ dhālika آن
عَامٌۭ ʿāmun سال
فِيهِ fīhi در آن
يُغَاثُ yughāthu بارانده می شود
ٱلنَّاسُ l-nāsu مردم
وَفِيهِ wafīhi و در آن
يَعْصِرُونَ yaʿṣirūna آب میوه ها و روغن دانه ها را می گیرند

آیه 50 - سوره يوسف: 22 واژه

وَقَالَ ٱلْمَلِكُ ٱئْتُونِى بِهِۦ ۖ فَلَمَّا جَآءَهُ ٱلرَّسُولُ قَالَ ٱرْجِعْ إِلَىٰ رَبِّكَ فَسْـَٔلْهُ مَا بَالُ ٱلنِّسْوَةِ ٱلَّـٰتِى قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّى بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌۭ

و پادشاه [مصر] گفت: یوسف را نزد من آورید. هنگامی که فرستاده [پادشاه] نزد یوسف آمد، یوسف گفت: نزد سرورت بازگرد و از او بپرس حال و داستان زنانی که دست های خود را بریدند، چه بود؟ یقیناً پروردگارم به نیرنگ آنان داناست.

وَقَالَ waqāla و گفت
ٱلْمَلِكُ l-maliku پادشاه
ٱئْتُونِى i'tūnī بیاورید نزد من
بِهِۦ ۖ bihi آن را
فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
جَآءَهُ jāahu آمد نزد او
ٱلرَّسُولُ l-rasūlu فرستاده
قَالَ qāla گفت
ٱرْجِعْ ir'jiʿ باز گرد
إِلَىٰ ilā به سوی
رَبِّكَ rabbika پروردگار تو
فَسْـَٔلْهُ fasalhu پس بپرس از او
مَا mā چه چیز
بَالُ bālu حال و وضع
ٱلنِّسْوَةِ l-nis'wati زنان
ٱلَّـٰتِى allātī كساني كه
قَطَّعْنَ qaṭṭaʿna بریدند
أَيْدِيَهُنَّ ۚ aydiyahunna دستانشان
إِنَّ inna همانا
رَبِّى rabbī پروردگار من
بِكَيْدِهِنَّ bikaydihinna به مکر آنها
عَلِيمٌۭ ʿalīmun دانا

آیه 51 - سوره يوسف: 29 واژه

قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَٰوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِۦ ۚ قُلْنَ حَـٰشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوٓءٍۢ ۚ قَالَتِ ٱمْرَأَتُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْـَٔـٰنَ حَصْحَصَ ٱلْحَقُّ أَنَا۠ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفْسِهِۦ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ

[پادشاه به زنان] گفت: داستان شما هنگامی که یوسف را به کام جویی دعوت کردید چیست؟ [زنان] گفتند: پاک و منزّه است خدا! ما هیچ بدی در او سراغ نداریم. همسر عزیز گفت: اکنون حق [پس از پنهان ماندنش] به خوبی آشکار شد، من [بودم که] از او درخواست کام جویی کردم، یقیناً یوسف از راستگویان است.

قَالَ qāla گفت
مَا mā قصه ی شما چه بود
خَطْبُكُنَّ khaṭbukunna قصه ی شما چه بود
إِذْ idh هنگامي كه
رَٰوَدتُّنَّ rāwadttunna کام خواستید
يُوسُفَ yūsufa یوسف
عَن ʿan درباره
نَّفْسِهِۦ ۚ nafsihi خودش
قُلْنَ qul'na گفتند
حَـٰشَ ḥāsha منزه است
لِلَّهِ lillahi براي خداوند
مَا mā سراغ نداریم
عَلِمْنَا ʿalim'nā سراغ نداریم
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
مِن min از
سُوٓءٍۢ ۚ sūin بدی
قَالَتِ qālati گفت
ٱمْرَأَتُ im'ra-atu همسر
ٱلْعَزِيزِ l-ʿazīzi عزیز
ٱلْـَٔـٰنَ l-āna اكنون
حَصْحَصَ ḥaṣḥaṣa نمایان گردید
ٱلْحَقُّ l-ḥaqu حقيقت
أَنَا۠ anā من
رَٰوَدتُّهُۥ rāwadttuhu کام خواستم از او
عَن ʿan از
نَّفْسِهِۦ nafsihi خودش
وَإِنَّهُۥ wa-innahu و همانا او
لَمِنَ lamina قطعاً از
ٱلصَّـٰدِقِينَ l-ṣādiqīna راستگویان

آیه 52 - سوره يوسف: 12 واژه

ذَٰلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّى لَمْ أَخُنْهُ بِٱلْغَيْبِ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى كَيْدَ ٱلْخَآئِنِينَ

[من به پاکی او و گناه خود اعتراف کردم] و این اعتراف برای این است که یوسف بداند من در غیاب او به وی خیانت نورزیدم و اینکه خدا نیرنگ خیانت کاران را به نتیجه نمی رساند.

ذَٰلِكَ dhālika اين
لِيَعْلَمَ liyaʿlama تا بداند
أَنِّى annī كه من
لَمْ lam خیانت نکردم به او
أَخُنْهُ akhun'hu خیانت نکردم به او
بِٱلْغَيْبِ bil-ghaybi در غیاب
وَأَنَّ wa-anna و همانا
ٱللَّهَ l-laha خداوند
لَا lā نيست
يَهْدِى yahdī هدایت نمی کند
كَيْدَ kayda نيرنگ
ٱلْخَآئِنِينَ l-khāinīna خائنان

آیه 53 - سوره يوسف: 15 واژه

۞ وَمَآ أُبَرِّئُ نَفْسِىٓ ۚ إِنَّ ٱلنَّفْسَ لَأَمَّارَةٌۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّىٓ ۚ إِنَّ رَبِّى غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ

من خود را از گناه تبرئه نمی کنم؛ زیرا نفس طغیان گر، بسیار به بدی فرمان می دهد مگر زمانی که پروردگارم رحم کند؛ زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.

۞ وَمَآ wamā و بی گناه نمی دانم
أُبَرِّئُ ubarri-u و بی گناه نمی دانم
نَفْسِىٓ ۚ nafsī خودم
إِنَّ inna همانا
ٱلنَّفْسَ l-nafsa نفس
لَأَمَّارَةٌۢ la-ammāratun به شدت امر کننده
بِٱلسُّوٓءِ bil-sūi به بدي
إِلَّا illā مگر
مَا mā آن چه
رَحِمَ raḥima رحم کند
رَبِّىٓ ۚ rabbī پروردگارم
إِنَّ inna همانا
رَبِّى rabbī پروردگار من
غَفُورٌۭ ghafūrun آمرزنده
رَّحِيمٌۭ raḥīmun مهربان

آیه 54 - سوره يوسف: 14 واژه

وَقَالَ ٱلْمَلِكُ ٱئْتُونِى بِهِۦٓ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِى ۖ فَلَمَّا كَلَّمَهُۥ قَالَ إِنَّكَ ٱلْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌۭ

و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را برای کارهای خود برگزینم. پس هنگامی که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما دارای منزلت ومقامی و [در همه امور] امینی.

وَقَالَ waqāla و گفت
ٱلْمَلِكُ l-maliku شاه
ٱئْتُونِى i'tūnī بیاورید نزد من
بِهِۦٓ bihi او را
أَسْتَخْلِصْهُ astakhliṣ'hu او را مخصوص و مقرب کنم
لِنَفْسِى ۖ linafsī برای خودم
فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
كَلَّمَهُۥ kallamahu سخن گفت با او
قَالَ qāla گفت
إِنَّكَ innaka همانا تو
ٱلْيَوْمَ l-yawma امروز
لَدَيْنَا ladaynā نزد ما
مَكِينٌ makīnun ارجمند
أَمِينٌۭ amīnun امین

آیه 55 - سوره يوسف: 8 واژه

قَالَ ٱجْعَلْنِى عَلَىٰ خَزَآئِنِ ٱلْأَرْضِ ۖ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌۭ

یوسف گفت: مرا سرپرست خزانه های این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم.

قَالَ qāla گفت
ٱجْعَلْنِى ij'ʿalnī قرارده مرا
عَلَىٰ ʿalā بر
خَزَآئِنِ khazāini گنجینه های اموال و دارایی
ٱلْأَرْضِ ۖ l-arḍi زمين
إِنِّى innī همانا من
حَفِيظٌ ḥafīẓun مراقب
عَلِيمٌۭ ʿalīmun دانا

آیه 56 - سوره يوسف: 17 واژه

وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى ٱلْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَآءُ ۚ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَآءُ ۖ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ

این گونه یوسف را در [آن] سرزمین مکانت و قدرت دادیم که هر جای آن بخواهد اقامت نماید. رحمت خود را به هر کس که بخواهیم می رسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمی کنیم.

وَكَذَٰلِكَ wakadhālika و اين چنين
مَكَّنَّا makkannā مکانت و منزلت دادیم
لِيُوسُفَ liyūsufa به یوسف
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
يَتَبَوَّأُ yatabawwa-u منزل می کند
مِنْهَا min'hā از آن
حَيْثُ ḥaythu هرجا
يَشَآءُ ۚ yashāu بخواهد
نُصِيبُ nuṣību می رسانیم
بِرَحْمَتِنَا biraḥmatinā به رحمتمان
مَن man کسی که
نَّشَآءُ ۖ nashāu می خواهیم
وَلَا walā و ضایع نمی کنیم
نُضِيعُ nuḍīʿu و ضایع نمی کنیم
أَجْرَ ajra پاداش
ٱلْمُحْسِنِينَ l-muḥ'sinīna نيكوكاران

آیه 57 - سوره يوسف: 7 واژه

وَلَأَجْرُ ٱلْـَٔاخِرَةِ خَيْرٌۭ لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَكَانُوا۟ يَتَّقُونَ

و یقیناً پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده اند وهمواره پرهیزکاری می کردند، بهتر است.

وَلَأَجْرُ wala-ajru و البته اجر
ٱلْـَٔاخِرَةِ l-ākhirati آخرت
خَيْرٌۭ khayrun بهتر
لِّلَّذِينَ lilladhīna براي كساني كه
ءَامَنُوا۟ āmanū ايمان آوردند
وَكَانُوا۟ wakānū و تقوا پیشه می کردند
يَتَّقُونَ yattaqūna و تقوا پیشه می کردند

آیه 58 - سوره يوسف: 9 واژه

وَجَآءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُۥ مُنكِرُونَ

و برادران یوسف [با روی آوردن خشکسالی به کنعان، جهت تهیه آذوقه به مصر] آمدند وبر او وارد شدند. پس او آنان را شناخت وآنان او را نشناختند.

وَجَآءَ wajāa و آمد
إِخْوَةُ ikh'watu برادران
يُوسُفَ yūsufa یوسف
فَدَخَلُوا۟ fadakhalū پس داخل شدند
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
فَعَرَفَهُمْ faʿarafahum پس شناخت آنها را
وَهُمْ wahum و ايشان
لَهُۥ lahu براي او
مُنكِرُونَ munkirūna ناشناسندگان

آیه 59 - سوره يوسف: 17 واژه

وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ قَالَ ٱئْتُونِى بِأَخٍۢ لَّكُم مِّنْ أَبِيكُمْ ۚ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّىٓ أُوفِى ٱلْكَيْلَ وَأَنَا۠ خَيْرُ ٱلْمُنزِلِينَ

و هنگامی که زاد و توشه آنان را در اختیارشان قرار داد، گفت: برادر پدری خود را نزد من آورید، آیا نمی بینید که من پیمانه را کامل و تمام می پردازم و بهتر از هر کس مهمانداری می کنم؟

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
جَهَّزَهُم jahhazahum آماده ساخت آنها را
بِجَهَازِهِمْ bijahāzihim با ساز و برگ و بارشان
قَالَ qāla گفت
ٱئْتُونِى i'tūnī بیاورید نزد من
بِأَخٍۢ bi-akhin برادرتان
لَّكُم lakum برادرتان
مِّنْ min از
أَبِيكُمْ ۚ abīkum پدرتان
أَلَا alā آگاه باش!
تَرَوْنَ tarawna نمی بینید
أَنِّىٓ annī كه من
أُوفِى ūfī به تمام می دهم
ٱلْكَيْلَ l-kayla پیمانه
وَأَنَا۠ wa-anā و من
خَيْرُ khayru بهترين
ٱلْمُنزِلِينَ l-munzilīna میزبانان

آیه 60 - سوره يوسف: 10 واژه

فَإِن لَّمْ تَأْتُونِى بِهِۦ فَلَا كَيْلَ لَكُمْ عِندِى وَلَا تَقْرَبُونِ

پس اگر او را نزد من نیاورید، هیچ پیمانه ای پیش من ندارید و نزدیک من نیایید.

فَإِن fa-in پس اگر
لَّمْ lam نیاورید نزد من
تَأْتُونِى tatūnī نیاورید نزد من
بِهِۦ bihi او را
فَلَا falā پس نیست
كَيْلَ kayla پیمانه
لَكُمْ lakum براي شما
عِندِى ʿindī نزد من
وَلَا walā و به من نزدیک نشوید
تَقْرَبُونِ taqrabūni و به من نزدیک نشوید

آیه 61 - سوره يوسف: 6 واژه

قَالُوا۟ سَنُرَٰوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَـٰعِلُونَ

گفتند: می کوشیم رضایت پدرش را به آوردن او جلب کنیم، و یقیناً این کار را انجام خواهیم داد.

قَالُوا۟ qālū گفتند
سَنُرَٰوِدُ sanurāwidu به زودی مطالبه می کنیم
عَنْهُ ʿanhu از او
أَبَاهُ abāhu پدرش
وَإِنَّا wa-innā و همانا ما
لَفَـٰعِلُونَ lafāʿilūna کنندگان

آیه 62 - سوره يوسف: 14 واژه

وَقَالَ لِفِتْيَـٰنِهِ ٱجْعَلُوا۟ بِضَـٰعَتَهُمْ فِى رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَآ إِذَا ٱنقَلَبُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ

و [یوسف] به کارگزاران و گماشتگانش گفت: اموالشان را [که در برابر دریافت آذوقه پرداختند] در بارهایشان بگذارید، امید است وقتی به خاندان خود برگشتند آن را بشناسند، باشد که دوباره برگردند.

وَقَالَ waqāla و گفت
لِفِتْيَـٰنِهِ lifit'yānihi به کارگزارانش
ٱجْعَلُوا۟ ij'ʿalū قرار دهید
بِضَـٰعَتَهُمْ biḍāʿatahum مال و پول آنها را
فِى fī در
رِحَالِهِمْ riḥālihim خورجین ها، کالاها
لَعَلَّهُمْ laʿallahum شايد (كه) آنان
يَعْرِفُونَهَآ yaʿrifūnahā باز شناسند آن را
إِذَا idhā هنگامي كه
ٱنقَلَبُوٓا۟ inqalabū باز گشتند
إِلَىٰٓ ilā به سوی
أَهْلِهِمْ ahlihim خاندان خود
لَعَلَّهُمْ laʿallahum شايد (كه) آنان
يَرْجِعُونَ yarjiʿūna برگردند

آیه 63 - سوره يوسف: 16 واژه

فَلَمَّا رَجَعُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَبِيهِمْ قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مُنِعَ مِنَّا ٱلْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَآ أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَـٰفِظُونَ

پس هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: ای پدر! پیمانه از ما منع شد، پس برادرمان را با ما روانه کن تا پیمانه بگیریم، یقیناً ما او را حفظ خواهیم کرد.

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
رَجَعُوٓا۟ rajaʿū برگشتند
إِلَىٰٓ ilā به سوی
أَبِيهِمْ abīhim پدرشان
قَالُوا۟ qālū گفتند
يَـٰٓأَبَانَا yāabānā پدر ما
مُنِعَ muniʿa منع شد
مِنَّا minnā از ما
ٱلْكَيْلُ l-kaylu پیمانه
فَأَرْسِلْ fa-arsil پس بفرست
مَعَنَآ maʿanā با ما
أَخَانَا akhānā برادرمان
نَكْتَلْ naktal سهم بگیریم
وَإِنَّا wa-innā و همانا ما
لَهُۥ lahu براي او
لَحَـٰفِظُونَ laḥāfiẓūna نگهبانان

آیه 64 - سوره يوسف: 17 واژه

قَالَ هَلْ ءَامَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَآ أَمِنتُكُمْ عَلَىٰٓ أَخِيهِ مِن قَبْلُ ۖ فَٱللَّهُ خَيْرٌ حَـٰفِظًۭا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ

گفت: آیا همان گونه که شما را پیش از این نسبت به برادرش امین پنداشتم، درباره او هم امین پندارم؟ [من به مراقبت و نگهبانی شما امید ندارم] پس خدا بهترین نگهبان است و او مهربان ترین مهربانان است.

قَالَ qāla گفت
هَلْ hal آيا
ءَامَنُكُمْ āmanukum خاطر جمع باشم از شما
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
إِلَّا illā مگر
كَمَآ kamā همان گونه كه
أَمِنتُكُمْ amintukum امین نمودم شما را
عَلَىٰٓ ʿalā بر
أَخِيهِ akhīhi برادرش
مِن min از
قَبْلُ ۖ qablu قبل
فَٱللَّهُ fal-lahu پس خداوند
خَيْرٌ khayrun بهترین
حَـٰفِظًۭا ۖ ḥāfiẓan حافظ
وَهُوَ wahuwa و او
أَرْحَمُ arḥamu مهربان ترین
ٱلرَّٰحِمِينَ l-rāḥimīna مهربانان

آیه 65 - سوره يوسف: 25 واژه

وَلَمَّا فَتَحُوا۟ مَتَـٰعَهُمْ وَجَدُوا۟ بِضَـٰعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ ۖ قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مَا نَبْغِى ۖ هَـٰذِهِۦ بِضَـٰعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا ۖ وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍۢ ۖ ذَٰلِكَ كَيْلٌۭ يَسِيرٌۭ

و هنگامی که کالایشان را گشودند، دیدند اموالشان را به آنان بازگردانده اند، گفتند: ای پدر! [بهتر از این] چه می خواهیم؟ این اموال ماست که به ما بازگردانده و ما [دوباره با همین اموال] برای خانواده خود آذوقه می آوریم و برادرمان را حفظ می کنیم، و بار شتری اضافه می کنیم و آن [بار شتر از نظر عزیز که مردی کریم است] باری ناچیز است.

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
فَتَحُوا۟ fataḥū گشودند
مَتَـٰعَهُمْ matāʿahum بارهایشان را
وَجَدُوا۟ wajadū یافتند
بِضَـٰعَتَهُمْ biḍāʿatahum مال و پول آنها را
رُدَّتْ ruddat برگردانده شد
إِلَيْهِمْ ۖ ilayhim به آنها
قَالُوا۟ qālū گفتند
يَـٰٓأَبَانَا yāabānā پدر ما
مَا mā چه می خواهیم
نَبْغِى ۖ nabghī چه می خواهیم
هَـٰذِهِۦ hādhihi اين
بِضَـٰعَتُنَا biḍāʿatunā پول ما
رُدَّتْ ruddat برگردانده شد
إِلَيْنَا ۖ ilaynā به ما
وَنَمِيرُ wanamīru و آذوقه می آوریم برای
أَهْلَنَا ahlanā خانواده مان
وَنَحْفَظُ wanaḥfaẓu و محافظت می کنیم
أَخَانَا akhānā برادرمان
وَنَزْدَادُ wanazdādu و می افزاییم
كَيْلَ kayla بار
بَعِيرٍۢ ۖ baʿīrin شتر
ذَٰلِكَ dhālika اين
كَيْلٌۭ kaylun بار
يَسِيرٌۭ yasīrun سبک و اندک

آیه 66 - سوره يوسف: 24 واژه

قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُۥ مَعَكُمْ حَتَّىٰ تُؤْتُونِ مَوْثِقًۭا مِّنَ ٱللَّهِ لَتَأْتُنَّنِى بِهِۦٓ إِلَّآ أَن يُحَاطَ بِكُمْ ۖ فَلَمَّآ ءَاتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ ٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌۭ

گفت: برادرتان را همراه شما [به مصر] نمی فرستم تا اینکه پیمان محکمی از خدا به من بسپارید که او را حتماً به من بازگردانید، مگر اینکه [به سبب بسته شدن همه راه ها به روی شما] نتوانید. پس هنگامی که پیمان استوارشان را به پدر سپردند، گفت: خدا بر آنچه می گوییم، وکیل است.

قَالَ qāla گفت
لَنْ lan نمی فرستم او را
أُرْسِلَهُۥ ur'silahu نمی فرستم او را
مَعَكُمْ maʿakum همراه شما
حَتَّىٰ ḥattā تا اين كه
تُؤْتُونِ tu'tūni بدهید به من
مَوْثِقًۭا mawthiqan تعهد محکمی
مِّنَ mina از
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
لَتَأْتُنَّنِى latatunnanī البته حتماً می آورید نزد من
بِهِۦٓ bihi او را
إِلَّآ illā مگر
أَن an که محاصره بشود
يُحَاطَ yuḥāṭa که محاصره بشود
بِكُمْ ۖ bikum شما
فَلَمَّآ falammā پس هنگامي كه
ءَاتَوْهُ ātawhu دادند به او
مَوْثِقَهُمْ mawthiqahum پیمان خود را
قَالَ qāla گفت
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
عَلَىٰ ʿalā بر
مَا mā آن چه
نَقُولُ naqūlu می گوییم
وَكِيلٌۭ wakīlun وکیل و شاهد

آیه 67 - سوره يوسف: 27 واژه

وَقَالَ يَـٰبَنِىَّ لَا تَدْخُلُوا۟ مِنۢ بَابٍۢ وَٰحِدٍۢ وَٱدْخُلُوا۟ مِنْ أَبْوَٰبٍۢ مُّتَفَرِّقَةٍۢ ۖ وَمَآ أُغْنِى عَنكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ ۖ إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ

و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمی توانم هیچ حادثه ای را که از سوی خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده ام، و [همه] توکل کنندگان باید به خدا توکل کنند.

وَقَالَ waqāla و گفت
يَـٰبَنِىَّ yābaniyya پسران من
لَا lā وارد نشوید
تَدْخُلُوا۟ tadkhulū وارد نشوید
مِنۢ min از
بَابٍۢ bābin <null>
وَٰحِدٍۢ wāḥidin یک دروازه
وَٱدْخُلُوا۟ wa-ud'khulū و وارد شويد
مِنْ min از
أَبْوَٰبٍۢ abwābin درهای
مُّتَفَرِّقَةٍۢ ۖ mutafarriqatin مختلف
وَمَآ wamā و بی نیاز نمی کنم
أُغْنِى ugh'nī و بی نیاز نمی کنم
عَنكُم ʿankum شما را
مِّنَ mina از
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
مِن min حتی اندکی
شَىْءٍ ۖ shayin حتی اندکی
إِنِ ini نیست حکم
ٱلْحُكْمُ l-ḥuk'mu نیست حکم
إِلَّا illā مگر
لِلَّهِ ۖ lillahi براي خداوند
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
تَوَكَّلْتُ ۖ tawakkaltu توکل کردم
وَعَلَيْهِ waʿalayhi و بر او
فَلْيَتَوَكَّلِ falyatawakkali پس بايد توكل كنند
ٱلْمُتَوَكِّلُونَ l-mutawakilūna اهل توکل

آیه 68 - سوره يوسف: 30 واژه

وَلَمَّا دَخَلُوا۟ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنِى عَنْهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ إِلَّا حَاجَةًۭ فِى نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَىٰهَا ۚ وَإِنَّهُۥ لَذُو عِلْمٍۢ لِّمَا عَلَّمْنَـٰهُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

هنگامی که فرزندان یعقوب از آنجایی که پدرشان دستور داده بود، وارد شدند، تدبیر یعقوب نمی توانست هیچ حادثه ای را که از سوی خدا رقم خورده بود، از آنان برطرف کند جز خواسته ای که در دل یعقوب بود [که فرزندانش به سلامت و دور از چشم زخم وارد شوند] که خدا آن را به انجام رساند، یعقوب به سبب آنکه تعلیمش داده بودیم از دانشی [ویژه] برخوردار بود ولی بیشتر مردم [که فقط چشمی ظاهربین دارند، این حقایق را] نمی دانند.

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
دَخَلُوا۟ dakhalū وارد شدند
مِنْ min از
حَيْثُ ḥaythu آنجایی که
أَمَرَهُمْ amarahum فرمان داد آنها را
أَبُوهُم abūhum پدرشان
مَّا mā 0
كَانَ kāna بی نیاز نمی کرد
يُغْنِى yugh'nī بی نیاز نمی کرد
عَنْهُم ʿanhum آنها را
مِّنَ mina از
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
مِن min حتی اندکی
شَىْءٍ shayin حتی اندکی
إِلَّا illā مگر
حَاجَةًۭ ḥājatan نیازی
فِى fī در
نَفْسِ nafsi نفس
يَعْقُوبَ yaʿqūba يعقوب
قَضَىٰهَا ۚ qaḍāhā برآورده کرد آن را
وَإِنَّهُۥ wa-innahu و همانا او
لَذُو ladhū قطعاً صاحب
عِلْمٍۢ ʿil'min آگاهی
لِّمَا limā برای آنچه
عَلَّمْنَـٰهُ ʿallamnāhu تعلیمش دادیم
وَلَـٰكِنَّ walākinna و لكن
أَكْثَرَ akthara بيشتر
ٱلنَّاسِ l-nāsi مردم
لَا lā نمي‌دانند
يَعْلَمُونَ yaʿlamūna نمي‌دانند

آیه 69 - سوره يوسف: 16 واژه

وَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيْهِ أَخَاهُ ۖ قَالَ إِنِّىٓ أَنَا۠ أَخُوكَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ

و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، برادر [مادری] ش را کنار خود جای داد، گفت: بی تردید من برادر تو هستم، بنابراین بر آنچه آنان همواره انجام می دادند [و من برای تو فاش کردم] اندوهگین مباش.

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
دَخَلُوا۟ dakhalū وارد شدند
عَلَىٰ ʿalā بر
يُوسُفَ yūsufa یوسف
ءَاوَىٰٓ āwā جا داد
إِلَيْهِ ilayhi نزد خود
أَخَاهُ ۖ akhāhu برادرش
قَالَ qāla گفت
إِنِّىٓ innī همانا من
أَنَا۠ anā من
أَخُوكَ akhūka برادرت
فَلَا falā پس غمگین مباش
تَبْتَئِسْ tabta-is پس غمگین مباش
بِمَا bimā به آن چه
كَانُوا۟ kānū انجام مي‌دادند
يَعْمَلُونَ yaʿmalūna انجام مي‌دادند

آیه 70 - سوره يوسف: 15 واژه

فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ ٱلسِّقَايَةَ فِى رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا ٱلْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَـٰرِقُونَ

پس هنگامی که بارشان را آماده کرد، آبخوری [پادشاه] را در بار برادرش گذاشت. سپس ندا دهنده ای بانگ زد: ای کاروان! یقیناً شما دزد هستید!

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
جَهَّزَهُم jahhazahum آماده ساخت آنها را
بِجَهَازِهِمْ bijahāzihim با ساز و برگ و بارشان
جَعَلَ jaʿala قرار داد
ٱلسِّقَايَةَ l-siqāyata پیمانه گندم و جو
فِى fī در
رَحْلِ raḥli بار
أَخِيهِ akhīhi برادرش
ثُمَّ thumma سپس
أَذَّنَ adhana اعلام کرد
مُؤَذِّنٌ mu-adhinun منادی
أَيَّتُهَا ayyatuhā ای
ٱلْعِيرُ l-ʿīru کاروانیان
إِنَّكُمْ innakum همانا شما
لَسَـٰرِقُونَ lasāriqūna دزدان

آیه 71 - سوره يوسف: 5 واژه

قَالُوا۟ وَأَقْبَلُوا۟ عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ

کاروانیان روی به گماشتگان کردند و گفتند: چه چیزی گم کرده اید؟

قَالُوا۟ qālū گفتند
وَأَقْبَلُوا۟ wa-aqbalū و رو کردند
عَلَيْهِم ʿalayhim به آن‌ها
مَّاذَا mādhā چه چيزي
تَفْقِدُونَ tafqidūna گم کرده اید

آیه 72 - سوره يوسف: 12 واژه

قَالُوا۟ نَفْقِدُ صُوَاعَ ٱلْمَلِكِ وَلِمَن جَآءَ بِهِۦ حِمْلُ بَعِيرٍۢ وَأَنَا۠ بِهِۦ زَعِيمٌۭ

گفتند: آبخوری شاه را گم کرده ایم و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر مژدگانی اوست و من ضامن آن هستم.

قَالُوا۟ qālū گفتند
نَفْقِدُ nafqidu گم کرده ایم
صُوَاعَ ṣuwāʿa پیمانه گندم و جو
ٱلْمَلِكِ l-maliki شاه
وَلِمَن waliman و برای کسی که
جَآءَ jāa بیاورد
بِهِۦ bihi آن را
حِمْلُ ḥim'lu بار
بَعِيرٍۢ baʿīrin یک شتر
وَأَنَا۠ wa-anā و من
بِهِۦ bihi به آن
زَعِيمٌۭ zaʿīmun ضامن

آیه 73 - سوره يوسف: 12 واژه

قَالُوا۟ تَٱللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَـٰرِقِينَ

گفتند: به خدا سوگند شما به خوبی دانستید که ما نیامده ایم در این سرزمین فساد کنیم، و هیچ گاه دزد نبوده ایم.

قَالُوا۟ qālū گفتند
تَٱللَّهِ tal-lahi به خدا قسم
لَقَدْ laqad بي‌ترديد
عَلِمْتُم ʿalim'tum دانستید
مَّا mā نیامده ایم
جِئْنَا ji'nā نیامده ایم
لِنُفْسِدَ linuf'sida تا فساد کنیم
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
وَمَا wamā و نبوده ایم
كُنَّا kunnā و نبوده ایم
سَـٰرِقِينَ sāriqīna دزدان

آیه 74 - سوره يوسف: 6 واژه

قَالُوا۟ فَمَا جَزَٰٓؤُهُۥٓ إِن كُنتُمْ كَـٰذِبِينَ

گماشتگان گفتند: اگر شما دروغگو باشید [و سارق در میان شما یافت شود] کیفرش چیست؟

قَالُوا۟ qālū گفتند
فَمَا famā پس چیست
جَزَٰٓؤُهُۥٓ jazāuhu جزایش
إِن in اگر
كُنتُمْ kuntum بودید
كَـٰذِبِينَ kādhibīna دروغگو

آیه 75 - سوره يوسف: 11 واژه

قَالُوا۟ جَزَٰٓؤُهُۥ مَن وُجِدَ فِى رَحْلِهِۦ فَهُوَ جَزَٰٓؤُهُۥ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلظَّـٰلِمِينَ

گفتند: کسی که آبخوری در بار و بنه اش پیدا شود، کیفرش خود اوست [که به غلامی گرفته شود]. ما ستمکاران را [در کنعان] به همین صورت کیفر می دهیم.

قَالُوا۟ qālū گفتند
جَزَٰٓؤُهُۥ jazāuhu جزایش
مَن man کسی که
وُجِدَ wujida یافت شد
فِى fī در
رَحْلِهِۦ raḥlihi بار او
فَهُوَ fahuwa پس آن
جَزَٰٓؤُهُۥ ۚ jazāuhu جزایش
كَذَٰلِكَ kadhālika اين چنين
نَجْزِى najzī پاداش می دهیم
ٱلظَّـٰلِمِينَ l-ẓālimīna ستمكاران

آیه 76 - سوره يوسف: 33 واژه

فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَآءِ أَخِيهِ ثُمَّ ٱسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَآءِ أَخِيهِ ۚ كَذَٰلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ ۖ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِى دِينِ ٱلْمَلِكِ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ نَرْفَعُ دَرَجَـٰتٍۢ مَّن نَّشَآءُ ۗ وَفَوْقَ كُلِّ ذِى عِلْمٍ عَلِيمٌۭ

پس [یوسف] پیش از [بررسی] بارِ برادرش، شروع به [بررسی] بارهای [دیگر] برادران کرد، آن گاه آبخوری پادشاه را از بار برادرش بیرون آورد. ما این گونه برای یوسف چاره اندیشی نمودیم؛ زیرا او نمی توانست بر پایه قوانین پادشاه [مصر] برادرش را بازداشت کند مگر اینکه خدا بخواهد [بازداشت برادرش از راهی دیگر عملی شود]. هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا می بریم و برتر از هر صاحب دانشی، دانشمندی است.

فَبَدَأَ fabada-a پس شروع کرد
بِأَوْعِيَتِهِمْ bi-awʿiyatihim ظرفهای آنها
قَبْلَ qabla قبل
وِعَآءِ wiʿāi ظرف
أَخِيهِ akhīhi برادرش
ثُمَّ thumma سپس
ٱسْتَخْرَجَهَا is'takhrajahā بیرون آورد
مِن min از
وِعَآءِ wiʿāi ظرف
أَخِيهِ ۚ akhīhi برادرش
كَذَٰلِكَ kadhālika اين چنين
كِدْنَا kid'nā چاره جویی کردیم
لِيُوسُفَ ۖ liyūsufa برای یوسف
مَا mā حق نداشت
كَانَ kāna حق نداشت
لِيَأْخُذَ liyakhudha تا بازداشت کند
أَخَاهُ akhāhu برادرش
فِى fī در
دِينِ dīni آیین
ٱلْمَلِكِ l-maliki شاه
إِلَّآ illā مگر
أَن an که بخواهد
يَشَآءَ yashāa که بخواهد
ٱللَّهُ ۚ l-lahu خداوند
نَرْفَعُ narfaʿu بالا می بریم
دَرَجَـٰتٍۢ darajātin درجاتي
مَّن man کسی که
نَّشَآءُ ۗ nashāu می خواهیم
وَفَوْقَ wafawqa و برتر
كُلِّ kulli هر
ذِى dhī صاحب
عِلْمٍ ʿil'min آگاهی
عَلِيمٌۭ ʿalīmun دانا

آیه 77 - سوره يوسف: 24 واژه

۞ قَالُوٓا۟ إِن يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌۭ لَّهُۥ مِن قَبْلُ ۚ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِى نَفْسِهِۦ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ ۚ قَالَ أَنتُمْ شَرٌّۭ مَّكَانًۭا ۖ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ

برادران گفتند: اگر این شخص دزدی می کند [خلاف انتظار نیست]؛ زیرا پیش تر برادر [ی داشت که] او هم دزدی کرد. یوسف [به مقتضای کرامت و جوانمردی] این تهمت را در دل خود پنهان داشت و نسبت به آن سخنی نگفت و این راز را فاش نساخت. در پاسخ آنان گفت: منزلت شما بدتر [و دامنتان آلوده تر از این] است [که ظاهرتان نشان می دهد] و خدا به آنچه بیان می کنید، داناتر است.

۞ قَالُوٓا۟ qālū گفتند
إِن in اگر دزدی کند
يَسْرِقْ yasriq اگر دزدی کند
فَقَدْ faqad پس بي‌ترديد
سَرَقَ saraqa دزدی کرد
أَخٌۭ akhun برادري
لَّهُۥ lahu براي او
مِن min از
قَبْلُ ۚ qablu قبل
فَأَسَرَّهَا fa-asarrahā پس پنهان کرد آن را
يُوسُفُ yūsufu یوسف
فِى fī در
نَفْسِهِۦ nafsihi خودش
وَلَمْ walam و آشکار نکرد آن را
يُبْدِهَا yub'dihā و آشکار نکرد آن را
لَهُمْ ۚ lahum براي آنان
قَالَ qāla گفت
أَنتُمْ antum شما
شَرٌّۭ sharrun بدتر
مَّكَانًۭا ۖ makānan جایگاه
وَٱللَّهُ wal-lahu و خداوند
أَعْلَمُ aʿlamu داناتر
بِمَا bimā به آن چه
تَصِفُونَ taṣifūna توصیف می کنید

آیه 78 - سوره يوسف: 15 واژه

قَالُوا۟ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ إِنَّ لَهُۥٓ أَبًۭا شَيْخًۭا كَبِيرًۭا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُۥٓ ۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلْمُحْسِنِينَ

گفتند: ای عزیز! او را پدری سالخورده و بزرگوار است، پس یکی از ما را به جای او بازداشت کن، بی تردید ما تو را از نیکوکاران می بینیم.

قَالُوا۟ qālū گفتند
يَـٰٓأَيُّهَا yāayyuhā اي
ٱلْعَزِيزُ l-ʿazīzu عزیز
إِنَّ inna همانا
لَهُۥٓ lahu براي او
أَبًۭا aban پدری
شَيْخًۭا shaykhan پیر
كَبِيرًۭا kabīran بزرگ
فَخُذْ fakhudh پس بر گير
أَحَدَنَا aḥadanā یکی از ما
مَكَانَهُۥٓ ۖ makānahu به جای او
إِنَّا innā همانا ما
نَرَىٰكَ narāka می بینیم تو را
مِنَ mina از
ٱلْمُحْسِنِينَ l-muḥ'sinīna نيكوكاران

آیه 79 - سوره يوسف: 13 واژه

قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَـٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّظَـٰلِمُونَ

گفت: پناه بر خدا از اینکه بازداشت کنیم مگر کسی را که متاع خود را نزد وی یافته ایم، که در این صورت ستمکار خواهیم بود.

قَالَ qāla گفت
مَعَاذَ maʿādha پناه می برم
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
أَن an كه
نَّأْخُذَ nakhudha باز داشت کنیم
إِلَّا illā جز
مَن man کسی که
وَجَدْنَا wajadnā یافتیم ما
مَتَـٰعَنَا matāʿanā کالایمان
عِندَهُۥٓ ʿindahu نزد او
إِنَّآ innā همانا ما
إِذًۭا idhan در اين صورت
لَّظَـٰلِمُونَ laẓālimūna ستمکاران

آیه 80 - سوره يوسف: 37 واژه

فَلَمَّا ٱسْتَيْـَٔسُوا۟ مِنْهُ خَلَصُوا۟ نَجِيًّۭا ۖ قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُم مَّوْثِقًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَمِن قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِى يُوسُفَ ۖ فَلَنْ أَبْرَحَ ٱلْأَرْضَ حَتَّىٰ يَأْذَنَ لِىٓ أَبِىٓ أَوْ يَحْكُمَ ٱللَّهُ لِى ۖ وَهُوَ خَيْرُ ٱلْحَـٰكِمِينَ

پس هنگامی که از عزیز مأیوس شدند، در کناری [با یکدیگر] به گفتگوی پنهان پرداختند. بزرگشان گفت: آیا ندانستید که پدرتان از شما پیمان استوار خدایی گرفت و پیش تر هم درباره یوسف کوتاهی کردید، بنابراین من هرگز از این سرزمین بیرون نمی آیم تا پدرم به من اجازه دهد، یا خدا درباره من حکم کند؛ و او بهترین حکم کنندگان است.

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
ٱسْتَيْـَٔسُوا۟ is'tayasū نا امید شدند
مِنْهُ min'hu از او
خَلَصُوا۟ khalaṣū خلوت کردند
نَجِيًّۭا ۖ najiyyan نجواکنان
قَالَ qāla گفت
كَبِيرُهُمْ kabīruhum بزرگشان
أَلَمْ alam آیا نمی دانید
تَعْلَمُوٓا۟ taʿlamū آیا نمی دانید
أَنَّ anna كه
أَبَاكُمْ abākum پدرتان
قَدْ qad البته
أَخَذَ akhadha گرفت
عَلَيْكُم ʿalaykum بر شما
مَّوْثِقًۭا mawthiqan تعهد محکمی
مِّنَ mina از
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
وَمِن wamin و از
قَبْلُ qablu قبل
مَا mā آن چه
فَرَّطتُمْ farraṭtum قصور و کوتاهی کردید
فِى fī در
يُوسُفَ ۖ yūsufa یوسف
فَلَنْ falan هرگز ترک نمی کنم
أَبْرَحَ abraḥa هرگز ترک نمی کنم
ٱلْأَرْضَ l-arḍa زمين
حَتَّىٰ ḥattā تا اين كه
يَأْذَنَ yadhana اجازه دهد
لِىٓ lī به من
أَبِىٓ abī پدرم
أَوْ aw يا
يَحْكُمَ yaḥkuma حکم کند
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
لِى ۖ lī برای من
وَهُوَ wahuwa و او
خَيْرُ khayru بهترين
ٱلْحَـٰكِمِينَ l-ḥākimīna داوران

آیه 81 - سوره يوسف: 17 واژه

ٱرْجِعُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَبِيكُمْ فَقُولُوا۟ يَـٰٓأَبَانَآ إِنَّ ٱبْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَآ إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَـٰفِظِينَ

شما به سوی پدرتان بازگردید، پس به او بگویید: ای پدر! بدون شک پسرت دزدی کرد، و ما جز به آنچه دانستیم گواهی ندادیم وحافظ ونگهبان نهان هم [که در آن چه اتفاقی افتاده] نبودیم.

ٱرْجِعُوٓا۟ ir'jiʿū باز گردید
إِلَىٰٓ ilā به سوی
أَبِيكُمْ abīkum پدرتان
فَقُولُوا۟ faqūlū پس بگوييد
يَـٰٓأَبَانَآ yāabānā پدر ما
إِنَّ inna همانا
ٱبْنَكَ ib'naka پسرت
سَرَقَ saraqa دزدی کرد
وَمَا wamā و گواهی نمی دهیم
شَهِدْنَآ shahid'nā و گواهی نمی دهیم
إِلَّا illā مگر
بِمَا bimā به آن چه
عَلِمْنَا ʿalim'nā دانستیم
وَمَا wamā و نبودیم
كُنَّا kunnā و نبودیم
لِلْغَيْبِ lil'ghaybi براي غيب
حَـٰفِظِينَ ḥāfiẓīna نگهبانان

آیه 82 - سوره يوسف: 11 واژه

وَسْـَٔلِ ٱلْقَرْيَةَ ٱلَّتِى كُنَّا فِيهَا وَٱلْعِيرَ ٱلَّتِىٓ أَقْبَلْنَا فِيهَا ۖ وَإِنَّا لَصَـٰدِقُونَ

حقیقت را از شهری که در آن بودیم [و در و دیوارش گواه است] و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس؛ و یقیناً ما راستگوییم.

وَسْـَٔلِ wasali و بپرس
ٱلْقَرْيَةَ l-qaryata شهر
ٱلَّتِى allatī كه
كُنَّا kunnā بوديم
فِيهَا fīhā در آن جا
وَٱلْعِيرَ wal-ʿīra و قافله
ٱلَّتِىٓ allatī كه
أَقْبَلْنَا aqbalnā بر گشتیم
فِيهَا ۖ fīhā در آن
وَإِنَّا wa-innā و همانا ما
لَصَـٰدِقُونَ laṣādiqūna راست گفتاران

آیه 83 - سوره يوسف: 18 واژه

قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًۭا ۖ فَصَبْرٌۭ جَمِيلٌ ۖ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَأْتِيَنِى بِهِمْ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ

[برادران پس از بازگشت به کنعان، ماجرا را برای پدر بیان کردند، یعقوب] گفت: [نه چنین است که می گویید] بلکه نفوس شما کاری [زشت] را در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] پس من بدون جزع و بیتابی شکیبایی می ورزم، امید است خدا همه آنان را پیش من آرد؛ زیرا او بی تردید، دانا و حکیم است.

قَالَ qāla گفت
بَلْ bal بلكه
سَوَّلَتْ sawwalat زینت داد
لَكُمْ lakum براي شما
أَنفُسُكُمْ anfusukum نفس های شما
أَمْرًۭا ۖ amran کاری
فَصَبْرٌۭ faṣabrun پس صبری
جَمِيلٌ ۖ jamīlun نیکو
عَسَى ʿasā اميد است
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
أَن an كه
يَأْتِيَنِى yatiyanī باز آورد به سوی من
بِهِمْ bihim آنان را
جَمِيعًا ۚ jamīʿan همگي
إِنَّهُۥ innahu همانا او
هُوَ huwa او
ٱلْعَلِيمُ l-ʿalīmu دانا
ٱلْحَكِيمُ l-ḥakīmu حكيم

آیه 84 - سوره يوسف: 12 واژه

وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَـٰٓأَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَٱبْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ ٱلْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌۭ

و از آنان کناره گرفت و گفت: دریغا بر یوسف! و در حالی که از غصّه لبریز بود دو چشمش از اندوه، سپید شد.

وَتَوَلَّىٰ watawallā و رو بگردانید
عَنْهُمْ ʿanhum از آنها
وَقَالَ waqāla و گفت
يَـٰٓأَسَفَىٰ yāasafā افسوس و دریغا
عَلَىٰ ʿalā بر
يُوسُفَ yūsufa یوسف
وَٱبْيَضَّتْ wa-ib'yaḍḍat و نابینا شد
عَيْنَاهُ ʿaynāhu چشمانش
مِنَ mina از
ٱلْحُزْنِ l-ḥuz'ni غصه
فَهُوَ fahuwa پس او
كَظِيمٌۭ kaẓīmun فرو خورنده خشم

آیه 85 - سوره يوسف: 12 واژه

قَالُوا۟ تَٱللَّهِ تَفْتَؤُا۟ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ ٱلْهَـٰلِكِينَ

گفتند: به خدا آن قدر از یوسف یاد می کنی تا سخت ناتوان شوی یا جانت را از دست بدهی.

قَالُوا۟ qālū گفتند
تَٱللَّهِ tal-lahi به خدا قسم
تَفْتَؤُا۟ tafta-u همیشه
تَذْكُرُ tadhkuru پیوسته یاد می کنی
يُوسُفَ yūsufa یوسف
حَتَّىٰ ḥattā تا اين كه
تَكُونَ takūna بشوی
حَرَضًا ḥaraḍan رو به هلاکت
أَوْ aw يا
تَكُونَ takūna بشوی
مِنَ mina از
ٱلْهَـٰلِكِينَ l-hālikīna هلاک شدگان

آیه 86 - سوره يوسف: 13 واژه

قَالَ إِنَّمَآ أَشْكُوا۟ بَثِّى وَحُزْنِىٓ إِلَى ٱللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصه ام را فقط به خدا می برم و از خدا می دانم آنچه را که شما نمی دانید.

قَالَ qāla گفت
إِنَّمَآ innamā جز اين نيست كه
أَشْكُوا۟ ashkū شکایت می کنم
بَثِّى bathī پریشانی ام
وَحُزْنِىٓ waḥuz'nī و اندوهم
إِلَى ilā به
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
وَأَعْلَمُ wa-aʿlamu و مي‌دانم
مِنَ mina از
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
مَا mā آن چه
لَا lā نمی دانید
تَعْلَمُونَ taʿlamūna نمی دانید

آیه 87 - سوره يوسف: 20 واژه

يَـٰبَنِىَّ ٱذْهَبُوا۟ فَتَحَسَّسُوا۟ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَا۟يْـَٔسُوا۟ مِن رَّوْحِ ٱللَّهِ ۖ إِنَّهُۥ لَا يَا۟يْـَٔسُ مِن رَّوْحِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْكَـٰفِرُونَ

ای پسرانم! بروید آن گاه از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی شوند.

يَـٰبَنِىَّ yābaniyya پسران من
ٱذْهَبُوا۟ idh'habū بروید
فَتَحَسَّسُوا۟ fataḥassasū پس جستجو کنید
مِن min از
يُوسُفَ yūsufa یوسف
وَأَخِيهِ wa-akhīhi و برادرش
وَلَا walā و مأیوس نشوید
تَا۟يْـَٔسُوا۟ tāy'asū و مأیوس نشوید
مِن min از
رَّوْحِ rawḥi رحمت
ٱللَّهِ ۖ l-lahi خداوند
إِنَّهُۥ innahu همانا او
لَا lā مأیوس نمی شود
يَا۟يْـَٔسُ yāy'asu مأیوس نمی شود
مِن min از
رَّوْحِ rawḥi رحمت
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
إِلَّا illā مگر
ٱلْقَوْمُ l-qawmu قوم
ٱلْكَـٰفِرُونَ l-kāfirūna کافران

آیه 88 - سوره يوسف: 21 واژه

فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ قَالُوا۟ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا ٱلضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَـٰعَةٍۢ مُّزْجَىٰةٍۢ فَأَوْفِ لَنَا ٱلْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَآ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَجْزِى ٱلْمُتَصَدِّقِينَ

پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند، گفتند: عزیزا! از سختی [قحطی و خشکسالی] به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده و [برای دریافت آذوقه] مال ناچیزی آورده ایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما صدقه بخش؛ زیرا خدا صدقه دهندگان را پاداش می دهد.

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
دَخَلُوا۟ dakhalū وارد شدند
عَلَيْهِ ʿalayhi بر او
قَالُوا۟ qālū گفتند
يَـٰٓأَيُّهَا yāayyuhā اي
ٱلْعَزِيزُ l-ʿazīzu عزیز
مَسَّنَا massanā رسیده به ما
وَأَهْلَنَا wa-ahlanā و خانواده مان
ٱلضُّرُّ l-ḍuru ضرر و زیان
وَجِئْنَا waji'nā آوردیم
بِبِضَـٰعَةٍۢ bibiḍāʿatin سرمایه
مُّزْجَىٰةٍۢ muz'jātin ناچیز
فَأَوْفِ fa-awfi پس به تمامی بده
لَنَا lanā براي ما
ٱلْكَيْلَ l-kayla پیمانه
وَتَصَدَّقْ wataṣaddaq و صدقه بده
عَلَيْنَآ ۖ ʿalaynā به ما
إِنَّ inna همانا
ٱللَّهَ l-laha خداوند
يَجْزِى yajzī جزا می دهد
ٱلْمُتَصَدِّقِينَ l-mutaṣadiqīna صدقه دهندگان

آیه 89 - سوره يوسف: 10 واژه

قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَـٰهِلُونَ

گفت: آیا زمانی که نادان بودید، دانستید با یوسف و برادرش چه کردید؟

قَالَ qāla گفت
هَلْ hal آيا
عَلِمْتُم ʿalim'tum دانستید
مَّا mā چه کردید
فَعَلْتُم faʿaltum چه کردید
بِيُوسُفَ biyūsufa با یوسف
وَأَخِيهِ wa-akhīhi و برادرش
إِذْ idh هنگامي كه
أَنتُمْ antum شما
جَـٰهِلُونَ jāhilūna جاهلان

آیه 90 - سوره يوسف: 23 واژه

قَالُوٓا۟ أَءِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا۠ يُوسُفُ وَهَـٰذَآ أَخِى ۖ قَدْ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَآ ۖ إِنَّهُۥ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ

گفتند: شگفتا! آیا تو خود یوسفی؟! گفت: من یوسفم و این برادر من است، همانا خدا بر ما منت نهاده است؛ بی تردید هر کس پرهیزکاری کند و شکیبایی ورزد، [پاداش شایسته می یابد]؛ زیرا خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند.

قَالُوٓا۟ qālū گفتند
أَءِنَّكَ a-innaka آیا براستی تو
لَأَنتَ la-anta تو
يُوسُفُ ۖ yūsufu یوسف
قَالَ qāla گفت
أَنَا۠ anā من
يُوسُفُ yūsufu یوسف
وَهَـٰذَآ wahādhā و اين
أَخِى ۖ akhī برادرم
قَدْ qad البته
مَنَّ manna منّت نهاد
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
عَلَيْنَآ ۖ ʿalaynā بر ما
إِنَّهُۥ innahu همانا او
مَن man کسی که
يَتَّقِ yattaqi تقوا پیشه کند
وَيَصْبِرْ wayaṣbir و صبر کند
فَإِنَّ fa-inna پس همانا
ٱللَّهَ l-laha خداوند
لَا lā تباه نمي‌كند
يُضِيعُ yuḍīʿu تباه نمي‌كند
أَجْرَ ajra پاداش
ٱلْمُحْسِنِينَ l-muḥ'sinīna نيكوكاران

آیه 91 - سوره يوسف: 9 واژه

قَالُوا۟ تَٱللَّهِ لَقَدْ ءَاثَرَكَ ٱللَّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَـٰطِـِٔينَ

گفتند: به خدا سوگند یقیناً که خدا تو را بر ما برتری بخشید و به راستی که ما خطاکار بودیم.

قَالُوا۟ qālū گفتند
تَٱللَّهِ tal-lahi به خدا قسم
لَقَدْ laqad بي‌ترديد
ءَاثَرَكَ ātharaka ترجیح داد تو را
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
عَلَيْنَا ʿalaynā بر ما
وَإِن wa-in و همانا بودیم
كُنَّا kunnā و همانا بودیم
لَخَـٰطِـِٔينَ lakhāṭiīna گناهکاران

آیه 92 - سوره يوسف: 11 واژه

قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ ٱلْيَوْمَ ۖ يَغْفِرُ ٱللَّهُ لَكُمْ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ

گفت: امروز هیچ ملامت و سرزنشی بر شما نیست، خدا شما را می آمرزد و او مهربان ترین مهربانان است.

قَالَ qāla گفت
لَا lā نيست
تَثْرِيبَ tathrība ملامتی
عَلَيْكُمُ ʿalaykumu بر شما
ٱلْيَوْمَ ۖ l-yawma امروز
يَغْفِرُ yaghfiru مي‌آمرزد
ٱللَّهُ l-lahu خداوند
لَكُمْ ۖ lakum براي شما
وَهُوَ wahuwa و او
أَرْحَمُ arḥamu مهربان ترین
ٱلرَّٰحِمِينَ l-rāḥimīna مهربانان

آیه 93 - سوره يوسف: 12 واژه

ٱذْهَبُوا۟ بِقَمِيصِى هَـٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِى يَأْتِ بَصِيرًۭا وَأْتُونِى بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ

این پیراهنم را ببرید، و روی صورت پدرم بیندازید، او بینا می شود و همه خاندانتان را نزد من آورید.

ٱذْهَبُوا۟ idh'habū ببرید
بِقَمِيصِى biqamīṣī پیراهن مرا
هَـٰذَا hādhā این
فَأَلْقُوهُ fa-alqūhu پس بیندازید آن را
عَلَىٰ ʿalā بر
وَجْهِ wajhi صورت
أَبِى abī پدرم
يَأْتِ yati می گردد
بَصِيرًۭا baṣīran بينا
وَأْتُونِى watūnī و بیاورید نزد من
بِأَهْلِكُمْ bi-ahlikum خانواده تان
أَجْمَعِينَ ajmaʿīna همگي

آیه 94 - سوره يوسف: 12 واژه

وَلَمَّا فَصَلَتِ ٱلْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّى لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ ۖ لَوْلَآ أَن تُفَنِّدُونِ

و زمانی که کاروان [از مصر] رهسپار [کنعان] شد، پدرشان گفت: بی تردید، بوی یوسف را می یابم اگر مرا سبک عقل ندانید.

وَلَمَّا walammā و هنگامي كه
فَصَلَتِ faṣalati حرکت کرد
ٱلْعِيرُ l-ʿīru کاروانیان
قَالَ qāla گفت
أَبُوهُمْ abūhum پدرشان
إِنِّى innī همانا من
لَأَجِدُ la-ajidu واقعاً احساس می کنم
رِيحَ rīḥa بوی
يُوسُفَ ۖ yūsufa یوسف
لَوْلَآ lawlā اگر نه
أَن an که مرا به بی خردی متهم کنید
تُفَنِّدُونِ tufannidūni که مرا به بی خردی متهم کنید

آیه 95 - سوره يوسف: 6 واژه

قَالُوا۟ تَٱللَّهِ إِنَّكَ لَفِى ضَلَـٰلِكَ ٱلْقَدِيمِ

گفتند: به خدا سوگند تو در همان خطا و گمراهی دیرینت هستی.

قَالُوا۟ qālū گفتند
تَٱللَّهِ tal-lahi به خدا قسم
إِنَّكَ innaka همانا تو
لَفِى lafī قطعاً در
ضَلَـٰلِكَ ḍalālika خطای گذشته ات
ٱلْقَدِيمِ l-qadīmi خطای گذشته ات

آیه 96 - سوره يوسف: 20 واژه

فَلَمَّآ أَن جَآءَ ٱلْبَشِيرُ أَلْقَىٰهُ عَلَىٰ وَجْهِهِۦ فَٱرْتَدَّ بَصِيرًۭا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

پس هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بینا شد، گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا حقایقی می دانم که شما نمی دانید؟

فَلَمَّآ falammā پس هنگامي كه
أَن an كه
جَآءَ jāa آمد
ٱلْبَشِيرُ l-bashīru مژده رسان
أَلْقَىٰهُ alqāhu افکند آن را
عَلَىٰ ʿalā بر
وَجْهِهِۦ wajhihi صورتش
فَٱرْتَدَّ fa-ir'tadda پس او دو باره شد
بَصِيرًۭا ۖ baṣīran بینا
قَالَ qāla گفت
أَلَمْ alam آيا نگفتم
أَقُل aqul آيا نگفتم
لَّكُمْ lakum براي شما
إِنِّىٓ innī همانا من
أَعْلَمُ aʿlamu مي‌دانم
مِنَ mina از
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
مَا mā آن چه
لَا lā نمی دانید
تَعْلَمُونَ taʿlamūna نمی دانید

آیه 97 - سوره يوسف: 8 واژه

قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا ٱسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَآ إِنَّا كُنَّا خَـٰطِـِٔينَ

گفتند: ای پدر! آمرزش گناهانمان را بخواه، بی تردید ما خطاکار بوده ایم.

قَالُوا۟ qālū گفتند
يَـٰٓأَبَانَا yāabānā پدر ما
ٱسْتَغْفِرْ is'taghfir طلب آمرزش کن
لَنَا lanā براي ما
ذُنُوبَنَآ dhunūbanā گناهانمان
إِنَّا innā همانا ما
كُنَّا kunnā بوديم
خَـٰطِـِٔينَ khāṭiīna گناهکاران

آیه 98 - سوره يوسف: 9 واژه

قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّىٓ ۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ

گفت: برای شما از پروردگارم درخواست آمرزش خواهم کرد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

قَالَ qāla گفت
سَوْفَ sawfa به زودي
أَسْتَغْفِرُ astaghfiru طلب مغفرت می کنم
لَكُمْ lakum براي شما
رَبِّىٓ ۖ rabbī پروردگار من
إِنَّهُۥ innahu همانا او
هُوَ huwa او
ٱلْغَفُورُ l-ghafūru بسیار آمرزنده
ٱلرَّحِيمُ l-raḥīmu مهربان

آیه 99 - سوره يوسف: 14 واژه

فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ٱدْخُلُوا۟ مِصْرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ

پس زمانی که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را کنار خود جای داد و گفت: همگی با خواست خدا [آسوده خاطر و] در کمال امنیت وارد مصر شوید.

فَلَمَّا falammā پس هنگامي كه
دَخَلُوا۟ dakhalū وارد شدند
عَلَىٰ ʿalā بر
يُوسُفَ yūsufa یوسف
ءَاوَىٰٓ āwā جا داد
إِلَيْهِ ilayhi نزد خود
أَبَوَيْهِ abawayhi پدر و مادرش
وَقَالَ waqāla و گفت
ٱدْخُلُوا۟ ud'khulū وارد شويد
مِصْرَ miṣ'ra مصر
إِن in 0
شَآءَ shāa به خواست خدا
ٱللَّهُ l-lahu به خواست خدا
ءَامِنِينَ āminīna در امانان

آیه 100 - سوره يوسف: 46 واژه

وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى ٱلْعَرْشِ وَخَرُّوا۟ لَهُۥ سُجَّدًۭا ۖ وَقَالَ يَـٰٓأَبَتِ هَـٰذَا تَأْوِيلُ رُءْيَـٰىَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّى حَقًّۭا ۖ وَقَدْ أَحْسَنَ بِىٓ إِذْ أَخْرَجَنِى مِنَ ٱلسِّجْنِ وَجَآءَ بِكُم مِّنَ ٱلْبَدْوِ مِنۢ بَعْدِ أَن نَّزَغَ ٱلشَّيْطَـٰنُ بَيْنِى وَبَيْنَ إِخْوَتِىٓ ۚ إِنَّ رَبِّى لَطِيفٌۭ لِّمَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ

و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و همه برای او به سجده افتادند و گفت: ای پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقق داد، و یقیناً به من احسان کرد که از زندان رهاییم بخشید، و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فتنه انداخت، از آن بیابان نزد من آورد، پروردگارم برای هر چه بخواهد با لطف برخورد می کند؛ زیرا او دانا و حکیم است.

وَرَفَعَ warafaʿa و بالا برد
أَبَوَيْهِ abawayhi پدر و مادرش
عَلَى ʿalā بر
ٱلْعَرْشِ l-ʿarshi عرش
وَخَرُّوا۟ wakharrū و فرو افتادند
لَهُۥ lahu براي او
سُجَّدًۭا ۖ sujjadan سجده کنان
وَقَالَ waqāla و گفت
يَـٰٓأَبَتِ yāabati پدر من
هَـٰذَا hādhā اين
تَأْوِيلُ tawīlu تعبیر
رُءْيَـٰىَ ru'yāya خواب من
مِن min از
قَبْلُ qablu قبل
قَدْ qad البته
جَعَلَهَا jaʿalahā قرار داد آن را
رَبِّى rabbī پروردگار من
حَقًّۭا ۖ ḥaqqan راست
وَقَدْ waqad و به تحقیق
أَحْسَنَ aḥsana نیکی کرد
بِىٓ bī به من
إِذْ idh هنگامي كه
أَخْرَجَنِى akhrajanī بیرون آورد مرا
مِنَ mina از
ٱلسِّجْنِ l-sij'ni زندان
وَجَآءَ wajāa و آورد
بِكُم bikum شما را
مِّنَ mina از
ٱلْبَدْوِ l-badwi بادیه
مِنۢ min پس از
بَعْدِ baʿdi پس از
أَن an اینکه
نَّزَغَ nazagha وسوسه و تحریک نمود
ٱلشَّيْطَـٰنُ l-shayṭānu شيطان
بَيْنِى baynī بین من
وَبَيْنَ wabayna و بین
إِخْوَتِىٓ ۚ ikh'watī برادرانم
إِنَّ inna همانا
رَبِّى rabbī پروردگار من
لَطِيفٌۭ laṭīfun دقیق در امور
لِّمَا limā براي آن چه
يَشَآءُ ۚ yashāu می خواهد
إِنَّهُۥ innahu همانا او
هُوَ huwa او
ٱلْعَلِيمُ l-ʿalīmu دانا
ٱلْحَكِيمُ l-ḥakīmu حكيم

آیه 101 - سوره يوسف: 21 واژه

۞ رَبِّ قَدْ ءَاتَيْتَنِى مِنَ ٱلْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِى مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ ۚ فَاطِرَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ أَنتَ وَلِىِّۦ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ تَوَفَّنِى مُسْلِمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ

پروردگارا! تو بخشی از فرمانروایی را به من عطا کردی و برخی از تعبیر خواب ها را به من آموختی. ای پدید آورنده آسمان ها و زمین! تو در دنیا و آخرت سرپرست و یار منی در حالی که تسلیم [فرمان های تو] باشم جانم را بگیر، و به شایستگان مُلحقم کن.

۞ رَبِّ rabbi پروردگار
قَدْ qad البته
ءَاتَيْتَنِى ātaytanī دادی به من
مِنَ mina از
ٱلْمُلْكِ l-mul'ki فرمانروايي
وَعَلَّمْتَنِى waʿallamtanī و آموختی به من
مِن min از
تَأْوِيلِ tawīli تعبیر
ٱلْأَحَادِيثِ ۚ l-aḥādīthi خوابها
فَاطِرَ fāṭira آفریننده
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ l-samāwāti آسمان‌ها
وَٱلْأَرْضِ wal-arḍi و زمين
أَنتَ anta تو
وَلِىِّۦ waliyyī سرپرست من
فِى fī در
ٱلدُّنْيَا l-dun'yā دنيا
وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ wal-ākhirati و آخرت
تَوَفَّنِى tawaffanī بمیران مرا
مُسْلِمًۭا mus'liman مسلمان
وَأَلْحِقْنِى wa-alḥiq'nī و ملحق کن مرا
بِٱلصَّـٰلِحِينَ bil-ṣāliḥīna به شایستگان

آیه 102 - سوره يوسف: 14 واژه

ذَٰلِكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ۖ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوٓا۟ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ

این از سرگذشت های پرفایده غیب است که به تو وحی می کنیم، و تو هنگامی که آنان در کارشان تصمیم گرفتند و [برای انجامش] نیرنگ می کردند، نزدشان نبودی.

ذَٰلِكَ dhālika اين
مِنْ min از
أَنۢبَآءِ anbāi اخبار
ٱلْغَيْبِ l-ghaybi غيب
نُوحِيهِ nūḥīhi وحي كرديم آن را
إِلَيْكَ ۖ ilayka به سوی تو
وَمَا wamā و نبودی
كُنتَ kunta و نبودی
لَدَيْهِمْ ladayhim نزد آنان
إِذْ idh هنگامي كه
أَجْمَعُوٓا۟ ajmaʿū یکجا نمودند
أَمْرَهُمْ amrahum کارشان
وَهُمْ wahum و ايشان
يَمْكُرُونَ yamkurūna نیرنگ نمی زنند

آیه 103 - سوره يوسف: 6 واژه

وَمَآ أَكْثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ

بیشتر مردم هر چند رغبت شدید [به ایمان آوردنشان] داشته باشی، ایمان نمی آورند.

وَمَآ wamā و نیستند
أَكْثَرُ aktharu اکثر
ٱلنَّاسِ l-nāsi مردم
وَلَوْ walaw و اگر چه
حَرَصْتَ ḥaraṣta تلاش و کوشش کنی
بِمُؤْمِنِينَ bimu'minīna از ايمان آورندگان

آیه 104 - سوره يوسف: 10 واژه

وَمَا تَسْـَٔلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَـٰلَمِينَ

و در حالی که هیچ پاداشی [در برابر ابلاغ قرآن] از آنان نمی خواهی، این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست.

وَمَا wamā و درخواست نمی کنی از آنها
تَسْـَٔلُهُمْ tasaluhum و درخواست نمی کنی از آنها
عَلَيْهِ ʿalayhi براین
مِنْ min از
أَجْرٍ ۚ ajrin اجر
إِنْ in نیست
هُوَ huwa آن
إِلَّا illā مگر
ذِكْرٌۭ dhik'run ذکری
لِّلْعَـٰلَمِينَ lil'ʿālamīna براي جهانيان

آیه 105 - سوره يوسف: 11 واژه

وَكَأَيِّن مِّنْ ءَايَةٍۢ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ

و [برای هدایت مردم] در آسمان ها و زمین چه بسیار نشانه هاست که [در غفلت و بی خبری] بر آنها می گذرند در حالی که از آنها روی می گردانند.

وَكَأَيِّن waka-ayyin و چه بسيار
مِّنْ min از
ءَايَةٍۢ āyatin نشانه
فِى fī در
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ l-samāwāti آسمان‌ها
وَٱلْأَرْضِ wal-arḍi و زمين
يَمُرُّونَ yamurrūna می گذرند
عَلَيْهَا ʿalayhā بر آن
وَهُمْ wahum و ايشان
عَنْهَا ʿanhā از آن
مُعْرِضُونَ muʿ'riḍūna كناره گيران

آیه 106 - سوره يوسف: 7 واژه

وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ

و بیشترشان به خدا ایمان نمی آورند مگر آنکه [برای او] شریک قرار می دهند.

وَمَا wamā و ایمان نمی آورد
يُؤْمِنُ yu'minu و ایمان نمی آورد
أَكْثَرُهُم aktharuhum بيشترشان
بِٱللَّهِ bil-lahi به خداوند
إِلَّا illā مگر
وَهُم wahum و آنها
مُّشْرِكُونَ mush'rikūna مشرکان

آیه 107 - سوره يوسف: 14 واژه

أَفَأَمِنُوٓا۟ أَن تَأْتِيَهُمْ غَـٰشِيَةٌۭ مِّنْ عَذَابِ ٱللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

آیا ایمنند از اینکه فراگیرنده ای از عذاب خدا بیایدشان، یا ناگاه قیامت در حالی که نمی فهمند بر آنان فرا رسد؟

أَفَأَمِنُوٓا۟ afa-aminū پس آیا خاطر جمع شدند
أَن an كه
تَأْتِيَهُمْ tatiyahum بیاید برایشان
غَـٰشِيَةٌۭ ghāshiyatun فراگیرنده
مِّنْ min از
عَذَابِ ʿadhābi عذاب
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
أَوْ aw يا
تَأْتِيَهُمُ tatiyahumu بیاید برایشان
ٱلسَّاعَةُ l-sāʿatu رستاخیز
بَغْتَةًۭ baghtatan ناگهان
وَهُمْ wahum و ايشان
لَا lā درک نمی کنند
يَشْعُرُونَ yashʿurūna درک نمی کنند

آیه 108 - سوره يوسف: 17 واژه

قُلْ هَـٰذِهِۦ سَبِيلِىٓ أَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِى ۖ وَسُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ

بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزّه است و من از مشرکان نیستم.

قُلْ qul بگو
هَـٰذِهِۦ hādhihi اين
سَبِيلِىٓ sabīlī راه من
أَدْعُوٓا۟ adʿū دعوت می کنم
إِلَى ilā به سوی
ٱللَّهِ ۚ l-lahi خداوند
عَلَىٰ ʿalā با
بَصِيرَةٍ baṣīratin بصیرت
أَنَا۠ anā من
وَمَنِ wamani و هر كس
ٱتَّبَعَنِى ۖ ittabaʿanī پیروی کند مرا
وَسُبْحَـٰنَ wasub'ḥāna و منزه است
ٱللَّهِ l-lahi خداوند
وَمَآ wamā و نیستم
أَنَا۠ anā من
مِنَ mina از
ٱلْمُشْرِكِينَ l-mush'rikīna مشركين

آیه 109 - سوره يوسف: 29 واژه

وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًۭا نُّوحِىٓ إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ ٱلْقُرَىٰٓ ۗ أَفَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۗ وَلَدَارُ ٱلْـَٔاخِرَةِ خَيْرٌۭ لِّلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

و پیش از تو [بخاطر هدایت مردم] جز مردانی از اهل آبادی ها را که به آنان وحی می نمودیم نفرستادیم. آیا [مخالفان حق] به گردش و سفر در زمین نرفتند تا با تأمل بنگرند که عاقبت کسانی که پیش از آنان بودند [و از روی کبر و عناد به مخالفت با حق برخاستند] چگونه بود؟ و مسلماً سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکاری کردند، بهتر است؛ آیا نمی اندیشید؟

وَمَآ wamā و نفرستادیم
أَرْسَلْنَا arsalnā و نفرستادیم
مِن min از
قَبْلِكَ qablika قبل تو
إِلَّا illā مگر
رِجَالًۭا rijālan مردان
نُّوحِىٓ nūḥī وحی می کنیم
إِلَيْهِم ilayhim به سوي آنان
مِّنْ min از
أَهْلِ ahli اهل
ٱلْقُرَىٰٓ ۗ l-qurā شهرها
أَفَلَمْ afalam آیا پس سیر نکردند
يَسِيرُوا۟ yasīrū آیا پس سیر نکردند
فِى fī در
ٱلْأَرْضِ l-arḍi زمين
فَيَنظُرُوا۟ fayanẓurū پس بنگرند
كَيْفَ kayfa چگونه
كَانَ kāna بود
عَـٰقِبَةُ ʿāqibatu سرانجام
ٱلَّذِينَ alladhīna كساني كه
مِن min از
قَبْلِهِمْ ۗ qablihim قبلشان
وَلَدَارُ waladāru و البته سرای
ٱلْـَٔاخِرَةِ l-ākhirati آخرت
خَيْرٌۭ khayrun بهتر
لِّلَّذِينَ lilladhīna براي كساني كه
ٱتَّقَوْا۟ ۗ ittaqaw تقوا پیشه کردند
أَفَلَا afalā آيا پس نمي‌انديشيد؟
تَعْقِلُونَ taʿqilūna آيا پس نمي‌انديشيد؟

آیه 110 - سوره يوسف: 19 واژه

حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسْتَيْـَٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا۟ جَآءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّىَ مَن نَّشَآءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ ٱلْقَوْمِ ٱلْمُجْرِمِينَ

[پیامبران، مردم را به خدا خواندند و مردم هم حق را منکر شدند] تا زمانی که پیامبران [از ایمان آوردن اکثر مردم] مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان [از سوی مردم در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده است. [ناگهان] یاری ما به پیامبران رسید؛ پس کسانی را که خواستیم رهایی یافتند و عذاب ما از گروه مجرمان برگردانده نمی شود.

حَتَّىٰٓ ḥattā تا
إِذَا idhā هنگامي كه
ٱسْتَيْـَٔسَ is'tayasa نا امید شد
ٱلرُّسُلُ l-rusulu فرستادگان
وَظَنُّوٓا۟ waẓannū و پنداشتند
أَنَّهُمْ annahum همانا ايشان
قَدْ qad البته
كُذِبُوا۟ kudhibū به آنها دروغ گفته شده
جَآءَهُمْ jāahum آمد (براي) آن‌ها
نَصْرُنَا naṣrunā یاری ما
فَنُجِّىَ fanujjiya پس نجات داده شد
مَن man هر کس
نَّشَآءُ ۖ nashāu می خواهیم
وَلَا walā و برگردانده نمی شود
يُرَدُّ yuraddu و برگردانده نمی شود
بَأْسُنَا basunā عذاب ما
عَنِ ʿani از
ٱلْقَوْمِ l-qawmi گروه
ٱلْمُجْرِمِينَ l-muj'rimīna گناه کاران

آیه 111 - سوره يوسف: 23 واژه

لَقَدْ كَانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌۭ لِّأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ ۗ مَا كَانَ حَدِيثًۭا يُفْتَرَىٰ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ ٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَىْءٍۢ وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ

به راستی در سرگذشت آنان عبرتی برای خردمندان است. [قرآن] سخنی نیست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصدیق کننده کتاب های آسمانی پیش از خود است و بیان گر هر چیز است و برای مردمی که ایمان دارند، سراسر هدایت و رحمت است.

لَقَدْ laqad بي‌ترديد
كَانَ kāna بود
فِى fī در
قَصَصِهِمْ qaṣaṣihim حکایتهایشان
عِبْرَةٌۭ ʿib'ratun درس عبرت
لِّأُو۟لِى li-ulī برای درست اندیشان
ٱلْأَلْبَـٰبِ ۗ l-albābi برای درست اندیشان
مَا mā نیست
كَانَ kāna نیست
حَدِيثًۭا ḥadīthan سخني
يُفْتَرَىٰ yuf'tarā که به دروغ بافته شود
وَلَـٰكِن walākin بلکه
تَصْدِيقَ taṣdīqa تصدیق کننده
ٱلَّذِى alladhī آنکه
بَيْنَ bayna بين
يَدَيْهِ yadayhi دو دست او
وَتَفْصِيلَ watafṣīla و شرح و توضیح
كُلِّ kulli هر
شَىْءٍۢ shayin چيزي
وَهُدًۭى wahudan و هدايت
وَرَحْمَةًۭ waraḥmatan و رحمت
لِّقَوْمٍۢ liqawmin براي گروهي
يُؤْمِنُونَ yu'minūna ايمان مي‌آورند

همچنین ببینید

همه سوره‌ها واژه به واژه

بسم الله الرحمن الرحيم دوشنبه 22 ربیع الثانی
الاثنين 22 ربيع الآخر
هلال متناقص هلال در حال کاهش روز 24 / 29.5
روشنایی 31%
ماه نو در 6 روز
الله أكبر الله اکبر است

إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ ۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا

همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

Al-Ahzab 33:56

صلوات بر پیامبر